جامعه کوییر ایران در برزخ مشکلات وتلاش برای تغییر
- Arena Website
- Oct 16
- 8 min read

ژیار دستباز
جامعه کوییر در حاکمیت جمهوری اسلامی ایران با مشکلات چندلایهای مواجه است که تلفیقی از فشارهای قانونی، اجتماعی و خانوادگی است. قوانینی مانند ماده ۲۳۴ مجازات اسلامی، به همراه خشونت خانوادگی و طرد اجتماعی، زمینه را برای محرومیت، کارتنخوابی و تنفروشی افراد متعلق بە جامعە کوییر فراهم میکند. ترنسها و افراد LGBTQ با فقدان حمایت قانونی، تهدیدات روانی و خودکشی مواجهاند. شبکههای اجتماعی تنها ابزار محدود برای آشکارسازی هویت و دیده شدن صداهایشان است، اما بدون حمایت قانونی و فرهنگی، رنج و تبعیض ادامه خواهد یافت و راه رهایی طولانی و پرخطر است.
مشکلات افراد کوییر در ایران، تلفیقی از قوانین خطرناک و ضد انسانی مانند اعدام همچنین طرد و تحقیر و نگاه هموفوبیک از سوی افراد جامعه است، که تقریبا بیشتر افراد جامعه کوییر با آن دست وپنجه نرم میکنند،که علاوه بر نبود حمایتهای قانونی، اجتماعی، خانوادگی این افراد با انواع خشونت کلامی وفیزیکی روبه رو هستند.
روژان یک ترنس ٣١ ساله و اهل ارومیه است. وی از چند سال پیش برای رهایی از زخم زبانهای فامیل و سرکوفتهای خانواده، به ناچار زندگی مستقل، اما پر از سختی و مشقتی را آغاز کرده است
وی با بغضی در گلو به آرنا نیوز می گوید:
تنها خود ترنسها رنجهایشان را درک میکنند. این حجم از درد را هیچ فرد دیگری حتی نمیتواند به آن هم فکر کند، به خصوص آنهایی که مانند من در خانوادههایی کم درآمد و سنتی به دنیا می آیند و در این جامعه هیچ گونه پشتیبانی ندارند. این افراد تنها بە خودشان متکی هستند و راهی پر ازسنگلاخ را پیش رو دارند.
من چهار سال پیش برای رهایی از زخم زبانهای دوست و آشنا و سرکوفتهای مکرر خانوادهام که فکر می کردند آبروی آنها را بردهام تصمیم گرفتم بە هر نحو ممکن مستقل شوم، هر کاری که به ذهن شما برسد انجام دادم تا اینکه در این راه موفق شوم اما این تمام ماجرا نیست.
روژان که یک بار با فشار خانواده مجبور به ازدواج با یک دختر شده است وچندین بار دست به خودکشی زده است از این تجربه وحشتناک شخصی خود می گوید:
من در یک خانواده سنتی به دنیا آمدم که هیچ درکی از ترنس بودن نداشتند. با وجود اینکه در مدرسه از شاگردان خوب و با استعداد بودم، اما بعد از دورە راهنمایی به دلیل تفاوت ظاهریم با دیگر پسران مدرسه و آزار و اذیت همکلاسیهایم نتوانستم تحصیلم را ادامه بدهم.
اما داستان وحشتناک ماجرا این بود که خانوادهام از من میخواستند به دلیل اینکه من پسر به دنیا آمده بودم همچنان می بایست نقش یک مرد را بازی می کردم.
او در رابطە با ازدواج اجباری با یک دختر می گوید: زمانیکە بیست سالە بودم، مرا ناگزیر بە ازدواج کردند، چیزی که کابوس من بود، و من هم بی پناهتر و بیچارهتر از هر کس وچیزی، تسلیم این عمل کابوس وار شدم. امابا تلاش چند باره من برای خودکشی و پی بردن همسرم به مشکل من بعد از شش ماه از هم جدا شدیم، آن شش ماه سختترین دوران زندگیم بود و تا کنون نیز از کابوسهای آن روزها رهایی نیافتهام.
بسیاری از افراد جامعه ال جی بی تی کیو، به دلیل خطراتی که از سوی حکومت وجامعه آنها را تهدید میکند به ناچار راهی دیار غربت می شوند اما، این به معنای پایان زخمهایی نیست که بر روح و روانشان نقس بسته است.
آرش یک پسر گی ٣٥ ساله است که با وجود آنکە در خانوادهای تحصیلکرده به دنیا آمده است و از کار و حرفەی خود برخوردار بود، ناگزیر شد بنا بە دلیل مشکلاتی که در داخل ایران برایش ایجاد کردند، بە منظور دستیابی بە یک زندگی آرام، سه سال پیش از طریق قاچاق خود را به کشوری اروپایی برساند.
وی با یادآوری حوادث ناگواری که به دلیل عدم حمایت قانونی از افراد کوییر و سو استفاده شریک جنسیش برای وی اتفاق افتادە بود می گوید:
با وجود آنکە در خانوادەای از طبقە متوسط و تحصیلکرده به دنیا آمدم، اما با مشکلاتی از قبیل فشار خانواده برای ازدواج و گیردادن به تیپ ولباس پوشیدن روبه رو بودم. با وجود تحمل این موارد، از آنجا کە از کار و حرفەی خودم برخوردار بودم، همچنین زندگی مستقلی را نیز داشتم، تا حدی توانستم استقلال شخصی ام را حفظ کنم.

اما با ورود یک فرد بە زندگی ام، وی من را نابود کرد. آن فرد که از علاقەی من بە وی و وضعیت مالی خوب من اطلاع داشت، با سواستفاده از عدم حمایت قانونی از افرادی مانند من در اوج اعتماد من به خودش زخمی بر تن وروانم خراشید که ناچار شدم برای همیشه شهر و سرزمینم را ترک کنم. وی که هنوز نیز قرصهای آرام بخش را مصرف میکند در ادامە بە آرنا نیوز میگوید:
این فرد یک شب در هماهنگی با دوستانش علاوه برا اینکه از صحنە تجاوز بە من فیلمبرداری کردند، تمام وسایل خانهام را نیز سرقت کردە وبعد از آن هم با تهدید به پخش فیلم از من اخاذی می کردند.
تهدیدهای آنها مداوم بود و از آنجا کە خانوادەی ما نیز در شهرمان، خانوادەای شناختەشدە بود، و از سویی دیگر هم به دلیل ترس از مجازات جرات گزارش بە پلیس را نداشتم، برای همین در یک شب حزن انگیز ناچار شدم، مادرم شهر وسرزمینم را تنها با یک کوله پشتی ترک کنم وراه مرگ یعنی راه قاچاق و غربت را در پیش بگیرم.
شبکه های اجتماعی وتلاش جامعه کوییر واقلیتهای به حاشیه رانده شده برای بازنمایی
در سالهای اخیر بعضی از افراد جامعه کوییر داخل ایران علیرغم وجود خطرات فراوان سعی کردند از طریق شبکه های اجتماعی علاوه بر آشکار سازی هویت جنسیشان به بیان مشکلات خود نیز بپردازند.
فاطمه کریمی فعال حقوق زنان و دبیر شبکه حقوق بشر کردستان در پاریس به آرنا نیوز می گوید:
سالهای قبل فعالین حقوق زنان وقتی از مشکلات زنان می گفتند تنها منظورشان زنان هتروسکشوال بود و دیگر اقلیتهای به حاشیه رانده شده مانند زنان کرد و بلوچ و لزبین و ترانسکچوال وزنان کارگر را شامل نمیشد، درحالی که آنها ستم مضاعفتری را متحمل میشدند.
اما با فراگیری شبکه های اجتماعی، این دیدگاه گستردەتر شد که زنان تنها به دلیل زن بودن مورد تبعیض قرار نمیگیرند بلکه زنان کرد، بلوچ، زنان کارگر و ترنس ستم مضاعفتری را متحمل می شوند.
این مهم نتیجه این است که این گروههای به حاشیه رانده شده همانند جامعه کوییر از طریق شبکه های اجتماعی توانستند علاوه برآشکار سازی از ستم مضاعف بر خود سخن بگویند و این دگرگونی در حوزە رسانە کمک کرده است تا جامعە با رهیافهای انترسکچوالیتی (تقاطع جنسیتی) بە این پدیدە نگریستە و دیدگاه این فعالین نسبت به قبل گسترده تر شود.

وی همچنین با اشاره به اینکه در سالهای اخیر شبکه های اجتماعی توانستنەاند بە تریبونی برای اقلیتهای به حاشیه رانده شده ملیتی وجنسیتی بدل شوند، میگوید:
در این میان جامعه کوییر علیرغم تمامی مشکلات و خطراتی که با آن موجه بودند توانستند صدای خود را به گوش جامعه برسانند، این تحول در حالی بە وقوع می پیوندد که این قشر نسبت به زنان هیتروسکچوال با مشکلات مضاعفتری دست وپنجه نرم میکنند، زیرا جامعه مردسالار وحکومت اساسا منکر وجود آنها بود.
این جامعه شناس وفعال حقوق زنان این تلاش ها را خوب، اما بدون حمایت قانونی ناکافی قلمداد کردە و میگوید:
تا زمانی که این افراد ازحمایت قانونی برخوردار نباشند، چیزی تغییر نخواهد کرد، حتی در فرانسه و کشورهای اروپایی هم افرادی بودند کە مخالف ازدواج همجنسگرایان بودند، اما حمایت قانونی و فراگیر از طریق آموزش وپرورش تلاش میکند این مسئله را نهادینه کند.
بە باور این فعال حقوق زنان و دانش آموختە جامعە شناسی، اما در ایران که خود حکومت مروج خشونت علیه این افراد است، تا زمانی که حمایتهای قانونی با ضمانت اجرایی از این افراد وجود نداشته باشد، تبعیض وخشونت علیه افراد کوییر ادامه خوهد یافت.
کریمی در این بارە می افزاید: بدون شک ستم و رنجی که افراد جامعه ال جی بی تی کیو با آن دست وپنجه نرم میکنند خیلی مضاعفتر از زنان هیتروسکچوال است.
فقدان کار برای ترنسها آنها را به سمت کارتن خوابی وتن فروشی سوق میدهد
اماشاید بتوان گفت درمیان جامعه کوییر، ترنسها به دلیل وضعیت ظاهریشان با مشکلات بیشتری دست وپنجه نرم کنند. یک فرد ترنس ممکن است هرچند هم با استعداد باشد، اما نتواند تحصیلاتش را به اتمام برساند وهمچنین پیدا کردن شغل هم به دلیل وضعیت ظاهری برایش کاری مشکل باشد.

ازسویی دیگر باوجود امکان انجام عمل تطبیق جنسیت برای افراد ترنس در ایران، به دلیل هزینه بالای این کار و فقدان پوشش درمانی، نیاز به موافقت والدین وکیفیت پایین عمل جراحی، بسیاری از ترنسها از انجام عمل تطبیق جنسیت سر باز می زنند.
پیمان، ترنسی که بیش از چهار دهه از عمرش را سپری کرده است و به گفته خودش با تمامی مشکلاتی که ممکن است یک فرد کوییر در ایران با آن روبه رو شود دست و پنجه نرم کرده است، در این باره می گوید:
از آزار و اذیت از سوی جامعه و کارتن خوابی گرفته تا خفت شدن ودستگیری از سوی پلیس، همە را تجربه کردهام. برای همین، اکنون شما تنها جسمی متحرک را مشاهده می کنید. بعد از آن اتفاقات که بر سرم آمد، خصوصا دستگیرم از سوی پلیس و خبر دادن به خانوادهام از هویت جنسیم همه چیز تغییر کرد و دیگر هیچوقت آن آدم سابق نشدم.
وی در گفتگو با آرنا نیوز می گوید: بعد از افشای هویت جنسیم و طرد شدن از سوی خانواده، می خواستم کار کنم و روی پای خودم بیاستم، خیلی دنبال کار گشتم. اما بە دلیل وضعیت ظاهریم، هر چند هم تلاش میکردم ترنس بودنم زیاد به چشم نیاید، اما هیچ کس آمادە نشد بە من کار بدهد.
اگرچە مدتی بعد، با دردسرهای فراوان توانستم کاری پیدا کنم، اما به دلیل وضعیت ظاهریم از سوی صاحب کارها، مورد سواستفاده جنسی قرار می گرفتم و در نهایت اخراج میشدم. بە همین دلیل برای همیشه بیخیال پیدا کردن کار شدم، بە ناچار به تن فروشی وکارتن خوابی تن در دادم، زیرا هیچ راه دیگری نداشتم.
پیمان که به دلیل مشکلات زیاد چند سالی هم به مواد مخدر اعتیاد پیدا کرده است در این باره می گوید: وضعیت کارتن خوابی کاری کرد تا بە مواد مخدر روی بیاورم و دوسال معتاد بودم. اما خوشبختانه توانستم به کمک یک انجمن، آن را ترک کنم و اکنون هم با کارهای دستی پول بخور و نمیری درمی آورم.
دیگر زندگی برای ما، با رنج و محنتی بی پایان سپری شد، اما امیدوارم با آگاهی جامعه و نسل امروز دیگر رنجهای ما تکرار نشود.
جامعه کوییر ایران زیر خطر قانون های ضد انسانی اعدام همچون ماده ٢٣٤ قانون مجازات اسلامی که ارتباط میان و دوهمجنس مرد را اعدام تعیین کرده است قرار دارند. وجود و اجرای این قانون نا امنیهای روانی فراوانی را برای این افراد ایجاد کرده است.
از سوی دیگر خشونت و قتل هایی تحت عنوان ناموس در سالهای اخیر علیه این افراد شکل گرفته است از جمله، علی رضا فاضلی منفرد، جوان همجنسگرای اهوازی درسال ٢٠٢١ به دلیل گرایس جنسیش ازسوی خانواده کشته شد.
همچنین یک ترنس ١٧ ساله در سال ٢٠٢٤ در تبریز توسط پدرش به قتل رسید. در تیرماه امسال نیز سوگند پاکدل ترنس ٢٥ ساله در یک جشن عروسی در شهر کوار استان فارس توسط عمویش کشته شد.
این موارد معدود، خرفا نمونەهایی حداقلی از رسانەای شدن قتل افراد کوییر در ایران هستند. بدون شک شمار افراد خشونت دیده وبه قتل رسیده خیلی بیشتر از اینها هستند.
اما از سوی دیگر، فشارها بە مواد قانونی و قتل ختم نمی شوند، خودکشی در میان جامعه کوییر، بە ویژە ترنسها نیز به وفور دیده می شود. نمونه آن خودکشی ههنار، ترنس ٢٠ ساله مریوانی در سال ٢٠٢٢ بود.
با این وجودجامعه کوییر ایران راه درازی را برای رهایی از انکار، خشونت، تبعیض و رنجهایی را در پیش دارد که سالهاست بر دوش این قشر بە حاشیەراندەی ایران سنگینی میکند. بدون همراهی دیگر قشرهای آزادیخواه و برابری طلب، بە نظر می رسد طی این مسیر آسان نخواهد بود.











