از نگاە اسرائیل: چرا باید نشانههای هشداردهنده از سوی ترکیە را نادیده نگرفت؟

ترکیه اکنون قدرتمندترین کشور وابسته به جریان اخوانالمسلمین بودە و ایدئولوژی اسلامگرایانه اردوغان را با قدرت نظامی قابل توجهی درهم آمیخته است. ترکیه ایران نیست، اما لحن آن بهطور فزایندهای در حال شباهت یافتن با ایران است. طی سالهای ٢٠١١ برخی از پژوهشگران سکیولار پیش بینی می کردند کە ترکیە در سودای تاسیس یک حکومت اسلامی است، اما پژوهشگران غربی، همچنان از این کشور با عنوان لابراتواری برای بە آزمون گذاشتن دموکراسی اسلامی یاد می کردند.
ترکیه در شاخص گلوبال فایرپاور، از جملە شاخصهایی است کە برای سنجش قدرت نظامی مورد استناد قرار میگیرد و در رتبه نهم جهانی قرار دارد.
در این میان اسرائیل در رتبه پانزدهم و ایران در جایگاه شانزدهم قرار گرفتهاند. بر اساس گزارشها، ترکیه، بهعنوان یک قدرت منطقهای برخوردار از نیروی نظامی قدرتمند است کە باید با نهایت احتیاط مورد برخورد قرار گیرد.
اسرائیل نیز هماکنون به اندازه کافی درگیر جبهههای مختلف است و به جبهه دیگری نیاز ندارد. تا اینجا درست است. اما باید به یاد داشت که ایران نیز از قدرت نظامی قابل توجهی برخوردار بودە و احتمالاً همچنان نیز برخوردار است.
بنابراین آیا قدرت نظامی الزاماً مستلزم احتیاط بیش از اندازه است، یا ممکن است چنین احتیاطی گاهی از سوی این حکومتها بهعنوان نشانه ضعف تعبیر شود و آنها را به برداشتن گام بعدی ترغیب کند؟
گاە وبیگاە ادعاهایی مبنی بر اینکه آیا حمله اسرائیل در سوریه اقدامی تحریکآمیز با انگیزههای انتخاباتی بوده است یا نە مطرح شده است. استدلالهای موجه فراوانی برای انتقاد از بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و کارنامه راهبردی ناموفق او وجود دارد. اما این بار از نگاە مسئولان اسرائیلی احتمالاً اقدام انجامشده موجه بودە است.
اسرائیل بارها اظهارات صریح رهبران حماس را درباره حملهای قریبالوقوع به موجودیت ااسرائیل نادیده گرفتە و علاوە بر آن، محتوای آموزشی مورد استفاده در مدارس تحت کنترل حماس را نادیده گرفتە است.
این مطالب صرفاً خصومت عمیق با اسرائیل، صهیونیسم و یهودیان را ترویج نمیکردند. آنها همچنین فدا کردن جان کودکان ١٤ سالە را نیز را در راه نابودی اسرائیل را ستایش میکردند.
ترکیه حماس نیست
اگر چە میان اسلامگرایی حاکم بر ترکیه در دوره اردوغان و حماس قرابتهای ایدئولوژیک قابل توجهی وجود دارد، اما حماس مستقیماً از شاخه فلسطینی اخوانالمسلمین برخاسته است، در حالی که حزب عدالت و توسعه ریشه در سنت اسلامگرای ملی جنبش میللی گوروش ترکیه دارد که از دههها پیش با اخوانالمسلمین قرابت ایدئولوژیک و ارتباطات سیاسی داشته و این پیوندها در دوره اردوغان گسترش یافته است.
در دوره ریاستجمهوری رجب طیب اردوغان، این ایدئولوژی با قدرت نظامی عظیمی پشتیبانی میشود کە اگرچە به سطح تعصب افراطی حکومت جمهوری اسلامی ایران نرسیده است، اما مسیری را در پیش گرفتە است کە که طی چهار دهه گذشته جمهوری اسلامی انتخاب و تداوم بخشیدە است.
در برهەهایی لحن آنکارا گاهی بیش از پیش به لحن تهران شباهت پیدا میکند.
قدرتمندترین چهره ترکیه پس از اردوغان و شاید جانشین نهایی او، هاکان فیدان، وزیر خارجه این کشور است.
هاکان فیدان اخیراً در آستانه گردهمایی رهبران ناتو در آنکارا، اسرائیل را باری توصیف کرد که بشریت دیگر نمیتواند آن را تحمل کند.
از نگاە استراتژیسینهای اسرائیلی این صرفاً یک موضع ضداسرائیلی نیست، بلکە بازتابدهنده سنتی بهمراتب تاریکتر است که در آن، خود یهودیان بهعنوان باری بر دوش بشریت یا تهدیدی برای آن تصویر میشوند کە کم و بیش از شباهتی نگرانکننده به زبان نازیها شباهت می یابد که یهودیان را خطری برای صلح جهانی معرفی میکرد.
صورتهای مختلف این روایت در سالهای اخیر بارها شنیده شده است. براساس این جهانبینی، جنبشهای اسلامگرایی که درگیر خشونت و ویرانی هستند، مشکل اصلی نیستند. ایران و نیروهای نیابتی تروریستی آن نیز مشکل اصلی نیستند. خود دولت یهودی است کە به معضلی برای انسانیت بدیل شدە است.
البته نمیتوان بر این نکتە اذعان نگذاشت کە اسرائیل دورههایی از روابط حسنە را در روابط خود با ترکیه تجربه کرده است.
این دورهها بیش از همه زمانی دیده میشد که میراث سکیولار و ضداسلامگرایانه مصطفی کمال آتاتورک همچنان بر این کشور حاکم بود. در دوره اردوغان نیز مقاطع آرامتری بەویژە در مواجهە با جنبش کردستان و از جمله دیدارهایی با اسحاق هرتزوگ، رئیسجمهوری اسرائیل، و بنیامین نتانیاهو وجود داشتە است.
اما مسائل اقتصادی، هموارە تعیین کنندە بودەاند. بخش قابل توجهی از نفت مورد نیاز اسرائیل، بهویژه نفت خامی که از جمهوری آذربایجان و قزاقستان بە اسرائیل انتقال می یابد، از بندر جیحان این کشور به اسرائیل میرسد.
از این رو، اردوغان و فیدان اهرم کنترل بر بخش مهمی از شریان حیاتی تأمین انرژی اسرائیل را در اختیار دارند.
اما آیا اسرائیل جایگزینی برای کریدور انرژی ترکیه آماده کرده است؟ پاسخ منفی است.
از همینرو میتوان اذعان داشت کە اسرائیل ناگزیر است میان یک ایدئولوژی خطرناک که از برخی جنبههای مهم تفاوت چندانی با ایدئولوژیهای مورد حمایت حماس و قطر ندارد و منافع حیاتی ملی خود، از حضور فزاینده ترکیه در سوریه گرفته تا تأمین انرژی، توازنی ظریف برقرار کند.
ایدئولوژی ترکیه از ماهیتی امپریالیستی برخوردار است
ترکیه طی سالهای اخیر حضور و نفوذ نظامی خود را در خارج از مرزهایش، از سوریه و عراق تا قطر، سومالی و لیبی، گسترش و این شبکه را به یکی از ابزارهای اصلی قدرت منطقهای خود تبدیل کرده است.
همزمان، آنکارا ضمن حفظ روابط اقتصادی و دیپلماتیک با ایران، همکاریهای امنیتی خود با عربستان سعودی و پاکستان را نیز به سطحی بالاتر ارتقا داده است.
امضای توافق دفاع مشترک مکه میان ترکیه، عربستان و پاکستان در اوت ۲۰۲۶ نشاندهنده تلاش آنکارا برای مشارکت در شکلدهی به یک معماری امنیتی منطقهای گستردهتر است که مقامهای ترکیه تأکید دارند علیه ایران طراحی نشده و اردوغان خواهان گسترش آن به دیگر کشورهای منطقه است.
ترکیه همچنین عضو ناتو است. این کشور ممکن است از خصومت ایدئولوژیک عمیقی با اسرائیل برخوردار باشد، اما این به آن معنا نیست که خواهان جنگ مستقیم با اسرائیل است. رویارویی نظامی با اسرائیل لزوماً حتی با استقبال کشورهایی که بهشدت از دولت یهود انتقاد میکنند نیز روبهرو نخواهد شد.
بنابراین از نگاە استراتژیسینهای اسرائیل،این کشور دلایل راهبردی متفاوتی را برای متوقف کردن روند رو بە وخامت خود با کشورهای اروپایی دارد.
به همین دلیل، میان خشونت افراطگرایانه و غارت در کرانه باختری، تصمیم برای گسترش مزارع و شهرکهای غیرمجاز، بهویژه ساختوساز در منطقه E1 در شرق اورشلیم، و جایگاه گستردهتر بینالمللی اسرائیل در رویارویی با دولت اردوغان نیز ارتباط وجود دارد.
بازی شطرنج میان ترکیە و اسرائیل
در این بازی شطرنج راهبردی، از نگاە استراتژیسینهای اسرائیل تمامی این موارد با یکدیگر در ارتباط هستند.
از این منظر، اسرائیل به دستکش مخملی یا دستکش آهنین نیز نیاز ندارد. آنچه نیاز دارد، دستکش تدبیر است. مشکل از نگاە سیاستمداران اسرائیلی عدم وجود دولت مسئولی است کە قادر به پوشیدن چنین دستکشی باشد.
با توجە بە رویدادهای هفتە اخیر و بروز تنش میان اسرائیل و ترکیە، آنچه در مناسبات ترکیه و اسرائیل در حال شکلگیری است، بیش از یک بحران دیپلماتیک، نشانه گذار به رقابت ژئوپلیتیکی ساختاری میان دو قدرت غیرعرب منطقه است.
کانون این رقابت نیز احتمالاً سوریه و در ایران آیندە خواهد بود که توسعه عمق نظامی ترکیه میتواند مستقیماً با دکترین آزادی عمل اسرائیل برخورد کند.
با این حال، عضویت ترکیه در ناتو، پیوندهای آن با واشنگتن، وابستگیهای متقابل اقتصادی و نقش این کشور در امنیت انرژی اسرائیل، منطق بازدارندگی را از الگوی تقابل اسرائیل و ایران متمایز میکند.
خطر اصلی از این رو جنگ برنامهریزیشده نیست، بلکه تصاعد ناخواسته تنشهای ناشی از برخورد دو حوزه نفوذ است.
برای اسرائیل، پاسخ راهبردی مؤثر مستلزم بازدارندگی در سوریه، کاهش وابستگی به کریدور انرژی ترکیه و ترمیم سرمایه سیاسی در واشنگتن و اروپا است.











