جمهوری اسلامی ایران و ترامپ در آستانه مرحله تعیینکنندەای از مذاکرات
- Jun 8
- 6 min read

در حالی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در روزهای اخیر با لحنی کمسابقه از نزدیک بودن توافق با ایران سخن گفته است، همچنان نشانههای متناقضی از روند مذاکرات دیده میشود. از یک سو مقامهای آمریکایی از پیشرفت گفتوگوها و امکان دستیابی به توافق خبر میدهند و از سوی دیگر، مقامهای جمهوری اسلامی تأکید دارند که برخی از خواستههای مطرحشده از سوی واشنگتن برای تهران قابل پذیرش نیست.
اگرچە بە نظر می رسد با حملات متقابل ایران و اسرائیل از شامگاە گذشتە بە یکدیگر، این مواجهه وارد مرحلەای جدیدتر شدە است، اما هم اکنون، جمهوری اسلامی ایران و ترامپ در آستانه مرحله تعیینکنندەای از مذاکرات قرار دارند.
اما در این میان بە نظر میر سد کە ترامپ، بیش از مقامات جمهوری اسلامی ایران از رویکردی دوگانه استفاده میکند تا فشار دیپلماتیک بر تهران را افزایش دهد. این گزارە بە ویژە با این خبر میتواند تائید شود کە حملات روز گذشتە اسرائیل بە ایران، با آگاهی ایالات متحدە آمریکا انجام شدە است.
اما استدلال اساسی بر این مبنا استوار است کە رئیسجمهور آمریکا طی چهار روز اخیر، با اطمینان بیشتری نسبت به گذشته از نزدیک بودن توافق سخن گفته است و تمرکز اصلی خود را بر تغییر نظام در ایران، یا ورود به یک جنگ فراگیر قرار نداده است.
با نگاهی بە روند رویدادها در دو ماە گذشتە میتوان اظهار داشت کە دولت آمریکا در مقطع کنونی، بر سه اولویت اصلی متمرکز شده است: نخست امنیت تنگه هرمز، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده و جلوگیری از تسلیحاتی شدن برنامه هستهای ایران.
این تغییر لحن نشان میدهد واشنگتن در مقطع کنونی دستیابی به اهداف خود را از مسیر دیپلماسی محتملتر از بازگشت به گزینه جنگ میداند. با این حال، هنوز هیچگونە توافقی نهایی و امضا نشده است و آیندە همچنان نامشخص باقی ماندە است.
غنیسازی و آینده برنامه هستهای گره اصلی مذاکرات
در مرحلە کنونی، گره اصلی مذاکرات نه آتشبس، بلکه سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران، روند غنیسازی و چارچوب آینده برنامه هستهای ایران مطرح شدە است.
تداوم یا تعلیق تحریمها، آزادسازی داراییهای بلوکهشده جمهوری اسلامی ایران ارتباط این پرونده با تحولات لبنان و موضوع تضمینهای متقابل از مهمترین موضوعات اختلافی میان دو طرف هستند.
در حالی که ترامپ از نزدیک بودن توافق سخن میگوید، مقامهای ایرانی همچنان بسیاری از جزئیات مطرحشده از سوی واشنگتن را رد میکنند.
بر اساس گفتەهای مقامات جمهوری اسلامی، ایران خواهان آن است که ابتدا فشارهای اقتصادی کاهش یابد و داراییهای بلوکهشده این کشور آزاد شود.
تهران همچنین در پی آن است که نقش منطقهایاش به رسمیت شناخته شود، بخش قابل توجهی از برنامه هستهای خود را حفظ کند و در موضع تسلیم ظاهر نشود.
از سوی دیگر، مقامهای ایرانی معتقدند واشنگتن خواهان امتیازهایی است که در داخل کشور قابل دفاع نیست و پذیرش آنها به معنای عقبنشینی سیاسی خواهد بود.
اما از سوی دیگر، بە نظر می رسد کە تهران تمایلی به پذیرش چنین موضوعی ندارد.
ترامپ از مواضع اولیه خود عقب نشسته است
در سوی دیگر، به نظر میرسد ترامپ در مقایسه با مواضعی که در روزهای نخست جنگ دو،م اتخاذ کرده بود، از برخی خواستههای حداکثری خود فاصله گرفته و اکنون در پی دستیابی به توافقی سیاسی است که بتواند آن را موفقتر از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ معرفی کند.
ترامپ میتواند به جنگ پایان دهد، اما نمیتواند این کار را از طریق احیای توافقی انجام دهد که سالها آن را هدف انتقاد قرار داده و نماد ضعف سیاست خارجی دولتهای پیشین معرفی کرده بود.
یکی از تفاوتهای اصلی توافق مورد نظر ترامپ با توافق سال ۲۰۱۵ این است که هیچ مشوق اقتصادی فوری در اختیار ایران قرار نگیرد و هرگونه امتیاز اقتصادی تنها پس از توقف کامل غنیسازی و انتقال ذخایر اورانیوم با غنای بالا اعطا شود.
با این وجود، در وهلە کنونی یکی از ارکان اصلی هر گونە توافق احتمالی، پذیرش توقف غنیسازی از سوی ایران خواهد بود. توافق هستهای سال ۲۰۱۵ غنیسازی را متوقف نکرده بود، بلکه ادامه آن را تحت نظارت و محدودیتهای مشخص مجاز میدانست.
از همینرو، اختلاف اصلی همچنان بر سر این مسالە است که ایران میخواهد به پیشبرد برنامه غنیسازی خود ادامه دهد و حاضر نیست به آسانی از این اهرم راهبردی چشمپوشی کند.
مساله، ناآگاهی فنی نیست، تصمیم سیاسی است
تجارب دولتمردان ایران در مواجهه با رویکرد آمریکا حاکی از این نکتە است کە آنان با برخورداری از نگاهی استراتژیک، بە مسالە مذاکرات مرتبط بە توافق هستەای مینگرند. زیرا حداقل ایران و آمریکا بیش از یک دهه است که بر سر این پرونده مذاکره میکنند.
آمریکا از سالها قبل تاکنون، در جریان مذاکرات، صدها کارشناس و متخصص در حوزههای هستهای، حقوقی و فنی را به کار گرفته است و از نظر تخصصی با کمبود دانش یا اطلاعات مواجه نیست، اما توقفهای مکرر در روند مذاکرات، بیش از آنکه ناشی از پیچیدگیهای فنی باشد، به اختلافهای سیاسی و راهبردی میان دو طرف بازمیگردد.
در این میان پرسش محوری همچنان این است که آیا ایران حاضر است اصل غنیسازی در خاک خود را متوقف کند یا خیر. چنین موضوعی پیش از آنکه یک مسئله فنی باشد، یک تصمیم سیاسی است و تهران تاکنون آمادگی پذیرش چنین تصمیمی را نشان نداده است.
هشدار درباره الگوی اوکراین و بحث فتوای رهبر ایران
بخشی از فضای رسانهای و سیاسی ایران در سالهای اخیر به تجربه کشورهایی مانند اوکراین و کره شمالی استناد کرده است.
بر اساس این دیدگاه، اگر اوکراین از یک بازدارندگی هستهای مؤثر برخوردار بود، روسیه به این کشور حمله نمیکرد و اگر کره شمالی به توان هستهای دست نیافته بود، با فشارها و تهدیدهای متفاوتی از سوی آمریکا مواجه میشد.
این استدلال در برخی محافل سیاسی ایران به عنوان توجیهی برای حفظ ظرفیتهای راهبردی هستهای مطرح میشود.
در مقابل، مقامهای جمهوری اسلامی ایران همواره بر فتوای علی خامنهای، رهبر کشتهشده جمهوری اسلامی، درباره حرمت سلاح هستهای تأکید کرده و آن را یکی از مبانی سیاست هستهای ایران دانستهاند. به گفته مقامهای ایرانی، این فتوا نشان میدهد که برنامه هستهای ایران اهداف نظامی ندارد.
با این حال، منتقدان این استدلال یادآور میشوند که این فتوا بر حرمت استفاده از سلاح هستهای تأکید دارد و درباره تولید یا نگهداری آن تفسیرهای متفاوتی مطرح شده است. افزون بر این، برخی فقیهان شیعه بر این باورند که فتوا با درگذشت مرجع صادرکننده اعتبار خود را از دست میدهد.
از همینرو، طرح مباحثی از سوی برخی مقامهای ایرانی در سالهای گذشته درباره امکان بازنگری در دکترین هستهای، به گمانهزنیها درباره آینده سیاست هستهای ایران دامن زده است.
ظرفیت هستهای ایران پس از سالها توسعه
با اشارە بە توانمندیهای کنونی برنامه هستهای ایران، تهران در حال حاضر ذخایر قابل توجهی از اورانیوم غنیشده در سطوح مختلف در اختیار دارد و طی سالهای گذشته نیز شمار زیادی سانتریفیوژ پیشرفته را وارد چرخه فعالیت کرده است.
همزمان، اظهارات محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، نشان میدهد کە حتی در صورت آسیب دیدن یا نابودی تأسیسات هستهای، تهران توانایی بازسازی زیرساختهای لازم و ادامه فعالیتهای غنیسازی را حفظ خواهد کرد.
این ارزیابی نشان میدهد که موضوع هستهای ایران دیگر صرفاً به تأسیسات فیزیکی محدود نیست، بلکه به دانش فنی، نیروی انسانی متخصص و زیرساختهای گستردهای گره خورده است که از میان بردن کامل آنها بسیار دشوار خواهد بود.
پروندههای منطقهای و تنگه هرمز
همزمان با مذاکرات هستهای، موضوع امنیت دریانوردی و تنگه هرمز نیز به یکی از مسائل مهم تبدیل شده است. این آبراه یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان به شمار میرود و هرگونه اختلال در آن پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی دارد.
در خصوص تنگە هرمز این پرسش مطرح است که آیا ایالات متحده آمریکا واقعاً توانایی بازگشایی این آبراه راهبردی را دارد یا نه.
میتوان گفت کە پاسخ مثبت است، زیرا آمریکا همچنان یک قدرت بزرگ به شمار میرود. حتی اروپا نیز از توانایی نظامی لازم برای بازگشایی تنگه برخوردار است و تعداد زیادی شناور مینروب در اختیار دارد.
با این حال، تحقق چنین اقداماتی منوط به آن است که شورای امنیت سازمان ملل بر اساس فصل هفتم منشور ملل متحد تصمیمی در این خصوص اتخاذ کند و بازگشایی تنگه را الزامی سازد.
تنگه هرمز تحت مالکیت ایران نیست و هیچ کشوری در جهان، حتی چین که از متحدان ایران محسوب میشود، خواهان پرداخت هزینههای بیشتر به ایران نیست.
ایران تلاش کرده است مذاکرات هستهای را با برخی پروندههای منطقهای، از جمله تحولات لبنان، دریای سرخ و امنیت خلیج فارس پیوند بزند.
تهران درصدد تثبیت این معادله است که هرگونه توافق با ایران باید لبنان را نیز شامل شود و صرفاً به پرونده هستهای یا تنگه هرمز محدود نماند. در مقابل، آمریکا و اسرائیل ترجیح میدهند مذاکرات بر برنامه هستهای و امنیت کشتیرانی متمرکز بماند و به سایر پروندههای منطقهای گسترش پیدا نکند.
به گفته ناظران، اختلاف بر سر نحوه پیوند دادن این پروندهها میتواند یکی از عوامل تأثیرگذار بر سرنوشت مذاکرات باشد.
در شرایط کنونی، نشانههایی از تمایل دو طرف به ادامه گفتوگوها دیده میشود، اما هیچ توافقی هنوز نهایی و امضا نشده است.
همزمان، برخی ناظران از وجود تناقض در پیامهای ارسالی از تهران و واشنگتن سخن میگویند و معتقدند فضای موجود همچنان با ابهام و عدم قطعیت همراه است. برخی نیز بر همین اساس، وضعیت کنونی را حتی به آرامش پیش از طوفان توصیف کردهاند.
در تهران، میان حامیان ادامه مذاکرات و جریانهایی که نسبت به نتایج آن بدبین هستند، اختلاف نظر وجود دارد. در واشنگتن نیز ترامپ تلاش میکند توافقی را پیش ببرد که هم اهداف امنیتی آمریکا را تأمین کند و هم از نظر سیاسی قابل دفاع باشد.
به همین دلیل، اگرچه فضای دیپلماتیک نسبت به ماههای گذشته مثبتتر به نظر میرسد، اما مسیر دستیابی به توافق همچنان با موانع جدی روبهرو است.
آنچه در روزها و هفتههای آینده اهمیت خواهد داشت، نه فقط نتیجه مذاکرات، بلکه شکل نظم جدیدی است که پس از پایان این بحران در منطقه شکل خواهد گرفت.
این نظم جدید میتواند بر موازنه قدرت در خاورمیانه، آینده برنامه هستهای ایران و روابط تهران با غرب تأثیر بلندمدت بگذارد.











