ظرفیت بازار نفت برای جذب شوکهای آینده رو به اتمام است

هشدار صندوق بینالمللی پول از یک تغییر ساختاری در ریسک انرژی حکایت دارد: بازار نفت شوک هرمز را نه از طریق رفع اختلال عرضه، بلکه با مصرف ذخایر و ظرفیتهای تعدیلکننده خود مهار کرده است. در نتیجه، ثبات قیمتها میتواند تصویری گمراهکننده از تابآوری بازار ایجاد کند، زیرا ظرفیت مازاد تولید، ذخایر و امکان کاهش بیشتر تقاضا محدود شدهاند. بنابراین، تداوم اختلال در هرمز یا وقوع شوکی همزمان در نقطهای دیگر، میتواند بازار را از مرحله جذب بحران به مرحله بازقیمتگذاری شدید ریسک ژئوپلیتیک سوق دهد و امنیت انرژی را به مسئلهای فراتر از صرف عرضه نفت تبدیل کند.
صندوق بینالمللی پول (IMF) در تازهترین گزارش تحلیلی خود هشدار داده است که بازار جهانی نفت توانست شوک ناشی از بسته شدن تنگه هرمز را با استفاده از سه عامل کاهش تقاضا، افزایش تولید خارج از خلیجفارس و برداشت از ذخایر استراتژیک جذب کند.
با این حال، این ضربهگیرهای جذب شوک اکنون تا حد زیادی تخلیه شدهاند و جهان در صورت بروز هرگونه اختلال جدید در عرضه، با خطر افزایش شدید قیمتها روبرو خواهد شد. بازسازی ذخایر و تنوعبخشی به مسیرهای تامین انرژی، از اولویتهای فوری سیاستگذاری در دورهی پیشرو محسوب میشود.
در تاریخ ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۹ اسفند ۱۴۰۴)، حملات مشترک ایالات متحده و اسرائیل به ایران آغازگر جنگی شد که به بسته شدن تنگه هرمز انجامید.
این تنگه که روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از آن عبور میکند، عملاً به روی کشتیهای مرتبط با آمریکا و اسرائیل بسته شد.
اگرچه تولیدکنندگان حاشیه خلیجفارس مانند عربستان سعودی (از طریق خط لوله به ینبع در دریای سرخ) و امارات متحده عربی (بندر فجیره) تلاش کردند مسیرهای جایگزین ایجاد کنند، این راهکارها اما، تنها کسری از حجم ازدسترفته را جبران کرد، و تا پایان ماه مه، بیش از ۱.۱ میلیارد بشکه نفت خام، معادل حدود ۱۰ روز مصرف عادی جهانی، به بازار نرسیده بود.
این کسری در همان بازهی زمانی، از شوکهای نفتی ۱۹۷۳، جنگ ایران و عراق، و جنگ خلیجفارس نیز فراتر بود.
با وجود پیشبینیهای اولیه مبنی بر جهش قیمت نفت تا ۲۰۰ دلار، قیمت نفت برنت پس از یک افزایش اولیه، در محدوده ۹۰ تا ۱۰۰ دلار در هر بشکه تثبیت شد. صندوق بینالمللی پول سه عامل کلیدی را برای این موضوع شناسایی کرده است:
کاهش تقاضا: افزایش قیمتها مصرف را در سطح جهانی کاهش داد. این کاهش بهویژه در آسیا محسوس بود، جایی که اقتصادها به سمت استفاده از زغالسنگ و انرژیهای تجدیدپذیر روی آوردند. با این حال، تقاضای حملونقل به دلیل وجود سقف قیمت سوخت، یارانهها و معافیتهای مالیاتی، کمتر کاهش یافت, هرچند این سیاستها هزینههای مالی سنگینی بر دولتها تحمیل کرد.
افزایش تولید خارج از خلیجفارس: تولید نفت در خارج از منطقه خلیجفارس تقریباً ۲ میلیون بشکه در روز بالاتر از سطح سال ۲۰۲۵ افزایش یافت. ایالات متحده در صدر این افزایش قرار داشت و ونزوئلا، گویان و روسیه نیز تولید خود را بالا بردند.
برداشت از ذخایر استراتژیک: کسری روزانه حدود ۴ میلیون بشکه در ماههای مارس تا مه تقریباً به طور کامل از طریق برداشت از ذخایر جهانی، شامل ذخایر تجاری چین و ذخایر استراتژیک کشورهای مختلف، پوشش داده شد.
چین با داشتن بزرگترین ذخایر استراتژیک نفت در جهان، نقش کلیدی در این زمینه ایفا کرد.
اکنون اما، صندوق بینالمللی پول تأکید کرده است که این سه ضربهگیر اکنون تا حد زیادی تخلیه شدهاند. ظرفیت مازاد تولید به کار گرفته شده، تقاضا فشرده شده، و ذخایر به شدت کاهش یافته است.
این گزارش تاکید میکند که شوکهای انرژی همچنان تأثیرگذارند. آنچه این بار ضربهی اولیه را مهار کرد این بود که بازارهای انرژی فضای مانور و جذب داشتند. اما با افزایش دوباره تنشها در تنگه هرمز، این فضا کوچکتر شده و همچنان در حال کاهش است و اگر ذخایر بازسازی نشوند، جهان در زمان بروز شوک بعدی در موضع ضعیفتری خواهد بود.
زیرا ذخایر استراتژیک و تجاری نفت در اقتصادهای غربی و آسیایی به سطحی نزدیک به حداقل عملیاتی رسیده است؛ سطحی که زیر آن، سیستمهای توزیع فیزیکی دیگر قادر به عملکرد نخواهند بود.
این گزارش در ادامه میافزاید که حتی در صورت بازگشایی فوری تنگه هرمز، بهبودی کامل زمانبر خواهد بود.
برآوردهای صنعتی نشان میدهد که دو تا سه ماه طول میکشد تا جریان قابلتوجهی از محمولههای نفتی به راه افتاد. نگرانی بلندمدتتر این است که توقف طولانیمدت تولید ممکن است به کاهش دائمی تولید منجر شود، بهویژه در مناطقی که تأمین مالی برای راهاندازی مجدد چاهها با مشکل مواجه است.
در پایان، صندوق بینالمللی پول سه درس کلیدی برای سیاستگذاران جهانی ترسیم کرده است:
الف) بازسازی ذخایر: ضروری است که کشورها ذخایر استراتژیک خود را برای آمادگی در برابر شوکهای آینده بازسازی کنند.
ب) تنوعبندی مسیرها و منابع انرژی: اتکا به یک گذرگاه واحد، اقتصاد جهانی را در برابر رویدادهای امنیتی پیشبینینشده آسیبپذیر میکند.
پ) حمایت هدفمند از مصرفکنندگان: یارانههای سوخت باید بهصورت موقت و متمرکز بر آسیبپذیرترین اقشار جامعه باشد تا ضمن حفظ بودجه دولتها، سیگنالهای قیمتی لازم برای تشویق بهرهوری انرژی نیز حفظ شود.
بە نظر میرسد پیام اصلی گزارش صندوق بینالمللی پول حاکی از این اشارە است که بازار نفت از شوک تنگە هرمز عبور نکرده است، بلکه هزینه مهار آن را از ذخایر، ظرفیت مازاد تولید و کاهش تقاضا پرداخته است.
اکنون با تحلیل رفتن این سه سپر، تابآوری بازار کاهش یافته و اختلال بعدی میتواند با سرعت بیشتری به جهش قیمت و فشار تورمی جهانی تبدیل شود.
بنابراین، بازسازی ذخایر و کاهش وابستگی به گلوگاههای راهبردی، به محور اصلی امنیت انرژی در دوره پس از بحران هرمز تبدیل شده است.











