top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

کردستان و معادله آینده ایران در آستانه تحولات ژئوپلیتیک

  • 4 hours ago
  • 6 min read
لوگوی ائتلاف احزاب سیاسی کردستان ایران
لوگوی ائتلاف احزاب سیاسی کردستان ایران

علی‌اصغر فریدی

 

گفتگو درباره نقش نیروهای کرد در سناریوهای گذار از جمهوری اسلامی، فراتر از یک مناقشه نظامی، به مسئله‌ای امنیتی و منطقه‌ای تبدیل شده است. مدافعان این نقش، با اشاره به تجربه تاریخی، سازمان‌یافتگی و ظرفیت میدانی پیشمرگه‌ها و گریلاها، حذف آنان را نادیده‌گرفتن واقعیت‌های ایران می‌دانند. در مقابل، منتقدان درباره پیامدهای امنیتی، واکنش بازیگران منطقه‌ای و خطر تعمیق شکاف‌های اپوزیسیون هشدار می‌دهند. این بحث به امکان شکل‌گیری همکاری میان نیروهای مخالف و آینده نظم ایران گره خورده است.


در حالی که بحث درباره آینده سیاسی ایران و سناریوهای احتمالی گذار از جمهوری اسلامی شدت گرفته است، نقش نیروهای کرد، به‌ویژه نیروی پیشمرگ و گریلا به یکی از موضوعات بحث‌برانگیز در میان مخالفان حکومت تبدیل شده است.


منتقدان مشارکت نظامی کردها در تحولات احتمالی ایران، نگرانی‌هایی درباره پیامدهای سیاسی و امنیتی چنین حضوری مطرح می‌کنند. با این حال، بسیاری از تحلیلگران معتقدند نادیده گرفتن تجربه تاریخی و ظرفیت‌های نظامی و سیاسی کردها، نوعی چشم‌پوشی از واقعیت‌های میدانی در ایران است.


پرسشی از منتقدان


در این میان، شاهین مدرس، کارشناس روابط بین‌الملل و تحلیلگر مطالعات امنیتی، در گفتگو با آرنا در پاسخ به منتقدان نقش پیشمرگه‌ها و نیروهای گریلا پرسشی صریح مطرح می‌کند.

به گفته او، اگر برخی از مخالفان حکومت به نقش نیروهای پیشمرگ و گریلای کرد اعتقاد ندارند، باید توضیح دهند نیرویی که قرار است در لحظه تعیین‌کننده وارد عمل شود چه کسانی هستند.

او می‌گوید مخالفت با حضور نیروهای کرد در شرایطی که بسیاری از جریان‌های مخالف جمهوری اسلامی فاقد ساختار نظامی مؤثر هستند، پرسش‌برانگیز است.


به باور او، اگر نیروی کارآمدی برای مقابله با حکومت وجود نداشته باشد و در عین حال حضور کردها نیز رد شود، چنین موضعی در عمل به سود جمهوری اسلامی تمام می‌شود.


تجربه‌ای که نادیده گرفته می‌شود


در همین چارچوب، نویسنده و روشنفکر ایرانی فرج سرکوهی نیز بر پیشینه طولانی مبارزه کردها با جمهوری اسلامی تأکید می‌کند.


او یادآوری می‌کند که نیروهای سیاسی کرد از نخستین سال‌های پس از انقلاب ۱۳۵۷ درگیر تقابل با حکومت بوده‌اند و به همین دلیل شناخت عمیقی از پیچیدگی‌های سیاسی، اجتماعی و امنیتی ایران دارند. سرکوهی همچنین به تجربه و جایگاه بین‌المللی برخی از رهبران کرد اشاره می‌کند.

به گفته او، چهره‌هایی مانند عبدالرحمن قاسملو تنها رهبران محلی نبودند، بلکه در سطح جهانی نیز مورد توجه قرار داشتند. او یادآوری می‌کند که سیاستمدارانی چون ویلی برانت و فرانسوا میتران نه تنها درباره مسائل منطقه‌ای بلکه حتی در موضوعات جهانی نیز با قاسملو گفت‌وگو و مشورت می‌کردند.

از نگاه سرکوهی، چنین سابقه‌ای نشان می‌دهد که جریان‌های سیاسی کرد از حساسیت‌های منطقه‌ای و پیامدهای هرگونه تحول سیاسی در ایران آگاه هستند.


طرحی برای آینده ایران


در سطح رسمی نیز رهبران احزاب کرد تأکید می‌کنند که هدف آنها ایجاد یک ساختار دموکراتیک در ایران است.

خالد عزیزی، سخنگوی حزب دموکرات کردستان ایران، در گفت‌وگویی با صدای آمریکا گفته است برنامه این حزب شکل‌دادن به ایرانی دموکراتیک بر پایه مشارکت همه گروه‌ها و تنوعات موجود در کشور است.

به گفته او، در ایران مورد نظر این حزب، همه تنوعات سیاسی، قومی، ملی و مذهبی باید در ساختار قدرت حضور داشته باشند. او تأکید کرده است که این یک برنامه بلندمدت است و اگر دموکراسی در ایران شکل بگیرد، احتمال بازگشت دیکتاتوری به شکل قابل توجهی کاهش خواهد یافت.


ملاحظات منطقه‌ای


با این حال، نقش نیروهای کرد در تحولات احتمالی ایران تنها یک مسئله داخلی نیست و می‌تواند پیامدهای منطقه‌ای نیز داشته باشد.


در گفت‌وگویی با شبکه خبری فاکس نیوز، بافل طالبانی، رئیس اتحادیه میهنی کردستان، درباره تحولات مرتبط با ایران نکاتی قابل توجه مطرح کرده است.


او تأیید کرده است که در مقطعی با دونالد ترامپ گفت‌وگو داشته و او را فردی آرام و خوش‌برخورد توصیف کرده است. در مقابل، درباره تماس خود با وزیر امور خارجه ایران عباس عراقچی گفته است که او در آن گفت‌وگو بسیار ناامید به نظر می‌رسید.

طالبانی همچنین وجود گزارش‌هایی را مبنی بر عبور نیروهای کردستانی از مرز به داخل ایران رد کرده و گفته است که بیشتر نیروهای مؤثر رزمی در خارج از ایران و در مناطق مرزی مستقر هستند. این موضوع از سوی برخی ناظران به فعالیت‌های پژاک مرتبط دانسته شده است.

در عین حال، او نسبت به بزرگ‌نمایی سناریوی تغییر رژیم در ایران نیز هشدار داده است. به گفته او، در حال حاضر نشانه‌ای از یک قیام گسترده در داخل ایران دیده نمی‌شود و به همین دلیل چنین تحولی در کوتاه‌مدت محتمل به نظر نمی‌رسد.


طالبانی همچنین تأکید کرده است که ورود گسترده نیروهای کرد به داخل ایران می‌تواند نگرانی‌های امنیتی جدی در ترکیه ایجاد کند و در چنین شرایطی احتمال واکنش نظامی آنکارا علیه نیروهای کرد نیز وجود خواهد داشت.


مسئله نیروی زمینی در هر تحول سیاسی


در همین زمینه، عدنان حسن‌پور روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی در گفت‌وگویی با آرنا نیوز، درباره این پرسش که آیا تحولات منطقه‌ای می‌تواند به فرصتی برای تغییر در ایران تبدیل شود، بر یک نکته کلیدی تأکید می‌کند:

هیچ حکومتی صرفاً در نتیجه فشار خارجی سقوط نمی‌کند، مگر آنکه نیرویی در داخل یا در میدان وجود داشته باشد که بتواند این فشار را به تغییر واقعی تبدیل کند.

به گفته او، تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که سقوط یک حکومت زمانی ممکن می‌شود که نیرویی سازمان‌یافته در زمین حضور داشته باشد که بتواند در برابر ساختارهای سرکوب حکومت مقاومت کند و آنها را به عقب براند.


این مسئله به‌ویژه در مورد حکومت‌هایی صادق است که از ابزارهای گسترده امنیتی و سرکوب برخوردارند. حسن‌پور همچنین بر بُعد روانی و اجتماعی چنین تحولاتی تأکید می‌کند. به گفته او:

در شرایط جنگ یا بحران امنیتی نمی‌توان از مردم انتظار داشت که به تنهایی دست به انقلاب بزنند. جامعه زمانی به حرکت درمی‌آید که نشانه‌ای از یک نیروی واقعی و قابل اتکا ببیند؛ نیرویی که در لحظه تضعیف دستگاه سرکوب بتواند به نقطه‌ای برای ریزش و پیوستن نیروهای ناراضی تبدیل شود.

به باور او، پیش از این نیز از سوی برخی از جریانها، بارها ادعاهایی درباره ریزش نیروهای حکومتی مطرح شده است، اما در عمل چنین اتفاقی رخ نداده است. دلیل این مسئله نیز به گفته او روشن است:

اگر افرادی در ساختار حکومت بخواهند جدا شوند، باید مقصدی برای پیوستن داشته باشند. بدون وجود یک نیروی سازمان‌یافته و یک جغرافیای امن، چنین ریزشی عملاً امکان‌پذیر نیست.

حسن‌پور برای توضیح این مسئله به تجربه عراق پس از سال ۲۰۰۳ اشاره می‌کند. در آن زمان، اقلیم کردستان به پناهگاهی برای نیروهای مخالف حکومت صدام حسین تبدیل شد. به گفته او، اپوزیسیون سراسری عراق توانست در آن منطقه گرد هم بیاید و در شرایط جنگی برنامه سقوط حکومت را پیش ببرد.


در آن تجربه، وجود یک منطقه امن با ساختار سیاسی و نظامی سازمان‌یافته نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری روند تغییر داشت. او معتقد است:

کردستان نیز به واسطه تاریخ طولانی سازمان‌یابی سیاسی، حضور احزاب فعال و وجود نیروهای مسلحی مانند پیشمرگه‌ها و گریلاها، می‌تواند در سناریوهای آینده نقشی مشابه ایفا کند.

به گفته او، چنین نقشی به معنای اتکا به مداخله خارجی نیست؛ بلکه به معنای ایجاد ظرفیتی است که نیروهای مخالف بتوانند خودشان روند تغییر را پیش ببرند، نه اینکه صرفاً منتظر اقدام قدرت‌های خارجی بمانند.


در عین حال، حسن‌پور از آنچه «شیطان‌سازی از کردستان» می‌نامد نیز انتقاد می‌کند. به گفته او، در برخی جریان‌های سیاسی نوعی نگاه انحصارطلبانه دیده می‌شود که تلاش می‌کند جنبش کردستان را بی‌اعتبار یا غیرقابل اعتماد جلوه دهد.


او هشدار می‌دهد که اگر چنین روایت‌هایی گسترش پیدا کند و نوعی «انسانیت‌زدایی» از فعالان جنبش کردستان شکل بگیرد، می‌تواند به شکاف‌های عمیق‌تری در میان نیروهای مخالف حکومت منجر شود.


با این حال، حسن‌پور می‌گوید تجربه ارتباط با داخل ایران پیش از قطع گسترده اینترنت نشان می‌دهد که چنین دیدگاه‌هایی بیشتر در خارج از کشور مطرح می‌شود. به گفته او، در داخل ایران نگاه بخش قابل توجهی از جامعه نسبت به جنبش کردستان نه تنها منفی نیست، بلکه در بسیاری موارد همراه با نوعی همدلی و نگاه مثبت است.

بحث درباره نقش نیروهای گریلا و پیشمرگ در تحولات آینده ایران، در نهایت تنها به یک مسئله نظامی محدود نمی‌شود. این موضوع در نقطه تلاقی سه سطح مهم قرار دارد: سیاست داخلی ایران، رقابت‌های منطقه‌ای و مسئله چگونگی شکل‌گیری یک نظم سیاسی جدید در کشوری چند ملیتی.

در چنین شرایطی، پرسش اصلی شاید این نباشد که آیا نیروهای کرد می‌توانند در تحولات آینده ایران نقشی ایفا کنند یا نه؛ بلکه این است که آیا نیروهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی خواهند توانست الگویی از همکاری و مشارکت ایجاد کنند که هم واقعیت‌های میدانی را در نظر بگیرد و هم از تبدیل شدن این تحولات به بحرانی گسترده در منطقه جلوگیری کند.

 
 
bottom of page