top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

صدای خاموش مردم: تفاهم ایران و آمریکا یا تعویق یک بحران؟

  • Jun 19
  • 5 min read



با اعلام تفاهم اولیه میان آمریکا و ایران بر سر برنامه هسته‌ای تهران، جامعه ایران همچنان زیر سایه پیامدهای جنگ ۴۰ روزه، سرکوب داخلی و بحران معیشتی قرار دارد. واکنش‌ها به این تفاهم عمیقاً دوپاره است. گروهی آن را تثبیت حکومت و خیانت به مطالبات مردم می‌دانند. گروهی دیگر از کاهش تنش استقبال می‌کنند. با این حال، بی‌اعتمادی نسبت به دو طرف همچنان گسترده است. بسیاری معتقدند توافق بدون گشایش سیاسی، بهبود معیشت و تضمین حقوق شهروندی، پایدار نخواهد ماند.


برنامە هستەای ایران کە در سال ۱۳۲۹ آغاز و سپس در سال ۱۳۵۳ با تأسیس سازمان انرژی اتمی و امضای قرارداد ساخت نیروگاه اتمی بوشهر وارد مرحلەای جدید شد، بعد از افشای تأسیسات اعلام نشدە و مخفیانە نطنز و اراک در ١٣٨١، آیندە دو نسل از ساکنان ایران را بە تباهی کشانیدە است.


این برنامە جاەطلبانە، کە حداقل بانی دو جنگ و کشتەشدن رهبر ایران، علی خامنەای و تبعات ناپیدای سیاسی در آیندە این کشور شدە است، با دستیابی بە تفاهمی ٦٠ روزە، بحران کنونی را بە صورت موقت تعلیق نمودە است.


نگاهی گذرا بە دورەهای پیشین نشان میدهد کە بە رغم گشایشی نسبی و امضای برجام در سال ١٣٩٤، اما این نقطە پایان پرونده هستەای تهران نبود. با خروج ترامپ رئیس جمهور امریکا از برجام و بعدها فعال شدن مکانیسم ماشه، برجام رسما لغو شد.

اکنون چند هفته پس از پایان جنگ ۴٠ روزه، با انتشار خبر تفاهم ایران و امریکا، واکنش‌های گستردەای در میان مردم شکل گرفته است. این موضوع یکی از محورهای اصلی گفتگوها در فضای عمومی است. دیدگاەها اما بسیار متفاوت است.

 بخشی از مردم فارغ از محتوای آن، این تفاهم را مردود می‌دانند و بە نظر آنها چنین اقدامی فرصت بیشتری برای «آنچه رژیم فاسد» توصیف می‌کنند، فراهم می‌کند.


این بخش همچنین رسیدن به توافق را خیانت به خون هزاران نفری می‌دانند که در جریان خیزش‌های ماەهای گذشته جان باختند.

بخش دیگری نیز کە دیدگاهی نزدیک به این گروه دارند، بیشترین تأثیر این تنش‌ها را بر روی مردم عادی می‌دانند و صاحبان قدرت را بە دور از هر دغدغەای می‌بینند. آنها همچنین معتقدند: بسیاری از خانواده‌ها احساس می‌کنند صدایشان در بحث‌های بین‌المللی درباره ایران شنیده نمی‌شود.

در این میان افرادی به اعدام‌ها و حقوق بشر توجه دارند و نتیجه جنگ اخیر را پوست‌اندازی رژیم دانسته و معتقد هستند با ابقای رژیم، مردم در انتظار سرکوب بیشتر خواهند ماند.

 

 بخشی دیگر نیز با اشاره به نیم قرن تحمل فشار، هنوز به تغییر و روزهای خوب امیدوار هستند. اما امید بستن به بیرون از مرزها را غیرمنطقی و نادرست می‌دانند. به باور این گروه حمله خارجی ممکن است به تضعیف حکومت منجر شود، اما آزادی و دموکراسی به همراه نخواهد داشت.

 

یک فعال سیاسی با تاکید بر نیروی مردم و تغییر از درون، معتقد است دخالت‌های خارجی تنها بر اساس منافع قدرت‌ها صورت می‌گیرد. او می‌گوید:

مردم نباید سرنوشت خود را به قدرت‌های خارجی گره بزنند. در صورت نهایی شدن این توافق، بزرگترین بازنده مردم است.

 گروه دیگری از مردم تداوم تنش‌ها را در یک چرخه تکراری از اختلافات و تنش می‌بینند. به باور آنها پس از این تنش‌ها، طرف‌ها با هم توافق خواهند کرد، پس از مدتی با عدم تعهد یا تفسیرهای متفاوت، دور دیگری از اختلافات بروز می‌کند: تنش‌ها بالا می‌گیرد و باز درگیری شروع می‌شود.

 

در این میان عدەای این تفاهم نامه را شکست چرخه می‌دانند. این گروه با توجه به اقدامات اخیر امریکا و اسرائیل، این بار تفاهم نامه را ابزاری جهت تصرف اورانیوم غنی شدە ایران می‌دانند، کە پس از آن تنش وارد مرحله جدیدی خواهد شد. یک دانش‌آموخته جامعەشناسی پس از این چالش می‌گوید: بازی تازه شروع می‌شود.

در مقابل گروه دیگری، مقطع کنونی را پیروزی جمهوری اسلامی قلمداد می‌کنند و آن را نشان اقتدار و ایستادگی می‌دانند. این دسته امریکا را بازنده جنگ ۴٠ روزه می‌خوانند که جز ضرر و زیان دستاوردی برای واشنگتن نداشته است. یک پیمانکار ساختمانی در این باره می‌گوید: ترامپ احمق بود که برجام را پاره کرد.

دیگر همفکران این گروه مدعی هستند که نظام با همان تفکر رهبر پیشین پابرجاست. اکنون استقلال کشور و باج ندادن به امریکا و اسرائیل را نوعی انتقام از این دو کشور قلمداد می‌کنند.

در میان حامیان حکومت طیف دیگری نیز وجود دارد که این تفاهم را نه پیروزی، بلکه عقب‌نشینی می‌دانند. این گروه که به جریان‌های تندرو و نظامی نزدیک‌اند، راه حل را تنها در جنگ و رویارویی مستقیم با آمریکا و اسرائیل می‌دانند.

 با وجودی که تفاهم موجود میان تهران و واشنگتن یک زمینه مقدماتی برای توافق نهایی است، اما بازخورد آن در جامعه پر‌رنگ است. شکست یا دستیابی به توافق می‌تواند بر تمام جنبەهای زندگی اثرگذار باشد. تاثیر این مذاکرات به اقتصاد و سفره مردم محدود نمی‌شود.

 

در سال‌های اخیر نارضایتی از وضع موجود در خیابان‌ها فریاد زده شد. اعتراضات و خیزش‌های مردمی به شدت سرکوب شدند و بر اساس گزارش نهادهای حقوق بشری، در بحبوحه جنگ شمار بازداشتی‌ها و اعدام زندانیان سیاسی رشد قابل توجهی داشته و آمار اعدام‌ها به شدت بالا رفته است.

در چنین فضایی، بی اعتمادی عمیقی نسبت به هر دو طرف در میان بخشی از جامعە شکل گرفتە است. آنها توافقات سیاسی در سطح کلان را طی سال‌های گذشته، بی اثر در زندگی روزمره تجربه کردەاند و وضعیت کنونی را نتیجه همان روند می‌دانند. تغییر تنها در اوضاع افراد مرتبط با ساختار حکومت و برخوردار از رانت مشاهده شده است.

 در نهایت برخی معتقدند این اختلافات به زنجیرەای از مسائل مرتبط با موجودیت و انکار متقابل دو طرف برمی‌گردد.


بر اساس دیدگاه این طیف از مردم، ایران، اسرائیل را انکار می‌کند و اسرائیل حکومت جمهوری اسلامی را تهدیدی موجودیتی تعریف کردە است.


آنها وجود نیروهای نیابتی ایران که اسرائیل را محاصره کردەاند، موشک‌های دوربرد، اظهارات صریح مقامات ایران مبنی بر نابودی اسرائیل و فناوری هستەای ایران را تهدیدی آشکار بر موجودیت دولت یهود می‌دانند.

بر این اساس به باور این دسته از مردم، هر توافقی میان ایران و امریکا روی یخ نازکی است که علی‌رغم تیترهای خوشبینانە، شکننده و ناموفق خواهد بود.

یک بازنشستۀ آموزش و پرورش در این رابطه می‌گوید: اختلاف اصلی هنوز حل نشده است، موقتاً به تعویق افتاده است، شاید برای چند ماه یا تا پایان جام جهانی.

 

در حالی که مردم با شرایطی بحرانی دست و پنجه نرم می‌کنند، جمهوری اسلامی برای بقای خود در حال معامله است. در این میان، دیدگاەهای مردم بیشتر از آنکە بر امکان بهبود و اصلاح نظام استوار باشد، تداوم حکومت را در دور جدیدی از سرکوب‌ها می‌بینند.

تفاهمنامەای که منجر به توافق نهایی شود، امید مردم برای تغییر ساختاری را همچون حباب روی آب می‌ترکاند.

آنچه مورد انتظار است این است که هر توافقی که به امضا برسد باید به بهبود معیشت مردم، گشایش فضای سیاسی و آزادی‌های اجتماعی همراه باشد، خواستەای که سال‌هاست مردم در داخل و خارج ایران برای آن مبارزه می‌کنند.


bottom of page