top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

سه عامل که تاب‌آوری وال‌استریت را در برابر جنگ ایران تقویت می‌کند

  • Apr 2
  • 6 min read
وال‌استریت


سمیە توحیدی

 

 افت بازار سهام آمریکا از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، همچنان در مقیاسه با میزان اختلالی که این رویارویی بر اقتصاد جهانی تحمیل کرده، نسبتاً محدود ارزیابی می‌شود. تا این لحظه، شاخص اس‌اندپی ۵۰۰ حدود ۷.۴ درصد از سطح رکوردی خود، که پیش از آغاز جنگ ثبت شده بود، فاصله گرفته است. این میزان کاهش تفاوت چشمگیری با افت‌هایی ندارد که بازارها در مقاطعی چون آوریل ۲۰۱۸ یا مه ۲۰۱۹ تجربه کردند؛ دوره‌هایی که در زمان خود به عنوان نشانه‌ای از بحران ساختاری یا سقوط نگران‌کننده تلقی نمی‌شدند.


وضعیت ناشی از آغاز جنگ ائتلاف اسرائیل و آمریکا با ایران در حالی ادامە یافتە است که جهان هم‌زمان بحران سیاسی، با یک بحران انرژی گسترده نیز مواجه شدە است، تا جاییکه برخی از کشورهای آسیایی را به سهمیه‌بندی مصرف سوخت واداشته و نگرانی‌هایی را درباره پیامدهای میان‌مدت و بلندمدت جنگ افزایش داده است.


با این حال، بخشی از تحلیلگران با نوعی خوش‌بینی محتاطانه بر این باورند که بازار سهام آمریکا هنوز درجه قابل توجهی از تاب‌آوری خود را حفظ کرده است. این تاب‌آوری، بر اساس گزارشی از وال‌استریت ژورنال بر سه پایه اصلی استوار است:

تجربه تاریخی بازارها در مواجهه با جنگ، تداوم رشد انتظارات سودآوری شرکت‌ها، و امید مستمر به جهش اقتصادی ناشی از هوش مصنوعی.

نخستین عامل، به سابقه تاریخی واکنش بازارهای مالی آمریکا به جنگ‌ها و بحران‌های ژئوپلیتیکی بازمی‌گردد.


از منظر تاریخی، جنگ‌ها، انقلاب‌ها و کارزارهای نظامی معمولاً اثر بلندمدت و پایدار بر بازار سهام آمریکا بر جا نگذاشته‌اند.


داده‌های دویچه‌بانک نشان می‌دهد که میانگین افت بازار در ۳۰ رویداد ژئوپلیتیکی از سال ۱۹۳۹ تاکنون، بیش از ۴ درصد نبوده و معمولاً این افت‌ها با بازگشتی سریع همراه شده‌اند.

بخشی از این وضعیت به آنچه برخی تحلیلگران نوعی خوش‌اقبالی ساختاری آمریکا می‌نامند مربوط است؛ زیرا زیرساخت صنعتی و تولیدی این کشور، برخلاف آنچه بریتانیا و ژاپن در جنگ جهانی دوم تجربه کردند، از ویرانی مستقیم جنگ مصون مانده است.

پژوهشی که برای بانک یو‌بی‌اس از سوی الروی دیمسون، پل مارش و مایک استانتون انجام شده است نیز همین برداشت را تقویت می‌کند.


این پژوهش نشان می‌دهد که چهار فروپاشی بزرگ اقتصادی، یعنی رکود بزرگ، شوک نفتی ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۴، ترکیدن حباب شرکت‌های اینترنتی و بحران مالی جهانی ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹، در عمل فشار شدیدتری نسبت به دو جنگ جهانی بر بازارهای سهام وارد کرده‌اند.


به بیان دیگر، بازارها اغلب بیشتر به متغیرهای اقتصادی و مالی وزن می‌دهند تا تحولات صرفاً نظامی. در سال ۲۰۰۱ نیز، پس از مداخله آمریکا در افغانستان، بازار ابتدا جهشی کوتاه‌مدت را تجربه کرد، اما سپس وارد یک دوره افت شد؛ آن هم نه بە به‌دلیل خود جنگ، بلکه به‌سبب تمرکز سرمایه‌گذاران بر پیامدهای ترکیدن حباب شرکت‌های اینترنتی.


با این حال، این بار برخی از ناظران بر این باورند که شرایط می‌تواند متفاوت باشد. علت اصلی این تفاوت، نقش تنگه هرمز در تأمین انرژی جهانی است.

بسته شدن این گذرگاه می‌تواند نزدیک به یک‌پنجم عرضه جهانی نفت را در معرض خطر قرار دهد. همین نگرانی باعث شده است تا بهای نفت به‌طور چشمگیری افزایش یابد و از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کند.

با وجود این، بازارهای آتی و بسیاری از معامله‌گران هنوز بر این باورند که این افزایش پایدار نخواهد بود و قیمت نفت ممکن است تا پایان سال ۲۰۲۶ به حدود ۸۵ دلار در هر بشکه بازگردد.


این شکاف میان ریسک ژئوپلیتیکی و انتظارات بازار، یکی از نشانه‌های همان تاب‌آوری مشروطی است که اکنون در وال‌استریت مشاهده می‌شود.

 

دومین عامل، به انتظارات مربوط به سودآوری شرکت‌های آمریکایی بازمی‌گردد. از زمان نخستین حملات به ایران، برآوردهای مربوط به سود شرکت‌های حاضر در شاخص اس‌اندپی ۵۰۰ برای دوازده ماه آینده نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه افزایش نیز یافته است.

بر اساس داده‌های LSEG، سود هر سهم ۳.۶ درصد افزایش یافته است که سریع‌ترین نرخ رشد در یک بازه زمانی مشابه طی پنج سال گذشته به شمار می‌رود. هرچند برخی منابع داده‌ای دیگر افزایش‌های کمتری را ثبت کرده‌اند، اما جهت کلی برآوردها همچنان صعودی است.

به‌طور طبیعی، انتظار می‌رود شرکت‌های انرژی و به‌ویژه شرکت‌های نفتی، از این شرایط بیشترین نفع را ببرند، در حالی که مصرف‌کنندگان عمده انرژی، مانند صنایع شیمیایی، خطوط هوایی و شرکت‌های کشتیرانی و گردشگری دریایی، فشار بیشتری را تحمل کنند.


با این حال، نکته مهم این است که رشد برآوردهای سودآوری صرفا به بخش انرژی محدود نمانده است.


در تمامی بخش‌ها، بدون استثنا، انتظارات سود افزایش یافته و بخش فناوری بیشترین رشد چهار هفته‌ای خود را از زمان آغاز ثبت این داده‌ها در سال ۱۹۹۵ تجربه کرده است.


این نکته برای بازار آمریکا اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا ساختار کنونی وال‌استریت تا حد زیادی به وزن و جهت‌گیری سهام فناوری وابسته است.

در کنار این عوامل، اقتصاد آمریکا نیز همچنان از نوعی ثبات نسبی برخوردار است. هرچند افزایش قیمت نفت می‌تواند بر مصرف، تورم و رشد اقتصادی فشار وارد کند، اما آمریکا این جنگ را زمانی آغاز کرده است که اقتصادش از موقعیتی نسبتاً نیرومند برخوردار بوده است.

همین مسئله باعث شده است که در مقطع کنونی تنها شمار محدودی از سرمایه‌گذاران وقوع رکود را محتمل بدانند؛ هرچند نگرانی‌ها درباره کندی رشد و تشدید تورم - و در نتیجه سناریوی رکود تورمی - به‌وضوح در حال افزایش است.


در این بارە، رافائل توین، رئیس راهبردهای بازار سرمایه در شرکت تیکیهو کپیتال، می‌گوید اقتصاد آمریکا از یک پایه نیرومند حرکت می‌کند و همین ویژگی امکان جذب شوک و حفظ عملکرد مثبت در طول سال را فراهم می‌سازد.


به باور او، اگر این بحران در بازه‌ای نه‌چندان طولانی مهار شود، تصویر کلی اقتصاد و بازار همچنان باثبات باقی خواهد ماند.


سومین عامل، به خوش‌بینی ساختاری نسبت به هوش مصنوعی مربوط است. در ماه‌های اخیر، امید به موج جدید سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های مرتبط با هوش مصنوعی، از مراکز داده گرفته تا تراشه‌های پیشرفته، به یکی از مهم‌ترین ستون‌های حمایت از بازار سهام آمریکا تبدیل شده است.

سرمایه‌گذاران همچنان بر این فرض تکیه دارند که جریان نقدینگی به سوی این بخش ادامه خواهد یافت و رشد شرکت‌های بزرگ فناوری، حتی در میانه یک بحران ژئوپلیتیکی، متوقف نخواهد شد.

با این حال، این فرض نیز به‌شدت براین اساس حاصل شده است که جنگ طولانی نخواهد شد. اگر ایران یا آمریکا شرایط طرف مقابل برای صلح را غیرقابل‌قبول بدانند، اگر اسرائیل مسیر جنگ را ادامه دهد، یا اگر ایالات متحده به‌سمت استقرار نیروهای زمینی حرکت کند، شرایط می‌تواند به‌طور اساسی تغییر کند.


در صورت تحقق چنین سناریویی، اختلال طولانی‌مدت در تنگه هرمز، افزایش پایدار قیمت انرژی، فشار بر زنجیره‌های تأمین و تشدید ریسک‌های تورمی می‌تواند ارزیابی فعلی بازارها را زیر سؤال ببرد.

با این حال، تا این لحظه، بسیاری از سرمایه‌گذاران هنوز از تمرکز کامل بر سناریوی سقوط خودداری می‌کنند، زیرا آن را سناریویی محتمل، اما نه قطعی، می‌دانند.

در همین زمینه، جورج خوری، رئیس بخش پژوهش و آموزش در شرکت CFI، وضعیت فعلی بازارها را نوعی تاب‌آوری مشروط توصیف می‌کند. به‌گفته او، سرمایه‌گذاران، به‌ویژه در ایالات متحده، هنوز بر کوتاه‌مدت بودن جنگ و نزدیک بودن پایان آن حساب باز کرده‌اند.


همین فرض باعث شده است که واکنش‌های منفی بازار تا این لحظه در محدوده‌ای نسبتا کنترل‌شده باقی بماند. او یادآور می‌شود که از آغاز جنگ تاکنون، شاخص داوجونز حدود ۶ درصد، اس‌اندپی۵۰۰ حدود ۷ درصد و نزدک ۹.۹ درصد کاهش یافته‌اند، در حالی که بازارهای آسیایی، از جمله چین، ژاپن و کره جنوبی، افت‌هایی شدیدتر در بازه ۱۲ تا ۱۵ درصد را تجربه کرده‌اند.

از نگاه او، این تفاوت نشان می‌دهد که بازار آمریکا هنوز وارد مرحله جذب کامل شوک نشده و بخش مهمی از قیمت‌گذاری‌ها همچنان بر فرض کوتاه بودن جنگ استوار است.

خوری تأکید می‌کند که چالش واقعی بازارها نه شدت اثر فوری جنگ، بلکه مدت‌زمان و تداوم آن است. به گفته او، مهم‌ترین عامل در این میان، انباشت روزانه کسری عرضه نفت است که طی بیش از یک ماه گذشته بین ۱۲ تا ۱۳ میلیون بشکه در روز برآورد می‌شود.


ادامه این شکاف می‌تواند به‌تدریج بحران را تشدید کند و اثرات آن را به افق میان‌مدت و بلندمدت بکشاند. از نظر او، بحران عرضه صرفاً به اختلال درعبور و مرور از تنگه هرمز محدود نمی‌شود، بلکه به آسیب‌هایی نیز مرتبط است که به زیرساخت‌های نفتی در ایران و سایر کشورها وارد شده و بازسازی آن‌ها ممکن است ماه‌ها یا حتی سال‌ها زمان ببرد.


در عین حال، او توضیح می‌دهد که بالا ماندن انتظارات سودآوری شرکت‌های آمریکایی، به‌ویژه در بخش فناوری، دلیل اصلی جذب بخشی از شوک بوده است.

اگر این انتظارات تغییر کند و سودآوری شرکت‌های فناوری وارد مسیر نزولی شود، بازار ممکن است وارد مرحله‌ای بسیار حساس‌تر شود و همین بخش، که تاکنون تکیه‌گاه شاخص‌ها بوده، خود به محرک یک موج نزولی گسترده تبدیل شود.

از سوی دیگر، رُلى راشد، تحلیلگر اقتصادی، تاب‌آوری بازار سهام آمریکا را بازتابی از بلوغ سازوکار بازار در مواجهه با شوک‌های ژئوپلیتیکی می‌داند. از نظر او:

بازارها جنگ را نه به‌عنوان یک رویداد واحد، بلکه به‌صورت رشته‌ای از خبرهای پراکنده و مرحله‌به‌مرحله هضم می‌کنند؛ و همین ویژگی مانع شکل‌گیری یک هراس ناگهانی و سراسری می‌شود.

در نتیجه، سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند موقعیت‌های خود را به تدریج بازتنظیم کنند، نه این‌که به‌صورت جمعی و هم‌زمان از بازار خارج شوند. او همچنین یادآور می‌شود که پس از سال‌ها بحران، از همه‌گیری کووید-۱۹ تا جنگ اوکراین و سپس تنش‌های خاورمیانه، سرمایه‌گذاران نهادی، صندوق‌های پوشش ریسک و مؤسسات مالی بزرگ، جنگ را دیگر یک استثنا نمی‌بینند، بلکه آن را بخشی ماندگار از محیط اقتصادی تلقی می‌کنند.


این تغییر روانی، واکنش‌های احساسی را کاهش داده و به تحرکات مبتنی بر راهبردهای حساب‌شده، از جمله جابه‌جایی سریع به سمت بخش‌های دفاعی و دیجیتال، وزن بیشتری داده است.

در مجموع، آنچه امروز در وال‌استریت دیده می‌شود، نه مصونیت در برابر جنگ، بلکه نوعی تاب‌آوری مشروط و محاسبه‌شده است. این تاب‌آوری بر حافظه تاریخی بازار، تداوم سودآوری شرکت‌ها و امید به موتورهای جدید رشد، به‌ویژه هوش مصنوعی، استوار است.

با این حال، این تعادل تا زمانی دوام خواهد داشت که جنگ در سطحی قابل‌مهار باقی بماند و بحران انرژی به یک شوک فرسایشی و ممتد تبدیل نشود.


در صورت عبور از این مرز، همان بازارهایی که امروز آرام به نظر می‌رسند، ممکن است در مرحله بعد با بازتعریف از ریسک، واکنشی به‌مراتب شدیدتر از خود نشان دهند

 
 
bottom of page