آیا اسرائیل در دام ایران گرفتار شدە است؟
- Jun 19
- 4 min read

سمیە توحیدی
با وجود امضای تفاهم میان ایران و آمریکا، حملات حزبالله به اسرائیل، بار دیگر تنشهای منطقهای را تشدید کرده است. بە نظر میرسد تهران با هدایت نیروهای نیابتی، اسرائیل را در تلهای راهبردی قرار داده است که هر واکنش نظامی میتواند به شکاف با واشنگتن منجر شود. همزمان، اسرائیل در حالی با تهدیدهای امنیتی روبهرو است که به باور منتقدان، فاقد راهبرد سیاسی و دیپلماتیک منسجم برای مهار ایران و حزبالله است.
حزبالله در اوایل ماه مارس گذشته بنا بە دستور فرماندهان خود در تهران که به آنها فرمان داده بودند به جنگ بپیوندد، آتشبس با اسرائیل را نقض کرد.
دیروز نیز، تنها چند ساعت پیش از آنکه ایران توافقی را با ایالات متحده امضا کند، این گروه تصمیم گرفت پهپادهای انفجاری را به داخل اسرائیل پرتاب کند. امروز بنابە گزارش خبرگزاریهای اسرائیل، یک فرماندە نیروهای زرهی این کشور بە همراە سە سرباز دیگر این کشور، در ادامە آتش متقابل با حزبالله کشتە شدەاند.
دشوار است کە تصور شود این رویارویی و تداوم آتش، بدون اجازه تهران انجام شده باشد. بە نظر میرسد کە در طول دورە جنگ چهل روزە، نعیم قاسم و احمد وحیدی، فرماندهکل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی میدانستند که پاسخ اسرائیل در بیروت دادە خواهد شد و چهبسا خواهان چنین پاسخی نیز بودند.
با امضای دیجیتالی تفاهمنامە میان ایران و آمریکا، و القای گونەای از حس تنها ماندن اسرائیل در مواجهه با ایران و حزب اللە، اکنون اسرائیل بر این باور است کە بە درون یک تله کشاندە شدە است.
در مواجهه با حزبالله اگر اسرائیل پاسخ نمیداد، تکلیف روشن بود، حزبالله میتوانست برای کشتن غیرنظامیان اسرائیلی اقدام کند و بیروت نیز از هرگونه آسیب در امان بماند، زیرا تهران از آن محافظت میکرد.
اما اگر اسرائیل به بیروت پاسخ میداد، همانگونه که تهران میدانست، بلافاصله به برهم زدن توافق صلح میان ایران و ایالات متحده متهم میشد. ایرانیها با شلیک به سوی اسرائیل پاسخ میدادند و ممکن بود دستهای اورشلیم از سوی غربی که تشنه صلح به هر قیمت بود، بسته شود.
در این میان این پرسش بە ذهن متبادر میشود کە آیا تصمیمگیران اسرائیلی به اندازه کافی درباره این موضوع اندیشیده بودند؟ آیا عمق این دام را درک کرده بودند؟
بر اساس بیانیهای که دیروز از سوی یسرائیل کاتس، وزیر دفاع، و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، منتشر شد، به نظر میرسد آن دو ماجرا را صرفاً یک بازی تلقی کردهاند.
اسرائیل تصمیم گرفته بود که هر حملهای به قلمرو حاکمیتیاش با حملهای به بیروت پاسخ داده شود و ماجرا در همینجا پایان یابد. اما وضعیت حساس منطقهای چه میشود؟ احتمال بروز شکافی آشکار و ویرانگر با آمریکا چه میشود؟ به نظر میرسد این ملاحظات در نگاه آنان اهمیت چندانی نداشته است.
بعید نیست که رهبران اسرائیل به اقدامات پیشدستانه میاندیشیدند و درک میکردند که این بازی صرفا یک بازی سادە نیست، بلکه یک بازی شطرنج است.
ترامپ دو روز قبل نیز اظهار داشت کە نتانیاهو از درایت کافی برخوردار نیست. حتی کسانی که معتقدند نتانیاهو باید دیروز در بیروت پاسخ میداد، ناچار خواهند شد با این ارزیابی موافقت کنند.
درایتِ مسئلهساز
نتانیاهو از همان آغاز جنگ با ایران و حزبالله تصمیم گرفت از یک سابقه تاریخی پیروی کند و اصل دفاع از خود با اتکای به توان نیروی خود را کنار بگذارد.
او خواهان جنگی مشترک میان ایالات متحده آمریکا و اسرائیل بود. چنین جنگی اگرچە از مزایای بسیاری برخوردار است، اما بهای سنگینی نیز برای این کشور به همراه داشتە است.
برخلاف آنچە کە نتانیاهو، تصور میکند، کشورش دیگر یک ابرقدرت نیست. اگر جنگ با موفقیت پایان نیابد، اسرائیل مسئول آن شناخته خواهد شد. این موضوع از همان ابتدا روشن بود.
دستیابی بە توافقی میان آمریکا و ایران نیز از همان آغاز روشن بود: اگر آمریکا میخواست به جنگ پایان دهد، اسرائیل ناچار بود خشم خود را فرو بخورد، سکوت کند و پیامدهای آن را بپذیرد.
زمانیکە ایالات متحده بهترین توان نظامی خود، اعتبار شخصی رئیسجمهور، جان انسانها و هزینههای اقتصادی را در این مسیر به کار گرفته است، چنین چیزی بدیهی به نظر میرسد. اما ظاهراً برای نتانیاهو چنین نیست.
به همین دلیل است که اسرائیل اکنون در موقعیت شکنندە کنونی قرار گرفته است: در توافقی که اکنون جزئیات کامل آن منتشر گشتە و شامل کاهش تحریمهای ایران است، همزمان، این کشور هدف حملات نیروهای نیابتی ایران قرار میگیرد و تنها میتواند به واکنشهای نظامی محدود دست میزند و بدتر از همه، درگیر رویارویی علنی و تندی با تنها متحد خود در جهان شده است.
از سوی دیگر، تهران در وضعیت خشم شدید قرار دارد. فاصله وضعیت کنونی ایران با شرایط دسامبر ۲۰۲۵ بسیار زیاد است. در آن زمان، ایران با یک خیزش مردمی روبهرو بود، در منطقه منزوی شده بود، از نظر نظامی فرسوده شده بود و با آمریکا و اسرائیل مواجه بود.
اما امروز، ایرانیها از اختلاف میان اسرائیل و متحدانش لذت میبرند و حتی کشورهای حوزە خلیج فارس را نیز تحت فشار قرار میدهند تا انسداد حسابهای بانکی جمهوری اسلامی و مقامهای ارشد نظامی را لغو کنند. کشورهای خلیج فارس نیز این موضوع را بهطور جدی بررسی میکنند.
در واکنش بە تفاهم امضا شدە، اسرائیل هرگونه امتیازدهی را نشانه ضعف میداند. اما دولت کنونی با تصور چە جایگاهی برای خود، در صدد است همچنان در مقابل یک ایران زخم خوردە بایستد؟
بە نظر میرسد دولت کنونی اسرائیل چیزی جز یک بازی سادە را نمیداند. نقش آن تنها صدور دستور حمله است. نه تحرک دیپلماتیک در کار است و نه راهبردی سیاسی.
آنچه وجود دارد صرفاً بیانیههای مطبوعاتی است. اسرائیل نهتنها فاقد راهبردی برای سرنگونی تهران است، بلکه حتی نمیداند چگونه با حزبالله برخورد کند. زیرا حزبالله و جمهوری اسلامی همچنان به نابودی اسرائیل، افراطگرایی و تروریسم منطقهای متعهد هستند.
بە نظر میرسد آنچه کە امروز اسرائیل را آسیبپذیر از هر زمانی کرده است، صرفاً قدرت نظامی ایران یا حزبالله نیست، بلکه ناتوانی نتانیاهو در تبدیل برتری نظامی به دستاورد سیاسی است.
تهران با استفاده از نیروهای نیابتی، اسرائیل را در زمینی بازی میدهد که هر واکنش میتواند به انزوای بیشتر آن منجر شود. شکاف روبهگسترش با واشنگتن نیز این وضعیت را پیچیدهتر کرده است. تا زمانی که تلآویو فاقد راهبردی فراتر از واکنش نظامی باشد، ابتکار عمل در دست تهران باقی خواهد ماند.











