روایت افرا دریا فمنیست و اینترسکشنال در گفتگوی اختصاصی با آرنا نیوز از ساختارهای زنکشی و قتلهای ناموسی در ایران
- Arena Website
- Nov 25, 2025
- 4 min read

۲۵ نوامبر، روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان، بار دیگر توجهها را به اشکال متنوع خشونت جنسیتی جلب کرده است، خشونتی که میلیونها زن در جهان همچنان در خانواده، جامعه و ساختارهای سیاسی تجربه میکنند. این روز که به یاد خواهران «میرابال» از جمهوری دومینیکن نامگذاری شده، امروز به یکی از گستردهترین کارزارهای جهانی برای مطالبه پاسخگویی دولتها و اصلاح ساختارهای تبعیضآمیز بدل شده است. آرنانیوز در همین راستا، گفتوگویی با افرا دریا فعال فمینیست و کنشر حوزه زنان درباره ریشههای زنکُشی در ایران انجام داده است.
در ایران، همزمان با ۲۵ نوامبر، مسئله قتلهای ناموسی و خشونت نهادینهشده علیه زنان بار دیگر در کانون توجه قرار میگیرد؛ خشونتی که تنها به مرزهای خصوصی خانواده محدود نیست و ریشه آن در قوانین، سیاستها، رسانهها و ساختارهای عمیق اجتماعی قابل ردیابی است.
در همین زمینه، افرا دریا، فعال فمینیست و اینترسکشنال و کنشگر حوزه زنان، در گفتوگویی اختصاصی با آرنا نیوز، تحلیل دقیقی از ریشههای قتلهای ناموسی در ایران، تفاوت روایتها در مرکز و حاشیه، و نقش ساختارهای رسمی و رسانهای در پنهانسازی حقیقت ارائه میکند.
نادیدهگرفتن عاملیت زنان: ریشهای پنهان اما تعیینکننده
افرا دریا در بخشی از این گفتوگو، ریشه خشونتهای ناموسی را بر اساس ساختارهایی تحلیل میکند که همچنان عاملیت و استقلال زن را به رسمیت نمیشناسند.
او توضیح میدهد که در بخشهایی از فرهنگ ایران، زن و بدن زن همچنان بهعنوان بخشی از دارایی مردانه تلقی میشود، نه یک موجودیت مستقل با حق تصمیمگیری. به گفته او، در چنین نظامی، هر کنش زن، از طلاق و جدایی گرفته تا ترک خانه یا ازدواج براساس انتخاب شخصی، بهمثابه تهدیدی علیه اعتبار و اقتدار مردانه تعریف میشود.
افرا دریا میگوید در حالیکه مردان در جامعه از آزادی عمل گستردهتری در روابط و تصمیمگیریهای فردی خود برخوردارند، زنان با کوچکترین تخطی از هنجارهای تعریفشده مواجه با برچسبزنی، کنترل و تنبیه میشوند. او میافزاید:
در بسیاری از خانوادهها، مردانگی یک امتیاز مثبت بە شمار می رود. هرچه یک مرد خشنتر و کنترلگرتر باشد، جایگاه اجتماعی بالاتری در گفتمان مردانه پیدا میکند.
پنهانکاری و دشواری اثبات قتلهای ناموسی
افرا دریا که سالها در شهرهای غربی ایران و استان آذربایجان غربی فعالیت کرده است، تأکید میکند که همه قتلها بهصورت رسمی جزو قتلهای ناموسی اعلام نمیشوند، اما نشانههای فراوانی وجود دارد که به این انگیزه اشاره میکند. او توضیح میدهد:
در بسیاری موارد، زن را حلقآویز میکنند یا با اجبار با خوردن سم و دارو بە قتل می رسانند، و سپس خانواده یا همسر ادعا میکند که خودکشی کرده است. اثبات این موارد برای فعالان حقوق زنان بسیار دشوار یا حتی غیرممکن است.
به گفته او، بخش زیادی از قتلهای ناموسی در خفا رخ میدهد و هیچگونە روایت روشنی از سوی خانواده یا دستگاه قضایی منتشر نمیشود. این سکوت ساختاری باعث میشود آمار واقعی زنکشی در ایران بهمراتب بالاتر از آن چیزی باشد که رسانهها گزارش میکنند.
مرکز و حاشیه: تفاوت روایتها و بازنماییهای رسانهای
یکی از محورهای مهم این گفتوگو، تفاوت چشمگیر روایتهای رسانهای درباره قتل زنان در شهرهای حاشیه در مقایسه با تهران و مرکز کشور است. افرا دریا این تفاوت را کاملاً هدفمند قلمداد کردە و بر این باور است کە:
در شهرهای حاشیه، قتلها بهسرعت با ارجاع به فرهنگهای اتنیکی توضیح داده میشود و اطلاعات زیادی منتشر میشود. اما در تهران و مرکز ایران معمولاً جزئیاتی اعلام نمیشود؛ فقط میگویند یک زن به قتل رسید یا خودکشی کرده است.
او معتقد است که این دوگانگی نتیجه عملکرد رسانههای حکومتی است: «رسانهها عامدانه تلاش میکنند مسئولیت قتل زنان را بر دوش اتنیکها و شهرهای حاشیه بیاندازند و چنین القا کنند که خشونت محصول آن مناطق است. درحالیکه اگر به آمار واقعی نگاه کنیم، تهران در صدر زنکشی قرار دارد.»
در بخش دیگری از گفتوگو، او به نقش رسانههای حکومتی در تقویت تصویر دوگانه خشونت علیه زنان اشاره میکند.
به باور او، رسانهها بهطور هدفمند تلاش میکنند مسئولیت قتل زنان را به اتنیکها و مناطق حاشیهای نسبت دهند و این تصور را ایجاد کنند که خشونت صرفاً محصول این مناطق است. با این حال، او با استناد به آمار واقعی تأکید میکند که تهران در صدر فهرست شهرهایی قرار دارد کە زنکشی در آن صورت می گیرد.
این تحلیل نشان میدهد که مسئله خشونت علیه زنان فراتر از محدوده جغرافیایی یا گروههای خاص بودە و رسانهها با تحریف واقعیت، تمرکز بر ساختن یک روایت موجه برای بیتقصیری کلاننظام را تقویت میکنند. این دیدگاه بر اهمیت نقد رسانهای و شفافیت آماری برای فهم درست ریشههای خشونت علیه زنان تأکید دارد.
به باور او، این سیاست رسانهای باعث میشود تصویری تحریفشده از خشونت جنسیتی در ایران ساخته شود و نقش ساختارهای مرکزی قدرت پنهان بماند.
او تأکید میکند: در چنین شرایطی، رسانههای مستقل و روزنامهنگاران اتنیکی باید خلأ موجود را جبران کنند؛ زیرا آنچه از پایتخت روایت میشود، اغلب با واقعیت میدانی همخوان نیست.
شانه خالی کردن خانوادهها از مسئولیت؛ حذف زن بهعنوان "راهحل"
بخش دیگری از تحلیل افرا دریا به نقش خانواده و ساختارهای مردسالارانه در تداوم خشونت بازمیگردد. او میگوید:
در بسیاری از خانوادهها، سادهترین راه برای کسب مشروعیت اجتماعی، حذف زن است. تنبیه زن راحتتر از مواجهه با ساختارهای غلط یا اصلاح رفتار مردان تلقی میشود. معمولاً در جلسات خانوادگی و طایفهای، مردان بدون حضور زنان تصمیم میگیرند که زن چگونه تنبیه یا حتی حذف شود.
در روایت خود، افرا دریا یکی از هولناکترین جلوههای خشونت را به شکلی روشن و بیپرده شرح میدهد.
او میگوید بارها با پروندههایی مواجه شده که در آن فردی محرم در خانواده به دختر یا زن جوان تجاوز کرده، اما برای پنهان کردن جرم، همان زن را به شکلی غیراخلاقی و غیرقانونی مجازات کردهاند. در این ساختار بیمار، مجرم واقعی آزاد میماند و قربانی دوباره قربانی میشود.
این روایت، گفتوگو را وارد لایهای تحلیلیتر میکند که قتلهای ناموسی در آن نه یک رخداد فردی، بلکه بازتاب یک چرخه عمیق و ساختاری خشونت است.
چرخهای که از خلأهای قانونی و نبود سازوکارهای حمایتی آغاز میشود، در عرفهای مردسالارانه و هنجارهای متصلب فرهنگی دوام مییابد، از رسانههای حکومتی مشروعیت میگیرد و در روابط قدرت درون خانواده بازتولید میشود.
تحلیل افرا دریا یادآور این حقیقت است که بدون مواجهه همزمان با این لایهها ـ از اصلاح قانون و پاسخگویی نهادها تا تغییر فرهنگ عمومی و بازتعریف نقش قدرت در خانواده ـ توقف چرخه زنکشی و خشونت جنسیتی ممکن نخواهد شد.










