top of page
Asset 240.png

نتایج جستجو

2223 results found with an empty search

  • نشانه‌های آشکار از شکاف در بلوک عربی خلیج فارس

    پس از آغاز تنش‌ها و درگیری‌های اخیر میان ایران و ائتلاف اسرائیل- آمریکا، نشانه‌هایی از آغاز جنگ سرد میان امارات متحده عربی و عربستان سعودی بەچشم میخورد که می‌تواند اولین نشانه‌ها از فروپاشی اتحاد عربی باشد. واقعیت‌های میدانی حاکی از آن است که شکاف میان دو قدرت اصلی خلیج، یعنی امارات متحده عربی و عربستان سعودی، وارد مرحله‌ای جدید و جدی شده است. رقابت دیرینە میان دو قدرت اصلی کشورهای عربی حوزه خلیج، ریشه در اختلاف بر سر رهبری منطقه، سیاست نفتی و نفوذ در پرونده‌های آفریقایی دارد و می‌تواند توازن قدرت در خاورمیانه را به شکل قابل توجهی تغییر دهد. در سال‌های اخیر، منطقه خلیج فارس که همواره نماد انسجام و همکاری اقتصادی و سیاسی در جهان عرب به شمار می‌رفت، وارد مرحله‌ای از تحولات عمیق و پیچیده شده است. نشانه‌های متعدد حاکی از آن است که اتحاد دیرینه میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی در حال تبدیل شدن به رقابتی راهبردی است. این رقابت که بیشتر به صورت پنهان و سرد پیش می‌رود، می‌تواند ساختار سیاسی، اقتصادی و امنیتی خاورمیانه را برای سال‌های آینده بازتعریف کند. تحولات در کشورهای حوزە خلیج، فراتر از اختلافات معمولی میان دو کشور همسایه یعنی امارات و عربستان است. آنچه در جریان است، نوعی جدایی آرام، اما اساسی است که می‌تواند، ائتلاف‌های نیم قرن گذشته را از درون تغییر می‌دهد. نبرد اصلی در واقع بر سر نفقذ، منابع و الگوهای توسعه در آینده است. ریشه‌های تاریخی اتحاد و آغاز شکاف‌ها عربستان سعودی و امارات متحده عربی سال‌ها به عنوان دو ستون اصلی سیاست‌های محافظه‌کارانه منطقه عمل کرده‌اند. همکاری نزدیک آن‌ها در مسائل امنیتی، از جنگ یمن گرفته تا رویکردهای مشترک در برابر چالش‌های خارجی، نمونه‌ای از این همبستگی بود. شورای همکاری خلیج و هماهنگی در سازمان اوپک نیز نمادهای بارز اتحاد میان امارات متحده عربی و عربستان سعودی به شمار می‌رفتند. تحولات جهانی و منطقه‌ای، از جمله تغییرات در بازار انرژی، تنش‌های ژئوپلیتیکی و اولویت‌های توسعه ملی، این پیوند را تحت فشار قرار داده است. هر دو کشور اکنون با چشم‌اندازهای بلندمدت خود پیش می‌روند و منافع ملی‌شان را در صدر قرار داده‌اند. این تغییر اولویت‌ها، زمینه‌ساز رقابت‌هایی شده که قبلا در سایه اتحاد پنهان می‌ماند. بحران تنگه هرمز و پایان امنیت جمعی یکی از نقاط کلیدی این تحول، بحران‌های مرتبط با تنگه هرمز است. سکوت و احتیاط عربستان سعودی در برابر برخی فشارها برای استفاده از امکانات نظامی و حریم هوایی، نشان‌دهنده تغییر محاسبات راهبردی است. ریاض ترجیح داده است تا درگیر پروژه‌هایی نشود که ممکن است منطقه را به سمت درگیری‌های گسترده و فرسایشی سوق دهد. این رویکرد حاکی از آن است که مفهوم امنیت جمعی در کشورهای حوزە خلیج فارس به شدت تضعیف گشتە و کشورها بیشتر به عنوان واحدهای مستقل عمل می‌کنند. رویدادهایی مانند حمله به برخی تاسیسات، از جمله بندر الفجیره، نیز در این چارچوب قابل بررسی است. چنین حوادثی پیام‌هایی روشن ارسال می‌کنند که نشان می‌دهد هیچ کشوری مصون از پیامدهای بی‌ثباتی منطقه‌ای نیست و انحراف از توازن می‌تواند هزینه‌های سنگینی داشته باشد. این رویدادها نشان از آن دارد که، دوران تصمیم‌گیری‌های جمعی در منطقه خلیج فارس به پایان رسیده و هر بازیگر بر اساس ارزیابی‌های مستقل خود حرکت می‌کند. رقابت اقتصادی و نبرد بر سر نفت مهم‌ترین و اصلی‌ترین بخش این تحولات شاید، بخش اقتصادی آن باشد. تلاش امارات برای افزایش تولید مستقل نفت و حرکت به سمت بازارهای جدید با ابزارهای مالی متنوع، فضایی از رقابت ایجاد کرده است. این اقدامات را می‌توان تلاش برای کاهش وابستگی‌ها و کسب استقلال بیشتر در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی دانست. در مقابل، عربستان سعودی نیز برای حفظ نقش محوری خود در بازار انرژی و کنترل قیمت‌ها، گزینه‌های مختلفی را در نظر دارد. رقابت دیگر محدود به سهمیه‌های تولیدی نیست، بلکه نبرد میان دو مدل توسعه متفاوت است. عربستان در پی تبدیل پایتخت به مرکزی جهانی برای اقتصاد و تجارت بودە، و امارات در تلاش برای تقویت موقعیت خود به عنوان هاب مالی و لجستیکی منطقه است. این رقابت از جلسات بسته شورای همکاری به بازارهای بین‌المللی کشیده شده و هماهنگی سابق را به چالش کشیده است. کنترل جریان نفت و قیمت آن همچنان اهرم قدرتمندی برای تأثیرگذاری بر تحولات سیاسی و امنیتی به شمار می‌رود. نشست‌های اخیر و نشانه‌های فروپاشی انسجام نشست‌های اخیر سران کشورهای حوزە خلیج، مانند نشست جده، تصویری روشن از عمق شکاف‌ها را ارائه میدهد. سطح مشارکت برخی کشورها و غیبت یا حضور محدود دیگران، نشان‌دهنده فقدان اجماع کامل بود. اختلاف‌نظرها بر سر بیانیه‌ها و رویکردهای مشترک، آشکار ساخت که انسجام گذشته دیگر به راحتی قابل بازسازی نیست. این رویدادها حاکی از ورود به مرحله‌ای جدید است که در آن توازن قدرت‌ها بازتعریف می‌شود و کشورها بر اساس منافع فوری و بلندمدت خود تصمیم‌گیری می‌کنند. پیامدهای منطقه‌ای و جهانی تحولات این جنگ سرد پیامدهای گسترده‌ای به همراه دارد. از نظر امنیتی، تضعیف نهادهای جمعی مانند شورای همکاری می‌تواند به شکل‌گیری ائتلاف‌های جدید و تاکتیکی منجر شود. از منظر اقتصادی، رقابت بر سر بازارهای بزرگ آسیا، تغییرات ارزی و تحول در سازمان‌های انرژی بین‌المللی را شتاب می‌بخشد. در سطح سیاسی نیز، تقویت گرایش به تصمیم‌گیری‌های ملی به جای رویکردهای بلوکی مشاهده می‌شود. این تغییرات می‌تواند فرصت‌هایی برای تنوع‌بخشی اقتصادی ایجاد کند، اما همزمان خطر افزایش بی‌ثباتی و بهره‌برداری قدرت‌های خارجی را نیز به همراه دارد. کشورهای میانی مانند عمان ممکن است نقش‌های تعادل‌بخش یا میانجی‌گری بیشتری ایفا کنند. افقهای پیش رو جنگ سرد میان متحدان سنتی کشورهای حوزە خلیج فارس، پایان دوران اتحادهای گسترده و نفت‌محور را نوید می‌دهد. ریاض و ابوظبی هر دو با برنامه‌های توسعه جسورانه خود، اکنون در موقعیتی قرار گرفته‌اند که رقابت هوشمندانه را با همکاری انتخابی ترکیب کنند. آینده منطقه به نحوه مدیریت این رقابت بستگی دارد. اگر این جدایی آرام به سمت تعادل جدید هدایت شود، می‌تواند به تقویت تاب‌آوری اقتصادی و سیاسی کشورها کمک کند. اما در صورت تشدید، خطر بی‌ثباتی بیشتر و پیچیده‌تر شدن معادلات منطقه‌ای وجود دارد. تحولات اخیر در این حوزە نشان می‌دهد که دوران محاسبات ساده اتحاد و دشمنی به سر آمده و جای خود را به سیاست‌های پیچیده‌تر مبتنی بر منافع ملی دقیق و رقابت راهبردی داده است. نظارت بر روندهای آتی، از جمله واکنش‌ها به تحولات جهانی انرژی و سیاست‌های قدرت‌های بزرگ، کلیدی برای درک جهت‌گیری‌های آینده خواهد بود

  • پیامدهای جنگ، اقتصاد ایران و وضعیت امنیتی در کردستان را وارد مرحله‌ای بحرانی کرده است

    چند هفته پس از پایان جنگ ۴۰ روزه میان جمهوری اسلامی ایران و ائتلاف آمریکا و اسرائیل، پیامدهای بحران از حوزه نظامی فراتر رفته و به لایه‌های اقتصادی، اجتماعی و امنیتی جامعه ایران نفوذ کرده است. افزایش بیکاری، تورم بی‌سابقه، رکود صنایع، فروپاشی بخشی از اقتصاد دیجیتال و تشدید فضای امنیتی، نشان می‌دهد ایران وارد مرحله‌ای از فرسایش چندلایه شده است. در این میان، کردستان که پیش از جنگ نیز با توسعه‌نیافتگی و فشارهای امنیتی روبه‌رو بودند، اکنون بیش از سایر مناطق تحت تأثیر هم‌زمان بحران اقتصادی، نااطمینانی سیاسی و نگرانی از گسترش درگیری‌ها قرار گرفته‌اند. چند هفته پس از پایان جنگ ۴۰ روزه میان جمهوری اسلامی ایران از یک سو و ایالات متحده و اسرائیل از سوی دیگر، آثار بحران دیگر تنها در تصاویر ساختمان‌های ویران‌شده و پایگاه‌های بمباران‌شده دیده نمی‌شود. جنگ اکنون به بخشی از زندگی روزمره مردم نفوذ کرده و اقتصاد، بازار کار، امنیت اجتماعی و معیشت میلیون‌ها نفر را تحت تاثیر قرار داده است. در حالی که حکومت ایران همچنان تلاش می‌کند تصویری از کنترل خود بر امور و ثبات کشور را ارائه دهد، گزارش‌های اقتصادی و روایت‌های میدانی از شهرهای مختلف نشان می‌دهد ایران وارد یکی از دشوارترین دوره‌های اقتصادی و اجتماعی دهه‌های اخیر شده است. این دورە که جنگ، تورم، بیکاری، قطع اینترنت و عدم اطمینان سیاسی از عناوین آن هستند، به طور همزمان بر جامعه فشار وارد می‌کنند. بر اساس گزارش‌های رسمی، صدها هزار شغل طی هفته‌های پس از جنگ از بین رفته و برخی مقام‌های دولتی از نابودی مستقیم و غیرمستقیم نزدیک به یک میلیون شغل سخن گفته‌اند. این گزارشها از حجم رو بە افزایش در حالی روی میدهد کە اقتصاد ایران پیش از جنگ نیز با بحران روبه‌رو بود و نرخ بیکاری در میان جوانان ۱۸ تا ۳۵ ساله در سطح بالایی قرار داشت. بخش بزرگی از صنایع بزرگ ایران، از فولاد و پتروشیمی تا خودروسازی و قطعه‌سازی، یا مستقیماً آسیب دیده‌اند یا به دلیل اختلال در واردات، حمل‌ونقل و تامین انرژی فعالیت خود را کاهش داده‌اند. بسیاری از کارخانه‌ها اکنون با حداقل ظرفیت کار می‌کنند و شمار زیادی از کارگران یا اخراج شده‌اند یا تنها با حداقل حقوق مشغول به کار هستند. همزمان گزارش‌هایی نیز از تعطیلی کارگاه‌ها و تعدیل نیرو در شهرک‌های صنعتی تهران، البرز، قزوین، اصفهان و خوزستان منتشر شده است. تورم نیز به شکل کم‌سابقه‌ای افزایش یافته است. نرخ تورم سالانه از مرز ۵۳ درصد عبور و قیمت مواد غذایی در برخی اقلام بیش از ۱۱۹ درصد افزایش یافته است. علاوه بر کالاهایی مانند روغن، مرغ، تخم‌مرغ و لبنیات که در حال حاضر تهیه آنها برای بسیاری از خانواده‌ها دشوار شده است، بخشی از جامعه ناچار به حذف گوشت، میوه و برخی اقلام ضروری از سبد غذایی خود شده است. همچنین تورم در بخش مسکن نیز وضعیت را بیش از پیش برای مردم بحرانی کرده است. احمد که در یکی از شعبه‌های بیمه ایران در شهر ری کار می‌کند به آرنانیوز می گوید که نصف حقوق خود را تنها برای اجاره بها می‌دهد. به گفته این شهروند، اجاره بها و نرخ مسکن در تهران در مقایسه با پیش از جنگ به صورت میانگین بیش از ٤٠ درصد افزایش یافته است. در چهار استان‌ آدربایجان غربی، کرمانشاە، ایلام و کردستان، فشار اقتصادی حتی شدیدتر از میانگین کشوری توصیف می‌شود. این مناطق پیش از جنگ نیز با بیکاری و توسعه‌نیافتگی روبه‌رو بودند، اما جنگ و رکود اقتصادی وضعیت را پیچیده‌تر کرده است. بازارهای مرزی دچار رکود شده‌اند، بخشی از تجارت غیررسمی مرزی متوقف شده و کاهش سفرهای داخلی و نااطمینانی امنیتی، اقتصاد محلی را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. به گفته مدیرکل توسعه گردشگری وزارت میراث فرهنگی، دست‌کم یک میلیون و ۶۰۰ هزار نفر در بخش گردشگری بیکار شده‌اند. یکی از مهم‌ترین و کم‌تر دیده‌شده‌ترین پیامدهای جنگ، تاثیر قطع طولانی‌مدت اینترنت بر اقتصاد آنلاین و مشاغل دیجیتال بوده است. طی دو ماه گذشته، قطعی گسترده اینترنت بسیاری از فروشگاه‌های آنلاین، فریلنسرها، برنامه‌نویسان و تولیدکنندگان محتوا را فلج کرده و درآمد بخش بزرگی از آنها را به صفر رسانده است. در حال حاضر، به گفته کاربران، تنها راه دسترسی آزادتر به اینترنت خرید اینترنت بدون فیلتر از واسطه‌هاست. قیمت دسترسی بە این نوع از اینترنت در برخی از موارد، هر گیگابایت آن بە یک میلیون تومان رسیده است. بسیاری دیگر نیز ناچار به استفاده از اپلیکیشن‌های داخلی و غیرقابل اعتماد مانند “بله” شده‌اند. هێرۆ که صاحب یک کسب‌وکار بوم‌گردی در یکی از روستاهای کردستان است، می‌گوید قطع اینترنت و افزایش هزینه‌های زندگی او را در آستانه ورشکستگی قرار داده است. او توضیح می‌دهد که پیش‌تر از طریق اینستاگرام مشتری جذب می‌کردند، اما اکنون با قطع دسترسی مردم، عملاً کسی از وجود این اقامتگاه‌ها اطلاعی ندارد. به گفته او، افزایش شدید قیمت کالاهای اساسی نیز وضعیت را دشوارتر کرده است. در کنار بحران اقتصادی، کردستان همچنان با وضعیت امنیتی پیچیده‌ای روبه‌رو است. بر اساس اطلاعات میدانی، بسیاری از پایگاه‌های نظامی و مراکز وابسته به سپاه پاسداران در جریان حملات هوایی آسیب دیده یا تخریب شده‌اند، اما حضور نیروهای امنیتی همچنان گسترده است. در شهرهای مختلف کردستان، نیروهای امنیتی با ایجاد ایست‌های بازرسی و گشت‌های شبانه تلاش می‌کنند کنترل اوضاع را حفظ کنند. بر اساس اطلاعات رسیده به به آرنانیوز توقف جنگ و عدم ورود نیروهای کُرد به درگیری‌ها، موجب افزایش روحیه نیروهای محلی وابسته به سپاه شده است. به گفته یکی از شهروندان کرد در گفتگو با آرنا نیوز، پیش از جنگ بسیاری از نیروهای محلی از ترس واکنش مردم تمایل کمتری به حضور علنی در سطح شهر داشتند، اما اکنون حضور امنیتی آنها آشکارتر شده است. با وجود این فضای امنیتی، بخش بزرگی از جامعه کردستان همچنان نسبت به ورود مستقیم احزاب کُرد به جنگ محتاط است. اگرچه بسیاری از مردم از ائتلاف احزاب کُرد استقبال کرده‌اند، اما نگرانی از تبدیل شدن کردستان به میدان جنگ گسترده همچنان جدی است. شوان، فعال مدنی اهل دهگلان، می‌گوید بخش مهمی از جامعه کُردستان معتقد است هرگونه ورود نظامی بدون تضمین‌های روشن بین‌المللی می‌تواند به فاجعه‌ای انسانی منجر شود. به گفته او، بسیاری نگران‌اند که در صورت گسترش درگیری‌ها، مناطق کردنشین هدف حملات تلافی‌جویانه جمهوری اسلامی قرار گیرند. او در عین حال تأکید می‌کند که ترس از جنگ تنها نگرانی جامعه نیست. شوان می‌گوید: گرچه ترس مردم از جنگ زیاد است، اما ترس از بقای جمهوری اسلامی بسیار بیشتر است. بسیاری از مردم معتقدند اگر حکومت باقی بماند، اعدام‌ها، فشارهای امنیتی و سرکوب گسترده‌تر خواهد شد. در نتیجە تداوم جنگ فرسایشی میان جمهوری اسلامی ایران و ائتلاف آمریکا- اسرائیل، ایران وارد مرحله‌ای از بی‌ثباتی مزمن اقتصادی، اجتماعی و امنیتی شده است که حتی با توقف درگیری‌های مستقیم نیز پایان نخواهد یافت. تشدید بحران معیشتی، گسترش بیکاری، فرسایش طبقه متوسط و محدودتر شدن فضای سیاسی، شکاف میان حکومت و جامعه را عمیق‌تر خواهد کرد. در کردستان نیز، افزایش حضور نیروهای امنیتی، تداوم رکود اقتصادی و نگرانی از گسترش درگیری‌ها، زمینه بازگشت دوباره مطالبات سیاسی و اجتماعی را فراهم کرده است. با این حال، فقدان چشم‌اندازی روشن برای تغییر ساختار سیاسی در ایران و احتمال تبدیل شدن کردستان به عرصه تقابل‌های منطقه‌ای، جامعه کُرد را در موقعیتی پیچیده و پرهزینه قرار داده است.

  • جنگ ائتلاف اسرائیل و آمریکا با ایران، از تبعات درازمدت بر منطقە برخوردار خواهد بود

    تنظیم: سمیە توحیدی جنگ ائتلاف آمریکا و اسرائیل علیه ایران، فراتر از ابعاد نظامی، شکنندگی ساختار اقتصادی و امنیتی کشورهای حوزە خلیج فارس را آشکارتر کردە است. انسداد تنگه هرمز، حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی ایران و گسترش نااطمینانی ژئوپلیتیک، نه تنها بازار انرژی و تجارت جهانی را تحت فشار قرار دادە است، بلکه پروژه‌های بلندپروازانه کشورهای خلیج برای گذار به اقتصادهای پس از نفت را نیز با چالش جدی روبه‌رو ساختە است. کاهش اعتماد سرمایه‌گذاران، رکود گردشگری و افزایش هزینه‌های امنیتی نشان می‌دهد تداوم جنگ می‌تواند اولویت‌های اقتصادی و راهبردی منطقه را به شکلی بنیادین دگرگون کند. انتظار میرود تحت تبعات درازمدت جنگ ائتلاف آمریکا و اسرائیل علیه ایران، کشورهای حوزە خلیج برای سال‌های طولانی تحت تأثیر قرار گرفتە و برنامه‌های این کشورها برای جست‌وجوی آینده‌ای پس از نفت با اختلال جدی روبه‌رو شود. همانگونە کە چندین سال قبل، پی بینی میشد آسیب‌پذیری‌های ساختاری امنیتی و چالش‌های جغرافیایی، اقتصاد مبتنی بر سوخت‌های فسیلی را در منطقه تهدید نماید، اکنون انسداد تنگە هرمز و تبعات ناشی از حملات موشکی و پهبادی ایران بە کشورهای حوزە خلیج فارس، بخش‌های نوظهور اقتصادی منطقە را نیز در معرض خطر قرار داده‌ است. در نتیجە تبعات این دو متغیر اصلی بر حوزە اقتصاد و امنیت منطقە، اعتماد سرمایه‌گذاران خارجی تا حدی متزلزل و اعتبار کشورهای ثروتمند خلیج به‌عنوان محیطی امن برای تجارت و سرمایه‌گذاری تضعیف گشتە است. برای نمونە، کمبود شدید سوخت، تعطیلی کارخانه‌ها و افزایش قیمت کودهای شیمیایی در سطح جهانی، از پیامدهای اختلال در عبور و مرور از تنگه هرمز تا کنون به شمار رفتەاند. این وضعیت، رهبران کشورهای آسیایی را وادار کرده است وابستگی خود را به کشورهای خلیج در حوزه تجارت را مورد بازنگری قرار دهند. زیرا چنین معضلی، هزینه‌ها را در سطح جهانی افزایش دادە و هم‌زمان پرسش‌هایی را نیز درباره توان شرکت‌های غربی برای جذب سرمایه‌گذاری از کشورهای نفت‌خیز، همانند گذشته، مطرح کردە است. بخش دیگر این تهدید، ناشی از حملات مستقیم پهبادی و موشکی جمهوری اسلامی ایران است. شرکت‌های مالی درباره گسترش فعالیت‌های خود در منطقه‌ای که ممکن است دفاتر آن‌ها هدف حملات پهپادی قرار گیرد، دچار تردید شده‌اند. گردشگران سفرهای خود را لغو کرده‌اند و شورای جهانی سفر و گردشگری برآورد کرده است جنگ، تنها در هفته‌های نخست، روزانه ۶۰۰ میلیون دلار خسارت ناشی از کاهش درآمد گردشگری را به منطقه وارد کرده است. شرکت‌های فناوری با خطر از دست دادن حمایت مالی دولتی برای پروژه‌های عظیم مراکز داده روبه‌رو هستند و بخش املاک نیز وارد رکودی شدید شده است، زیرا کارگران خارجی که موتور اصلی رشد این بخش محسوب می‌شوند، در تصمیم خود برای مهاجرت به منطقه تجدیدنظر می‌کنند. درآمدهای نفت و گاز که همچنان ستون اصلی تأمین مالی پروژه‌های توسعه اقتصادی منطقه به شمار می‌روند، با ادامه جنگ و عدم دستیابی بە یک راه‌حل سیاسی، روزبه‌روز مبهم‌تر می‌شوند. برای نمونە، امارات متحده عربی و عربستان سعودی خطوط لوله‌ای را در اختیار دارند که امکان دور زدن تنگه هرمز را فراهم می‌کند، اما کویت، قطر و بحرین عملا در موقعیتی بدون مسیر جایگزین قرار گرفته‌اند. از همین رو، این کشورها با فشار اقتصادی سنگین‌تری روبه‌رو هستند. بر اساس برآوردها مالی، کویت و بحرین شاهد از بین رفتن میلیاردها دلار از درآمدهای ماهانه خود بوده‌اند و بحرین نیز پس از توقف صادرات اصلی‌اش، با کاهش رتبه اعتباری از سوی مؤسسه مودیز روبه‌رو شده است؛ به‌طوری که چشم‌انداز اعتباری این کشور از «باثبات» به «منفی» تغییر یافته است. برنامه قطر برای استفاده از زیرساخت‌های عظیم صادرات گاز طبیعی به‌منظور حمایت از اقتصاد خود نیز با تردید جدی مواجه شده است، زیرا توقف صادرات و آسیب شدید به تأسیسات تولید در نتیجه حملات ایران، توان این کشور را کاهش داده است. کشورهای خلیج تلاش می‌کنند از طریق خطوط لوله در عربستان و امارات و همچنین شبکه‌های حمل‌ونقل زمینی در عربستان و عمان، مسیرهای جایگزینی برای صادرات نفت و واردات کالا ایجاد کنند، اما جنگ بار دیگر میزان آسیب پذیربودن ساختار اقتصادی و امنیتی این کشورها را آشکار کرده است. در مقابل، ایران، هم‌زمان با تشدید کنترل خود بر تنگه هرمز، خط لوله نفت شرق به غرب و بندر فجیره در امارات را نیز هدف قرار داده است. تحلیلگران هشدار می‌دهند این تهدیدها ممکن است سال‌ها ادامه پیدا کند، زیرا دستیابی به توافقی پایدار که خطر ازسرگیری درگیری‌ها را از میان ببرد، بیش از پیش دور از دسترس به نظر می‌رسد. کشورهایی که از شوک‌های قیمتی ناشی از جنگ آسیب دیده‌اند، به‌سرعت به‌دنبال منابع جایگزین انرژی رفته‌اندمکه می‌تواند در بلندمدت تقاضای جهانی برای نفت و گاز را کاهش دهد. رهبران کشورهای خلیج همچنان بر توانایی خود برای اجرای برنامه‌های توسعه‌ای تأکید دارند. دولت امارات اعلام کرده است این کشور راهبردهای اقتصادی آینده‌نگرانه‌ای را در پیش گرفته که توان مقابله با فشارهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی را تقویت می‌کند. در واکنش بە این عملات مستقیم و تبعات ناشی از سایە جنگ، میلیاردها دلار خسارت واردشده به زیرساخت‌ها، افزایش تهدیدهای امنیتی از سوی ایران و کاهش درآمدهای نفتی، دولت‌های منطقه منابع مالی اختصاص‌یافته به پروژه‌های خارجی را به نیازهای داخلی منتقل کنند. این منابع اکنون صرف بازسازی و ساخت تأسیسات تولید نفت و گاز، احداث خطوط لوله جدید برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز و افزایش هزینه‌های نظامی می‌شود. این تحولات کوتاه‌مدت نیستند، بلکه بیانگر تغییری عمیق و احتمالا دائمی در اولویت‌های اقتصادی منطقه به شمار می‌روند. عربستان سعودی بخشی از پروژه چشم‌انداز ۲۰۳۰ را که با هدف تنوع‌بخشی به اقتصاد طراحی شده بود، کوچک‌تر کرده است. ریاض برخی سرمایه‌گذاری‌های اختیاری، از جمله کمک ۲۰۰ میلیون دلاری به اپرای متروپولیتن نیویورک را متوقف و قصد دارد حمایت مالی از مسابقات گلف لیو را نیز پایان دهد. شرکت‌های بزرگ فناوری که برای تأمین مالی پروژه‌های عظیم مراکز داده در خاورمیانه و آمریکا به سرمایه سعودی متکی بودند، ممکن است ناچار شوند منابع مالی جایگزین پیدا کنند. فشارهای اقتصادی تنها شرکت‌های خارجی را تحت تأثیر قرار نداده است. در کویت، پیامدهای جنگ نشان داده است ادامه سیاست برق رایگان برای شهروندان و شرکت‌ها ممکن است پایدار نباشد. هم‌زمان با افزایش تقاضا و کمبود عرضه، قطعی برق شدت گرفته است، زیرا دولت به دلیل هزینه سنگین یارانه‌ها تمایلی به ساخت نیروگاه‌های جدید ندارد. برخی کشورهای خلیج ناچار خواهند شد در یارانه‌های گسترده و خدمات رایگانی که به یکی از ویژگی‌های اصلی اقتصادهای منطقه تبدیل شده‌اند، تجدیدنظر کنند. هم‌زمان، بخش‌های گردشگری و املاک، که رهبران خلیج آن‌ها را نماد موفقیت اقتصادی معرفی می‌کردند، با فشارهای شدیدی روبه‌رو شده‌اند. کاهش شدید شمار گردشگران، بخش مهمان‌داری را با بحران مواجه کرده است. هتل‌هایی که پیش‌تر مملو از گردشگران بودند، فعالیت خود را متوقف کرده‌اند و بسیاری از رستوران‌ها با خطر تعطیلی روبه‌رو شده‌اند. حتی رستوران‌هایی که همچنان فعال هستند، ناچار شده‌اند مواد اولیه وارداتی را از فهرست غذایی خود حذف کنند. شهروندان اماراتی و خارجی‌هایی که همچنان در دبی مانده‌اند، تلاش می‌کنند با افزایش هزینه‌کرد داخلی بخشی از این خلأ را جبران کنند. پس از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در اواخر فوریه، شمار جست‌وجوها برای خرید ملک در وب‌سایت «پراپرتی فایندر» ۷۰ درصد کاهش یافتە است. هرچند میزان جست‌وجوها متعاقبا تا ۸۰ درصد سطح پیش از جنگ چهل روزو بازگشتە است، اما حجم معاملات همچنان حدود ۶۰ درصد کمتر از دوره پیش از جنگ باقی مانده است. در عین حال، شرکت‌هایی که به‌دنبال جذب سرمایه هستند، اکنون با این پرسش روبه‌رو شده‌اند که در شرایط کاهش جذابیت چین به دلیل تنش‌های سیاسی، برای تأمین منابع مالی باید به کجا مراجعه کنند. صندوق‌های ثروت ملی در خاورمیانه همچنان میلیاردها دلار دارایی را کنترل می‌کنند و بسیاری از شرکت‌های غربی هنوز برای تأمین سرمایه به این منابع مالی وابسته هستند. در نتیجە جاه‌طلبی‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران، بعد ایدئولوژیک سیاست خارجی و تذبذب دونالد ترامپ برای تغییر رژیم در ایران، خاورمیانه وارد مرحلەای از بی‌ثباتی ساختاری شدە است کە پیامدهای آن فراتر از میدان جنگ خواهد بود. با وجود هماهنگی نظامی میان آمریکا و اسرائیل در تقابل با ایران، اهداف راهبردی دو طرف کاملا یکسان نیست. اسرائیل، بە دلیل درک تهدیدی وجودی از سوی جمهوری اسلامی، بیش از هر چیز بە دنبال تضعیف بلندمدت ساختار نظام و محدودسازی دائمی توان هسته‌ای و موشکی ایران است، در حالی کە سیاست آمریکا، بەویژە در دورە ترامپ، میان مهار، فشار حداکثری و تغییر رژیم در نوسان باقی ماندە است. در چنین فضایی، آنچە امروز در منطقە خلیج در جریان است، صرفا یک بحران موقت امنیتی نیست، بلکە آغاز بازتعریف توازن اقتصادی، انرژی و ژئوپلیتیک در منطقه است. انسداد یا ناامن شدن تنگه هرمز، فرسایش اعتماد سرمایه‌گذاران و انتقال منابع مالی کشورهای خلیج از پروژه‌های توسعەای بە هزینه‌های امنیتی و نظامی، می‌تواند روند گذار این کشورها بە اقتصادهای غیرنفتی را برای سال‌ها مختل سازد. هم‌زمان، حرکت تدریجی قدرت‌های آسیایی و غربی بە سوی منابع جایگزین انرژی، این احتمال را تقویت می‌کند کە جنگ کنونی، در بلندمدت، جایگاه سنتی خلیج فارس در اقتصاد جهانی را نیز دستخوش تحول کند.

  • رد پای «آب توازن» نفتکش‌ها در آلودگی جزیره خارک

    یحیی سرخانی در روزهای اخیر، انتشار تصاویر و گزارش‌هایی از وجود یک لکه‌ بزرگ نفتی در آب‌های اطراف جزیره خارگ، نگرانی‌های جدی را در میان افکار عمومی، فعالان محیط‌زیست و مقام‌های محلی ایجاد کردە است. خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران، در تیتری جنجالی نوشت، آیا ایران ذخایر نفتی خارک را به دریا می‌ریزد؟ همین نوشته و وجود لکه‌های بزرگ نفتی در خیلج فارس، نگرانی شدیدی میان طرفداران محیط زیست به وجود آورد. جزیره خارک به عنوان یکی از مهم‌ترین مراکز صادرات نفت ایران، از نقشی حیاتی در اقتصاد انرژی این کشور برخوردار است. این جزیره نه تنها میزبان تأسیسات عظیم پایانه‌های نفتی ایران است، بلکه اکوسیستم دریایی پیرامون آن نیز از تنوع زیستی قابل توجهی برخوردار است. بنابراین، هرگونه آلودگی در این منطقه می‌تواند پیامدهای زیست‌محیطی، اقتصادی و حتی امنیتی گسترده‌ای به همراه داشته باشد. تصاویر منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی، لکه‌های تیره‌رنگ را بر سطح آب نشان می‌دادند که به سرعت توجه رسانه‌ها و کاربران را به خود جلب کرد. اظهارات نماینده محلی درباره تخلیه پسماند در این رابطە، جعفر پورکبگانی، نماینده مردم بوشهر، گناوه و دیلم در مجلس شورای اسلامی، با اشاره به مشاهدات میدانی و گزارش‌های دریافتی، اعلام کرد که برخی از کشتی‌های اروپایی و خارجی اقدام به تخلیه روغن، پسماند و آب توازن نفتکش‌های خود در آب‌های خلیج فارس کرده‌اند. وی بر لزوم پیگیری حقوقی بین‌المللی، برخورد قانونی و دریافت خسارت از متخلفان تاکید کرد تا از تکرار چنین حوادثی که هم محیط‌زیست را تهدید می‌کند و هم تردد دریایی در تنگه هرمز را مختل می‌کنند، جلوگیری شود. موضع رسمی سازمان حفاظت محیط زیست در مقابل، سازمان حفاظت محیط‌زیست ایران با انتشار اطلاعیه‌ای رسمی، ضمن رد شایعات و گمانه‌زنی‌های مطرح‌شده در فضای مجازی، در این خصوص شفاف‌سازی کردە است. در اطلاعیه سازمان حفاظت میحط زیست آمده است که، بر اساس بررسی‌های میدانی، فنی و نمونه‌برداری‌های تخصصی انجام‌شده، منشا اصلی آلودگی مشاهده‌شده، تخلیه آب توازن آلوده به مواد نفتی از یک نفتکش آسیب‌دیده بوده است. بر اساس این اطلاعیه، نفتکش مذکور، پیش‌تر در نزدیکی تنگه هرمز دچار حادثه شده بود و ظاهرا بدون رعایت کامل پروتکل‌های زیست‌محیطی، آب توازن خود را در منطقه تخلیه کرده است. سازمان محیط زیست تاکید کرده که هیچ نشتی از خطوط لوله، سکوهای استخراج یا تأسیسات پایانه‌های نفتی ایران در خارگ رخ نداده است. رد نشت از تاسیسات ایرانی توسط شرکت پایانه‌های نفتی عباس اسدروز، مدیرعامل شرکت پایانه‌های نفتی ایران نیز گزارش‌های منتشرشده درباره نشت نفت از سواحل خارگ را کذب و به دور از واقعیت خواند. وی توضیح داد که بلافاصله پس از انتشار اخبار اولیه، گروه‌های تخصصی بهداشت، ایمنی و محیط‌زیست (اچ‌اس‌ای)، واحدهای پایش شیمیایی و آزمایشگاه‌های منطقه عملیات گسترده‌ای را آغاز کردند. نتایج این بررسی‌ها نشان‌دهنده عدم وجود هرگونه نشانه‌ای از نشت نفت از تاسیسات داخلی بود. اسدروز افزود که مرکز بین‌المللی «میمک» وابسته به سازمان بین‌المللی دریانوردی و مراجع رسمی ایران نیز هیچ گزارشی مبنی بر آلودگی ناشی از تأسیسات نفتی کشور ثبت نکرده‌اند. آب توازن کشتی‌ها چیست؟ آب توازن، برای حفظ تعادل و پایداری کشتی‌ها در سفرهای دریایی استفاده می‌شود. کشتی‌ها هنگام تخلیه بار، مانند نفت، آب دریا را به مخازن مخصوص پمپ می‌کنند تا مرکز ثقل خود را تنظیم کنند. این آب حاوی انواع موجودات زنده، لاروها، میکروارگانیسم‌ها، رسوبات و آلاینده‌های شیمیایی است که از نقطه مبدأ وارد مخزن شده‌اند. هنگام ورود به آب‌های مقصد و تخلیه این آب، گونه‌های غیربومی ممکن است به اکوسیستم جدید وارد شوند و تعادل زیستی را برهم بزنند. در موارد آلوده به مواد نفتی، علاوه بر انتقال گونه‌های مهاجم، آلودگی شیمیایی نیز به وجود می‌آید که برای ماهی‌ها، مرجان‌ها، پرندگان دریایی و زنجیره غذایی دریایی بسیار مضر است. خطرات تخلیه آب توازن در خلیج فارس خلیج فارس به دلیل نیمه‌بسته بودن و تبادل محدود آب با اقیانوس‌ها، حساسیت بالایی به آلودگی دارد. کارشناسان محیط‌زیست هشدار می‌دهند که تخلیه غیرمجاز آب توازن نه تنها باعث ایجاد لکه‌های نفتی سطحی می‌شود، بلکه می‌تواند به رسوب در کف دریا منجر شده و اثرات بلندمدت بر بستر دریایی داشته باشد. مطالعات بین‌المللی نشان می‌دهد که آب توازن یکی از مهم‌ترین عوامل انتقال گونه‌های غیربومی در جهان است. طبق کنوانسیون بین‌المللی مدیریت آب توازن کشتی‌ها، مصوب سازمان بین‌المللی دریانوردی، تخلیه آب توازن باید در فاصله مناسب از سواحل که معمولا بیش از ۲۰۰ مایل دریایی است و در آب‌های عمیق انجام شود یا از سیستم‌های تصفیه پیشرفته کشتی استفاده گردد. در مورد حادثه اخیر خارگ، به نظر می‌رسد نفتکش آسیب‌دیده بدون رعایت کامل این پروتکل‌ها عمل کرده است. این موضوع لزوم افزایش نظارت بر تردد نفتکش‌های خارجی در آب‌های خلیج فارس و تنگه هرمز را برجسته می‌کند. نصب تجهیزات پایش پیشرفته ماهواره‌ای ودریایی حادثه اخیر در حوالی جزیرە خار هرچند محدود ارزیابی شده است، اما هشداری جدی در این بارە بە شمار میرود. حفظ محیط‌زیست دریایی خلیج فارس نیازمند هماهنگی ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی است. دولت جمهوری اسلامی ایران، شرکت‌های نفتی و سازمان حفاظت محیط‌زیست باید با شفافیت کامل اطلاعات را ارائه دهند و همزمان نظارت را با نصب تجهیزات پایش پیشرفته ماهواره‌ای و دریایی افزایش دهند. اجرای دقیق کنوانسیون‌های بین‌المللی، آموزش خدمه کشتی‌ها، اعمال جریمه‌های سنگین برای متخلفان و سرمایه‌گذاری در فناوری‌های سبز دریایی، کلید جلوگیری از تکرار اینگونه آلودگی‌هاست تا هم منافع اقتصادی حفظ شود و هم میراث طبیعی این منطقه برای نسل‌های آینده ماندگار بماند.

  • ترکیه از بیم تل آویو، بار دیگر به بروکسل پناه می‌برد

    علی‌اصغر فریدی ترکیه پس از سال‌ها توقف در روند عضویت در اتحادیه اروپا، بار دیگر تلاش می‌کند این پرونده را فعال سازد. اما این رویکرد بیش از آنکه ناشی از تعهد به اصلاحات دموکراتیک در نزد زمامداران ناسیونالیست و اسلامگرای این کشور باشد، به نگرانی‌های امنیتی و تشدید تنش با اسرائیل ارتباط دارد. با وجود جایگاه راهبردی ترکیه در حوزه امنیت، انرژی و مهاجرت، تداوم محدودیت‌های سیاسی، نقض حقوق کردهام عدم حل مسالە کرد و ادامه حضور نظامی در شمال قبرس، همچنان از مهم‌ترین موانع عضویت این کشور محسوب می‌شود. اتحادیه اروپا نیز تأکید دارد که بدون اصلاحات ساختاری، تقویت حاکمیت قانون و احترام به حقوق بشر، پیشرفت واقعی در روند عضویت ترکیه امکان‌پذیر نخواهد بود. ترکیه پس از سال‌ها توقف و بن‌بست در مسیر پیوستن به اتحادیه اروپا، بار دیگر سخن از احیای این هدف راهبردی به میان آورده است. این بار انگیزه اصلی، نه تعهد به ارزش‌های مشترک یا اصلاحات عمیق داخلی، بلکه نگرانی‌های امنیتی رو به افزایش از سوی اسرائیل به نظر می‌رسد. مقامات آنکارا با اشاره به استانداردهای دوگانه اروپا، خود را شریک ضروری این قاره در زمینه امنیت، انرژی و مسائل ژئوپلیتیک معرفی می‌کنند، در حالی که شرایط داخلی و خارجی ترکیه پرسش‌های جدی ایجاد کرده است. موانع ساختاری دموکراسی و مسئله حقوق کردها اتحادیه اروپا مذاکرات الحاق با ترکیه را از سال دو هزار و پنج آغاز کرد، اما این روند به دلیل عقب‌گردهای گسترده در حوزه حقوق بشر، حاکمیت قانون و اصول دموکراتیک عملا متوقف ماند. ترکیه در رتبه‌بندی‌های جهانی آزادی مطبوعات و استقلال دستگاه قضایی وضعیت نامطلوبی دارد. سرکوب مخالفان سیاسی، بازداشت‌های گسترده پس از کودتای نافرجام سال ٢٠١٦ و محدودیت‌های شدید بر آزادی بیان و رسانه‌ها از مهم‌ترین نقاط ضعف این کشور به شمار می‌رود. این مسائل نشان می‌دهد که ترکیه حتی ابتدایی‌ترین پایه‌های دموکراسی را به طور کامل رعایت نمی‌کند. یکی از آزمون‌های اصلی دموکراسی در ترکیه، حل مسالە کرد و مسائل حقوقی آنها است. ده‌ها هزار نفر از شهروندان کرد، به دلایل سیاسی در زندان به سر می‌برند، احزاب مرتبط با آنها تحت فشار شدید قرار دارند و عملیات نظامی پیوسته در کردستان ادامه دارد. این رویکرد نه تنها با اصول بنیادین دموکراسی و حقوق اتنیک‌ها در تعارض است، بلکه مانع بزرگی بر سر راه هرگونه پیشرفت واقعی در روابط با اروپا ایجاد کرده است. اتحادیه اروپا بارها تاکید کرده است که احترام به حقوق اتنیک‌ها و پایان دادن به سیاست‌های سرکوبگرایانه شرط لازم برای هرگونه همکاری عمیق‌تر است. بدون حل این مشکل اساسی یعنی حقوق اتنیک‌ها و پایان دادن به سیاست‌های سرکوبگرایانه، ادعای ترکیه برای عضویت در خانواده اروپایی بیشتر شبیه به یک آرزوی دست‌نیافتنی به نظر می‌رسد. اشغال قبرس و مانع ماندگار عضویت علاوه بر مشکلات داخلی، مسئله اشغال بخش شمالی قبرس یکی از بزرگ‌ترین موانع عضویت ترکیه محسوب می‌شود. از سال ١٩٧٤ تاکنون، نیروهای ترکیه در شمال این جزیره حضور نظامی دارند. حضور نیروهای نظامی ترکیه در شمال قبرس، نه تنها حقوق قبرس یونانی‌نشین را نقض می‌کند، بلکه با سیاست‌های شهرک‌سازی و تغییر جمعیتی همراه بوده است. قبرس به عنوان عضو کامل اتحادیه اروپا، این اشغال را مانعی اساسی می‌داند و بروکسل نیز بارها اعلام کرده تا حل نشدن این اختلاف، پیشرفت در مسیر عضویت ترکیه ممکن نخواهد بود. ترکیه با وجود گذشت بیش از پنج دهه همچنان حاضر به عقب‌نشینی کامل از این موضع نشده و این امر صلاحیت آن را برای ورود به خانواده اروپایی به طور جدی زیر سؤال برده است. این اشغال نظامی نه تنها یک مسالە تاریخی است بلکه نمادی از رویکرد ترکیه در روابط با همسایگان به شمار می‌رود. ادامه این وضعیت باعث شده بسیاری از کشورهای اروپایی نسبت به پذیرش ترکیه تردید جدی داشته باشند، زیرا عضویت یک کشور اشغالگر در اتحادیه اروپا می‌تواند اصول بنیادین احترام به حاکمیت و مرزهای بین‌المللی را تضعیف کند. ترس از اسرائیل محرک اصلی احیای مذاکرات در چنین شرایطی، احیای بحث عضویت بیش از هر چیز به تحولات خاورمیانه و تنش‌های فزاینده با اسرائیل مرتبط است. مقامات ترکیه به طور روزافزون از تهدید مستقیم اسرائیل سخن می‌گویند. همکاری نزدیک اسرائیل با یونان و قبرس که هر دو عضو اتحادیه اروپا هستند، در آنکارا به عنوان تلاش برای محاصره ترکیه تفسیر می‌شود. رجب طیب اردوغان و وزیر امور خارجه او هاکان فیدان، اسرائیل را به سیاست‌های گسترش‌طلبانه متهم کرده و آن را خطری برای ثبات منطقه‌ای دانسته‌اند. در این فضا، ترکیه تلاش می‌کند خود را به عنوان سپری ضروری در برابر تهدیدات شرقی و جنوبی به اروپا عرضه کند. این رویکرد را می‌توان فرصت‌طلبانه دانست، یعنی وقتی تهدید خارجی افزایش می‌یابد، ترکیه به یاد آرزوی اروپایی می‌افتد، اما در دوران آرامش، اصلاحات دموکراتیک را به تعویق می‌اندازد. مقامات ترک با اشاره به موقعیت ژئوپلیتیک خود شامل کنترل تنگه‌ها، نقش در مدیریت مهاجرت و پتانسیل تأمین انرژی جایگزین، انتظار دارند اروپا چشم بر مشکلات داخلی ببندد. اما اروپا با تجربه‌های گذشته می‌داند که پذیرش کشوری بدون تعهد واقعی به ارزش‌های مشترک می‌تواند به اعتبار کل اتحادیه آسیب بزند. اروپا در برابر انتخاب دشوار اروپا در موقعیتی پیچیده قرار گرفته است. از یک سو موقعیت استراتژیک ترکیه آن را به شریکی مهم تبدیل کرده و از سوی دیگر، مسائل عمیق دموکراتیک، سرکوب اتنیک‌ها به ویژه کردها و ادامه اشغال قبرس، پذیرش کامل را بسیار دشوار می‌سازد. به باور برخی از کارشناسان، راه میانه، تقویت همکاری‌های عملی بدون عضویت کامل است. برای نمونه، به‌روزرسانی توافق گمرکی، همکاری‌های امنیتی عمیق‌تر در زمینه مبارزه با تروریسم و مهاجرت، و پروژه‌های مشترک انرژی می‌تواند منافع دو طرف را تامین کند بدون آنکه اروپا اصول خود را قربانی کند. ترکیه و آنچه که باید انجام بدهد ترکیه اگر واقعا خواهان عضویت است باید تغییرات ساختاری را ایجاد نماید. اصلاح نظام قضایی برای تضمین استقلال آن، آزادی بیشتر رسانه‌ها و بیان، پایان دادن به بازداشت‌های سیاسی و احترام واقعی به حقوق کردها از جمله گام‌های ضروری هستند. همچنین حل مسئله قبرس از طریق گفت‌وگوی مستقیم و عقب‌نشینی از سیاست‌های یکجانبه الزامی است. بدون این اصلاحات، هرگونه احیای مذاکرات بیشتر به لفاظی سیاسی شباهت خواهد داشت تا یک فرآیند جدی و پایدار. نگرانی ترکیه از اسرائیل ریشه در تحولات اخیر منطقه دارد. تنش‌های مستقیم دیپلماتیک، رقابت در مدیترانه شرقی و نگرانی از تقویت محور همکاری اسرائیل، یونان و قبرس، آنکارا را به فکر پناه بردن به چتر امنیتی اروپا انداخته است. اما بە نظر می رسد کە در مقابل، اروپا نمی‌تواند صرفا براساس ترس مشترک، استانداردهای خود را کنار بگذارد. اگر ترکیه احساس خطر می‌کند، باید نشان دهد که آماده پذیرش ارزش‌های اروپایی است نه آنکه اروپا را ابزاری برای مقابله با رقبا بداند. اصلاحات داخلی مهم‌تر از سیاست فعال خارجی در سال‌های اخیر، ترکیه تلاش نمودە است تا تصویر خود را به عنوان قدرتی منطقه‌ای بازسازی کند. سیاست خارجی فعال، روابط با کشورهای مختلف و ایفای نقش در مذاکرات بین‌المللی از نقاط قوت آن بوده است. اما این نقاط قوت زمانی تبدیل به اهرم واقعی برای عضویت می‌شوند که با اصلاحات داخلی همراه باشند. دموکراسی ناقص، نقض حقوق اقلیت‌ها و اشغال نظامی سرزمین همسایه، اعتبار هرگونه ادعای اروپایی را کاهش می‌دهد. بسیاری از شهروندان ترک همچنان به عضویت در اتحادیه اروپا به عنوان نمادی از پیشرفت اقتصادی، ثبات سیاسی و احترام به حقوق بشر امیدوارند. اما این امید نیازمند اراده سیاسی جدی در آنکارا است. دولت ترکیه باید بداند که اروپا دیگر حاضر نیست به دلیل ملاحظات ژئوپلیتیک، از اصول بنیادین خود عبور کند. بیداری دموکراتیک و پایان اشغال‌گری رویای اروپایی ترکیه، بیش از هر چیز نیازمند بیداری دموکراتیک در داخل این کشور است. حل مسالە کرد از طریق گفت‌وگوی سیاسی و نه نظامی، پایان اشغال قبرس و تقویت نهادهای دموکراتیک می‌تواند مسیر را هموار کند. پناه بردن به بروکسل تنها از ترس تهدید خارجی، راه‌حل پایداری نخواهد بود. ترکیه باید انتخاب کند، یا اصلاحات عمیق و تعهد واقعی به ارزش‌ها، یا ادامه سیاست‌های فعلی که عضویت کامل را به رویایی دور دست تبدیل کرده است

  • چین در حال درس گرفتن از دخالت آمریکا در جنگ با ایران است

    در آستانە دیدار ترامپ با شی جین پینگ، مجله پولیتیکو در گزارشی، درس‌هایی را که چین از جنگ ائتلاف آمریکا و اسرائیل با ایران آموخته بررسی کرده است. گزارش نشان می‌دهد ضعف‌های نظامی و راهبردی آمریکا، فرصت‌هایی را برای چین ایجاد کرده و این امر نیز بە نوبە خود، نگرانی مقام‌های آمریکایی را افزایش داده است. چین نحوه اجرای عملیات، استفاده از پهپاد و موشک‌ها و مدیریت بحران آمریکا را با دقت زیر نظر دارد. با این حال، چین نیز با چالش‌های خاص خود روبه‌رو است؛ این کشور از سال ۱۹۷۹ وارد هیچ جنگی نشده و اکنون در میانه یک پاکسازی گسترده نظامی قرار دارد. مجله پولیتیکو در گزارشی به قلم جک دیستش و پل مک‌لیری، به بررسی درس‌هایی پرداخت که چین از جنگ ایالات متحده و اسرائيل با ایران آموخته است. نویسندگان گزارش می‌گویند مقام‌های کنونی و پیشین آمریکا نگران‌اند که در آستانه سفر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا به پکن روند جنگ در نهایت همه برگ‌های برنده را در اختیار چین قرار دهد. به نوشته گزارش، این رویارویی با پیچیدگی‌های روزافزون‌اش، ضعف‌های نظامی و راهبردی آمریکا را آشکار کرده و همزمان درس‌های مهمی برای بزرگ‌ترین رقیب واشنگتن فراهم کرده است. از این منظر، چین از نزدیک ناتوانی آمریکا در شکستن محاصره ایران و استفاده گسترده واشنگتن از قدرت آتش را زیر نظر دارد. همزمان، دولت ترامپ برای خروج از جنگی غیرمحبوب با مشکل روبه‌رو شده و با افزایش مداوم قیمت جهانی انرژی مواجه است. این وضعیت در حالی شکل گرفته است که اسناد راهبردی پنتاگون نشان می‌دهد مهار چین دیگر در صدر اولویت‌های آمریکا قرار ندارد. ترامپ و شی جین‌پینگ، رهبر چین، خود را برای دیداری سرنوشت‌ساز در هفته جاری آماده می‌کنند، در حالی‌که آمریکا همچنان درگیر آتش‌بسی شکننده است. امتناع متحدان ناراضی از ارائه کمک و تبدیل شدن جنگ به معضلی سیاسی برای ترامپ در داخل آمریکا، نگرانی مقام‌های کنونی و پیشین دفاعی این کشور را افزایش داده است. این مقام‌ها بیم دارند چین در این دیدار دست بالا را داشته باشد. یکی از مقام‌های پیشین دفاعی آمریکا گفت چینی‌ها حق دارند بپرسند چه چیزی برای بازدارندگی آمریکا باقی مانده است. او افزودە است کە ایالات متحده برای دستیابی به یک توافق بزرگ، باید قدرت لازم برای اجرای آن را در اختیار داشته باشد و در این زمینه جایی برای فریب وجود ندارد. دیدار دو رئیس‌جمهور دو ماه پس از آن برگزار می‌شود که ترامپ نخستین نشست برنامه‌ریزی‌شده در پکن را به دلیل تمرکز بر جنگی که تازه آغاز شده بود، به تعویق انداخت. با این حال، عملیات نظامی آمریکا اکنون از کارزاری با هدف نابودی برنامه هسته‌ای ایران، به درگیری پیچیده‌تری بر سر کنترل تنگه هرمز تبدیل شده است. یک مقام دفاعی که نامش فاش نشده است، گفتە است کە ارتش چین، عملیات آمریکا علیه ایران را با دقت بسیار بالا بررسی می‌کند تا نقاط ضعفی را که می‌تواند در یک درگیری با واشنگتن از آن بهره ببرد، شناسایی کند. او افزود چین به‌دقت نحوه طراحی عملیات توسط فرماندهان آمریکایی، اجرای طرح‌ها، میزان حملات موشکی و شیوه جمع‌آوری اطلاعات را زیر نظر دارد. پولیتیکو همچنین به نقل از آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، نوشت ارتش آمریکا به اندازه کافی و حتی بیشتر از نیاز، مهمات و ذخایر لازم را برای تحقق اهداف راهبردی ترامپ در اختیار دارد. به گفته او، عملیات خشم حماسی پیامدهای درگیر شدن با ایالات متحده را آشکار کرده است. کلی افزود ترامپ از شرکت‌های پیمانکار دفاعی آمریکا خواسته است تولید تسلیحات ساخت آمریکا را افزایش دهند. او این تسلیحات را بهترین تسلیحات جهان توصیف کرد. گزارش همچنین بر این باور تاکید دارد کە پکن که روند تقویت ذخایر موشک‌های دوربرد و پهپادهای خود را سرعت بخشیده است و از سوی دیگر، دشواری‌های آمریکا در بازگشایی تنگه هرمز و متوقف کردن حملات ایران علیه ناوهای آمریکایی و متحدان واشنگتن در منطقه را نیز زیر نظر دارد. یکی از مقام‌های دفاعی آمریکا در این بارە گفتە است کە پنتاگون همچنان در سطح تاکتیکی عملکرد قدرتمندی دارد، اما در سطح عملیاتی جنگ با مشکل روبه‌رو است، زیرا سیاست و راهبرد روشنی وجود در این راستا وجود ندارد. در این میان پرسش اصلی این است که آیا این مشکل به دولت فعلی محدود می‌شود یا نشانه بحرانی گسترده‌تر در شیوه جنگ آمریکا است. مقام‌های دفاعی آمریکا در اظهارات علنی خود تأکید کرده‌اند انتقال نیروها و تجهیزات مهم آمریکا، از جمله یک ناوگروه هواپیمابر و چند شناور حامل ۲۵۰۰ تفنگدار دریایی به خاورمیانه، آمادگی واشنگتن در اقیانوس آرام را تضعیف نکرده است. دریابد ساموئل پاپارو، فرمانده نیروهای آمریکایی در اقیانوس آرام، ماه گذشته به قانون‌گذاران گفت هیچ هزینه واقعی‌ای که توان بازدارندگی آمریکا در برابر چین را کاهش داده باشد، مشاهده نمی‌کند. او افزودە بود کە تجربه عملیاتی و رزمی به‌دست‌آمده برای خدمه ناوهای آمریکایی بسیار ارزشمند خواهد بود. پاپارو تأکید کرد نیروهای چینی تجربه بسیار کمتری در دفاع از خود دارند. گزارش می‌گوید اگرچه توان نظامی چین از ایران بسیار پیشرفته‌تر است، تهران در استفاده از پهپادهای ارزان‌قیمت انتحاری برای اجرای حملات گسترده و سردرگم کردن برخی سامانه‌های دفاع هوایی، توانایی خود را نشان داده است. بکا واسر، کارشناس راهبردهای دفاعی که در کمیسیون راهبرد دفاع ملی منصوب کنگره فعالیت کرده است، نیز بە نویسندگان این گزارش گفتە است کە چین می‌تواند با بخشی از موشک‌های خود همان کاری را انجام دهد که ایران با پهپادهایش انجام داد. او افزود چین برای فریب رادارهای دفاع هوایی و سردرگم کردن سامانه‌ها، لزوما نیازی ندارد دقیقا همانند ایران از پهپاد استفاده کند. به گفته او، دست‌کم در مراحل اولیه یک جنگ احتمالی با آمریکا، صرفه‌جویی واقعی در دارایی‌های نظامی وجود نخواهد داشت: چین با چالش‌های خاص خود نیز روبه‌رو است. این کشور از زمان حمله به ویتنام در سال ۱۹۷۹ وارد جنگ نشده و اکنون در میانه یک پاکسازی گسترده نظامی قرار دارد. این روند در هفته جاری به اعدام دو وزیر دفاع پیشین، لی شانگفو و وی فنگ، منجر شد. بر اساس آمار مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی، از سال ۲۰۲۲ تاکنون بیش از ۱۰۰ افسر ارشد نظامی برکنار شده‌اند. چین طی دهه‌ها نحوە عملیات و ساختار نظامی آمریکا را مطالعه کرده است. این روند دست‌کم به عملیات طوفان صحرا بازمی‌گردد که آمریکا برای نخستین بار در جریان این جنگ از تسلیحات دقیق استفاده کرد. چین پس از بحران مالی جهانی سال ۲۰۰۸ نخستین ناوهای هواپیمابر خود را مستقر کرد و سرمایه‌گذاری گسترده‌ای را روی موشک‌های دوربرد، برای بازدارندگی در برابر ارتش آمریکا انجام داد. یکی دیگر از مقام‌های پیشین دفاعی آمریکا گفت چینی‌ها دقیقا می‌دانند آمریکا چگونه قدرت خود را گسترش می‌دهد. او افزود آن‌ها به وابستگی واشنگتن به تانکرهای سوخت‌رسان و پایگاه‌های نظامی، نحوه اجرای حملات هوایی و عملیات غیرنظامی و همچنین استفاده آمریکا از جنگ الکترونیک و سایبری آگاه هستند. به گفته او، چین همه این موارد را با دقت بسیار بالا مطالعه می‌کند و این جنگ فرصتی برای شناخت شیوه جنگ آمریکا است. گزارش در پایان می‌گوید چین همچنین با دقت سرعت مصرف موشک‌های پیشرفته آمریکا، از موشک‌های تاماهاوک گرفته تا سامانه‌های پاتریوت، را زیر نظر دارد. یکی از مقام‌های پیشین دفاعی آمریکا گفت چینی‌ها می‌دانند هر موشکی که در ایران استفاده شود، دیگر برای بازدارندگی در منطقه هند ـ آرام در دسترس نخواهد بود.

  • بلوچستان سرزمین تقسیم‌شده در میانە توسعه، امنیت و فراموشی سیاسی

    رامیار حسینی بلوچستان صرفاً یک استان مرزی یا منطقه‌ای توسعه‌نیافته نیست، بلکه بخشی از یک حوزه تاریخی و اجتماعی پیوسته در جنوب‌غرب آسیاست که با ترسیم مرزهای مدرن میان ایران، پاکستان و افغانستان تقسیم شد. با وجود این مرزبندی‌ها، پیوندهای زبانی، اقتصادی و فرهنگی بلوچ‌ها همچنان تداوم یافته است. مسئله اصلی نیز تنها فقر یا عقب‌ماندگی نیست، بلکه شکاف میان منطق دولت‌های متمرکز و واقعیت اجتماعی یک جامعه فرامرزی است. در چنین شرایطی، توسعه، امنیت و ژئوپلیتیک، به‌جای حل مسئله، اغلب به بازتولید همان بحران تاریخی منجر می‌شوند. بلوچستان تا اواخر قرن نوزدهم به‌عنوان یک واحد جغرافیایی پیوسته در جنوب‌غرب آسیا شناخته می‌شد، اما با ورود قدرت‌های استعماری و تثبیت مرزهای مدرن دولت‌های مرکزی، روند تقسیم آن آغاز شد. نقطه عطف این فرایند، توافق مرزی سال ۱۸۷۱ میان امپراطوری قاجار و بریتانیا بود که تحت عنوان خط گلدسمید (Goldsmid Line) شناخته می‌شود. این خط که توسط سر فردریک گلدسمید ترسیم شد برای نخستین‌بار مرز رسمی میان بخش‌های شرقی ایران و حوزه تحت نفوذ بریتانیا در هند را مشخص کرد کە در نتیجە آن، خاک بلوچستان برای اولین بار تقسیم شد. این روند بعدها در سال ۱۸۷۲ و سپس با اصلاحات مرزی اوایل قرن بیستم تکمیل شد و با تشکیل کشور پاکستان در ۱۹۴۷، بخش بزرگی از سرزمین بلوچ در قالب مرزهای ایران، پاکستان و افغانستان تثبیت گردید. در نتیجه، جمعیتی که از نظر زبانی (بلوچی و براهویی)، خویشاوندی و ساختار اتنیکی - فرهنگی پیوسته بود، در سه واحد سیاسی جدا قرار گرفت، در حالی که شبکه‌های اجتماعی - فرهنگی و اقتصادی فرامرزی آن تا امروز نیز ادامه یافته است. بر همین اساس، در نقشه‌های رسمی، بلوچستان یک استان در ایران و یک ایالت در پاکستان محسوب می شود. در اسناد امنیتی دولت‌های مرکزی یک منطقه حساس و مناقشەبرانگیز بە حساب می آید و همزمان در ادبیات توسعه اقتصاد بین المللی یک کریدور ژئوپلیتیک میان چابهار و گوادر تلقی می شود. با این همە، در زندگی روزمره، بلوچستان برای مردمانش چیز دیگری است. برای ملت بلوچ این خاک یک فضای اجتماعی پیوسته است که مرزهای ایران و پاکستان آن را قطع کرده‌اند، بی‌آنکه بتوانند آن را کامل در خود ادغام کردە باشند. با این رویکرد، مسالە دیگر صرفا نە دیگر فقر یا توسعه‌نیافتگی، بلکە یک جامعه تاریخی، با پیوندهای زبانی، ملی و اقتصادی فرامرزی است کە در قالب دو ملت -دولت مدرن تقسیم شده است. البتە نباید از یاد برد کە بخش کوچکی از آن نیز در افغانستان واقع شدە است. در داخل هر بخش آن، بلوچستان به‌طور جداگانه در منطق امنیت، توسعه و کنترل بازتعریف شده است. نتیجه این وضعیت، یک تناقض پایدار است بە صورتی کە جامعه‌ای واحد وجود دارد اما با مد نظر داشتن نگاە از بالا و تمرکزگرایانە، به یک مسئله امنیتی – سیاسی – اقتصادی تبدیل شده است. این وضعیت البتە محدود به بلوچستان نیست. در کردستان نیز، در چهار سوی مرزهای ایران، عراق، ترکیه و سوریه، شکل دیگری از همین مسئله قابل مشاهدە است. برای اینکە نوشتار تمرکز اصلی بر بلوچستان را از دست ندهد تنها بە این استدلال کفایت می شود کە با مراجعە بە کردستان نیز می توان دریافت کە الگویی تکراری در میان است، یعنی ملت‌هایی که در چارچوب دولت‌های موجود به رسمیت سیاسی کامل نرسیده‌اند، اما همچنان در سطح اجتماعی و فرهنگی به‌عنوان یک پیوستار زنده باقی مانده‌اند. بە عبارتی دیگر حقیقت طبیعی در جغرافیا نهفتە است نە در منطق مرزها و گفتمان دولت (های) مرکزی. در واقع، این یادداشت در تلاش است بە این موضوع بپردازد که چگونه توسعه، امنیت، مرز و ژئوپلیتیک، در عمل به جای حل مسئله در بلوچستان، آن را بازتولید می‌کنند. مرزهایی که جامعه را نمی‌فهمند در سطح رسمی، مرز ایران و پاکستان یک خط کنترل‌شده با ایستگاه‌های گمرکی، پاسگاه‌ها و سازوکارهای نظارتی است اما در سطح اجتماعی، این مرز هرگز به‌طور کامل به جدایی منجر نشده است. مطالعات ژئو-فرهنگی درباره بلوچستان نشان می‌دهند که دو سوی مرز، در واقع یک حوزه اجتماعی پیوسته را شکل می‌دهند. اشتراک زبان (بلوچی و براهویی)، ساختارهای خویشاوندی، نظام‌های محلی، الگوهای رفت‌وآمد سنتی، ازدواج‌های فرامرزی، مراسم مذهبی و آیینی مشترک، و شبکه‌های تجاری محلی، بخشی از این پیوستار تاریخی- جغرافیای‌ محسوب می شوند. در چنین فضایی، مفهوم خارجی بودن همیشه نسبی است. عبور از مرز برای بسیاری از ساکنان منطقه، نه ورود به یک کشور دیگر یا خارج تلقی میشود، بلکه ورود به سوی دیگر است. همانطور کە در کردستان ایران نیز برای رفتن بە اقلیم کردستان عراق می گویند : ئەچمە ئەودیو/ئەوبەرۆ. سازوکارهایی مانند راهداری نیز دقیقاً بر همین واقعیت بنا شده‌اند کە مرزها از نظر دولت‌ مرکزی همیشە سخت و امنیتی بودەاند، اما در سطح اجتماعی همچنان نیمه‌نفوذپذیر باقی مانده است. در واقع نکته کلیدی اینجاست کە در بلوچستان، دولت‌ها مرز را می‌بینند و بە رسمیت میشناسند، اما ملت بلوچ آن را زندگی می‌کند بدون اینکەهمیشەقوانین مرز را رعایت کند. توسعە در جایی کە مردم و سیاست غایب هستند در دو سوی دریای عمان، دو پروژه بزرگ در حال بازتعریف نقشه منطقه‌اند. یکی بندر چابهار در بلوچستان ایران و دیگری بندر گوادر در بلوچستان پاکستان است. اولی با مشارکت هند افتتاح شدە و دومی با سرمایه‌گذاری چین کلید خوردە است. هردو پروژە نیز خود بخشی از رقابت بزرگ‌تر ژئوپلیتیک در جنوب آسیا بە شمار می روند. در سطح رسمی، این پروژه‌ها قرار است دروازه توسعه باشند بدین صورت کە اتصال به افغانستان، آسیای مرکزی و مسیرهای تجارت جهانی را تسهیل کنند اما برای ملت بلوچ این تصویر پیچیده‌تر است. در چابهار، با وجود سرمایه‌گذاری خارجی و توسعه زیرساختی، روایت‌های محلی از چیز دیگری حکایت دارند. جابه‌جایی زمین‌ها، محدود شدن دسترسی به منابع اقتصادی و شکل‌گیری مناطق آزاد، بیشتر از آنکه بە خلق فرصتهای جدید منجر شوند، ساختارهای مالکیت و دسترسی را تغییر می‌دهند. بسیاری از مشاغل جدید نیز، بنا به روایت‌های میدانی، به نیروهای غیرمحلی اختصاص می‌یابند. در گوادر نیز وضعیت مشابهی دیده شدە بود. این بندر که به‌عنوان قلب کریدور اقتصادی چین–پاکستان (CPEC) معرفی شده است، هم‌زمان با رشد سرمایه‌گذاری، با فقر ساختاری، بیکاری و نارضایتی محلی روبه‌روست. در واقع مسئله اصلی و مشابهە در در هر دو پروژه آن است کە توسعه به‌عنوان پروژه‌ای از بالا به پایین صورت می گیرد. در این مدل، زیرساخت‌ها جهانی می‌شوند، اما جامعه محلی در حاشیه باقی می‌ماند. بندرها مدرن می‌شوند، اما زندگی روزمره نە. در نتیجه، توسعه نه به ادغام اجتماعی، بلکه به نوعی حضور بدون مشارکتتبدیل می‌شود. در بسیاری از مناطق بلوچستان، تصویر توسعه با تجربه روزمره مردم هم‌پوشانی ندارد. در کنار پروژه‌های کلان بندری و ژئوپلیتیک، واقعیت زندگی برای بخش بزرگی از جامعه همچنان با فقر، کمبود آب، بیکاری و ضعف زیرساخت‌های آموزشی تعریف می‌شود. اما علاوە بر بعد اقتصادی، مسالە دیگری کە -دست کم بە زعم این یادداشت- واجد اهمیت بیشتری است مسئلە تاریخی- گفتمانی است یعنی اینکه مردم چگونه دیده می‌شوند، یا اساساچگونه دیده نمی‌شوند. دومین مسالە نیز حاکی از اشارە بە وجود یک اقتدار مرکزی و سیستماتیک است کە چگونە ملت بلوچ را در روایت‌هایش موقعیت یابی می کند؟ در روایت‌های رسمی، بلوچستان اغلب از دو زاویه بازنمایی می‌شود. یا بە عنوان یک منطقه توسعه‌نیافته تلقی می شود یا به‌عنوان یک منطقه امنیتی بە شمار می رود. در هر دو حالت، جامعه محلی به‌عنوان سوژه سیاسی مستقل دیده نمی‌شود بلکه به‌عنوان مسالە یا معضلی برای مدیریت بە حساب می آید. این همان نقطه‌ محل تلاقی توسعه و امنیت هستند هر پروژه بزرگ، حضور امنیتی را افزایش می‌دهد و این حضور، به نوبه خود، فضای اجتماعی را محدودتر می‌کند. نتیجه، چرخه‌ای است که در آن توسعه، به‌جای کاهش تنش، آن را بازتولید می‌کند. در کردستان نیز الگوی مشابهی دیده می‌شود. بدین معنا کە هرچه پروژه‌های اقتصادی و زیرساختی گسترده‌تر می‌شوند، هم‌زمان سطح امنیتی‌سازی زندگی روزمره مردم نیز افزایش می‌یابد. این هم‌زمانی، یک تناقض ساختاری ایجاد می‌کند، بە صورتی کە رشد اقتصادی امنیتی بدون آنکە توسعە قادر باشد یا بتواند گسترش فضای سیاسی را بە ارمغان بیاورد، صورت بندی می شود. اینجاست کە فقر و حذف شوندگی نظامند از سیاست با هم گرە می خورند. در مرکز تمام این بحث‌ها، یک پرسش بنیادی قرار دارد و آن این است کە این جوامع چگونه تعریف می‌شوند؟ در چارچوب ملت دولتهای کنونی، بلوچ‌ها و کردها اغلب به‌عنوان "اقلیت قومی" تعریف می‌شوند. اما این تعریف، بخشی از واقعیت را حذف می‌کند. وجود ساختارهای تاریخی، زبانی و فرهنگی پیوسته که در چارچوب مرزهای دولتی تقسیم شده‌اند، در این روایت از توسعە عملا حذف می شوند. اقلیت‌سازی، صرفاً یک توصیف جمعیتی نیست بلکەآن را بایستی شیوەای از حکمرانی دانست. در این چارچوب، مسئله سیاسی به مسئله فرهنگی یا امنیتی تقلیل داده می‌شود. نتیجه این فرایند، حذف تدریجی سیاست از خود جامعە و مردمی است کە قرار بود توسعە یابد. در حالی که در واقعیت، این جوامع نه فقط گروه‌های فرهنگی، بلکه فضاهای اجتماعی-سیاسی زنده هستند که در طول زمان اشکال مختلفی از سازمان‌یابی را تجربه کرده‌اند. کردستان نمونه روشنی از این روند است کە در طول یک قرن گذشتە، باوجود اشکال مختلفی از سازمان سیاسی، نظامی و مدنی کە شکل گرفتەاند، معضل اصلی آن همچنان حل‌نشده باقی مانده است. در بلوچستان نیز، اگرچه اشکال متفاوتی از کنش سیاسی و حتی نظامی وجود داشته، اما مسئله اصلی همچنان پابرجاست، و آن نیز فقدان یک چارچوب سیاسی پایدار برای به‌رسمیت‌شناختن این جامعه به‌عنوان یک سوژه سیاسی کە بتواند پروژهای توسعە اقتصادی خود را مدیریت کند. بە عبارتی دیگر مسئله بنیادین در بلوچستان، نه کمبود منابع است و نه صرفاً ضعف توسعه بلکە مسالە آن فقدان یک چارچوب سیاسی است که بتواند این جامعه را به‌عنوان یک کل متکثر اما منسجم به رسمیت بشناسد. تجربه چند دهه گذشته در منطقه نشان داده است که راه‌حل‌های صرفاً امنیتی، نه تنها مسئله را حل نکرده‌اند، بلکه پیچدگی بیشتری بە آن بخشیدەاند، در واقع، هر طرح توسعه بدون مشارکت سیاسی مستقیم مردم بلوچ، به بازتولید همان شکاف‌ها منجر خواهد شد. در این میان، یک گزاره کلیدی قابل طرح است: اگر مردم بلوچ به‌عنوان یک سوژه سیاسی به رسمیت شناخته نشود، دوبارە یا به حاشیه رانده خواهد یا به شکل‌های غیررسمی سازمان می‌یابد. راه‌حل پایدار، نه در حذف یا کنترل این جوامع، بلکه در به‌رسمیت شناختن آن‌ها به‌عنوان واحدهای سیاسی-اجتماعی متکثر، یعنی جوامعی است که در درون خود متکثر بودە و حتی اختلاف دارند، اما در بیرون به‌عنوان یک کل منسجم با آن‌ها برخورد می‌شود. قابل ذکر است کە در اینجا تجربه کردستان نیز اهمیت پیدا می‌کند. بدین وجە کە نشان می‌دهد بدون سیاست، هیچ راه‌حل پایداری برای مسائل ملی و مرزی وجود ندارد و بر اساس تجربە یک قرن اخیر می توان ادعا کرد کە بدون مشارکت واقعی و مستقیم مردم بلوچ، توسعه تحمیل شدە از بالا، تنها بە بازتولید قدرت مرکزی و رانتخواری منجر شدە است. بلوچستان نیز مانند کردستان، صرفاً یک جغرافیایی نیست. بلکە یک مسالە سیاسی حل‌نشده است کە در این مناطق، توسعه، امنیت و مرز نه ابزار حل مسالە، بلکه بە بخشی از خود مسئله تبدیل شدەاند. شاید بتوان ایدە اصلی و نهایی این نوشتار را در جملە آخر بدین شیوە بازنویسی کرد: هیچ پروژه توسعه‌ای در غیاب سیاست مستقیم مردم پایدار نمی ماند و هیچ سیاست امنیتی- کنترلی در غیاب به‌رسمیت‌شناختن خود آن جامعه، نتیجه‌ای جز بازتولید بحران در نقاب جدید بە همراە نخواهد داشت.

  • خروج امارات از اوپک، از شکافی بزرگ در نظم نفتی خلیج فارس خبر میدهد

    در حالی که جهان هنوز با پیامدهای جنگ اخیر میان ایران و آمریکا دست و پنجه نرم می‌کند، خروج امارات متحده عربی از سازمان کشورهای صادرکننده نفت، یکی از مهم‌ترین تحولات تاریخ صنعت انرژی را رقم زدە است. تصمیم امارات برای خروج از اپک، که بزرگ‌ترین خروج یک عضو کلیدی، از این سازمان تا به امروز به شمار می‌رود، نه تنها توازن قدرت در بازار نفت را تغییر دادە است، بلکه عمق شکاف‌های استراتژیک در شورای همکاری خلیج فارس را نیز آشکارتر کردە ات. اماراتی که زمانی ستون فقرات اوپک محسوب می‌شد، اکنون راه خود را از همسایگان عربی جدا و الگویی نو، از سیاست خارجی و انرژی را پیش گرفته است. این رویداد، در بستری از کاهش نفوذ اوپک پیش از جنگ و نارضایتی‌های منطقه‌ای از حمایت‌های خارجی، اهمیت دوچندانی یافته است. چگونگی شکل‌گیری اوپک سازمان کشورهای صادرکننده نفت در شهریور ۱۳۳۹ در بغداد پا گرفت. پنج کشور بنیانگذار شامل ایران، عراق، کویت، عربستان سعودی و ونزوئلا بودند. هدف تاسیس اوپک، مقابله با قدرت شرکت‌های بزرگ نفتی غربی بود که قیمت‌ها را به نفع خود پایین نگه می‌داشتند. کشورهای تولیدکننده احساس می‌کردند منابع‌شان تحت کنترل خارجی است و درآمدهای‌شان ناعادلانه محدود می‌شود. اوپک با هماهنگی سیاست‌های تولید، به دنبال ثبات بازار و درآمد مناسب برای اعضا بود. امارات در سال ۱۳۴۶ به آن پیوست. این سازمان در دهه‌های بعد، به ویژه در بحران نفتی ۱۳۵۲ با کاهش تولید، قدرت خود را نشان داد و به نماد اتحاد کشورهای در حال توسعه تبدیل شد. خروج برخی کشورها و اهمیت خروج امارات اوپک پیش از این نیز شاهد خروج کشورهایی مانند اندونزی، اکوادور، آنگولا، گابن و قطر از این سازمان مهم جهانی بوده است. این خروج‌ها اغلب به دلیل اختلاف بر سر سهمیه‌ها یا تغییر اولویت‌های اقتصادی رخ داد. اما هیچ‌کدام به اندازه امارات تأثیرگذار نبودند. امارات سومین تولیدکننده بزرگ اوپک پس از عربستان و عراق بود و ظرفیت تولید نزدیک به پنج میلیون بشکه را در روز داشت. خروج آن در اردیبهشت ۱۴۰۵، ضربه‌ای نمادین و عملی به وحدت سازمان وارد کرد و شمار اعضای فعال اوپک را به یازده کشور کاهش داد. این رویداد یعنی خروج امارات از اپک، در حالی رخ داد که اوپک پیش از جنگ اخیر ایران و آمریکا نیز بخش زیادی از نفوذ سابق خود را از دست داده بود. افزایش تولید ایالات متحده و دیگر کشورهای غیرعضو، سهم اوپک را در بازار جهانی کاهش داده بود. دلایل خروج امارات نارضایتی از محدودیت‌های سهمیه تولید، دلیل اصلی بودە است. امارات میلیاردها دلار برای گسترش ظرفیت سرمایه‌گذاری کرده و هدفش رسیدن به پنج میلیون بشکه در روز بود، اما سهمیه‌ها مانع بهره‌برداری کامل می‌شدند. علاوه بر این، اختلافات استراتژیک با عربستان سعودی نیز در خروج این کشور از اپک نقش کلیدی داشتە است. امارات به دنبال سیاست انرژی مستقل‌تر بود و معتقد بود سازمان بیش از حد تحت نفوذ ریاض عمل می‌کند. تنش‌ها در مسائل منطقه‌ای مانند یمن و سودان، و رویکرد متفاوت نسبت به ایران، این شکاف را عمیق‌تر کرد. امارات با اقتصاد متنوع و روابط نزدیک‌تر با غرب، کمتر به قیمت‌های بالای نفت وابسته است و ترجیح می‌دهد ذخایر خود را سریع‌تر به بازار برساند تا از خطر دارایی‌های غیرقابل استفاده در آینده جلوگیری کند. مشکلات عربستان و امارات و جدایی راه‌ها روابط عربستان و امارات، که زمانی بسیار نزدیک بود، در برهە کنونی به رقابت تبدیل شده است. عربستان با چشم‌انداز ۲۰۳۰ بر تنوع اقتصادی و رهبری اوپک تمرکز دارد، در حالی که امارات بر گسترش سریع تولید و نفوذ مستقل تاکید می‌کند. اختلافات در یمن و سودان همچنان ادامه دارد و خروج از اوپک این شکاف را علنی‌تر کرد. امارات با این تصمیم، راه خود را از کشورهای عربی دیگر جدا کرده و الگویی از سیاست خارجی عمل‌گرایانه ارائه می‌دهد. تأثیر بر قیمت انرژی خروج امارات پتانسیل افزایش عرضه را در بازارهای جهانی ایجاد کردە است که می‌تواند بە فشار نزولی بر قیمت‌ها منجر گردد. در صورتیکە امارات تولید را به ظرفیت کامل برساند، بازار با عرضه بیشتری مواجه خواهد شد. با این حال، بحران ناشی از جنگ و اختلال در تنگه هرمز، قیمت‌ها را در کوتاه‌مدت بالا نگه داشت. این رویداد ابهاماتی ایجاد کرد که نوسانات بازار را افزایش داد. اوپک‌پلاس پس از خروج، ابزار کنترل عرضه خود را تضعیف دید. در بلندمدت، بازار به سمت رقابت آزادتر حرکت خواهد کرد. پیامدهای خروج امارات برای اوپک، این خروج ضربه‌ای جدی به اعتبار آن بە شمار می رود. برخی آن را آغاز پایان نفوذ این کارتل نفتی قلمداد می کنند. در مقابل برای امارات، این خروج، فرصت‌های اقتصادی بیشتری را فراهم کردە و شرکت ملی نفت آن کشور، پروژه‌های گسترش را تسریع و درآمدهای بیشتری کسب خواهد کرد. این حرکت با سیاست خارجی مستقل امارات همخوانی دارد و نزدیکی بیشتر با منافع غربی و اسرائیل را نشان می‌دهد. در سطح منطقه‌ای، شکاف در شورای همکاری خلیج فارس عمیق‌تر شد. اما از سوی دیگر، رقابت عربستان و امارات می‌تواند به حوزه‌های دیگر سرایت کند، هرچند وابستگی‌های اقتصادی، درگیری مستقیم را به حداقل می‌رساند. در سطح جهانی نیز، نفوذ تولیدکنندگان غیراوپک افزایش می‌یابد و ثبات بلندمدت قیمت‌ها ممکن است تقویت شود، اما ریسک نوسانات کوتاه‌مدت بالا خواهد رفت. چشم‌انداز آینده خروج امارات نشان‌دهنده تغییرات ساختاری در صنعت نفت است. با نزدیک شدن اوج تقاضای نفت و گذار به انرژی‌های نو، کشورهایی با ذخایر ارزان ترجیح می‌دهند تولید را حداکثری کنند. اوپک برای بقا نیاز به انعطاف‌پذیری بیشتری دارد. این رویداد یادآوری می‌کند که منافع ملی بر اتحادها اولویت دارد. امارات با این تصمیم، الگویی برای دیگر اعضا ایجاد کرده و ممکن است موج جدیدی از بازنگری در عضویت‌ها را به همراه داشته باشد. مصرف‌کنندگان جهانی از عرضه بیشتر سود خواهند برد، در حالی که کشورهای وابسته به درآمدهای نفتی با چالش‌های بودجه‌ای روبرو می‌شوند. می‌توان گفت، خروج امارات فراتر از یک اختلاف فنی بر سر سهمیه، بلکه تغییری استراتژیک در توازن قدرت خلیج فارس و بازار جهانی انرژی است. این کشور با جداسازی راه خود، بر خوداتکایی و عمل‌گرایی تاکید و نشان دادە است که در دنیای پرتلاطم امروز، وابستگی یک‌جانبه به هر اتحاد یا قدرت خارجی می‌تواند هزینه‌بر باشد. آینده بازار نفت رقابتی‌تر خواهد بود و کشورهای منطقه ناچارند سیاست‌های‌شان را بر اساس واقعیت‌های نوین بازتعریف کنند.

  • فراتر از دو اعدام: نبرد روایت‌ها در پرونده محراب عبدالله‌زاده و ناصر بکرزاده

    رسول گله‌بان اعدام محراب عبدالله‌زاده و ناصر بکرزاده دیگر صرفاً دو پرونده قضایی یا امنیتی تلقی نمی‌شوند، بلکه به بخشی از نبرد گسترده‌تر بر سر روایت، مشروعیت و حافظه جمعی در کردستان تبدیل شده است. جمهوری اسلامی این پرونده‌ها را در چارچوب مقابله با تهدیدات امنیتی و کنترل تنش‌های اتنیکی تفسیر می‌کند، اما روایت‌های منتشرشده درباره اعتراف اجباری، انفرادی طولانی، فشار بر خانواده‌ها و ممانعت از برگزاری مراسم سوگواری، بحران اعتماد به روند دادرسی و نهادهای قضایی را تشدید کرده است. در ارومیه، این پرونده‌ها با شکاف‌های هویتی، رقابت‌های اتنیکی و نگاه امنیتی به جامعه کرد گره خورده‌اند و به همین دلیل، احتمالاً اثر سیاسی و اجتماعی آن‌ها پس از اجرای حکم نیز ادامه خواهد یافت. اعدام محراب عبدالله‌زاده و ناصر بکرزاده را نمی‌توان صرفاً در چارچوب دو پرونده قضایی یا امنیتی تحلیل کرد. چنین پرونده‌هایی، به‌ویژه پس از انتشار فایل‌های صوتی، نامه‌ها و روایت‌های مرتبط با بازداشت و اعتراف‌گیری، به بخشی از یک نبرد بزرگ‌تر بر سر روایت، افکار عمومی و حافظه جمعی تبدیل می‌شوند. در روایت رسمی جمهوری اسلامی، این پرونده‌ها در چارچوب «امنیت»، «تهدید» و «مقابله با بی‌ثباتی» تعریف می‌شوند. جمهوری اسلامی ایران، به‌ویژه در مناطق حساس و مرزی کردستان، مانند آذربایجان غربی سال‌هاست که هرگونه احتمال رادیکالیزه شدن اعتراضات یا شکل‌گیری و گسترش تنش‌های اتنیکی را با حساسیت بسیار بالایی دنبال می‌کند. موقعیت مرزی استان، سابقه درگیری‌های مسلحانه در دهه‌های گذشته، حساسیت تهران نسبت به هرگونه تحرک اتنیکی علی‌الخصوص بدلیل قرارگرفتن منشا چند جنبش کردی در این استان و نیز هم‌مرزی با اقلیم کردستان و ترکیه بخشی از منطق امنیتی حاکم بر چنین پرونده‌هایی را توضیح می‌دهد. در واقع، حکومت صرفا از اعتراض نمی‌ترسد، بلکه از پیوند جغرافیایی بخش‌های کردستان، اتصال فرامرزی با اقلیم کردستان و کردستان ترکیه و نیز احتمال تبدیل شدن مسئله اتنیکی در غرب کشور به یک بحران منطقه‌ای واهمه دارد. از نگاه ساختار امنیتی جمهوری اسلامی، هرگونه تنش در مناطق کردستانی صرفاً یک مسئله داخلی تلقی نمی‌شود، بلکه می‌تواند با تحولات ترکیه، عراق، سوریه و شبکه‌های سیاسی و رسانه‌ای فرامرزی نیز گره بخورد. تداوم چنین نگاهی باعث شده است تا استان‌هایی مانند آذربایجان غربی و به‌ویژه شهر ارومیه، بیش از بسیاری از مناطق دیگر ایران، تحت نگاه امنیتی و کنترل شدید قرار بگیرند. اما در سوی دیگر، روایت‌های منتشرشده از محراب عبدالله‌زاده و ناصر بکرزاده، تصویری کاملاً متفاوت و روایتهایی را مبتنی بر انفرادی طولانی، اعتراف اجباری، تهدید خانواده و فرسایش شدید روانی را ارائە می دهند. اعترافات اجباری و بحران اعتماد قضایی در روایت‌های منتشر شده از محراب عبدالله‌زاده، ادعاهایی درباره تهدید علیه نامزدش برای گرفتن اعتراف و فشار شدید روحی مطرح شده است. در روایت مرتبط با ناصر بکرزاده نیز از حدود دو ماه بازداشت در سلول انفرادی، بی‌خبری طولانی‌مدت خانواده، تهدید پدر و فشار روانی شدید سخن گفته شده است. جزئیات مربوط به نحوه اعتراف‌گیری از هر دو زندانی، علاوه بر روایت‌های خود آن‌ها، توسط یکی از زندانیان سیاسی سابق و هم‌بندی مهراب و ناصر نیز بازگو شده است. هرچند راستی‌آزمایی مستقل این ادعاها، به‌دلیل محدودیت رسانه‌های مستقل، نبود دادگاه علنی و محرمانه بودن بخش زیادی از پرونده‌های امنیتی در ایران دشوار است. یکی از مهم‌ترین بخش‌های این دو پرونده، مسئله چندبار نقض حکم اعدام در دیوان عالی کشور و بازگشت مجدد پرونده‌ها به دادگاه انقلاب ارومیه است. بر اساس روایت‌های منتشرشده، احکام اعدام هر دو زندانی دست‌کم دو بار در دیوان عالی کشور نقض شدند، اما دادگاه انقلاب ارومیه بار دیگر بر صدور همان احکام اعدام اصرار کرد. همین مسئله برای بخشی از افکار عمومی و فعالان حقوق بشری به یکی از بحث‌برانگیزترین ابعاد پرونده تبدیل شده است. زیرا در ذهن بخش وسیعی از جامعه این پرسش شکل گرفته که وقتی عالی‌ترین مرجع قضایی کشور چندبار نسبت به پرونده ایراد گرفته، چرا روند رسیدگی دوباره به همان نقطه اولیه بازگشته است. در فضای رسانه‌ای و افکار عمومی، همین موضوع باعث شده پرونده‌ها فقط به‌عنوان «پرونده امنیتی» دیده نشوند، بلکه به نمادی از بحران اعتماد نسبت به روند دادرسی و استقلال قضایی نیز تبدیل شوند. انسانی شدن پرونده در افکار عمومی در فضای امروز، صرف انتشار چنین روایت‌هایی می‌تواند تأثیر مهمی بر افکار عمومی بگذارد. زیرا جامعه فقط درباره حکم قضاوت نمی‌کند؛ بلکه درباره روند دادرسی، نحوه برخورد نهادهای امنیتی و تصویر انسانی متهم نیز قضاوت می‌کند. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این دو پرونده، انسانی شدن چهره متهمان در افکار عمومی است. برخلاف بسیاری از پرونده‌های امنیتی که متهمان صرفاً با عنوان اتهام معرفی می‌شوند، فایل‌های صوتی و نامه‌های منتشرشده، تصویری انسانی‌تر از آن‌ها را بر ساخته‌اند، جوانانی با ترس از آسیب‌دیدن خانواده‌های‌شان آینده و زندگی ناتمام. ناصر بکرزاده در فایل صوتی خود از نامزدی سخن می‌گوید که چهار سال در انتظار او مانده و از پدر و مادری که هر روز مرده و زنده شده‌اند. فایل صوتی ناصر بکر زاده از زندان ارومیه که چند روز پیش از اعدامش منتشر شده بود. ناصر بکرزاده در این فایل صوتی، پس از تأیید حکم اعدامش در دیوان عالی کشور گفته بود: «هر لحظه مردن خودم را می‌بینم.» او او از افکار عمومی و نهادهای حقوق بشری خواسته بود نسبت به وضعیتش بی‌تفاوت نباشند. محراب عبدالله‌زاده نیز از ترس شبانه محکومان به اعدام، بی‌خوابی و انتظار شنیدن صدای باز شدن در سلول سخن می‌گوید. همین جزئیات انسانی است که پرونده را از سطح صرفاً قضایی خارج و وارد حافظه احساسی جامعه می‌کند. محراب عبدالله‌زاده، چند هفته پیش از اعدامش با انتشار یک فایل صوتی از داخل زندان نسبت به وضعیت خود هشدار داده بود. او در این پیام تاکید کرده بود که اعترافاتش تحت شکنجه و تهدید اخذ شده و تمامی اتهام‌های مطرح‌شده علیه خود را رد می‌کند. او گفته بود که بی‌گناه است و ممکن است این آخرین صدای او باشد. ارومیه؛ شهری درگیر رقابت هویتی و امنیتی برای فهم حساسیت این پرونده‌ها، باید موقعیت خاص ارومیه را نیز در نظر گرفت. ارومیه در سال‌های اخیر به یکی از پیچیده‌ترین و ملتهب‌ترین شهرهای ایران از نظر رقابت‌های اتنیکی و تنش‌های هویتی تبدیل شده است. این شهر صرفا جایگاهی برای همزیستی چند اتنیک نیست، بلکه به میدان رقابت بر سر قدرت، هویت، نفوذ سیاسی و کنترل روایت تاریخی تبدیل شده است. جامعه کردی در ارومیه، بر این باور است که طی سال‌های اخیر تحت فشار امنیتی، سیاسی و رسانه‌ای فزاینده‌تری قرار گرفته‌اند که از نگاه آنان، از سوی نهادهای امنیتی و با جریان‌سازی از سوی جریان‌های پان‌ترکیست و بخشی از ساختار قدرت محلی اعمال می‌شود. در این نگاه، بسیاری از فعالان کرد معتقدند که کوچک‌ترین مطالبه هویتی، فرهنگی یا سیاسی در ارومیه با واکنش شدید امنیتی روبه‌رو می‌شود، در حالی که همزمان بخشی از جریان‌های رادیکال پان‌ترکیست در فضای عمومی، رسانه‌ای و حتی برخی ساختارهای محلی، آزادی عمل بیشتری دارند. این پارادوکس باعث شده است جامعه کردی در ارومیه به این باور برسد نه‌تنها در ساختار قدرت سهمی ندارد، بلکه اساساً با نوعی احساس حاکی نگاه امنیتی و سوءظن دائمی مواجه است. این احساس، صرفاً محصول یک پرونده یا یک حادثه نیست؛ بلکه در ذهن بخشی از جامعه کرد، به تجربه‌ای انباشته از سال‌ها بازداشت، فشار امنیتی، برخوردهای قضایی، محدودیت فعالیت مدنی و رقابت‌های شدید هویتی تبدیل شده است. اما در مقابل، بخشی از جریان‌های ترک نیز تحولات امنیتی و برخوردهای سخت‌گیرانه را با عنوان حفظ ثبات شهر و جلوگیری از گسترش تنش‌های اتنیکی توجیه می‌کنند. از نگاه جامعه کرد، این رویکرد در عمل با تلاش برای تثبیت نفوذ سیاسی، امنیتی و هویتی جریان‌های ترک در ارومیه گره خورده و همین مسئله، شکاف بی‌اعتمادی و رقابت اتنیکی را عمیق‌تر کرده است. به همین دلایل، این پرونده‌ها در ارومیه فقط به‌عنوان دو حکم اعدام دیده نمی‌شوند، بلکه به بخشی از شکاف گسترده‌تر بی‌اعتمادی، رقابت هویتی و نزاع روایت‌ها میان گروه‌های مختلف اجتماعی و اتنیکی تبدیل می‌شوند. پس از اعدام: کنترل روایت حتی بعد از مرگ حساسیت این پرونده‌ها صرفا به روند بازداشت، اعترافات و احکام قضایی محدود نماندە است. بر اساس گزارش‌ها و روایت‌های منتشرشده، پس از اجرای حکم نیز اجساد مهراب عبدالله‌زاده و ناصر بکرزاده به خانواده‌هایشان تحویل داده نشد و نیروهای امنیتی مانع از برگزاری مراسم ختم و تجمع عمومی در ارومیه شدند. این مسئله در مناطق دارای تنش هویتی و سیاسی، صرفاً یک اقدام امنیتی ساده تلقی نمی‌شود. در بسیاری از پرونده‌های مشابه، حکومت‌ها تلاش می‌کنند از تبدیل شدن مراسم خاکسپاری، ختم یا تجمع‌های سوگواری به نقطه شکل‌گیری همبستگی اجتماعی، اعتراض سیاسی یا بازتولید روایت قربانی جلوگیری کنند. در جامعه کردی، مراسم خاکسپاری و عزاداری صرفا یک آیین خانوادگی بە شمار نمی رود؛ بلکه در بسیاری مواقع، بخشی از حافظه جمعی و هویت اجتماعی نیز محسوب می‌شود. به همین دلیل، جلوگیری از برگزاری مراسم عمومی می‌تواند در افکار عمومی به‌عنوان ادامه همان برخورد امنیتی حتی پس از مرگ تفسیر شود. همین مسالە ممکن است برای بخشی از جامعه، حس بی‌عدالتی و خشم را عمیق‌تر کند. زیرا در ذهن بسیاری از مردم، وقتی حتی خانواده امکان وداع، سوگواری یا برگزاری مراسم را پیدا نمی‌کند، پرونده دیگر فقط به «اعدام» محدود نمی‌ماند، بلکه به مسئله کرامت انسانی، حق سوگواری و نحوه مواجهه حکومت با حافظه جمعی تبدیل می‌شود. در تجربه بسیاری از جوامع، گاهی حکومت‌ها تلاش می‌کنند با کنترل فیزیکی فضا، از گسترش اعتراض جلوگیری کنند؛ اما همزمان، همین محدودیت‌ها می‌توانند باعث ماندگارتر شدن روایت قربانی در حافظه عمومی شوند. دقیقا همانگونه که فرجاد درویشی، جوان کرد اهل ارومیه که بعنوان اولین قربانی جنبش زن، زندگی، آزادی با اعمال همین محدودیت‌ها در حافظه جمعی ماندگار شد. نقش احزاب و جریانات کرد در نبرد روایت‌ها در این میان، احزاب و جریان‌های سیاسی و مدنی کرد نیز نقش مهمی در شکل‌گیری و گسترش روایت‌ها دارند. بخش مهمی از این جریان‌ها تلاش می‌کنند پرونده را در چارچوب حقوق بشر، شکنجه، اعتراف اجباری، دادرسی غیرعادلانه و حق حیات مطرح کنند تا حمایت گسترده‌تری در افکار عمومی جلب شود. همزمان، بخش مهمی از فضای سیاسی و رسانه‌ای کردی این پرونده‌ها را در امتداد تجربه تاریخی سرکوب، حذف سیاسی و فشار امنیتی علیه جامعه کردی تحلیل می‌کنند. این روایت، به‌ویژه در میان بخشی از افکار عمومی کرد، به دلیل تجربه‌های پیشین و لمس تبعیض، مخاطب و پذیرش بالایی پیدا کرده است. در مقابل، جمهوری اسلامی نیز تلاش می‌کند این پرونده‌ها را در چارچوب «مقابله با تهدید امنیتی» و «حفظ ثبات» روایت کند و از گسترش روایت‌های رقیب جلوگیری کند. به همین دلیل، آنچه امروز جریان دارد، فقط اختلاف بر سر دو پرونده نیست، بلکه نبردی بر سر تعریف حقیقت، عدالت و قربانی است. اعدام: پایان پرونده یا آغاز یک حافظه جمعی؟ در کوتاه‌مدت، احتمالاً مهم‌ترین اثر این اعدام‌ها ایجاد فضای ترس و بازدارندگی خواهد بود. اما تجربه تاریخی نشان داده است که ترس همیشه به معنای فراموشی نیست. در بسیاری از پرونده‌های مشابه، آنچه در حافظه جمعی باقی می‌ماند نه متن حکم، بلکه آخرین صدای زندانی، روایت خانواده و جزئیات مربوط به انتظار مرگ است. به‌ویژه کە در عصر شبکه‌های اجتماعی، فایل‌های صوتی و روایت‌های شخصی می‌توانند عمر سیاسی و اجتماعی بسیار طولانی‌تری از خودِ پرونده پیدا کنند. شاید مهم‌ترین مسئله در چنین پرونده‌هایی این باشد که اثر آن‌ها معمولاً در لحظه اجرای حکم پایان پیدا نمی‌کند. گاهی حکومت‌ها تصور می‌کنند با اجرای حکم، یک پرونده بسته می‌شود، اما در واقع، همان لحظه ممکن است آغاز مرحله‌ای تازه باشد که در آن، یک پرونده قضایی از دیوارهای زندان عبور می‌کند و وارد حافظه تاریخی، روایت سیاسی و وجدان جمعی یک جامعه می‌شود. و دقیقاً از همین نقطه است که دیگر مسئله فقط دو زندانی، دو حکم یا حتی دو اعدام نیست، بلکه مسئله به این پرسش بزرگ‌تر تبدیل می‌شود که یک جامعه، عدالت، قدرت و حقیقت را چگونه به خاطر خواهد سپرد؟

  • زندە: جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران

    پوشش زندە ۳۶: ١٢ شنبه ۹ مه افشای سند محرمانه درباره پیشنهاد روسیه برای ارسال پهپاد به ایران نشریه اکونومیست در گزارشی به نقل از یک سند محرمانه منتسب به اداره اطلاعات نظامی روسیه (GRU) اعلام کرده است که مسکو طرحی برای ارائه هزاران پهپاد پیشرفته به ایران ارائه داده است. در این گزارش‌ آمدە است این پیشنهاد، که احتمالاً در شش هفته نخست جنگ میان ایران و ائتلاف اسرائیل - آمریکا مطرح شده، شامل پهپادهای کوتاه‌برد غیرقابل اخلال و همچنین سامانه‌های هدایت‌شونده دوربرد با پشتیبانی ماهواره‌ای بوده است. این طرحی است که در صورت اجرا می‌تواند توان نظامی ایران را به‌طور قابل توجهی در برابر آمریکا و متحدانش افزایش دهد. در این گزارش، سندی ده‌صفحه‌ای و طبقه‌بندی‌شده که به گفته اکونومیست از یک منبع قابل اعتماد به دست آمده، ارائە گشتە است کە شامل پیشنهاد برای انتقال حدود ۵ هزار پهپاد کوتاه‌برد فیبر نوری، تعداد نامشخصی پهپادهای هدایت‌شونده ماهواره‌ای و همچنین یک برنامه آموزشی برای اپراتورهای ایرانی است. این پهپادهای فیبر نوری از طریق کابل نازکی هدایت می‌شوند که هنگام پرواز پشت سرشان کشیده می‌شود و به همین دلیل در برابر جنگ الکترونیک و اخلال رادیویی تقریباً مقاوم هستند. این فناوری در جنگ اوکراین توسط روسیه به‌کار گرفته شده و تأثیر قابل توجهی بر میدان نبرد داشته است. در بخش دیگری از این طرح، به استفاده از پهپادهای دوربرد مجهز به سامانه‌های ماهواره‌ای از جمله استارلینک اشاره شده است. این فناوری‌ نیز پیش‌تر در جنگ اوکراین مورد استفاده قرار گرفته بود. در این طرح همچنین به جذب نیرو از میان دانشجویان ایرانی در دانشگاه‌های روسیه، و نیز برخی گروه‌های منطقه‌ای برای آموزش کار با این پهپادها اشاره شده است. اکونومیست در پایان گزارش خود تصریح می‌کند که هیچ شواهد مستقلی از انتقال این پهپادها به ایران یا آغاز همکاری عملیاتی در این سطح وجود ندارد. با این وجود، این سند نشان‌دهنده احتمال گسترش همکاری نظامی روسیه و ایران در بحبوحه تنش‌های جاری با ائتلاف اسرائیل - ایالات متحده ارزیابی می‌شود. ۵۵: ١٢ جمعە ٨ مه ایران در زمان آتش‌بس توان موشکی‌اش را بازسازی کرده است بر اساس گزارشی از Alhurra، ایران در هفته‌های پس از اعلام آتش‌بس، همزمان با تلاش برای ترمیم زیرساخت‌های آسیب‌دیده، فعالیت‌های نمایشی و عملیاتی مرتبط با توان موشکی و پهپادی خود را افزایش داده است. در این گزارش آمده است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با برگزاری نمایش‌های نظامی در داخل شهرها و انتشار تصاویر موشک‌ها و پهپادها، در پی ارسال این پیام است که با وجود حملات اخیر آمریکا و اسرائیل به تأسیسات نظامی، ظرفیت‌های راهبردی این کشور همچنان پابرجا مانده و نقش کلیدی خود را در دکترین بازدارندگی حفظ کرده است. به نوشته این رسانه، در میانه ماه آوریل، رسانه‌های نزدیک به سپاه از جمله تسنیم ویدئویی از سید مجید موسوی منتشر کردند که در آن بر تداوم سریع فرآیند بازسازی و تکمیل ذخایر موشکی تأکید شده است. در این ویدئو گفته می‌شود فعالیت‌ها در حوزه تولید و آماده‌سازی پهپادها حتی از سطح پیش از جنگ نیز فراتر رفته است. با این حال، Alhurra به نقل از تال عنبار، کارشناس اسرائیلی حوزه موشکی، گزارش می‌دهد که این تحرکات ممکن است بیش از آنکه نشان‌دهنده افزایش واقعی تولید باشد، جنبه مهندسی و بازسازی زیرساختی داشته باشد. به گفته او، حملات اخیر به برخی پایگاه‌های زیرزمینی موسوم به شهرهای موشکی، آسیب وارد کرده و فعالیت‌های جاری بیشتر بر پاکسازی مسیرها و بازیابی تجهیزات متمرکز است. در بخش دیگری از این گزارش، به ادعاهای برخی منابع مخالف جمهوری اسلامی، از جمله حزب آزادی کردستان، اشاره شده است که می‌گویند تهران از دوره آتش‌بس برای انتقال قطعات موشکی و پهپادی به گروه‌های هم‌پیمان خود در عراق، سوریه و لبنان استفاده کرده است. این ادعاها به‌طور مستقل تأیید نشده‌اند. در مقابل، تحلیلگرانی مانند علاء النشوع معتقدند که تحریم‌های بین‌المللی همچنان مانع مهمی در مسیر توسعه فناوری‌های پیشرفته نظامی، به‌ویژه در حوزه سوخت جامد موشکی، به شمار می‌رود و بازسازی کامل این ظرفیت‌ها در بازه زمانی کوتاه با محدودیت‌های جدی روبه‌رو است. این گزارش در جمع‌بندی می‌افزاید که جمهوری اسلامی ایران برنامه موشکی خود را به‌عنوان یکی از خطوط قرمز امنیتی حفظ کرده و تمایلی به طرح آن در مذاکرات ندارد، حتی در شرایطی که فشارهای بین‌المللی بر برنامه هسته‌ای این کشور افزایش یابد. در عین حال، پرسش کلیدی همچنان این است که آیا تهران می‌تواند در شرایط فشار اقتصادی و نظارت‌های فزاینده، آسیب‌های واردشده به زیرساخت‌های موشکی خود را به‌طور کامل جبران کند یا خیر. ۱۱: ۱۷ پنج‌شنبه ۷ مه گزارش امنیتی دریایی: سطح تهدید در خاورمیانه بحرانی است مرکز مشترک اطلاعات دریایی (Joint Maritime Information Center) در تازه‌ترین بولتن خود و هم‌زمان با ثبت چندین حادثه امنیتی در ۴۸ ساعت اخیر اعلام کرد سطح تهدید در منطقه دریایی خاورمیانه در وضعیت بحرانی قرار دارد. این گزارش که بازه زمانی ۱ مارس تا ۷ مه ۲۰۲۶ را پوشش می‌دهد، نشان می‌دهد تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز به‌طور قابل توجهی کاهش یافته و چندین حادثه امنیتی جدید نیز در این منطقه ثبت شده است. بر اساس این بولتن، چندین شناور تجاری در روزهای اخیر پیام‌هایی از طریق کانال اضطراری VHF (کانال ۱۶) دریافت کرده‌اند که به آن‌ها دستور داده شده است مناطق لنگرگاهی نزدیک به تنگه هرمز را ترک کنند. همچنین در تاریخ ۵ مه، واحدهای نیروی دریایی آمریکا در منطقه اعلام کرده‌اند که برخی تهدیدها علیه کشتی‌های عبوری را دفع کرده‌اند. در همین گزارش آمده است که مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا در ۶ مه هشدار داده یک کشتی باری در محدوده تنگه هرمز هدف یک پرتابه ناشناش قرار گرفته است. گزارش همچنین از ادامه اختلالات پراکنده در سامانه‌های ناوبری (GNSS) و تهدید مین‌های دریایی در نزدیکی تنگه هرمز خبر داده است. در منطقه خلیج عمان و دریای عرب نیز حضور گسترده نیروهای دریایی و ادامه فعالیت‌های امنیتی گزارش شده است. طبق این بولتن، در تاریخ ۶ مه نیروهای آمریکایی کنترل یک نفتکش با پرچم ایران به نام M/T HASNA را از کار انداخته‌اند. در بخش دیگری از گزارش آمده است که وضعیت امنیتی در دریای سرخ، باب‌المندب و خلیج عدن بدون تغییر باقی مانده، اما تهدیدات دریایی در این مناطق همچنان تحت نظر است. در سواحل سومالی نیز سطح تهدید دزدی دریایی بسیار شدید توصیف شده و اعلام شده است کە سه کشتی تجاری از ماه آوریل تاکنون در این منطقه توقیف شده‌اند کە شامل یک نفتکش، یک کشتی باری و یک نفتکش دیگر می شود. این گزارش امنیتی نشان می‌دهد که آبراه‌های مهم منطقه‌ای، به‌ویژه تنگه هرمز، همچنان در وضعیت پرتنش قرار دارند و افزایش حوادث امنیتی، کاهش تردد تجاری و حضور گسترده نظامی، تصویر کلی ریسک بالا را برای کشتیرانی در خاورمیانه ترسیم می‌کند. با این وجود، امروز قرار است ایران بە پیش نویس پیشنهادی آمریکا پاسخ خود را بە پاکستان اعلام کند و ترامپ نیز خواستار پاسخ فوری شدە است. تاثیرات این توافق بر امنیت دریایی و آبراه هرمز کاملا مستقیم خواهد بود. ۱۱: ۱۷ پنج‌شنبه ۷ مه ارتش آمریکا در انتظار مرحله بعدی جنگ ایران است با گذشت بیش از دو هفتە از آغاز آتش بس میان ایران و آمریکا، دونالد ترامپ حدود ۵۰ هزار نیروی نظامی ارتش آمریکا را برای مشارکت بەجنگ ایران به منطقه خاورمیانە اعزام کرده است. این نیروها با ناوهای هواپیمابر، ناوشکن‌ها، یگان‌های تفنگداران دریایی و جنگنده‌ها به خاورمیانه منتقل شده‌اند. با وجود این، کاخ سفید اکنون پیام‌های متناقضی را درباره وضعیت عملیات نظامی ارسال می‌کند. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، روز سه‌شنبه اعلام کرد عملیات خشم حماسی پایان یافته است. پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، نیز اعلام داشتە است کە تمرکز اصلی بر کمک به عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز قرار دارد. با این حال، ترامپ ساعاتی بعد گفت حتی این عملیات نیز به‌طور موقت متوقف شده است. ترامپ روز چهارشنبه در شبکه‌های اجتماعی نوشت اگر ایران با آنچه پیشنهاد شده است موافقت کند، جنگ پایان می‌یابد و مسیر امنی برای عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز فراهم خواهد شد. او جزئیات بیشتری ارائه نکرد و افزود: اگر موافقت نکنند، بمباران آغاز می‌شود. نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا همچنان با اعمال محاصره دریایی، تمامی کشتی‌های ورودی و خروجی، بە و از، بنادر ایران را محدود کرده است. این محاصره پس از آن اعمال شدە است که ایران عملاً تنگه هرمز را مسدود کردە است. پیش از آغاز جنگ در فوریه، حدود ۴۰ هزار نیروی آمریکایی در پایگاه‌ها و کشتی‌های مستقر در خاورمیانه حضور داشتند. با تشدید جنگ، شمار نیروهای آمریکایی به بیش از ۵۰ هزار نفر افزایش یافت. یک مقام نظامی آمریکایی نیز در این بارە بە رویترز گفتە است کە تعیین شمار دقیق نیروها دشوار شده است، زیرا حملات ایران به پایگاه‌های آمریکا، ارتش را وادار کرده است تا نیروهای خود را به پایگاه‌ها و مناطق دیگری در خاورمیانه، اروپا و آمریکا منتقل کند. در حال حاضر، حدود دو هزار چترباز از فرقه ۸۲ هوابرد ارتش آمریکا در خاورمیانه مستقر هستند. با این وجود مقام‌های آمریکایی محل دقیق استقرار این نیروها را اعلام نکرده‌اند. این نیروها ممکن است در عملیات احتمالی برای کنترل جزیره خارک، مرکز صادرات نفت ایران، مشارکت کنند. مقام‌های آمریکایی نیز در همین بارە اعلام کرده‌اند کە حفظ این جزیره به نیروهای زمینی بیشتری نیاز دارد و می‌تواند خطر تلفات سربازان آمریکایی را افزایش دهد. طی هفتە اخیر نیز بە گزارش رویترز، ٢٥٠٠ تفنگدار دریایی و ۲۵۰۰ ملوان دیگر نیز وارد منطقه شده‌اند. این نیروها ممکن است در عملیات احتمالی برای کنترل جزایر یا مناطق دیگر مشارکت داشته باشند. چند صد نیروی عملیات ویژه آمریکا نیز در ماه مارس وارد خاورمیانه شدند. دو مقام نظامی آمریکایی گفتند هدف از این استقرار، فراهم کردن گزینه‌های بیشتر برای ترامپ بوده است. این نیروها می‌توانند در عملیات احتمالی علیه اورانیوم با غنای بالا در تأسیسات هسته‌ای اصفهان مشارکت کنند. همزمان، دو گروه ناو هواپیمابر یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن و یو‌اس‌اس جورج اچ. دبلیو. بوش همراه با ناوگان کشتی‌های جنگی و بیش از ۱۰ هزار ملوان و تفنگدار دریایی در دریای عرب مستقر هستند. یک مقام آمریکایی در این بارە اعلام کرده است کە ناو جورج اچ. دبلیو. بوش جایگزین ناو جرالد فورد شده است. این ناوها قادرند ایران را با موشک‌ها و جنگنده‌های مستقر روی عرشه هدف قرار دهند. بر اسا گزارش رویترز، ناو جرالد فورد در حال حرکت به سوی اقیانوس اطلس و سپس بازگشت به نورفک در ایالت ویرجینیاست. این ناو در هفته‌های نخست جنگ در بخش رخت‌شوی‌خانه دچار آتش‌سوزی شده بود. ۴۵: ۰۸ سه‌شنبه ۵ مه ارزیابی اطلاعاتی آمریکا: برنامه هسته‌ای ایران با وجود حملات گسترده تقریبا بدون تغییر مانده است ارزیابی‌های اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا نشان می‌دهد که جدول زمانی پیشرفت هسته‌ای ایران، با وجود دو ماه حملات گسترده از سوی آمریکا و اسرائیل به اهداف نظامی و صنعتی، در مجموع تغییر چشمگیری نکرده است. به گفته سه منبع آگاه که با خبرگزاری رویترز گفت‌وگو کرده‌اند، برآوردها حاکی از آن است که ظرفیت ایران برای حرکت به سمت تولید سلاح هسته‌ای همچنان در محدوده پیشین باقی مانده است. پیش از درگیری‌های موسوم به جنگ ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵، نهادهای اطلاعاتی آمریکا تخمین زده بودند که ایران می‌تواند طی حدود سه تا شش ماه مواد شکافت‌پذیر لازم برای یک سلاح هسته‌ای را تولید و آن را مونتاژ کند. هرچند حملات به تأسیسات کلیدی از جمله نطنز، فردو و اصفهان، این بازه زمانی موسوم به "زمان گریز هسته‌ای" را به حدود ۹ ماه تا یک سال افزایش داده، اما منابع مطلع می‌گویند این تغییر پایدار نبوده و ارزیابی کلی را به‌طور اساسی دگرگون نکرده است. به گفته این منابع، تمرکز اصلی عملیات نظامی اخیر بر زیرساخت‌های متعارف، از جمله سامانه‌های پدافند هوایی، تأسیسات تولید موشک و مراکز فرماندهی بوده است. در حالی که اسرائیل به برخی اهداف مرتبط با برنامه هسته‌ای حمله کرده، ایالات متحده از وارد کردن ضربات عمیق به تأسیسات هسته‌ای باقی‌مانده خودداری کرده است. بر اساس گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ایران حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار دارد که بخش عمده آن احتمالاً در تأسیسات زیرزمینی مستحکم نگهداری می‌شود. هدف قرار دادن محل نگهداری این مواد از طریق حملات هوایی بسیار دشوار است. کارشناسان می‌گویند این میزان مواد، در صورت غنی‌سازی بیشتر، می‌تواند برای تولید حدود ۱۰ سلاح هسته‌ای کافی باشد. تداوم این وضعیت، چالشی کلیدی برای واشنگتن ایجاد کرده است. بدون کشف یا نابودی کامل ذخایر اورانیوم غنی‌شده، اقدام نظامی تأثیر بلندمدت محدودی بر توان بالقوه ایران برای دستیابی سریع به سلاح هسته‌ای خواهد داشت. با این حال، مقام‌های کاخ سفید همچنان بر موفقیت عملیات‌های اخیر تأکید دارند و می‌گویند کارزارهایی مانند «چکش نیمه‌شب» و «خشم حماسی» زیرساخت‌های دفاعی و صنعتی ایران را به‌شدت تضعیف کرده است. دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا، و معاونش جی‌دی ونس، جلوگیری از هسته‌ای شدن ایران را از اهداف اصلی این اقدامات عنوان کرده‌اند. جمهوری اسلامی ایران همواره هرگونه تلاش برای ساخت سلاح هسته‌ای را رد کرده و برنامه خود را صلح‌آمیز توصیف کرده است. ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز نشان می‌دهد که فعالیت‌های سازمان‌یافته مرتبط با طراحی کلاهک هسته‌ای از سال ۲۰۰۳ متوقف شده، با این حال مقام‌های اسرائیلی معتقدند که تهران دانش فنی مربوطه را همچنان حفظ کرده است. ٥٥: ١٢ دوشنبە ۴ مه ایران به پروژه آزادی در تنگه هرمز واکنش نشان داد رئیس‌جمهور آمریکا دونالد ترامپ اعلام کرد که از روز دوشنبه عملیاتی برای آزادسازی کشتی‌هایی که دو ماه است در خلیج گرفتار شده‌اند آغاز می‌شود، در حالی که تهران تأکید کرد هرگونه دخالت آمریکا در تنگه هرمز نقض آتش‌بس تلقی خواهد شد. ترامپ شامگاه یکشنبه از آغاز یک عملیات دریایی جدید با نام پروژه آزادی خبر داد و گفت این ابتکاری انسان‌دوستانه برای آزادسازی کشتی‌هایی است که کارکنان آن‌ها با کمبود غذا و مواد ضروری روبه‌رو هستند. بر اساس پستی که او در شبکه تروث سوشیال منتشر کرده است، نیروی دریایی آمریکا مأموریت همراهی کشتی‌های متعلق به کشورهایی را که هیچ ارتباطی با درگیری در خاورمیانه ندارند در تنگه هرمز بر عهده خواهد گرفت. ترامپ هشدار داد هرگونه مانع‌تراشی از سوی ایران با قدرت پاسخ داده خواهد شد. با این حال، او از گفت‌وگوهای بسیار مثبت با تهران از طریق میانجی‌گری پاکستان سخن گفت. در این بارە، فرماندهی مرکزی آمریکا سنتکام با انتشار یک پست در شبکه ایکس اعلام کرد که در این عملیات ناوشکن‌های مجهز به موشک‌های هدایت‌شونده، بیش از ۱۰۰ جنگنده در دریا و خشکی و ۱۵ هزار نیروی نظامی مشارکت خواهند داشت. در مقابل، تهران هشدار داد هرگونه دخالت آمریکا در تنگه هرمز نقض آتش‌بس تلقی خواهد شد، بر اساس آنچه در پستی در شبکه ایکس از سوی ابراهیم عزیزی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی آمده است. همچنین سرتیپ علی عبدالله از فرماندهی نیروهای مسلح ایران گفت هر نیروی مسلح خارجی، به‌ویژه ارتش آمریکا که آن را دشمن خود می‌دانیم، در صورت تلاش برای نزدیک شدن به تنگه هرمز هدف حمله قرار خواهد گرفت. او افزود که بارها تأکید شده است امنیت تنگه هرمز تحت کنترل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است و هرگونه عبور امن باید در همه شرایط با هماهنگی این نیروها انجام شود. رئیس‌جمهور فرانسه امانوئل مکرون روز دوشنبه خواستار بازگشایی تنگه هرمز با هماهنگی میان ایران و آمریکا شد و در عین حال نسبت به کارآمدی عملیات اعلام‌شده آمریکا ابراز تردید کرد و گفت چارچوب آن نامشخص است. از سوی دیگر، نخست‌وزیر ژاپن سانائه تاکائیچی در جریان سفری به استرالیا گفت بستن تنگه پیامدهای بسیار بزرگی برای منطقه آسیا و اقیانوسیه خواهد داشت، زیرا این منطقه به شدت به منابع انرژی خاورمیانه وابسته است. ٢١ : ١٣ شنبە ٢ مه ترامپ: شاید عدم توافق با ایران بهتر باشد، مذاکرات بیش از حد طولانی شده است رئیس‌جمهور ایالات متحده در روزهای اخیر سیگنال‌های متفاوتی را به مقام‌های جمهوری اسلامی ایران ارسال کرده است، چرا که به‌باور او مذاکرات با تهران بیش از حد طولانی شده است. او همچنین در حالی که به پایان دادن به جنگ بدون دستیابی به توافق می‌اندیشد، از توقیف یک کشتی مرتبط با ایران دفاع کرده و دستور خروج ۵ هزار نیروی آمریکایی از آلمان را صادر کرده است. طی روزهای اخیر، دونالد ترامپ سیگنال‌های متناقضی درباره مذاکرات با ایران ارسال کرده و پس از ابراز نارضایتی از پیشنهاد شب گذشته تهران گفته است که شاید بهتر باشد اصلاً توافقی حاصل نشود. ترامپ همچنین گفته است که گفت‌وگوها با ایران بیش از حد طول کشیده و اعلام کرده است که عدم دستیابی به توافق می‌تواند بهترین نتیجه ممکن باشد. او همچنین افزوده است که اکنون با افرادی بسیار خشن در کشوری که آن را زیبا توصیف کرد، یعنی ایران، سر و کار دارد و در عین حال گفته است که اوضاع بسیار خوب پیش می‌رود. او بار دیگر نیز تأکید کرده است که نمی‌توان به ایران سلاح هسته‌ای داد. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که مقام‌های آمریکایی در حال بررسی پیشنهاد تازه ایران هستند، پیشنهادی که به گفته منابع آگاه، نشان‌دهنده تغییری در موضع تهران است. بر اساس این پیشنهاد، ایران اعلام کرده است که در صورت تعهد ایالات متحده آمریکا به پایان دادن به حملات و رفع محاصره بنادر خود، درباره شرایط بازگشایی تنگه هرمز گفت‌وگو خواهد کرد. ایران پیش‌تر خواستار آن شده بود که واشنگتن، به‌عنوان پیش‌شرط مذاکرات، به محاصره پایان دهد و پیش از ورود به بحث درباره کنترل تنگه هرمز و برنامه هسته‌ای، بر سر پایان جنگ توافق حاصل شود. با این حال، دونالد ترامپ از این پیشنهاد ناراضی است و به گفته همان منابع، اکنون در حال بررسی پایان دادن به جنگ بدون دستیابی به توافقی رسمی با تهران است. ترامپ همچنین به‌تفصیل درباره محاصره تنگه هرمز و توقیف کشتی توسکا سخن گفت که به گفته مقام‌های امریکایی با ایران مرتبط بوده و تلاش کرده بود محاصره را نقض کند. او گفت این کشتی متوقف شد، یدک‌کش‌ها به کار گرفته شدند و سپس نیروهای آمریکایی بر آن سوار شدند. او افزود که کشتی، محموله و نفت آن به کنترل آن‌ها درآمده و این اقدام را کسب‌وکاری بسیار سودآور توصیف کرده است، او همچنین گفت این اقدام شبیه دزدی دریایی است. ترامپ همچنین گفت اطمینان دارد که قیمت نفت، که در پی جنگ به‌شدت افزایش یافته، به‌زودی کاهش خواهد یافت. در همین حال، تنش‌ها میان ایالات متحده و آلمان پس از اعلام پنتاگون مبنی بر خروج حدود ۵ هزار نیروی آمریکایی از این کشور طی شش تا دوازده ماه آینده افزایش یافته است. این اقدام پس از آن صورت گرفت که دونالد ترامپ به‌شدت از صدراعظم آلمان، فریدریش مرتس، انتقاد کرد. مرتس نیز این هفته اظهار داشتە بود کە ایرانی‌ها در مذاکره بسیار ماهرند، یا به‌عبارت دیگر، در مذاکره نکردن مهارت دارند، و افزوده بود که یک ملت کامل از سوی رهبری ایران تحقیر می‌شود. او همچنین شخص ترامپ را مورد انتقاد قرار داد و گفت رئیس‌جمهور آمریکا بدون هیچ راهبردی وارد جنگ با ایران شده است. دونالد ترامپ در شبکه تروث سوشیال در پاسخ نوشتە بود که فریدریش مرتس نمی‌داند درباره چه سخن می‌گوید. او افزودە بود که اگر ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد، تمام جهان به گروگان گرفته خواهد شد. ترامپ همچنین نوشتە بود کە در حال انجام کاری درباره ایران است که دیگر کشورها یا رؤسای‌جمهور باید مدت‌ها پیش انجام می‌دادند و تأکید کرد که تعجبی ندارد آلمان از نظر اقتصادی و در سایر زمینه‌ها عملکرد ضعیفی دارد. .. : ١٢ جمعە ١ مه ترامپ: ایران در صورت دستیابی به سلاح هسته‌ای از آن استفاده خواهد کرد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در گفت‌وگو با گرتا ون ساسترن در شبکه نیوزمکس گفت معتقد است جمهوری اسلامی ایران در صورت دستیابی به سلاح هسته‌ای، از آن استفاده خواهد کرد. او تأکید کرد با مقام‌های ایرانی تعامل داشته و بر این باور است که در صورت در اختیار داشتن چنین سلاحی، آن را به کار خواهند گرفت. ترامپ در این بارە تاکید کرد کە آمریکا اجازه نخواهد داد چنین فرصتی برای ایران ایجاد شود. در این گفتگو، ترامپ تصریح کرد تنها راه دستیابی به یک نتیجه پایدار، ارائه تضمین‌های قاطع است که ایران هرگز به سلاح هسته‌ای دست نخواهد یافت. او در همین چارچوب، پیشنهادهای پیشین را مبنی بر تأمین مواد هسته‌ای برای مصارف غیرنظامی ایران رد کرد و گفت چنین طرحی را هرگز تأیید نمی‌کرد و هیچ چیزی در اختیار ایران قرار نخواهد داد. به گفته او، ایران یا به سلاح هسته‌ای دست می‌یابد یا نمی‌یابد، و در صورت دستیابی، با پیامدهای جدی مواجه خواهد شد. ترامپ در ادامه به دستاوردهای عملیات خشم حماسی پرداخت و گفت آمریکا پیش‌تر به پیروزی رسیده، اما او به‌دنبال پیروزی بزرگ‌تری است. او مدعی شد نیروی دریایی و هوایی ایران نابود شده، سامانه‌های پدافندی و تجهیزات راداری از بین رفته و ساختار فرماندهی آن نیز از هم پاشیده است. با این حال، او تأکید کرد این دستاوردهای نظامی به‌تنهایی کافی نیستند و اگر به جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای منجر نشوند، نمی‌توانند نتیجه‌ای پایدار ایجاد کنند. به گزارش نیوزمکس، ترامپ تصریح کرد تنها یک تضمین قاطع در برابر توسعه برنامه هسته‌ای ایران می‌تواند صلحی ماندگار را تضمین کند. رئیس‌جمهور آمریکا همچنین گفت ایران با فشار شدید اقتصادی روبه‌رو است. او اظهار داشت اقتصاد ایران در حال فروپاشی است و نرخ تورم به حدود ۱۰۰ درصد رسیده است. وی افزود ایران به‌دلیل محاصره‌ای که به‌گفته او به‌طور کامل مؤثر بوده، قادر به فروش نفت نیست. ترامپ در ادامه از حمایت گسترده از اقدامات خود سخن گفت، اما در عین حال از متحدان آمریکا انتقاد کرد که اقدامات قاطع‌تری انجام نداده‌اند. او گفت آنچه انجام می‌دهد با استقبال روبه‌رو شده و جهان از او تشکر می‌کند، اما این اقدام نباید تنها بر عهده او می‌بود و دیگر رؤسای‌جمهور و کشورها باید پیش از این وارد عمل می‌شدند. او در پایان تأکید کرد که ایالات متحده در این مسیر هیچ کمکی از سوی ناتو دریافت نکرده است. .. : ٨ جمعە ١ مه واشنگتن معتقد است که ایران در حال بازسازی قابلیت‌های نظامی خود، در صورت از سرگیری جنگ است شبکه ان‌بی‌سی به نقل از یک مقام آمریکایی و دو منبع مطلع گزارش داد ایران از آتش‌بس با ایالات متحده برای بیرون کشیدن سلاح‌های مدفون شدە در جریان جنگ استفاده می‌کند و همزمان تلاش‌ برای استخراج موشک‌ها و مهمات پنهان‌شده زیر زمین یا زیر آوار حملات هوایی آمریکا و اسرائیل را تشدید کرده است. به گفته این منابع، واشنگتن معتقد است تهران به‌سرعت در حال بازسازی توان پهپادی و موشکی خود است تا در صورت ازسرگیری عملیات نظامی از سوی دونالد ترامپ، بتواند در نقاط مختلف خاورمیانه حملاتی انجام دهد. انتظار میرود ترامپ با تیم امنیت ملی خود دیدار کند تا گزینه‌هایی را از جمله اقدامات نظامی جدید، بازگشایی تنگه هرمز و خلع ایران از هرگونه مواد هسته‌ای را بررسی کند. یک مقام دیگر آمریکایی در این بارە گفت فرمانده فرماندهی مرکزی، براد کوپر، نیز قرار است درباره گزینه‌های موجود، از جمله وضعیت محاصره دریایی آمریکا، به ترامپ و تیم او گزارش دهد. به گفته یک منبع دیگر، انتظار می‌رود ترامپ در روزهای آینده درباره مسیر بعدی تصمیم‌گیری کند. یک مقام کاخ سفید گفت سفر برنامه‌ریزی‌شده ترامپ به چین در اواسط مه، که با ایران روابط دارد، از عوامل مؤثر در روند تصمیم‌گیری است و این سفر در اولویت قرار دارد و دولت تمایلی به تعویق دوباره آن ندارد. در همین حال، ایران پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه اقدام به بستن تنگه هرمز کرد که موجب افزایش قیمت جهانی نفت شد. ترامپ در واکنش، محاصره دریایی علیه بنادر ایران در این تنگه اعمال کرد و تا روز چهارشنبه ۴۱ کشتی از مسیر آن منحرف شدند. آتش‌بس موقت در ۸ آوریل برای فراهم کردن زمینه مذاکرات درباره پایان جنگ و بازگشایی تنگه برقرار شد، اما گفت‌وگوها پیشرفتی نداشته است. وزیر دفاع آمریکا، پیت هگست، در این بارە اعلام نمودە است کە نشانه‌هایی از تلاش ایران برای بازسازی توان نظامی رصد شده و افزود آمریکا از نوع و مقصد جابه‌جایی تجهیزات نظامی ایران آگاه است. او تأکید کرد ایران در حال استخراج باقی‌مانده سکوهای پرتاب و موشک‌ها از تأسیسات تخریب‌شده است، در حالی که توان جایگزینی آن‌ها را ندارد. سخنگوی کاخ سفید، آنا کلی، گفت ارتش آمریکا اهداف خود را در جنگ محقق کرده و افزود موشک‌های بالستیک ایران نابود شده، مراکز تولید از بین رفته، نیروی دریایی از کار افتاده و نیروهای نیابتی تضعیف شده‌اند. او تأکید کرد ترامپ همچنان راه‌حل‌های دیپلماتیک را ترجیح می‌دهد و به مذاکره‌کنندگان دستور داده است برای دستیابی به توافقی که مانع دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای شود تلاش کنند. ایران نیز در مقابل اعلام کرده است کە همچنان قادر به ادامه جنگ و دفاع از منافع خود است. با وجود ادعای کاهش شدید توان نظامی ایران از سوی آمریکا، ارزیابی‌های اطلاعاتی نشان می‌دهد ایران هنوز بخش قابل توجهی از توان خود را حفظ کرده است. تعداد زیادی موشک بالستیک، بیش از نیمی از هواپیماهای نیروی هوایی و حدود نیمی از توان دریایی وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همچنان در دسترس هستند. مقام‌های آمریکایی و منابع مطلع می‌گویند ایران در هفته‌های اخیر، هم‌زمان با افزایش احتمال بازگشت جنگ و بن‌بست مذاکرات، تلاش برای بازیابی سلاح‌های خود را تشدید کرده است. کارشناسان و مشاوران کنگره نیز معتقدند ایران با استفاده از روش‌های فریب، پراکندگی موشک‌ها در داخل کشور و پنهان‌سازی سکوهای پرتاب پیش از جنگ توانسته بخشی از زرادخانه خود را حفظ کند. در هفته‌های گذشته، آمریکا و اسرائیل حملات گسترده‌ای به سایت‌های موشکی، سکوهای پرتاب و اهداف دیگر انجام داده‌اند که خسارات قابل توجهی وارد کرده، اما این توان را به‌طور کامل از بین نبرده است. ترامپ گفته حدود ۸۲ درصد موشک‌های ایران نابود شده و باقی‌مانده محدود است، در حالی که وزیر خارجه آمریکا اعلام کرده ایران نیمی از زرادخانه موشکی خود را از دست داده و با فشارهای اقتصادی و تحریم‌های شدید روبه‌رو است. ۴۵: ٩ چهارشنبه ٢٩ آپریل نهادهای اطلاعاتی آمریکا در واکنش بە اعلام پیروزی ترامپ، واکنش ایران را می‌سنجند نهادهای اطلاعاتی آمریکا در حال بررسی این موضوع هستند که اگر دونالد ترامپ در جنگ دوماهه با ایران اعلام پیروزی کند، تهران چه واکنشی نشان خواهد داد. دو مقام آمریکایی و یک منبع آگاه در این بارە اعلام کردەاند این ارزیابی به درخواست مقام‌های ارشد دولت انجام می‌شود و هدف آن سنجش پیامدهای عقب‌نشینی احتمالی از جنگی است که به یک بار سیاسی برای کاخ سفید تبدیل شده است. به گفته منابع، هنوز تصمیمی درباره تغییر مسیر جنگ اتخاذ نشده و گزینه تشدید عملیات نظامی، بە رغم محاصرە دریایی همچنان روی میز است. بە نظر نهادهای اطلاعاتی، کاهش سریع تنش‌ها می‌تواند فشار سیاسی بر ترامپ را کاهش دهد، اما همزمان خطر برجا گذاشتن ایرانی جسورتر را به همراه دارد که ممکن است در ادامه برنامه‌های هسته‌ای و موشکی خود را بازسازی کند و متحدان آمریکا در منطقه را تهدید کند. ارزیابی‌های اولیه پس از حملات ماه فوریه نشان می‌دهد که در صورت اعلام پیروزی همراه با کاهش حضور نظامی آمریکا، ایران احتمالاً این اقدام را به‌عنوان پیروزی خود تلقی خواهد کرد. یکی از منابع گفت در صورت حفظ حضور نظامی گسترده، تهران این اقدام را بیشتر به‌عنوان تاکتیکی در چارچوب مذاکرات تفسیر می‌کند، نه نشانه پایان جنگ. منابع برای بحث درباره موضوعات حساس اطلاعاتی به شرط ناشناس ماندن با رسانەهای آمریکایی گفتگو کردند. اما همزمان تاکید کردند کە زمان مشخصی برای تکمیل این ارزیابی‌ها اعلام نشده است. در یک واکنش رسمی، لیز لیونز، مدیر دفتر روابط عمومی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، اعلام کرد این نهاد از ارزیابی منتشر شدە اطلاعی ندارد و از پاسخ به پرسش‌های مشخص خودداری کرد. دفتر مدیر اطلاعات ملی آمریکا نیز از اظهارنظر در این بارە امتناع کرد. کاخ سفید نیز اعلام کرد مسیر دیپلماسی همچنان باز است. آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، گفت واشنگتن در حال تعامل با ایران است و برای رسیدن به توافق عجله نخواهد کرد. او تأکید کرد رئیس‌جمهور تنها توافقی را خواهد پذیرفت که امنیت ملی آمریکا را در اولویت قرار دهد و مانع دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای شود. در همین بارە، نظرسنجی رویترز و ایپسوس نشان می‌دهد تنها ۲۶ درصد پاسخ‌دهندگان معتقدند کارزار نظامی ارزش صرف چنین مبالغی را داشته و ۲۵ درصد نیز گفته‌اند این جنگ امنیت آمریکا را افزایش داده است. سه منبع آگاه از گفت‌وگوهای داخلی کاخ سفید نیز تأیید کرده‌اند که ترامپ از پیامدهای سیاسی این جنگ برای خود و حزبش آگاه است. در سطح میدانی، حدود ۲۰ روز پس از اعلام آتش‌بس، تلاش‌های دیپلماتیک هنوز به بازگشایی کامل تنگه هرمز منجر نشده است. این آبراه که حدود ۲۰ درصد نفت خام جهان از آن عبور می‌کند، پس از حملات و مین‌گذاری‌ها با اختلال مواجه شده و افزایش هزینه‌های انرژی در سطح جهانی و قیمت سوخت در آمریکا را در پی داشته است. توانایی ایران در ایجاد اختلال در این مسیر، اهرم فشاری مؤثر در برابر آمریکا و متحدانش محسوب می‌شود. به گفته منابع، کاهش حضور نظامی آمریکا همراه با رفع متقابل محاصره می‌تواند در نهایت به کاهش قیمت بنزین منجر شود، اما دو طرف همچنان از دستیابی به توافق فاصله دارند. در همین راستا، ترامپ سفر ستیو ویتکوف و جرد کوشنر به پاکستان برای دیدار با مقام‌های ایرانی را لغو کرد و گفت در صورت تمایل تهران به مذاکره، می‌تواند مستقیماً تماس بگیرد. با وجود فشار داخلی برای پایان دادن به جنگ که یکی از مقام‌های کاخ سفید آن را «عظیم» توصیف کرد، گزینه‌های نظامی همچنان در دستور کار قرار دارد. از جمله این گزینه‌ها، ازسرگیری حملات هوایی علیه اهداف نظامی و سیاسی ایران است، هرچند منابع می‌گویند گزینه‌هایی مانند حمله زمینی نسبت به هفته‌های گذشته کمتر محتمل شده است. یکی از منابع گفتە است کە ایران از آتش‌بس برای بازیابی بخشی از توان نظامی خود استفاده کرده و تجهیزاتی مانند پرتابگرها، مهمات و پهپادها را که در هفته‌های نخست جنگ زیر بمباران دفن شده بودند، بازیابی کرده است. این موضوع می‌تواند هزینه ازسرگیری جنگ تمام‌عیار را نسبت به ابتدای آتش‌بس افزایش دهد. آتش‌بس فعلی از ۸ آوریل آغاز شده است. این تحولات در حالی رخ می‌دهند که اهداف اعلام‌شده جنگ، از جمله جلوگیری قطعی از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، نابودی برنامه موشکی و ایجاد شرایط برای تغییر حکومت، همچنان محقق نشده‌اند. ١٠ : ٨ چهارشنبه ٢٩ آپریل تردیدها درباره دریافت تصویر کامل از جنگ ایران توسط ترامپ افزایش یافته است گزارشی از نشریه آتلانتیک نگرانی‌هایی را در داخل دولت آمریکا مطرح کرده است مبنی بر اینکه آیا دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، ارزیابی کاملی از جنگ جاری در ایران دریافت می‌کند یا نه. این نگرانی‌ها در شرایطی مطرح می‌شود که شکاف میان اظهارات رسمی و ارزیابی‌های داخلی در حال افزایش است. بر اساس این گزارش، جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، به‌طور خصوصی درباره دقت گزارش‌های ارائه‌شده از سوی پنتاگون، به‌ویژه در مورد وضعیت ذخایر تسلیحاتی آمریکا و میزان خسارات واردشده به نیروهای ایرانی تردیدهایی را مطرح کردە است. این نگرانی‌ها بر آنچه کە منابع از آن به‌عنوان روایت بیش از حد خوش‌بینانه وزارت دفاع به رهبری پیت هگست یاد می‌کنند متمرکز است که توان نظامی آمریکا را قدرتمند و عملیات علیه ایران را بسیار مؤثر توصیف می‌کند. با این حال، ارزیابی‌های اطلاعاتی مورد استناد در این گزارش تصویری پیچیده‌تر ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد ایران با وجود هفته‌ها درگیری همچنان زرادخانە نظامی قابل توجهی، از جمله سامانه‌های موشکی و توانمندی‌های دریایی، در اختیار دارد. گفته می‌شود ونس همچنین نسبت به استفاده گسترده از مهمات پیشرفته در جریان درگیری ابراز نگرانی کرده و هشدار داده است کاهش ذخایر کلیدی می‌تواند توان واشنگتن برای واکنش به بحران‌های آینده با قدرت‌هایی مانند چین یا روسیه را تضعیف کند. بر اساس این گزارش، معاون رئیس‌جمهور این موضوعات را در گفت‌وگو با ترامپ و دیگر مقام‌های ارشد مطرح کرده، اما از متهم کردن مستقیم رهبران پنتاگون به گمراه کردن رئیس‌جمهور خودداری کرده و نگرانی‌هایش را در قالب بحث‌های داخلی سیاست‌گذاری بیان کرده است. ترامپ در اظهارات عمومی خود ارزیابی‌های مثبت پنتاگون را تکرار کرده و بارها از آنچه موفقیت‌های بزرگ علیه نیروهای ایرانی توصیف می‌کند سخن گفته است، در حالی که این درگیری به‌نظر می‌رسد وارد مرحله‌ای طولانی‌تر و نامطمئن‌تر شده است. این گزارش نشان می‌دهد اختلافات داخلی در دولت بازتاب تنش‌های گسترده‌تر درباره مسیر جنگ است، به‌طوری که برخی مقام‌ها هشدار داده‌اند پیام‌های عمومی ممکن است به‌طور کامل منعکس‌کننده خطرات و محدودیت‌های پیش‌روی نیروهای آمریکایی در میدان نباشد. همچنین به نقش ملاحظات سیاسی در این بحث‌ها نیز اشاره شده است، به‌ویژه اینکه هم ونس و هم هگست در نتیجه این جنگ منافع سیاسی قابل توجهی دارند و گمانه‌زنی‌هایی درباره جاه‌طلبی‌های آینده آن‌ها مطرح است. با وجود ادعاهای اولیه درباره یک عملیات سریع و قاطع، این درگیری به رویارویی پیچیده‌تری تبدیل شده است؛ وضعیتی که با تداوم تنش‌ها در مناطق راهبردی مانند تنگه هرمز و پیشرفت محدود در تلاش‌های دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ همراه است. یافته‌های این گزارش نشان‌دهنده افزایش نگرانی در میان بخشی از رهبری آمریکا است که اطلاعات ارائه‌شده به رئیس‌جمهور ممکن است تصویر کاملی از چالش‌های عملیاتی و راهبردی جنگ ایران ارائه ندهد و این موضوع پرسش‌هایی درباره فرآیند تصمیم‌گیری در بالاترین سطوح ایجاد کرده است. ١٠ : ٧ چهارشنبه ٢٩ آپریل ترامپ اولویت‌های خود را در قبال ایران مشخص می کند: ادامه محاصره و پرهیز از ازسرگیری جنگ رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، به دستیاران خود دستور داده است برای اعمال یک محاصره طولانی‌مدت علیه ایران آماده شوند. هدف از این اقدام، وادار کردن تهران به تسلیم در پرونده هسته‌ای است که ایران مدت‌هاست آن را رد کرده است. این موضوع را مقام‌های آمریکایی به روزنامه وال‌استریت ژورنال گفته‌اند. ترامپ در نشست‌های اخیر، از جمله جلسه روز دوشنبه در اتاق وضعیت با حضور مقام‌های ارشد دولت، تصمیم گرفت فشار بر اقتصاد ایران و صادرات نفت آن را ادامه دهد. این فشار از طریق محاصره‌ای اعمال می‌شود که رفت‌وآمد تجاری به بنادر ایران را محدود می‌کند. مقام‌ها گفته‌اند ترامپ بر این باور است که گزینه‌های دیگر، از جمله ازسرگیری حملات یا خروج از درگیری، ریسک بیشتری دارند. با این حال، ادامه محاصره به طولانی شدن درگیری انجامیده است. این درگیری باعث افزایش قیمت سوخت در جهان، کاهش محبوبیت ترامپ در نظرسنجی‌ها و تضعیف موقعیت جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای شده است. همچنین عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز به پایین‌ترین سطح از زمان آغاز جنگ رسیده است. از زمان برقراری آتش‌بس در هفتم آوریل، ترامپ چندین بار از تشدید درگیری عقب‌نشینی کرده است. او پیش‌تر تهدید کرده بود تمدن ایران را به‌طور کامل نابود می‌کند، اما اکنون مسیر دیپلماسی را باز گذاشته است. با این حال، او همچنان بر افزایش فشار بر حکومت ایران تأکید دارد تا این کشور به خواسته اصلی او، یعنی برچیدن کامل برنامه هسته‌ای، تن دهد. وال‌استریت ژورنال گزارش داده است که ترامپ روز دوشنبه به دستیاران خود گفته است پیشنهاد سه‌مرحله‌ای ایران برای بازگشایی تنگه هرمز و تعویق مذاکرات هسته‌ای به مرحله پایانی، نشان می‌دهد تهران با حسن نیت مذاکره نمی‌کند. ترامپ اکنون به‌نظر می‌رسد از گزینه محاصره نامحدود رضایت دارد. او روز سه‌شنبه در شبکه اجتماعی خود نوشت این سیاست ایران را به سمت فروپاشی سوق می‌دهد. یک مقام ارشد آمریکایی گفته است این محاصره فشار شدیدی بر اقتصاد ایران وارد کرده است. ایران در ذخیره‌سازی نفت فروخته‌نشده با مشکل مواجه شده و همین موضوع باعث شده تلاش برای برقراری ارتباط با واشنگتن را از سر بگیرد. سخنگوی کاخ سفید، آنا کلی، اعلام کرد ایالات متحده آمریکا به اهداف نظامی خود دست یافته و افزود محاصره بنادر ایران به واشنگتن بیشترین اهرم فشار را در مذاکرات داده است تا مانع دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای شود. بر اساس این گزارش، ترامپ درباره گام‌های بعدی خود توصیه‌های متناقضی دریافت می‌کند. برخی مقام‌ها و متحدان خارجی، از جمله سناتور جمهوری‌خواه لیندسی گراهام، خواستار ادامه فشار هستند. در مقابل، گروهی دیگر، از جمله برخی تاجران نزدیک به ترامپ، نگران‌اند که بسته شدن تنگه هرمز یا آغاز جنگی جدید به اقتصاد آمریکا آسیب بزند و پیش از انتخابات نوامبر هزینه سیاسی سنگینی ایجاد کند. مقام‌ها گفته‌اند این توصیه‌ها تا حدی پیش رفت که ترامپ به پذیرش پیشنهاد سه‌مرحله‌ای ایران نزدیک شد. این پیشنهاد می‌توانست به کاهش تنش کمک کند. با این حال، ترامپ و تیم امنیت ملی او به این جمع‌بندی رسیدند که پذیرش این طرح بخشی از اهرم فشار واشنگتن برای گرفتن امتیازهای هسته‌ای از ایران را از بین می‌برد. کاخ سفید بارها تأکید کرده است هر توافقی برای صلح پایدار با ایران باید برنامه هسته‌ای را در بر بگیرد. این توافق باید شامل جدول زمانی برای محدودیت فعالیت‌های هسته‌ای نیز باشد. مقام‌ها می‌گویند ترامپ در حال حاضر آماده عقب‌نشینی از خواسته خود نیست. او خواهان آن است که ایران حداقل برای بیست سال غنی‌سازی اورانیوم را متوقف کند و پس از آن نیز محدودیت‌ها را بپذیرد. ۵۰: ١٣ دوشنبه ۲۰ آپریل روابط ترامپ و تهران در میانە تنش محاسبه‌شده و گسست مذاکرات میان واشنگتن و تهران در اسلام‌آباد وارد مرحله‌ای حساس شده است. این مذاکرات در ظاهر بر دستیابی به توافق متمرکز است، اما در سطح راهبردی همچنان با ابهام‌هایی درباره ماهیت این توافق، ساختار تصمیم‌گیری در ایران و سطح تضمین‌های مورد انتظار بازیگران منطقه‌ای همراه است. در این چارچوب، تهدید نظامی آمریکا بیش از آنکه نشانه‌ای از آمادگی برای جنگ باشد، به‌عنوان ابزار فشار در خدمت مذاکره عمل می‌کند. هدف، افزایش اهرم چانه‌زنی در برابر تهران است. در مقابل، ایران نیز با طرح احتمال اختلال در ثبات منطقه تلاش می‌کند توازن فشار را حفظ کند. حاصل این وضعیت، شکل‌گیری یک تقابل کنترل‌شده است که در آن هر دو طرف در آستانه تشدید تنش حرکت می‌کنند، اما از عبور به درگیری مستقیم خودداری می‌ورزند. در سطح دیپلماتیک، نشانه‌هایی از حرکت به سمت یک چارچوب توافقی محدود قابل مشاهده است. رفت‌وآمد هیئت‌ها و تماس‌های فشرده نشان می‌دهد تمرکز بر دستیابی به یک توافق حداقلی قرار گرفته است، توافقی که به نظر می‌رسد کارکرد آن بیش از آنکه حل‌وفصل اختلافات باشد، مهار بحران و توقف جنگ است. در سوی دیگر، ساختار تصمیم‌گیری در ایران همچنان یک متغیر پیچیده و تعیین‌کننده باقی مانده است. پیشرفت‌های مقطعی در مذاکرات و عقب‌نشینی‌های سریع پس از آن، نشانه‌ای از عدم انسجام در سطح تصمیم‌گیری است. اختلاف میان نهادهای سیاسی و نظامی، به‌ویژه در قبال پذیرش یا رد توافق، موجب شده تعیین طرف مؤثر در مذاکرات با ابهام همراه باشد. ایالات متحده آمریکا به‌صورت هم‌زمان دو مسیر را دنبال می‌کند: حفظ فشار نظامی از طریق اقدامات هدفمند و نگه‌داشتن مسیر دیپلماتیک برای دستیابی به توافق. در این چارچوب، مهار توان موشکی ایران و محدودسازی نقش نیروهای نیابتی از ابتدا به‌عنوان محورهای اصلی مطالبات واشنگتن تعریف شده‌اند. در عین حال، تمایز میان یک آتش‌بس موقت و یک صلح پایدار همچنان پابرجاست و تمرکز فعلی بر جلوگیری از تشدید فوری تنش قرار دارد. در سطح مدیریت بحران، نحوه عملکرد واشنگتن نیز بدون چالش نبوده است. نبود مشورت مؤثر با متحدان پیش از ورود به مرحله تقابل، سطح هماهنگی در ادامه مسیر را تحت تأثیر قرار داده و به‌عنوان یک ضعف راهبردی ارزیابی می‌شود. تنگه هرمز در این میان به یکی از مهم‌ترین اهرم‌های فشار تبدیل شده است. ایران از این آبراهه که نه‌تنها برای طرف‌های درگیر، بلکه برای اقتصاد جهانی اهمیت حیاتی دارد، در راستای تقویت موقعیت خود در مذاکرات استفاده می‌کند، اما این اهرم در عین حال با ریسک بالا همراه است و استفاده نادرست از آن می‌تواند به تشدید درگیری منجر شود. فشارهای اقتصادی و دریایی نقش تعیین‌کننده‌ای در تغییر رفتار تهران ایفا کرده‌اند. این فشارها، به‌ویژه در حوزه اقتصادی، نشانه‌هایی از انعطاف نسبی در مواضع ایران ایجاد کرده‌اند. هم‌زمان، اختلال در تنگه هرمز موجب توقف حجم قابل‌توجهی از جریان نفت شده و پیامدهای مستقیم برای اقتصاد جهانی، به‌ویژه در اروپا، به همراه داشته است. در سطح گفتمانی، مواضع محمدباقر قالیباف نشان‌دهنده بازتعریف مفهوم پیروزی در چارچوب رسمی ایران است. در این روایت، بقای نظام در برابر فشارهای گسترده به‌عنوان نشانه موفقیت مطرح می‌شود. چنین روایتی هم‌زمان کارکرد داخلی و خارجی دارد و زمینه را برای پذیرش یک توافق محدود فراهم می‌کند، بدون آنکه به‌عنوان عقب‌نشینی تعبیر شود. هم‌زمان، نشانه‌هایی از توزیع نقش در ساختار تصمیم‌گیری ایران قابل مشاهده است. بخشی از مواضع بر انعطاف در مذاکره تأکید دارد و بخشی دیگر بر خطوط قرمز پافشاری می‌کند. این الگو، به‌عنوان ابزار افزایش قدرت چانه‌زنی در مذاکرات عمل می‌کند. در داخل ایران، فشارهای اقتصادی و اجتماعی تشدید شده است. کاهش ارزش پول ملی، افزایش هزینه‌های زندگی و گسترش نارضایتی اجتماعی از جمله پیامدهای این وضعیت است. دامنه این نارضایتی به گروه‌هایی گسترش یافته که پیش‌تر در زمره حامیان نظام قرار داشتند و این مسئله توازن داخلی را با چالش‌های جدید مواجه کرده است. در مجموع، وضعیت کنونی بیش از آنکه به سمت یک توافق نهایی حرکت کند، در مرحله مدیریت بحران قرار دارد که در آن هدف اصلی، جلوگیری از تشدید درگیری و تثبیت یک تعادل موقت است. با این وجود ابزارهای فشار، محاسبات راهبردی و ملاحظات داخلی به‌طور هم‌زمان مسیر تحولات را شکل می‌دهند. ٥٠ : ١٣ یکشنبە ١٩ آپریل ترامپ بسیاری از تصمیمات کلیدی جنگ ایران را بدون مشورت با مشاورانش اتخاذ کرده است روزنامه وال‌استریت ژورنال در گزارشی افشاگرانه، پرده از شیوه مدیریت بحران و جنگ با ایران توسط دونالد ترامپ برداشت. این گزارش نشان می‌دهد که رئیس‌جمهور آمریکا بسیاری از تصمیمات کلیدی جنگ را به‌صورت شتاب‌زده و بدون مشورت با مشاوران ارشد خود اتخاذ کرده است. به گفته مقامات آمریکایی، ترامپ در طول جنگ بیش از آنکه به استراتژی‌های کلان توجه کند، بر معیارهای تاکتیکی مثل تعداد اهداف منهدم شده متمرکز بود و از تماشای ویدیوهای انفجارهای بزرگ در ایران لذت می‌برد. با این حال، گزارش شده است که پس از سرنگونی دو خلبان آمریکایی توسط ایران، ترامپ ساعت‌ها بر سر دستیاران خود فریاد کشیده است، تا جایی که تیم ترامپ برای آرام کردن، او را از اتاق وضعیت (Situation Room) دور نگه می‌داشتند. یکی از عجیب‌ترین بخش‌های گزارش، مربوط به پیام‌های ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشیال است. او صبح روز عید پاک با لحنی تند خطاب به مقامات ایران نوشت: آن تنگه لعنتی را باز کنید، وگرنه در جهنم زندگی خواهید کرد و در کمال تعجب، پیام خود را با جمله الحمدلله (Praise be to Allah) به پایان رساند. بر اساس این گزارش، این اقدام باعث تماس‌های اعتراضی گسترده سناتورهای جمهوری‌خواه و رهبران مسیحی با کاخ سفید شد. گزارش می‌افزاید کە ترامپ بعدها به یکی از مشاور گفت که عمداً از این عبارت استفاده کرده تا با نشان دادن بی‌ثباتی رفتاری، ایرانی‌ها را ترسانده و به پای میز مذاکره بکشاند. وال‌استریت ژورنال می‌نویسد دلیل اصلی اشتیاق ترامپ برای دستیابی به آتش‌بس، فشارهای اقتصادی ناشی از بسته‌شدن تنگه هرمز و افزایش سرسام‌آور قیمت سوخت است. مقامات کاخ سفید از اینکه ایران توانست به این سادگی و سرعت این آبراه استراتژیک را مسدود کند، شوکه شده‌اند. ترامپ خود نیز با شگفتی گفته است که چطور یک نفر با یک پهپاد می‌تواند کل تنگه هرمز را ببندد. بنا بر این گزارش، در حالی که مشاوران ارشد از ترامپ می‌خواستند مصاحبه‌های غیرهماهنگ خود را کاهش دهد، او همچنان روزانه با رسانه‌های مختلف گفتگو می‌کرد و پیام‌های متناقضی می‌فرستاد. دستیارانش گفتەاند در حالی که ضرب‌الاجل او برای ایران نزدیک می‌شد، او بیشتر بر موضوعاتی نظیر، انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، هوش مصنوعی، ارزهای دیجیتال، بازسازی سالن رقص کاخ سفید و مراسم ۲۵۰ سالگی استقلال آمریکا متمرکز بود و به فرستادگان خود از جمله ستیو ویتکوف دستور داده بود که فقط ایران را برای رسیدن به یک توافق تحت فشار بگذارند. ٠٠ : ١٢ یکشنبە ١٩ آپریل عمادالدین باقی: مثل روز روشن است که با پایان جنگ، وارد دوره‌ای از تنش‌های سخت داخلی خواهیم شد عمادالدین باقی، پژوهشگر حقوق بشر و از چهره‌های اصلاح‌طلب ایران، در گفت‌وگو با رسانه داخلی خبرآنلاین با اشاره به پیامدهای اجتماعی پایان جنگ اخیر اظهار کرد که به باور او، پس از پایان جنگ، جامعه ایران وارد دوره‌ای از تنش‌های داخلی خواهد شد. او ریشه این وضعیت را در حل‌نشدن شکاف‌های پیشین، تداوم نارضایتی‌های اقتصادی و نوع حکمرانی سیاسی دانست. به گفته او، هرچند در دوره جنگ نوعی انسجام اجتماعی شکل گرفت، اما این انسجام بیش از آنکه ساختاری و پایدار باشد، نتیجه وجود یک تهدید مشترک بوده است. بنابراین با عادی شدن شرایط، شکاف‌های اجتماعی و سیاسی دوباره فعال شده و حتی، در نتیجه ابرتورم ناشی از شرایط جنگی، ممکن است تشدید شوند. او در ادامه با تأکید بر ضرورت بازتعریف مفهوم مردم, گفت نمی‌توان جامعه را یکدست و یکپارچه در نظر گرفت و هرگونه سخن گفتن از مردم باید بر پایه داده‌های آماری، نظرسنجی‌ها و تحلیل‌های علمی باشد، نه برداشت‌های سیاسی. به باور او، محور انسجام ملی باید بر اساس ایران و منافع ملی تعریف شود، نه «ایدئولوژی و منافع گروهی». این پژوهشگر حقوق بشر همچنین هشدار داد که برخی سیاستمداران، همراهی‌های اجتماعی را به معنای تأیید کامل گذشته و سیاست‌های خود تلقی می‌کنند، در حالی‌که این همراهی‌ها معمولاً نسبی و مشروط هستند. به اعتقاد او، ناتوانی در درک پویایی جامعه و تغییرات آن می‌تواند در دوره پس از جنگ به بروز بحران‌های جدی منجر شود. باقی در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از ادامه محدودیت‌های اینترنتی، انسداد کامل اینترنت را مغایر با منافع و امنیت ملی دانست و تأکید کرد دولت باید برای بازگشایی دسترسی آزاد به اینترنت تلاش بیشتری انجام دهد و به وعده‌های انتخاباتی در این زمینه پایبند بماند. این سخنان در حالی مطرح می‌شود که به‌نظر می‌رسد در دوره پس از جنگ، با تشدید سرکوب‌ها از سوی نهادهای نظامی، فضای سیاسی به سمت تقویت اقتدارگرایی نظامی حرکت کرده است. در همین چارچوب، رویکرد جمهوری اسلامی برای مدیریت بحران‌های سیاسی و اقتصادی، بدون تغییر اساسی، همچنان بر پایه سرکوب استوار مانده است. ٠٣ : ٨ یکشنبە ١٩ آپریل جنگ با ایران ممکن است ظرف چند روز از سر گرفته شود یک مقام ارشد آمریکایی هشدار داد اگر مذاکرات میان واشنگتن و تهران به‌زودی پیشرفتی نداشته باشد، جنگ با ایران ممکن است در روزهای آینده از سر گرفته شود. اکسیوس به نقل از این مقام گزارش داد بحران کنونی به مرحله‌ای حساس رسیده است. آتش‌بس موجود بنا بر ارزیابی‌ها تا سه روز دیگر پایان می‌یابد، اما هنوز زمان نهایی برگزاری دور تازه گفت‌وگوها میان مذاکره‌کنندگان دو طرف مشخص نشده است. ایران روز شنبه اعلام کرد تنگه هرمز را دوباره بسته است. این تحول در حالی رخ داد که گزارش‌هایی نیز از چند حمله ایران به چند کشتی در این گذرگاه راهبردی منتشر شد. این رویدادها کمتر از ۲۴ ساعت پس از آن اتفاق افتاد که دونالد ترامپ گفته بود توافقی برای پایان جنگ ممکن است ظرف یک یا دو روز حاصل شود. ترامپ صبح شنبه نشستی را در کاخ سفید برای بررسی بحران تازه تنگه هرمز و مذاکرات با ایران برگزار کرد. مقام‌های آمریکایی گفتند این نشست در اتاق وضعیت کاخ سفید برگزار شد. جی‌دی ونس، مارکو روبیو، پیت هگست، اسکات بسنت، سوزی وایلز، ستیو ویتکوف، جان راتکلیف و دن کین در این نشست حضور داشتند. کاخ سفید درباره این جلسه اظهار نظر نکرد. در همین حال، عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، در سفر چند روز پیش خود به تهران تلاش‌های میانجی‌گرانه میان آمریکا و ایران را از سر گرفت. مقام‌های آمریکایی نیز گفتند ترامپ دست‌کم یک بار تلفنی با او گفت‌وگو کرده است. شورای عالی امنیت ملی ایران هم روز شنبه اعلام کرد آمریکا در جریان مذاکرات پیشنهادهای تازه‌ای ارائه کرده و تهران در حال بررسی آن‌هاست، اما هنوز پاسخی نداده است. یک منبع آگاه از روند گفت‌وگوها گفت بحران تنگه هرمز پس از آن شدت گرفت که دو طرف در کاهش اختلافات مربوط به غنی‌سازی اورانیوم ایران و ذخایر اورانیوم غنی‌شده این کشور پیشرفت‌هایی به دست آورده بودند. ترامپ نیز روز شنبه در جمع خبرنگاران در دفتر بیضی گفت ایران کمی بازی درآورده و خواسته است تنگه را دوباره ببندد. او بعدتر افزود ایران نمی‌تواند آمریکا را تحت فشار قرار دهد. رئیس‌جمهوری آمریکا تأکید کرد مذاکرات با ایران همچنان ادامه دارد و گفت تا پایان روز روشن خواهد شد که آیا دو طرف به سمت توافق پیش می‌روند یا نه. ٢٢ : ١١ جمعە ١٧ آپریل چین تلاش‌هایش را برای پایان دادن بە جنگ ایران تشدید می‌کند چین تلاش‌های دیپلماتیک خود را برای پایان دادن به جنگ ایران تشدید و هم‌زمان در آستانه نشستی مهم با دونالد ترامپ در ماه مه، می‌کوشد تعادلی حساس را میان حفظ روابط با تهران و پیشبرد اهداف خود در برابر واشنگتن برقرار کند. این رویکرد محتاطانه در شرایطی دنبال می‌شود که پکن، به‌عنوان بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان، به‌شدت به انرژی خاورمیانه وابسته است و هرگونه اختلال در این منطقه می‌تواند امنیت انرژی آن را تهدید کند. دیدار پیش‌بینی‌شده میان شی جین‌پینگ و ترامپ، بر نحوه مواجهه چین با بحران سایه انداخته است. در همین چارچوب، پکن تلاش کرده است بدون ورود مستقیم به تقابل، نفوذ خود را از طریق کانال‌های غیررسمی حفظ کند. همین سطح از نفوذ موجب شده است که ترامپ نقش چین را در ترغیب ایران به حضور در مذاکرات صلح پاکستان برجسته کند. در ارزیابی محافل چینی، ترامپ فردی معامله‌محور تلقی می‌شود که می‌توان از طریق رویکردی نرم و مدیریت‌شده بر او تأثیر گذاشت و در عین حال ثبات راهبردی را حفظ کرد. در مواجهه با تشدید تنش‌ها و محاصره دریایی بنادر ایران از سوی آمریکا، چین از اتخاذ مواضع تند علیه واشنگتن خودداری کرده تا مسیر برگزاری نشست بدون تنش باقی بماند. در همین راستا، شی جین‌پینگ با ارائه طرحی چهار ماده‌ای، بر اصول همزیستی مسالمت‌آمیز، حاکمیت ملی، رعایت حقوق بین‌الملل و ایجاد توازن میان توسعه و امنیت تأکید کرده است. در مقابل، واکنش رسمی چین به تهدیدهای لفظی ترامپ علیه ایران محدود به ابراز نگرانی و دعوت به کاهش تنش بوده است. برخی از تحلیلگران بر این باورند که وابستگی ایران به چین بیشتر از وابستگی چین به ایران است و همین مسئله به پکن امکان می‌دهد هم‌زمان برای آتش‌بس فشار وارد کند و در عین حال منافع خود در قبال آمریکا را حفظ کند. با این حال، توان واقعی چین برای اثرگذاری بر تصمیمات تهران محدود ارزیابی می‌شود، زیرا این کشور حضور نظامی مؤثری در خاورمیانه ندارد و نمی‌تواند از مواضع خود پشتیبانی عملی کند. در عین حال، برخی ناظران فعالیت‌های دیپلماتیک چین را بیش از آن‌که ناشی از نفوذ واقعی بدانند، نوعی نمایش سیاسی ارزیابی می‌کنند. شواهد نشان می‌دهد پکن تمایلی به ایفای نقش ضامن در توافقات احتمالی ندارد و ترجیح می‌دهد در حاشیه باقی بماند، در حالی که آمریکا بار اصلی فشار را بر عهده دارد. نشست پیش‌رو میان چین و آمریکا احتمالاً بر موضوعات محدودتری متمرکز خواهد بود. از جمله گزینه‌های مطرح، توافق‌هایی در حوزه خرید هواپیماهای بوئینگ و افزایش واردات محصولات کشاورزی است. در مقابل، موضوعات پیچیده‌تری مانند حکمرانی هوش مصنوعی، دسترسی به بازارها و مازاد ظرفیت صنعتی احتمالاً در دستور کار قرار نخواهد گرفت. در مجموع، چشم‌انداز دستیابی به توافق‌های بزرگ میان دو کشور در شرایط فعلی ضعیف ارزیابی می‌شود. ٤٢ : ٩ جمعە ١٧ آپریل ترامپ: جنگ با ایران به‌زودی پایان می‌یابد رئیس‌جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، ابراز اطمینان کرد که توافق برای پایان دادن به جنگ با ایران به‌زودی حاصل خواهد شد و گفت این جنگ به‌زودی پایان می‌یابد. ترامپ گفت نشست بعدی میان ایالات متحده و ایران ممکن است اوایل هفته آینده برگزار شود. او افزود تمدید آتش‌بس دو هفته‌ای با ایران ممکن است، اما شاید ضرورتی نداشته باشد، زیرا تهران خواهان دستیابی به توافق است. او در جمع خبرنگاران در بیرون کاخ سفید گفت: خواهیم دید چه رخ می‌دهد، اما فکر می‌کنم به توافق با ایران بسیار نزدیک شده‌ایم. او افزود اگر توافق در اسلام‌آباد امضا شود، ممکن است برای حضور در مراسم به آنجا سفر کند. ترامپ ساعاتی بعد در لاس‌وگاس پا را فراتر گذاشت و گفت این جنگ به‌زودی پایان می‌یابد. این جنگ در داخل آمریکا از حمایت گسترده‌ای برخوردار نبوده و ترامپ را تنها چند ماه مانده به انتخابات میان‌دوره‌ای در موقعیت سیاسی دشواری قرار داده است. حمله آمریکا و اسرائیل به ایران که در ۲۸ فوریه آغاز شد، بدترین شوک قیمت نفت در تاریخ را رقم زد و صندوق بین‌المللی پول را واداشت پیش‌بینی خود از اقتصاد جهانی را کاهش دهد و هشدار دهد ادامه درگیری می‌تواند جهان را به آستانه رکود بکشاند. یک منبع پاکستانی دخیل در روند میانجی‌گری روز جمعه گفت پیشرفتی در تلاش‌های دیپلماتیک پشت پرده حاصل شده و نشست آینده میان دو طرف می‌تواند به امضای توافق منجر شود. او افزود دو طرف ابتدا یک مذکره تفاهم امضا خواهند کرد و سپس ظرف ۶۰ روز به توافقی جامع خواهند رسید. این منبع که نخواست نامش فاش شود، گفت دو طرف از نظر اصولی توافق دارند و جزئیات فنی بعداً نهایی خواهد شد. یک منبع دیپلماتیک نیز گفت عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان و میانجی اصلی، از روز چهارشنبه در تهران گفت‌وگوهایی انجام داده و در مسائل دشوار پیشرفتی حاصل کرده است. اختلاف بر سر برنامه هسته‌ای ایران همچنان یکی از محورهای اصلی مذاکرات است. در گفت‌وگوهای اسلام‌آباد در اوایل هفته، ایالات متحده تعلیق همه فعالیت‌های هسته‌ای ایران به مدت ۲۰ سال را پیشنهاد کرد، در حالی که منابع گفتند تهران تعلیقی بین سه تا پنج سال را پیشنهاد داده است. ترامپ نیز روز پنج‌شنبه گفت ایران پیشنهاد داده است بیش از ۲۰ سال به سلاح هسته‌ای دست نیابد. ایران خواهان رفع تحریم‌های بین‌المللی است، در حالی که واشنگتن برای انتقال هرگونه اورانیوم با غنای بالا از ایران فشار می‌آورد. دو منبع ایرانی گفتند نشانه‌هایی از دستیابی به راه‌حل میانه درباره ذخایر اورانیوم با غنای بالا دیده می‌شود و تهران در حال بررسی انتقال بخشی از این ذخایر به خارج از کشور است. ٤٥: ٨ جمعە ١٧ آپریل هشدار درباره بزرگ‌ترین بحران انرژی و تأثیر آن بر صنعت هوانوردی در اروپا در پی تداوم اختلال در عبور و مرور کشتی‌ها در تنگه هرمز که یکی از حیاتی‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان است، نهادهای بین‌المللی نسبت به کمبود قریب‌الوقوع سوخت هواپیما در اروپا هشدار داده‌اند. این بحرانی می‌تواند صنعت هوانوردی و اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار دهد. در این بارە، رئیس آژانس بین‌المللی انرژی، فاتح بیرول، اعلام کرد ذخایر نفت سفید در اروپا شاید تنها برای حدود شش هفته کافی باشد. او در گفت‌وگو با خبرگزاری آسوشیتدپرس هشدار داد که در صورت تداوم انسداد تنگه هرمز و توقف جریان عرضه، لغو پروازها در آینده نزدیک اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. بیرول این وضعیت را بزرگ‌ترین بحران انرژی که تاکنون با آن روبه‌رو بوده‌ایم توصیف کرد و افزود هرچه این شرایط طولانی‌تر شود، پیامدهای آن برای رشد اقتصادی و تورم در سراسر جهان شدیدتر خواهد شد. هفته گذشته پس از آغاز آتش‌بس میان ایران و ایالات متحده، بسیاری از کشورها که وابستگی شدیدی به سوخت وارداتی از خاورميانه دارند، امیداور بودند که عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز از سر گرفته شود. با این حال با اعلام محاصره دریایی واشنگتن علیه ایران، عبور و مرور نفتکش‌ها مجددا با اختلال مواجه شد. کارشناسان هشدار می‌دهند پیامدهای این وضعیت تنها به آسیا محدود نخواهد شد. کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، هند و چین بیشترین آسیب را خواهند دید، اما اروپا و آمریکا نیز از تبعات آن مصون نخواهند بود. در همین حال، کلودیو گالیمبرتی، اقتصاددان شرکت Rystad Energy، هشدار می‌دهد که بحران ممکن است طی سه تا چهار هفته آینده به سطحی سیستماتیک برسد. به گفته او، نشانه‌های اولیه از لغو پروازها به دلیل کمبود سوخت جت مشاهده شده و احتمال کاهش گسترده پروازها در ماه‌های مه و ژوئن وجود دارد. انجمن فرودگاه‌های اروپا نیز پیش‌تر به کمیسیون اروپا هشدار داده بود که در صورت عدم ازسرگیری تردد نفتکش‌ها، کمبود سوخت از اوایل مه آغاز خواهد شد و می‌تواند فصل سفرهای تابستانی را مختل کند. با این حال کمیسیون اروپا تلاش کرده نگرانی‌ها را کاهش دهد و اعلام کرده در حال حاضر نشانه‌ای از کمبود وجود ندارد، هرچند اذعان کرده که "در آینده نزدیک احتمال تنگناهای تأمین، به‌ویژه در سوخت هوایی، وجود دارد. ١٥ : ٧ جمعە ١٧ آپریل ده‌ها کشور مأموریت بین‌المللی در تنگه هرمز را بررسی می‌کنند فرانسه و بریتانیا روز جمعه نشستی را با حضور حدود ۴۰ کشور برگزار می‌کنند تا امکان ایجاد مأموریتی بین‌المللی برای احیای آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز پس از پایان درگیری‌ها بررسی شود. هدف این نشست، ارسال این پیام به ایالات متحده است که شماری از نزدیک‌ترین متحدانش آماده‌اند، هر زمان شرایط اجازه دهد، در تضمین امنیت این گذرگاه راهبردی نقش ایفا کنند. این نشست در حالی برگزار می‌شود که ایران از زمان آغاز حملات هوایی آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه، تردد کشتی‌های غیرایرانی را در تنگه هرمز تا حد زیادی محدود کرده است. واشنگتن نیز از روز دوشنبه محاصره‌ای شدید را علیه کشتی‌های ورودی و خروجی بنادر ایران اعمال کرده است. دونالد ترامپ از سایر کشورها خواسته به اجرای این محاصره کمک کنند و از اعضای ناتو به‌دلیل خودداری از مشارکت در آن انتقاد کرده است. فرانسه، بریتانیا و چند کشور دیگر گفته‌اند پیوستن به این محاصره می‌تواند به‌منزله ورود به جنگ باشد، اما در عین حال تأکید کرده‌اند که در صورت برقراری آتش‌بس دائمی یا پایان درگیری، برای کمک به باز نگه داشتن تنگه آماده‌اند. ابتکار مورد بحث در شرایط فعلی شامل آمریکا و ایران نمی‌شود، هرچند دیپلمات‌های اروپایی گفته‌اند هر مأموریت عملی در نهایت به هماهنگی با دو طرف نیاز خواهد داشت. قرار است نتایج این گفت‌وگوها به واشنگتن منتقل شود. بر اساس یادداشتی که برای کشورهای دعوت‌شده ارسال شده، هدف از این نشست تأکید دوباره بر حمایت کامل دیپلماتیک از آزادی بی‌قیدوشرط کشتیرانی در تنگه هرمز و ضرورت احترام به حقوق بین‌الملل است. همچنین قرار است پیامدهای اقتصادی بحران برای صنعت کشتیرانی، وضعیت کشتی‌های تجاری زمین‌گیرشده و ایمنی بیش از ۲۰ هزار دریانورد گرفتار بررسی شود. در این نشست، مقدمات استقرار یک مأموریت دفاعی چندملیتی نیز در صورت فراهم شدن شرایط بررسی خواهد شد. انتظار می‌رود در پایان، بیانیه‌ای از سوی ریاست نشست منتشر شود که تصویری روشن‌تر از ابعاد احتمالی این مأموریت ارائه دهد، هرچند قرار نیست سهم مشخص هر کشور را به‌تفصیل بیان کند. در نشست پاریس، امانوئل مکرون، کی‌یر استارمر، فریدریش مرتس و جورجیا ملونی حضور خواهند داشت و مقام‌هایی از اروپا، آسیا و خاورمیانه نیز به‌صورت ویدئویی به آن می‌پیوندند. از چین نیز دعوت شده است، اما هنوز روشن نیست در نشست شرکت خواهد کرد یا نه. شماری از دیپلمات‌ها گفته‌اند اگر وضعیت تنگه هرمز به حالت پیشین بازگردد، این مأموریت ممکن است هرگز اجرا نشود. در مقابل، برخی دیگر گفته‌اند شرکت‌های کشتیرانی و بیمه ممکن است در دوره انتقالی برای ایجاد اطمینان، خواستار چنین استقراری شوند. یک مقام ارشد فرانسوی نیز گفته است این مأموریت می‌تواند شامل تبادل اطلاعات، توانایی‌های مین‌روبی، اسکورت نظامی و سازوکارهای تبادل اطلاعات با کشورهای همسایه باشد. او تأکید کردە است کە هدف روشن است، اما نوع منابع به‌کارگرفته‌شده طبعاً به شرایط بستگی خواهد داشت. بریتانیا نیز اعلام کرده گفت‌وگوهای روز جمعه مستقیماً به نشست چندملیتی برنامه‌ریزی نظامی در هفته آینده منجر خواهد شد. ٤٠ : ١١ پنجشنبە ١٦ آپریل فرانسه و بریتانیا قصد دارند ترامپ را از طرح گشت‌زنی در تنگه هرمز کنار بگذارند به گزارش روزنامه دیلی تلگراف، سر کی‌یر استارمر نخست‌وزیر بریتانیا و امانوئل مکرون رئیس‌جمهور فرانسه در حال تدوین طرحی برای گشت‌زنی دریایی در تنگه هرمز هستند که در آن، ایالات متحده نقشی نخواهد داشت. این اقدام که احتمالاً موجب خشم ترامپ خواهد شد، بخشی از تلاش‌های بین‌المللی برای ایجاد یک ائتلاف جدید است که هدف آن تضمین امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز، بدون دخالت مستقیم ایالات متحده است. بر اساس گزارش دیلی تلگراف، کشورهای عمدتاً اروپایی در حال تشکیل ائتلافی مشابه به ائتلاف کشورهای مایل، به رهبری فرانسه و بریتانیا، هستند تا گشت‌زنی امن دریایی در تنگه هرمز را برقرار کنند. این ائتلاف پیش‌تر در جریان جنگ اوکراین نیز فعال بوده است. هدف از این ائتلاف ارسال کشتی‌های مین‌روب و دیگر کشتی‌های جنگی برای پاکسازی مسیر کشتیرانی از تهدیدات احتمالی و اطمینان دادن به شرکت‌های کشتیرانی برای ادامه استفاده از تنگه هرمز است. در این طرح، به کشورهای متخاصم مانند اسرائیل، ایران و ایالات متحده که در حال حاضر درگیر تنش‌های مختلف هستند، اجازه مشارکت داده نمی‌شود. مکرون تأکید کرده است که این ماموریت یک اقدام دفاعی بین‌المللی خواهد بود و تنها پس از پایان جنگ و برقرار شدن آتش‌بس دائمی در منطقه به اجرا در خواهد آمد. همچنین، این ائتلاف به هماهنگی با کشورهای حاضر در منطقه، از جمله ایران، نیاز دارد که می‌تواند به معنای موافقت تهران برای آغاز این عملیات باشد. در همین راستا، انتظار می‌رود که کشورهای اروپایی از جمله بریتانیا و فرانسه، تجهیزات و کشتی‌های مین‌روب را به منطقه اعزام کنند. در حالی که طرح مذکور بسیاری از کشورهای اروپایی را به خود جذب کرده است، چالش‌هایی نیز پیش‌روی آن قرار دارد. بریتانیا و فرانسه در تلاش هستند تا از دخالت ایالات متحده در این عملیات جلوگیری کنند. مقامات بریتانیایی نگرانند که عدم مشارکت ایالات متحده ممکن است ترامپ را خشمگین کرده و منجر به محدود شدن این عملیات شود. در حالی که دیپلمات‌های فرانسوی معتقدند که حضور آمریکا می‌تواند این طرح را برای ایران غیرقابل قبول کند. از سوی دیگر، برخی کشورهای دیگر مانند آلمان و ایتالیا نیز ممکن است در این طرح مشارکت داشته باشند، اما وضعیت سیاسی آنها به‌ویژه آلمان که به دلیل تجربه گذشته‌اش در جنگ جهانی دوم، درگیر ملاحظات سیاسی است، می‌تواند پیچیدگی‌هایی را به همراه داشته باشد. با این حال، ایتالیا اعلام کرده است که بدون مجوز سازمان ملل، کشتی‌هایش را به تنگه هرمز اعزام نخواهد کرد. در این میان، امانول مکرون از زمان آغاز ریاست‌جمهوری ترامپ خواستار استقلال بیشتر اروپا از ایالات متحده شده است. ٤٠ : ١١ سەشنبە ١٤ آپریل چین: محاصره دریایی آمریکا در تنگه هرمز خطرناک و غیرمسئولانه است چین به‌عنوان یکی از شرکای اصلی ایران، به‌شدت از اقدام ایالات متحده در اعمال محاصره دریایی علیه کشتی‌های مرتبط با ایران در تنگه هرمز انتقاد کرده و نسبت به تشدید تنش‌ها در منطقه هشدار داده است. گوئو جیاکون، سخنگوی وزارت خارجه چین روز سه شنبه ۱۴ آپریل اعلام کرد که این اقدام آمریکا خطرناک و غیرمسئولانه است و می‌تواند به بی‌ثباتی بیشتر در منطقه منجر شود. او تاکید کرد که افزایش حضور نظامی آمریکا و اعمال این محاصره، در حالی صورت گرفته که آتش‌بس شکننده‌ای در جریان است و این اقدامات عملاً این توافق را تضعیف می‌کند. به گفته مقام‌های چینی این وضعیت نه‌تنها خطر تشدید درگیری را افزایش می‌دهد، بلکه امنیت کشتیرانی در یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان را نیز تهدید می‌کند. تنگه هرمز یکی از حیاتی‌ترین مسیرهای انتقال نفت در جهان است و اختلال در حرکت آزادانه کشتی‌های باری و نفتکش منجر به بحران انرژی در بسیاری از کشورهای جهان خصوصا کشورهایی که فاقد منابع نفتی هستند. چین از همه طرف‌های درگیر خواسته است که به آتش‌بس پایبند باشند، به مسیر گفت‌وگو بازگردند و گام‌های عملی برای کاهش تنش‌ها بردارند. در همین حال، گزارش‌ها حاکی از آن است که پکن به‌طور غیررسمی تهران را نیز به ادامه مذاکرات با واشنگتن تشویق کرده است. بر اساس اطلاعات منتشرشده از منابع دیپلماتیک، چین همراه با کشورهایی مانند پاکستان، مصر، عربستان سعودی و ترکیه در تلاش است زمینه برگزاری دور جدیدی از مذاکرات میان ایران و آمریکا را فراهم کند. گفته می‌شود پیشنهاد شده این مذاکرات در اسلام‌آباد برگزار شود. همزمان، سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه نیز برای رایزنی با مقامات چین وارد پکن شده است. منابع چینی گزارش کرده‌اند که یکی از روس اصلی گفتگوها جنگ اسرائیل و ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران و محاصره دریایی این کشور است. همچنین مقامات ارشد امارات متحده عربی و ویتنام نیز برای رایزنی درباره پیامدهای اقتصادی و امنیتی جنگ به چین سفر کرده‌اند. ١٥ : ٨ سەشنبە ١٤ آپریل ونس: امکان یک توافق بزرگ وجود دارد، اما توپ همچنان در زمین ایران است در حالیکە یک هفتە بە پایان آتش بس آمریکا با جمهوری اسلامی ایران باقی ماندە است، جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در گفت‌وگو با برنامه Special Report شبکه فاکس نیوز با اجرای برت بایر گفت ایالات متحده در مذاکرات با ایران پیشرفت زیادی داشته است. ونس در پاسخ به این پرسش که آیا مذاکرات بیشتری در پیش است، گفت توپ در زمین ایران است. او توضیح داد که در پایان هفته گذشته مذاکرات را در پاکستان ترک کرد، زیرا تیم ایرانی حاضر در گفت‌وگوها قادر به نهایی کردن توافق نبود و باید به تهران بازمی‌گشت تا تأیید شرایطی را که آمریکا تعیین کرده بود، از سوی رهبر یا مرجع تصمیم‌گیر دیگر دریافت کند. ونس گفت پرسش اصلی از این پس این است که آیا ایران انعطاف کافی خواهد داشت و آیا موارد کلیدی مورد نظر آمریکا را خواهد پذیرفت تا روند به نتیجه برسد. او تأکید کرد خروج مواد غنی‌شده از ایران و ارائه تعهد قطعی برای عدم توسعه سلاح هسته‌ای از الزامات اصلی است. او افزود اگر ایران این شروط را بپذیرد، امکان دستیابی به توافقی بسیار خوب برای هر دو کشور وجود دارد. ونس ادامه داد تصمیم درباره ادامه گفت‌وگوها و دستیابی به توافق، به ایران بستگی دارد، زیرا آمریکا پیشنهادهای گسترده‌ای ارائه کرده و خطوط قرمز خود را به‌طور شفاف مشخص کرده است. او گفت ایالات متحده خواهان آن است که ایران مانند یک کشور عادی، با اقتصادی عادی و مردمی برخوردار از رفاه و پیشرفت، رفتار کند. او افزود تحقق این وضعیت مستلزم آن است که ایران به‌دنبال سلاح هسته‌ای یا فعالیت‌های تروریستی نباشد. ونس همچنین گفت امکان دستیابی به یک توافق بزرگ وجود دارد، اما این ایران است که باید گام بعدی را بردارد. او افزود ایالات متحده انتظار دارد ایران در بازگشایی تنگه هرمز اقدام کند و هشدار داد در غیر این صورت مسیر مذاکرات تغییر خواهد کرد. ونس در پایان گفت آمریکا از برتری نظامی برخوردار است و با اعمال محاصره بر صادرات نفت ایران از تنگه هرمز، فشار اقتصادی بیشتری وارد می‌کند. ١٨ : ١١ دوشنبە ١٣ آپریل پیامدهای بن‌بست مذاکرات ۲۱ ساعته در اسلام‌آباد پس از بی‌نتیجه ماندن مذاکرات ۲۱ ساعته میان ایالات متحده و ایران در اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، از افزایش فشار بر تهران از طریق انسداد تنگه هرمز خبر داد. ناظران این اقدام را تلاشی برای کسب امتیاز در موضوع هسته‌ای ارزیابی می‌کنند. واشنگتن پست در گزارشی جزئیات این مذاکرات یک‌روزه را منتشر کرده است. این گزارش می‌افزاید با وجود نگرانی‌ها درباره احتمال تشدید تنش نظامی، منابع نزدیک به دولت آمریکا تأکید دارند واشنگتن در این مرحله به دنبال جنگ نیست و تمرکز خود را بر فشار اقتصادی گذاشته است. اما در مقابل، هدف این رویکرد، واداشتن ایران به سمت پذیرش یک توافق جامع عنوان شده است. منابع آگاه می‌گویند دولت ترامپ انسداد تنگه هرمز را در درجه نخست ابزاری اقتصادی می‌داند و آن را در چارچوب راهبردی برای اعمال فشار مالی گسترده بر ایران دنبال می‌کند. در عین حال، واشنگتن بر این باور است که کانال‌های ارتباطی با تهران از طریق واسطه‌های پاکستانی همچنان باز خواهد ماند. به گفته این منابع، پیشنهادی که در محافل آمریکایی از آن به‌عنوان معامله طلایی یاد می‌شود، شامل ارائه مشوق‌های اقتصادی و لغو تحریم‌ها در ازای توقف کامل برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران و قطع حمایت از گروه‌های متحد در منطقه است. دولت آمریکا این پیشنهاد را فرصتی برای تغییر مسیر روابط با ایران و پایان دادن به دهه‌ها تنش می‌داند. در جریان مذاکرات، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، نقشی محوری ایفا کرد و به‌عنوان چهره‌ای حرفه‌ای در گفت‌وگوها، ارزیابی مثبتی در میان طرف آمریکایی به دست آورد. هم‌زمان، ارزیابی‌های آمریکا از شکل‌گیری کانال‌های ارتباطی موازی در درون سپاه پاسداران در انتظار تحولات سیاسی آینده خبر می‌دهد. مقامات آمریکایی با تشدید فشار اقتصادی، سه سناریوی احتمالی را مدنظر دارند: فروپاشی نظام بر اثر فشار داخلی و اقتصادی، ظهور رهبری عمل‌گرا و دستیابی به توافق، یا تشدید تنش از سوی ایران از طریق اقدامات نظامی مستقیم یا غیرمستقیم. با وجود ترجیح مسیر اقتصادی، این مقامات هشدار می‌دهند هرگونه پاسخ نظامی از سوی ایران یا از طریق متحدانش می‌تواند به رویارویی گسترده‌تری منجر شود. آن‌ها همچنین تأکید می‌کنند جنگ‌ها در خاورمیانه آسان‌تر آغاز می‌شوند تا پایان یابند. ناظران معتقدند در صورت موفقیت فشار اقتصادی، تحولات اسلام‌آباد می‌تواند به نقطه عطفی در روابط دو کشور تبدیل شود. با این حال، سابقه طولانی بی‌اعتمادی و محاسبات اشتباه همچنان به‌عنوان مانعی جدی در مسیر هرگونه توافق باقی مانده است. ٣٠ : ١١ یکشنبە ١٢ آپریل پس از بن‌بست مذاکرات اسلام‌آباد، آیا بحران به پرونده لبنان سرایت می‌کند؟ شکست گفت‌وگوهای مستقیم میان ایالات متحده و ایران در دستیابی به توافق، پرسش‌هایی را درباره مسیر مذاکراتی برانگیخته است که قرار است در واشنگتن میان اسرائیل و لبنان برای دستیابی به آتش‌بس برگزار شود. یک مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا به اسکای نیوز عربی گفتە است کە نشست مربوط به بررسی مذاکرات جاری آتش‌بس میان اسرائیل و لبنان هفته آینده برگزار خواهد شد. این مقام تأکید کرد این مذاکرات از گفت‌وگوهایی که در اسلام‌آباد میان واشنگتن و تهران برگزار شد، جداست. پیش‌تر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، موافقت خود را با آغاز گفت‌وگوها درباره توافق صلح با لبنان اعلام کرده بود، اما تحقق آن را به دو شرط وابسته دانست. به گفته او، اسرائیل خواستار خلع سلاح حزب‌الله و دستیابی به توافقی پایدار است که بتواند برای نسل‌ها ادامه یابد. ریاست‌جمهوری لبنان نیز اعلام کرده است نشستی با اسرائیل در واشنگتن در هفته آینده برگزار خواهد شد تا در آن آتش‌بس در جنگ میان اسرائیل و حزب‌الله و امکان آغاز مذاکرات بررسی شود. درگیری میان حزب‌الله و اسرائیل از دوم مارس بار دیگر تشدید شد. این روند دو روز پس از آغاز جنگ ایران شدت گرفت و در پی شلیک موشک از لبنان به سوی اسرائیل، در واکنش به ترور علی خامنه‌ای، ادامه یافت. از آن زمان تاکنون، دست‌کم دو هزار نفر در لبنان کشته شده‌اند. وزارت بهداشت لبنان اعلام کرده است در میان کشته‌شدگان، ۲۴۸ زن، ۱۶۵ کودک و ۸۵ نفر از کارکنان حوزه پزشکی و امدادی حضور دارند. در تحولی جداگانه، جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، روز یکشنبه اعلام کرد گفت‌وگوهای ایالات متحده و ایران پس از حدود ۲۱ ساعت مذاکره در اسلام‌آباد، بدون دستیابی به توافق برای پایان دادن به جنگ به پایان رسیده است. او گفت طرف آمریکایی نتوانسته به وضعیتی برسد که ایران آماده پذیرش شروط واشنگتن باشد و افزود ایالات متحده انعطاف قابل‌توجهی نشان داده است. ونس همچنین اعلام کرد هیأت آمریکایی با طرف ایرانی همکاری گسترده‌ای داشته و بر اساس دستور دونالد ترامپ با حسن نیت وارد مذاکرات شده است. این گفت‌وگوها تا بامداد یکشنبه ادامه یافت و دو طرف در این مرحله وارد جزئیات فنی شدند. این مذاکرات در عین حال بالاترین سطح تماس مستقیم میان مقام‌های دو کشور در چند دهه گذشته به شمار می‌رفت. یک مقام پاکستانی آگاه از روند مذاکرات به واشنگتن پست گفت این گفت‌وگوها در مجموع مثبت ارزیابی می‌شد، اما با نوسان در فضای مذاکرات همراه بود. به گفته او، گفت‌وگوها پس از نخستین وقفه شبانه وارد مرحله فنی شد، اما دو طرف در کاهش اختلاف‌ها بر سر آینده تنگه هرمز و درخواست تهران برای آزادسازی میلیاردها دلار از دارایی‌های مسدودشده با دشواری مواجه شدند. در ادامه، دونالد ترامپ بار دیگر به تنگه هرمز اشاره کرد و از آغاز روند پاکسازی این گذرگاه به سود کشورهای جهان خبر داد. هم‌زمان، فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرد عملیات مین‌روبی آغاز شده و دو ناو جنگی آمریکایی در چارچوب مأموریتی گسترده‌تر برای اطمینان از پاک بودن تنگه از مین، از این مسیر عبور کرده‌اند. ٣٠ : ٩ یکشنبە ١٢ آپریل نیویورک تایمز: تصمیم بعدی درباره ایران در دست ترامپ است روزنامه نیویورک تایمز روز یکشنبه به نقل از مقام‌های کاخ سفید گزارش داد که گام بعدی دولت آمریکا در قبال مذاکرات با ایران به تصمیم دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، بستگی دارد. ترامپ آخر هفته را در فلوریدا می‌گذراند و تصمیم نهایی درباره مسیر بعدی در اختیار اوست. به نوشته این روزنامه، مقام‌های کاخ سفید گفته‌اند هر یک از گزینه‌های پیش‌روی واشنگتن هزینه‌های سیاسی و راهبردی سنگینی دارد. نیویورک تایمز همچنین گزارش داد جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، پیشنهاد نهایی واشنگتن برای پایان دادن به برنامه هسته‌ای ایران را ارائه دادە، اما تهران آن را نپذیرفته است. این گزارش می‌افزاید محاسبه ترامپ بر این پایه استوار است که فشار شدید نظامی می‌تواند ایران را وادار به تغییر موضع کند. در مقابل، ایران بر این باور است که ایستادگی در برابر فشارها خود نوعی پیروزی است و خسارت‌های واردشده نه‌تنها موضع این کشور را تضعیف نکرده، بلکه آن را سرسخت‌تر کرده است. نیویورک تایمز در ادامه نوشت تیم ترامپ نگران آن است که وارد مذاکراتی طولانی، فرسایشی و پیچیده شود. در همین حال، ستیو ویتکوف، فرستاده ویژه آمریکا، بر این باور است که ایران باید به سادگی تسلیم شود؛ موضعی که به نوشته این روزنامه، با واقعیت‌های موجود همخوانی ندارد. در بخش دیگری از گزارش آمده است که محور اصلی اختلاف همچنان بدون تغییر باقی مانده است. ایران حاضر نیست به طور کامل از غنی‌سازی اورانیوم دست بکشد، در حالی که ایالات متحده این مسئله را تهدیدی دائمی می‌داند، زیرا از نگاه واشنگتن، حفظ این ظرفیت می‌تواند در نهایت به امکان تولید سلاح هسته‌ای منجر شود. این روزنامه همچنین تأکید کرد که با وجود گذشت ۳۸ روز از جنگ، مواضع دو طرف نه‌تنها نرم‌تر نشده، بلکه سخت‌تر نیز شده است. در چنین شرایطی، مهم‌ترین اهرم ترامپ تهدید به ازسرگیری عملیات نظامی است، به‌ویژه آنکه آتش‌بس شکننده قرار است ۲۱ آوریل پایان یابد. با این حال، نیویورک تایمز یادآور شد که بازگشت به عملیات نظامی برای دولت آمریکا پرهزینه خواهد بود. این هزینه‌ها فقط سیاسی نیست، بلکه ابعاد اقتصادی نیز دارد، به‌ویژه در شرایطی که ادامه جنگ بر قیمت انرژی و تورم جهانی اثر گذاشته است. در بخش پایانی این گزارش، بازگشایی تنگه هرمز فوری‌ترین پرونده پیش‌رو توصیف شده است. این تنگه به یکی از مهم‌ترین اهرم‌های فشار ایران تبدیل شده و تهران در کنار آن، خواستار دریافت غرامت بابت خسارت‌های ناشی از بمباران و ویرانی و نیز رفع تحریم‌ها است. در مقابل، ایالات متحده پرداخت غرامت را رد کرده و اعلام کرده است که رفع تحریم‌ها فقط در صورت دستیابی به توافق و آن هم به‌صورت تدریجی انجام خواهد شد. ٥٠ : ٧ یکشنبە ١٢ آپریل برگ برنده نهایی در دست ترامپ چیست؟ دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در حساب خود در پلتفرم Truth Social پستی کوتاه منتشر کرد و آن را با لینک یک مقاله خبری درباره گزینه محاصره دریایی علیه ایران همراه ساخت. در این مقاله، محاصره دریایی به‌عنوان یکی از ابزارهای فشار در صورت نپذیرفتن شروط واشنگتن از سوی تهران مطرح شده است. در این لینک، به یک برنامه تلویزیونی اشاره شده است کە ایده محاصره دریایی را بررسی می‌کند و مدعی است چنین راهبردی پیش‌تر در ونزوئلا به کار گرفته شده است. به گفته این برنامه، این راهبرد به محاصره‌ای شدید انجامید و در نهایت به یک عملیات نظامی و بازداشت نیکولاس مادورو منجر شد. بر اساس این برنامه، در صورت رد توافق نهایی از سوی ایران، ترامپ ممکن است گزینه‌های سخت‌تری از جمله اقدام نظامی را در نظر بگیرد. در عین حال، تکرار راهبرد محاصره نیز به‌عنوان یک سناریوی محتمل مطرح شده است. این رویکرد می‌تواند اقتصاد از پیش تحت فشار ایران را هدف قرار دهد و هم‌زمان فشار بر چین و هند را به‌عنوان واردکنندگان اصلی نفت ایران افزایش دهد. هم‌زمان، به حضور ناو هواپیمابر جرالد فورد در منطقه خلیج اشاره شده است. این ناو پس از انجام تعمیرات و استراحت خدمه، به منطقه بازگشته است. اکنون این ناو در کنار ناو آبراهام لینکلن و دیگر تجهیزات دریایی آمریکا مستقر شده است. در این چارچوب، برخی کارشناسان معتقدند ایالات متحده توانایی اعمال نظارت و کنترل گسترده بر تردد دریایی در تنگه هرمز را دارد. در همین راستا، ربکا گرنت، کارشناس امنیت ملی، تأکید کرده است که نیروی دریایی آمریکا می‌تواند به‌راحتی کنترل کامل بر ورود و خروج کشتی‌ها در این گذرگاه را اعمال کند. به گفته او، در روزهای اخیر حرکت کشتی‌ها، از جمله نفتکش‌هایی با مسیر چین و هند، تحت نظر قرار گرفته است. در بخش دیگری از تحولات، پس از مذاکرات طولانی، جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، بدون دستیابی به توافق، پاکستان را ترک نمود. او در رابطە با این گفتگوها اعلام نمود کە واشنگتن پیشنهاد نهایی خود را ارائه داده است و اکنون تصمیم‌گیری بر عهده ایران است. ونس همچنین تصریح کرد که تهران هنوز با هدف اصلی آمریکا، یعنی توقف توسعه برنامه تسلیحات هسته‌ای، موافقت نکرده است. با نزدیک شدن به پایان آتش‌بس موقت، دولت ترامپ گزینه‌های مختلف را در صورت رد این پیشنهاد بررسی می‌کند. در این میان، محاصره دریایی که از سوی برخی استراتژیست‌های نظامی مطرح شده ااست، یکی از مهم‌ترین ابزارهای فشار برای قطع صادرات نفت ایران و افزایش اهرم فشار علیه تهران محسوب می‌شود. ١٥ : ٧ یکشنبە ١٢ آپریل سرنوشت مذاکرات آمریکا و ایران بە کجا خواهد انجامید؟ با وجود اظهارات متفاوت و تا حدی مبهم از سوی طرف‌های مشارکت‌کننده، به نظر می‌رسد مذاکرات آمریکا و ایران به طور کامل شکست نخورده و ناکامی فعلی تنها به این نشست مربوط بوده است، به‌ویژه اینکه هیچ‌یک از طرف‌ها به‌صراحت از خروج کامل از روند مذاکره سخن نگفته‌اند. در همین حال، وزیر خارجه پاکستان روز یکشنبه از واشنگتن و تهران درخواست نمود تا با وجود ناکامی گفت‌وگوهای میان دو طرف برای پایان دادن به جنگ در خاورمیانه در دستیابی به توافق، همچنان به توافق آتش‌بس پایبند بمانند. اسحاق دار، که دولت او میزبان این گفت‌وگوها بود، در بیانیه‌ای کوتاه که رسانه‌های رسمی آن را منتشر کردند، گفت: ضروری است که هر دو طرف به پایبندی خود به آتش‌بس ادامه دهند. او همچنین تاکید کرد: پاکستان در روزهای آینده نیز به ایفای نقش خود برای تسهیل مشارکت و گفت‌وگو میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا ادامه خواهد داد. ادامه نقش‌آفرینی پاکستان در روزهای آینده، در سطحی اولیه این معنا را دارد که مذاکرات شاید ادامه پیدا کند، به‌ویژه اینکه ایران و ایالات متحده تاکنون به طور نهایی از خروج یا توقف مذاکرات سخن نگفته‌اند. وب‌سایت خبری آکسیوس نیز به همین نکته اشاره کرد و در توضیح خود درباره شکست مذاکرات نوشت: هیچ‌کس انتظار نداشت روز شنبه توافق نهایی حاصل شود، اما طرف آمریکایی امیدوار بود شتاب کافی را برای ادامه مذاکرات ایجاد کند. جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، نیز ظاهرا راه را کاملا نبست، زیرا در کنفرانس خبری کوتاه خود به خروج کشورش از مذاکرات اشاره‌ای نکرد. او گفت: ما اینجا را با یک پیشنهاد بسیار ساده ترک می‌کنیم. آن پیشنهاد، سازوکاری برای دستیابی بە تفاهم است و این آخرین و بهترین پیشنهاد ماست. خواهیم دید که آیا ایرانی‌ها آن را می‌پذیرند یا نه. دی ونس بلافاصله پس از پایان این کنفرانس خبری کوتاه، بدون آنکه فرصتی برای طرح پرسش یا پاسخ به این موضوع باقی بگذارد، محل را ترک کرد. در نتیجه، روشن نشدە است کە آیا هنوز فرصتی برای ادامه مذاکرات وجود دارد یا اینکه این وضعیت به معنای خروج نهایی از مذاکرات و بازگشت به جنگ است. ٤٠ : ١٢ جمعە ١٠ آپریل آیا ایران از نظر حقوقی می‌تواند در تنگه هرمز عوارض عبور دریافت کند؟ در پی تشدید تنش‌ها در تنگه هرمز، پرسشی حقوقی درباره امکان دریافت عوارض از سوی ایران برای عبور کشتی‌ها از این آبراه مطرح شده است. پاسخ به این پرسش بیش از آنکه به ملاحظات سیاسی مربوط باشد، به قواعد حقوق بین‌الملل بازمی‌گردد. بر اساس گزارش رویترز، تنگه هرمز به‌عنوان یک تنگه بین‌المللی شناخته می‌شود و مشمول نظام عبور ترانزیتی است، نظامی که عبور سریع و پیوسته کشتی‌ها را بدون نیاز به مجوز یا پرداخت عوارض تضمین می‌کند. در مقابل، بر پایه کنوانسیون سازمان ملل متحد درباره حقوق دریاها، کشورهای ساحلی تنها مجاز به دریافت هزینه‌های محدود در قبال خدمات مشخص، مانند راهنمایی ناوبری یا خدمات بندری و یدک‌کشی هستند. این هزینه‌ها باید غیرالزامی بوده و بدون تبعیض میان کشتی‌ها اعمال شود و به خود عبور از تنگه مربوط نباشد. این چارچوب در مقایسه با سایر گذرگاه‌های آبی روشن‌تر می‌شود. کانال‌های مصنوعی مانند کانال پاناما به دلیل ماهیت ساختگی خود مشمول دریافت عوارض عبور هستند، اما تنگه‌های طبیعی تابع قواعد متفاوتی‌اند. برای نمونه، تنگه‌های ترکیه شامل بسفر و داردانل بر اساس کنوانسیون مونترو ۱۹۳۶ از آزادی عبور کشتی‌های تجاری در زمان صلح برخوردارند و تنها دریافت هزینه برای خدمات مشخص مجاز است. بر این اساس، هرگونه تلاش برای اعمال عوارض بر عبور کشتی‌ها در تنگه هرمز می‌تواند نقض اصل آزادی کشتیرانی در حقوق بین‌الملل تلقی شود و زمینه‌ساز تنش‌های گسترده‌تر، از جمله در حوزه امنیت انرژی جهانی، شود. مقام‌های صنعت حمل‌ونقل دریایی نیز تأکید کرده‌اند که در تاریخ معاصر سابقه‌ای از اقدام یک‌جانبه برای دریافت عوارض از عبور در این تنگه وجود ندارد. در همین حال، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، روز پنج‌شنبه به ایران هشدار داد از دریافت عوارض از کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند خودداری کند. ترامپ در پیامی در شبکه تروث سوشیال اعلام کرد که دریافت عوارض از نفتکش‌ها نباید انجام شود و در صورت وقوع، باید متوقف شود. ٢٧ : ١١ جمعە ١٠ آپریل ترامپ در دیدار با روتە، از حمایت ناکافی ناتو ابراز نارضایتی کرد گزارش‌های رسانه‌ای حاکی از آن است دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در دیدار با مارک روته، دبیرکل ناتو، در کاخ سفید، از آنچه سطح ناکافی حمایت کشورهای عضو این پیمان در جنگی علیە ایران توصیف کرد، به‌شدت ابراز نارضایتی کرده است. بر اساس گزارش پولیتیکو، به نقل از سه مقام اروپایی و منابع آگاه، این دیدار که روز چهارشنبه در کاخ سفید برگزار شد، با تنش همراه بوده و ترامپ در آن از عدم تحرک متحدان ناتو در این درگیری انتقاد کرده است. این گزارش می‌افزاید که او به امکان اتخاذ اقدامات تلافی‌جویانه در واکنش به نبود حمایت اشاره کرده و فضای جلسه با مجموعه‌ای از تهدیدها همراه بوده است. در مقابل، آلیسون هارت، سخنگوی ناتو، این ادعاها را رد کرده و اعلام کرده است که دیدار میان ترامپ و روته صریح و سازنده بوده است. مارک روته نیز در گفت‌وگو با شبکه سی‌ان‌ان با اشاره به سطح حمایت متحدان، تأکید کرده است که تصویر ارائه‌شده یک‌جانبه بودە و برخی کشورهای عضو ناتو به تعهدات خود عمل کرده‌اند، هرچند او در عین حال نارضایتی ترامپ را قابل درک دانسته است. در همین حال، وال‌استریت ژورنال به نقل از مقام‌های آمریکایی گزارش داده است که کاخ سفید در حال بررسی طرحی برای مجازات برخی کشورهای ناتو است که از نظر ترامپ در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران مشارکت کافی نداشته‌اند. به گفته این منابع، این طرح شامل کاهش حضور نظامی آمریکا در این کشورها و انتقال نیروها به کشورهای حامی‌تر است. بر اساس این گزارش، این طرح می‌تواند شامل تعطیلی دست‌کم یک پایگاه نظامی آمریکا در اروپا باشد و نام کشورهایی مانند اسپانیا یا آلمان در این زمینه مطرح شده است. هم‌زمان، کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، اعلام نمودە است که کنار کشیدن ناتو از حمایت از آمریکا در هفته‌های اخیر مایه تأسف بودە و افزوده که مردم آمریکا هزینه دفاع این پیمان را تأمین می‌کنند. مجله در اشپیگل به نقل از دیپلمات‌های اروپایی گزارش داده است که ترامپ به متحدان اروپایی چند روز فرصت داده است تا منابع نظامی، از جمله اعزام ناوهای جنگی را برای کمک به تأمین امنیت تنگه هرمز اختصاص دهند. ٢٠ : ١٠ جمعە ١٠ آپریل آتش‌بس شکننده در سایه فشار ترامپ بر اروپا گزارش‌ها حاکی از آن است که دونالد ترامپ از متحدان اروپایی خواسته است ظرف چند روز تعهدات مشخصی را برای اعزام ناوهای جنگی یا دیگر قابلیت‌های نظامی به تنگه هرمز ارائه دهند. این درخواست از طریق دبیرکل ناتو به پایتخت‌های اروپایی منتقل شدە است. این مطالبه، هم‌زمان با نارضایتی فزاینده واشنگتن از عدم همراهی اروپا در جنگ اخیر، شکاف‌های درون ناتو را برجسته‌تر و احتمال تداوم دوباره جنگ را بیشتر کرده است. بر اساس گزارش‌های دیپلماتیک، مارک روته، دبیرکل ناتو، پس از دیدار با دونالد ترامپ در واشنگتن، به دولت‌های اروپایی اطلاع داده است که رئیس‌جمهور آمریکا خواهان تعهدات مشخص و فوری برای مشارکت در تأمین امنیت تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که حدود یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند. این درخواست در شرایطی مطرح شده که آتش‌بس میان ایران و آمریکا همچنان شکننده ارزیابی می‌شود و وضعیت میدانی در هرمز به‌طور کامل تثبیت نشده است. دولت آمریکا تأکید دارد که اولویت آن بازگشایی بدون محدودیت این آبراه است، در حالی که تهران تلاش کرده کنترل عملی خود بر عبور و مرور را حفظ کند. با این حال، واکنش اروپا تاکنون محتاطانه و عمدتاً منفی بوده است. بسیاری از کشورهای اروپایی پیش‌تر نیز از پیوستن به عملیات نظامی در هرمز خودداری کرده و تأکید کرده‌اند که این جنگ بدون مشورت با آنها آغاز شده و جنگ اروپا محسوب نمی‌شود. هم‌زمان، اختلافات سیاسی در درون ناتو نیز تشدید شده است. ترامپ به‌طور علنی از عملکرد متحدان انتقاد کرده و ناتو را به ناکارآمدی متهم کرده است، در حالی که برخی گزارش‌ها از بررسی گزینه‌هایی برای کاهش تعهدات آمریکا به این ائتلاف حکایت دارند. در سطح عملیاتی، هرچند بریتانیا در حال رایزنی برای ایجاد یک چارچوب چندملیتی جهت امنیت دریایی در هرمز است، اما نبود اجماع میان اعضا و اختلاف بر سر نحوه تعامل با ایران، پیشرفت این طرح را با ابهام مواجه کرده است. در مجموع، درخواست جدید واشنگتن نه‌تنها آزمونی برای میزان انسجام ناتو تلقی می‌شود، بلکه می‌تواند مسیر تحولات پس از آتش‌بس را نیز تعیین کند؛ مسیری که میان تثبیت نسبی وضعیت یا بازگشت به تنش نظامی، همچنان نامطمئن باقی مانده است. ٢٠ : ١٤ پنجشنبە ٩ آپریل جنگ اخیر توان بازدارندگی آمریکا در برابر چین در تایوان را زیر سؤال برده است جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، با وجود برتری نظامی واشنگتن، برخی ضعف‌ها را در توان عملیاتی ارتش آمریکا آشکار کرده است. این تحولات، سناریوی دفاع از تایوان در برابر حمله احتمالی چین را با تردیدهای جدی مواجه کرده است. به‌ویژه پس از آنکه کشوری با توان نظامی متوسط مانند ایران توانست تا حدی نقش ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا را محدود کند. مجله اکونومیست در شماره هفته گذشته، با نقل‌قولی از ناپلئون که می‌گوید «دشمن را هنگام ارتکاب خطا متوقف نکن»، تصویری محو از دونالد ترامپ در کنار تصویری واضح از شی جین‌پینگ منتشر کرد. این ترکیب، پیامی درباره به بهره‌برداری راهبردی از اشتباهات طرف مقابل را منتقل می‌کند. بر اساس تحلیل‌های نظامی، طرح پنتاگون برای دفاع از تایوان بر افزایش هزینه انسانی و نظامی هرگونه تهاجم زمینی چین استوار است. با این حال، تجربه جنگ اخیر نشان داده که این هزینه‌ها برای آمریکا نیز قابل توجه خواهد بود. یکی از نشانه‌های این وضعیت، عملکرد ناوگان پنجم آمریکا در این جنگ بود؛ ناوگانی که نتوانست مأموریت خود را برای حفاظت از کشورهای خلیج فارس و تأمین امنیت عبور و مرور در تنگه هرمز به‌طور کامل انجام دهد. در جریان این درگیری، ناوهای جنگی آمریکا در فاصله‌ای حدود ۱۵۰۰ کیلومتری از تنگه هرمز، در جنوب دریای عرب مستقر شدند و از محدوده درگیری فاصله گرفتند. در مقابل، زیردریایی‌ها به‌دلیل قابلیت پنهان‌کاری، به شلیک موشک‌های تاماهاوک علیه اهدافی در ایران ادامه دادند. هم‌زمان، کشتی «ریپولی متعلق به نیروهای تفنگدار دریایی آمریکا، که در برخی روایت‌ها به‌عنوان بخشی از سناریوی عملیات زمینی مطرح شده بود، در کنار ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن باقی ماند و نقش تعیین‌کننده‌ای در عملیات ایفا نکرد. این تجربه، بر اساس ارزیابی‌های راهبردی، می‌تواند تصویری از چالش‌هایی ارائه دهد که ناوگان هفتم آمریکا در صورت درگیری با چین در اقیانوس آرام با آن مواجه خواهد شد. چین به موشک‌های پیشرفته، از جمله سامانه‌های مافوق صوت با برد بلند، مجهز است که توان هدف قرار دادن ناوهای هواپیمابر را دارند. وجود چنین سامانه‌هایی، استفاده از ناوهای هواپیمابر و جنگنده‌های مستقر بر آن‌ها را با محدودیت‌های جدی روبرو می‌کند. علاوه براین، توان پدافند هوایی چین و پیشرفت جنگنده‌های این کشور، عملیات سوخت‌گیری هوایی را نیز دشوارتر می‌سازد. در چنین شرایطی، استفاده از بمب‌افکن‌های راهبردی برای حمله به خاک چین می‌تواند خطر تشدید درگیری تا سطح جنگ هسته‌ای را افزایش دهد. بر این اساس، اجرای عملیات آبی-خاکی توسط نیروهای تفنگدار دریایی آمریکا در تایوان بسیار دشوار ارزیابی می‌شود. این وضعیت ممکن است نقش ناوگان هفتم را نیز محدود کرده و اتکا به زیردریایی‌ها را افزایش دهد؛ در حالی که این ظرفیت به‌تنهایی برای مقابله با چین کافی نیست. در عین حال، اتکای آمریکا به پایگاه‌های نظامی خود در ژاپن و کره جنوبی نیز با چالش روبه‌روست. این پایگاه‌ها در صورت بروز درگیری، می‌توانند هدف حملات گسترده قرار گیرند. افزون بر این، احتمال ورود بازیگرانی مانند روسیه و کره شمالی، پیچیدگی وضعیت را بیشتر می‌کند. در سطح ژئوپلیتیکی، برآوردها نشان می‌دهد چین بدون بازپس‌گیری تایوان نمی‌تواند به جایگاه رهبری جهانی دست یابد. از این رو، ایالات متحده تلاش کرده است با استفاده از ابزارهای دیپلماتیک و بازدارندگی نظامی، این روند را به تأخیر بیندازد. با این حال، تجربه جنگ اخیر نشان می‌دهد کارآمدی این بازدارندگی با چالش‌های جدی مواجه شده است. به‌ویژه در شرایطی که نقش موشک‌ها در تضعیف توان ناوگان‌های دریایی افزایش یافته و مقابله با تهاجم زمینی نیز پیچیده‌تر شده است. در نتیجه، برخی تحلیل‌ها بر این باورند که مسئله تایوان بیش از آنکه به «امکان وقوع» وابسته باشد، به زمان وقوع مربوط است و ممکن است از مسیر نظامی یا سیاسی دنبال شود ۳۰: ۱۱ پنجشنبە ٩ آپریل ایران زیر ذره‌بین حقوقی؛ چگونه با پرونده غرامت مواجه خواهد شد؟ در بحبوحه تشدید بی‌سابقه تنش‌ها در منطقه، پیامدها تنها به میدان نظامی یا موازنه‌های سیاسی محدود نمی‌شود، بلکه به سطحی عمیق‌تر و اثرگذارتر، یعنی مسیر حقوقی بین‌المللی، گسترش یافته است. با توجه به حجم خساراتی که در پی حملات ایران به کشورهای منطقه وارد شده است، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که مسئولیت و پاسخ‌گویی چگونه تعریف خواهد شد و آیا این مرحله آغاز گذار از منطق درگیری به منطق حقوق و غرامت است. در این چارچوب، تأکید می‌شود که موضوع، دیگر صرفاً جنگ نیست، بلکه مرحله‌ای جدید به نام پاسخ‌گویی حقوقی شکل گرفته است، زیرا آنچه کشورهای خلیج فارس با آن مواجه شده‌اند، حادثه‌ای تصادفی نبوده، بلکه فعلی غیرقانونی در سطح بین‌المللی است که مستند و محکوم شده است. بر اساس قواعد حقوق بین‌الملل، اصلی روشن و غیرقابل مناقشه وجود دارد: دولتی که مرتکب فعل غیرقانونی بین‌المللی شود، مسئول کامل پیامدهای آن، از جمله پرداخت غرامت است. این اصل یک موضع سیاسی نیست، بلکه قاعده‌ای تثبیت‌شده در چارچوب مسئولیت دولت‌ها در حقوق بین‌الملل به شمار می‌رود. همچنین تأکید می‌شود که تصمیم شورای امنیت، که به‌طور صریح این حملات را محکوم کرده است، مبنای حقوقی بسیار قدرتمندی برای کشورهای خلیج فارس فراهم می‌کند، زیرا موضوع را از سطح اتهام سیاسی به سطح توصیف حقوقی بین‌المللی منتقل می‌کند. در نتیجه، یک معادله روشن شکل می‌گیرد: سه عامل فعل غیرقانونی، خسارت مستقیم و محکومیت بین‌المللی وجود دارد و بر این اساس، حق قانونی برای مطالبه غرامت نیز برقرار است. این حق با گذشت زمان سیاسی از بین نمی‌رود و در هیچ توافق آینده‌ای قابل نادیده گرفتن نیست. در سطح عملی، پرسش اصلی، دیگر این نیست که آیا کشورهای خلیج فارس حق مطالبه غرامت دارند، بلکه این است که چگونه می‌توانند این حق را به‌صورت واقعی پیگیری کنند. در این زمینه، سه مسیر موازی قابل طرح است. مسیر نخست، اقدام در سطح بین‌المللی از طریق شورای امنیت است، جایی که می‌توان با تکیه بر قطعنامه ۲۸۱۷، برای صدور قطعنامه‌ای پیشرفته‌تر اقدام کرد، از جمله تشکیل کمیته‌ای بین‌المللی برای ارزیابی خسارات یا ایجاد سازوکاری برای غرامت، مشابه آنچه پس از اشغال کویت رخ داد. هرچند این مسیر با مانع وتو مواجه است، اما طرح موضوع در شورای امنیت، به آن مشروعیت رسمی می‌بخشد. مسیر دوم، داوری بین‌المللی است که انعطاف‌پذیرتر و نسبتاً سریع‌تر است. در این چارچوب، می‌توان به ایجاد یک هیات داوری ویژه یا ارجاع پرونده به داوری بین‌المللی اندیشید، یا حتی موضوع غرامت را در قالب یک توافق سیاسی آینده با ساختاری شبه‌داوری گنجاند. این مسیر، بیش از آنکه به اجماع جهانی نیاز داشته باشد، به اراده سیاسی طرف‌ها وابسته است. مسیر سوم، که به‌عنوان نقطه آغاز اهمیت بیشتری دارد، سطح منطقه‌ای است. در این چارچوب، تشکیل یک کمیته ارزیابی خسارات در سطح کشورهای خلیج فارس پیشنهاد می‌شود. این کمیته باید شامل کارشناسان حقوق بین‌الملل، متخصصان نظامی برای تحلیل ماهیت حملات و شرکت‌های بین‌المللی ارزیابی خسارات باشد. وظیفه این کمیته صدور حکم نیست، بلکه تدوین یک پرونده دقیق و مستند بر پایه ارقام است: میزان خسارت، نوع آن، هزینه‌ها و مسئولیت‌ها. در این چارچوب تأکید می‌شود که اهمیت این مسیر در آن است که موضوع را از سطح گفتار سیاسی به یک پرونده مستند تبدیل می‌کند، پرونده‌ای که می‌تواند در شورای امنیت، روندهای داوری یا مذاکرات سیاسی مورد استفاده قرار گیرد، زیرا بدون داده‌های دقیق، امکان مطالبه واقعی غرامت وجود ندارد. در نهایت، تأکید می‌شود که کشورهای خلیج فارس از این حق برخوردارند، اما تبدیل این حق به غرامت واقعی نیازمند راهبردی چندمسیره است که از مستندسازی آغاز می‌شود، به بین‌المللی‌سازی می‌رسد و در نهایت به مذاکره یا داوری ختم می‌شود. ۱۰: ۱۰ پنجشنبە ٩ آپریل منابع پاکستانی: میانجی‌گری فشرده پاکستان در واپسین ساعات، آتش‌بس موقت را تثبیت کرد چهار منبع پاکستانی در گفت‌وگو با رویترز، جزئیات جدیدی از تلاش‌های میانجی‌گری این کشور برای توقف جنگ میان آمریکا و ایران در آخرین ساعت‌های منتهی به پایان مهلت دونالد ترامپ فاش کرده‌اند. به گفته آنها این تلاش‌ها تنها در چند ساعت با شکست فاصله داشت که پاکستان با تحرکی دیپلماتیک وارد عمل شد تا آتش‌بس موقت را تثبیت و مسیر مذاکرات مستقیم را باز کند. این منابع به رویترز گفته‌اند که با نزدیک شدن به ضرب‌الاجل تعیین‌شده از سوی دونالد ترامپ، مقام‌های پاکستانی در آخرین تلاش، تبادل پیام‌ها میان تهران و واشنگتن را تشدید کردند، آن هم پس از هشدار ترامپ مبنی بر اینکه ادامه درگیری در همان شب می‌تواند به نابودی یک تمدن کامل منجر شود. این تلاش‌ها شامل تماس مستقیم با مقام‌های ارشد همه طرف‌ها بود، از جمله ترامپ، جی‌دی ونس، معاون او، استیو ویتکاف فرستاده ویژه آمریکا در امور خاورمیانه و عباس عراقچی وزیر خارجه ایران. هم‌زمان، رهبری نظامی و غیرنظامی پاکستان در طول شب درگیر این رایزنی‌ها بود و تماس‌های متعددی برقرار کرد تا زمانی که ترامپ از دستیابی به یک پیشرفت خبر داد. در این میان، پاکستان تلاش کرد از واشنگتن تضمین بگیرد که حملات اسرائیل به ایران مهار خواهد شد. به گفته منابع پاکستانی، مقام‌های ایران اعلام کردند حمله به مجتمع پتروشیمی الجبیل در واکنش به حمله اسرائیل به یک تأسیسات پتروشیمی در ایران انجام شده است. اسلام‌آباد نیز به واشنگتن اطلاع داد که ادامه اقدامات اسرائیل تلاش‌های صلح را تضعیف می‌کند و ممکن است ایران را از ورود به مذاکرات منصرف نماید. یک منبع آگاه به رویترز گفت که اسرائیل با دستیابی به توافق مخالف بود و معتقد بود می‌توان از طریق ادامه عملیات نظامی، فشار بیشتری بر رهبری ایران وارد کرد، هرچند در نهایت تصمیم گرفت از هر تصمیم ترامپ حمایت کند. منبعی دیگر افزود اسرائیل برای جلوگیری از توافق با تهران بر دولت آمریکا فشار وارد کرده بود. دفتر نخست‌وزیر اسرائیل به درخواست برای اظهارنظر در این مورد پاسخ نداد. یک مقام اسرائیلی گفت واشنگتن با اسرائیل هماهنگ بوده است. او تأکید کرد که این آتش‌بس شامل تعهدی برای پایان دائمی جنگ، پرداخت غرامت به ایران یا رفع تحریم‌ها نیست. به گفته او، آمریکا در هر مذاکره‌ای بر تحویل مواد هسته‌ای ایران، توقف غنی‌سازی اورانیوم و رفع تهدید برنامه موشک‌های بالستیک این کشور اصرار خواهد داشت. نزدیک به نیمه‌شب سه‌شنبه (۱۹:۰۰ به وقت گرینویچ)، شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، از همه طرف‌ها خواست به آتش‌بس پایبند باشند تا مسیر برای آغاز روند صلح هموار شود. یک منبع این درخواست را بخشی از اقدامی هماهنگ برای تثبیت آتش‌بس دانست که پس از موافقت اصولی طرفین مطرح شد و تأکید کرد اگر انتظار پاسخ منفی وجود داشت، چنین درخواستی مطرح نمی‌شد. یک دیپلمات خاورمیانه‌ای که با هر دو طرف در تماس بود به رویترز گفته است: گفت‌وگوهای شبانه شامل تبادل‌های مکرر پیام درباره یک طرح ۱۵ بندی آمریکا و دو پرسش کلیدی بود: شکل آتش‌بس چگونه خواهد بود و چارچوب مذاکرات چیست. بر اساس اعلام کاخ سفید، مذاکرات قرار است از روز شنبه آغاز شود و گفته می‌شود جی‌دی ونس ریاست هیأت آمریکایی را بر عهده خواهد داشت، هرچند حضور او هنوز قطعی نیست. استیو ویتکاف و جرد کوشنر نیز در این هیأت حضور خواهند داشت. کارولاین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، روز چهارشنبه در کنفرانس خبری با خبرنگاران گفت که ایران آمادگی خود را برای تحویل ذخایر اورانیوم غنی‌شده نشان داده است. دو منبع پاکستانی گفته‌اند که هیأت ایرانی به ریاست عباس عراقچی و محمدباقر قالیباف در این مذاکرات شرکت خواهد کرد. تا زمان اعلام آتش‌بس از سوی ترامپ و دعوت رسمی پاکستان از دو طرف برای حضور در مذاکرات، خورشید در حال طلوع بر فراز اسلام‌آباد بود. شهباز شریف روز چهارشنبه در جلسه کابینه گفت: ما تمام شب کار کردیم و اگر این روند به کتاب تبدیل شود، درس بزرگی برای این ملت و نسل‌های آینده خواهد بود که چگونه در شرایطی که ناامیدکننده به نظر می‌رسد، تسلیم نشویم. ١٠ : ٧ پنجشنبە ٩ آپریل نتانیاهو: آماده بازگشت به جنگ با ایران در هر زمان هستیم در دومین روز از آتش‌بس شکننده، نخست‌وزیر اسرائیل اعلام کرد کشورش آماده است در هر زمان لازمی، عملیات نظامی علیه ایران را از سر بگیرد. بنیامین نتانیاهو در پیامی ویدئویی که پس از اعلام آغاز گفت‌وگوها میان ایالات متحده و ایران منتشر شد، گفت اسرائیل در شش هفته گذشته از عملیات نظامی به دستاوردهای بزرگی دست یافته است که تا مدت کوتاهی پیش غیرقابل تصور بودند. او افزود ایران اکنون ضعیف‌تر از هر زمان دیگری است و اسرائیل در موقعیتی قوی‌تر قرار دارد، اما این کشور هنوز به همه اهداف خود نرسیده است. نتانیاهو تأکید کرد این اهداف می‌تواند از طریق توافق یا از مسیر ازسرگیری جنگ محقق شود و اسرائیل همچنان آماده اقدام است. نخست‌وزیر اسرائیل همچنین گفت آتش‌بس میان ایالات متحده و ایران با هماهنگی اسرائیل حاصل شده است. او افزود توانایی ایران برای تولید موشک‌های جدید از بین رفته و ذخایر باقی‌مانده آن نیز در حال کاهش است. به گفته او، برنامه هسته‌ای ایران آسیب جدی دیده و این کشور سال‌ها به عقب بازگشته است. نتانیاهو تأکید کرد اورانیوم غنی‌شده باقی‌مانده در ایران یا در چارچوب یک توافق از ایران خارج خواهد شد یا در صورت ازسرگیری جنگ حذف می‌شود و اسرائیل در این زمینه با ایالات متحده هم‌نظر است. او همچنین گفت آتش‌بس شامل حزب‌الله نمی‌شود و اسرائیل به هدف قرار دادن این گروه ادامه خواهد داد. نتانیاهو حملات روز چهارشنبه به لبنان را قوی‌ترین حملات از زمان عملیات پیجر توصیف کرد. در همین حال، در پی موجی از حملات هوایی اسرائیل به مناطق مختلف لبنان، صدها نفر کشته و زخمی شدند. نواف سلام، نخست‌وزیر لبنان، اعلام کرد اسرائیل به تلاش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی برای توقف جنگ توجهی ندارد و از متحدان لبنان خواست برای توقف این حملات مداخله کنند. ١٨ : ١٥ چهار شنبە ۸ آپریل بغداد و هولير بە صورت محتاطانە از آتش‌بس شکنندە حمایت کردند دولت مرکزی عراق و اقلیم کردستان در واکنش به آتش‌بس میان ایران و آمریکا، مواضعی همسو اما با درجاتی متفاوت از فوریت اتخاذ کرده‌اند. بغداد با استقبال رسمی از توافق و تأکید بر ضرورت پایبندی کامل طرف‌ها، آن را فرصتی برای آغاز گفت‌وگوی پایدار دانسته، اربیل اما، با تمرکز بر تهدیدات امنیتی مستقیم، توقف درگیری را برای جلوگیری از گسترش حملات در خاک خود حیاتی ارزیابی می‌کند. هر دو، در عین حال، نسبت به شکنندگی این آتش‌بس هشدار داده‌اند. دولت مرکزی عراق به‌صورت رسمی از آتش‌بس استقبال کرده و آن را گامی مثبت در جهت کاهش تنش‌های منطقه‌ای توصیف کرده است. وزارت خارجه عراق با تأکید بر حمایت از هر ابتکار دیپلماتیک برای مهار بحران، خواستار پایبندی کامل به آتش‌بس و پرهیز از هرگونه اقدام تنش‌زا شده و در عین حال بر ضرورت آغاز گفت‌وگوهای جدی و پایدار برای رفع ریشه‌های اختلافات تأکید کرده است. این موضع در امتداد رویکرد کلان بغداد قرار دارد که تلاش می‌کند از تبدیل شدن عراق به صحنه تقابل مستقیم بازیگران خارجی جلوگیری کند؛ به‌ویژه در شرایطی که کشور همزمان شاهد فعالیت نیروهای آمریکایی و گروه‌های مسلح نزدیک به ایران است. در سطح میدانی نیز، همزمان با اعلام آتش‌بس، برخی گروه‌های مسلح همسو با ایران در عراق از تعلیق موقت عملیات خود خبر داده‌اند که به‌عنوان نشانه‌ای از کاهش نسبی تنش و همسویی با فضای آتش‌بس تفسیر شده است. با این حال، مقامات عراقی همچنان نگران بازگشت چرخه درگیری هستند، زیرا زیرساخت‌های انرژی، مسیرهای صادراتی و ثبات داخلی کشور در هفته‌های گذشته به‌طور مستقیم تحت تأثیر این بحران قرار گرفته است. در مقابل، اقلیم کردستان عراق اگرچه به‌طور رسمی بیانیه‌ای مستقل هم‌سطح بغداد منتشر نکرده است، اما مواضع اعلامی رهبران آن نشان‌دهنده حمایت قاطع‌تر از هرگونه توقف درگیری است. مقامات اقلیم کردستان پیش‌تر تأکید کرده‌اند که تمایلی به تبدیل شدن به پایگاه عملیات علیه ایران ندارند و نگران‌اند که ادامه جنگ، منطقه را به هدف حملات مستقیم تبدیل کند. این نگرانی‌ها به‌ویژه پس از حملات موشکی و تنش‌های مرزی تشدید و باعث شده اربیل، آتش‌بس را نه صرفاً یک تحول دیپلماتیک، بلکه یک ضرورت فوری امنیتی تلقی کند. در مجموع، بغداد و اربیل هر دو از آتش‌بس حمایت می‌کنند، اما تفاوت در جایگاه و میزان آسیب‌پذیری، به تفاوت در لحن و اولویت‌ها انجامیده است. دولت مرکزی با رویکردی دیپلماتیک و موازنه‌گر، بر گفت‌وگو و ثبات منطقه‌ای تأکید دارد، در حالی که اقلیم کردستان با نگاه امنیتی‌تر، توقف فوری درگیری را برای جلوگیری از سرریز جنگ به داخل قلمرو خود حیاتی می‌داند. ۲۵: ۱۴ چهار شنبە ۸ آپریل آشفتگی سیاست‌های ترامپ تقاضا برای اوراق بدهی اتحادیه اروپا را افزایش داده است مدیران دارایی خارج از اتحادیه اروپا در ماه مارس بخش قابل‌توجهی از اوراق قرضه عرضه‌شده توسط کمیسیون اروپا را خریداری کردند. این روند نشان می‌دهد بی‌ثباتی ناشی از سیاست‌های دونالد ترامپ به افزایش تقاضا برای اوراق یورویی منجر شده است. سیاست‌های تجاری و خارجی غیرقابل پیش‌بینی ترامپ، از اعمال تعرفه‌ها تا تهدید به الحاق گرینلند و تشدید تنش‌های نظامی در خاورمیانه، سرمایه‌گذاران را به سمت دارایی‌های باثبات‌تر سوق داده است. کمیسیون اروپا در این فضا بر ثبات تصمیم‌گیری مبتنی بر اجماع در اتحادیه اروپا تأکید دارد و اوراق یورویی را به‌عنوان ابزار دسترسی به این ثبات معرفی می‌کند. بر اساس داده‌های پولیتیکو، مدیران دارایی از بریتانیا، آسیا، خاورمیانه، آفریقا و اقیانوسیه از ابتدای سال جاری میلادی، ۴۳ درصد از اوراق منتشرشده توسط کمیسیون اروپا را خریداری کرده‌اند. این رقم نسبت به میانگین شش سال گذشته ۸ واحد درصد افزایش یافته است. کمیسیون اروپا در همین بازه زمانی ۵۲ میلیارد یورو اوراق منتشر کرده است. این رقم در مدت مشابه سال ۲۰۲۵ برابر با ۴۴ میلیارد یورو بود. یک مقام ارشد اتحادیه اروپا به نشریه پولیتیکو گفته است افزایش تقاضا برای اروپا به پایبندی این بلوک به نظم بین‌المللی مبتنی بر قواعد و ارزش‌ها مربوط است. این عامل به افزایش تقاضا برای اوراق اتحادیه اروپا منجر شده است. از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در اواخر فوریه، بانک‌های مرکزی، دولت‌ها و سرمایه‌گذاران بین‌المللی بیش از ۸۰ میلیارد دلار اوراق خزانه‌داری آمریکا را به‌صورت خالص فروخته‌اند. اتحادیه اروپا از این روند برای تقویت جایگاه خود به‌عنوان مقصد امن سرمایه‌گذاری استفاده می‌کند. بازار اوراق خزانه‌داری آمریکا حدود ۳۱ تریلیون دلار ارزش دارد. بازار اوراق منتشرشده توسط کمیسیون اروپا کمتر از یک تریلیون یورو است. با وجود این فاصله، افزایش تقاضا برای اوراق یورویی و رتبه اعتباری قوی به کمیسیون اروپا امکان می‌دهد با هزینه‌ای کمتر از بسیاری از دولت‌های عضو استقراض کند. فاصله بازده اوراق کمیسیون اروپا با اوراق دولتی آلمان به حدود ۴۰ واحد پایه کاهش یافته است. این رقم در سال ۲۰۲۲ حدود ۷۰ واحد پایه بود. در مقابل، اوراق خزانه‌داری آمریکا بیش از ۱۳۰ واحد پایه بازدهی بالاتر نسبت به اوراق آلمان ارائه می‌دهند. ریسک پایین و افزایش نقدشوندگی این اوراق از دیگر عوامل جذب سرمایه‌گذاران است. بدهی مشترک اتحادیه اروپا تأمین مالی برنامه‌هایی مانند صندوق ۶۵۰ میلیارد یورویی احیای پس از همه‌گیری، ۱۵۰ میلیارد یورو وام برای تقویت هزینه‌های نظامی و ۹۰ میلیارد یورو حمایت مالی از اوکراین را ممکن کرده است. افزایش تقاضا برای اوراق یورویی به تقویت جایگاه یورو در رقابت با دلار کمک می‌کند. سهم دلار از ذخایر جهانی حدود ۵۶ درصد است. سهم یورو حدود ۲۰ درصد باقی مانده است. مقامات اروپایی اعلام کرده‌اند سرمایه‌گذارانی که به دنبال کاهش وابستگی به دلار هستند، به یورو توجه بیشتری نشان می‌دهند. ١٨ : ۱۳ چهار شنبە ۸ آپریل آیا ناوگان پنجم آمریکا در بحرین خواهد ماند؟ در پی توافق آتش‌بس موقت میان ایالات متحده آمریکا و ایران، پرسش‌های متعددی مبنی بر آینده حضور نیروهای آمریکایی در منطقه و به‌ویژه ناوگان پنجم آمریکا در بحرین مطرح شده‌اند. همچنین پرسش‌هایی درباره آینده سایر پایگاه‌های نظامی در منطقه مطرح است که نقش قابل توجهی در دفاع از کشورهای خلیج فارس نداشتند. بر اساس آتش‌بس مورد توافق در بامداد چهارشنبه، عملیات نظامی دست‌کم میان ایران و آمریکا متوقف می‌شود تا فضا برای مذاکرات دیپلماتیک فراهم شود. در حالی که هر طرف مدعی تحمیل شروط خود و کسب پیروزی در جنگی هستند که از ۲۸ فوریه گذشته آغاز شد، بُعد نظامی همچنان مورد توجه قرار دارد. این بُعد در دو محور خلاصه می‌شود: آینده صنعت موشکی ایران از نظر بُرد، به‌گونه‌ای که از هزار کیلومتر فراتر نرود تا به اسرائیل نرسد؛ و محور دوم، آینده پایگاه ناوگان پنجم آمریکا در بحرین. نکته دوم از اهمیت بیشتری برخوردار است. ناوگان پنجم که در حال حاضر پس از ناوگان هفتم مستقر در اطراف چین، دومین ناوگان مهم در میان ناوگان‌های آمریکا به شمار می‌رود، مأموریت‌های محوله خود را انجام نداد. این مأموریت‌ها شامل حفاظت از عبور نفت از تنگه هرمز و حفاظت از کشورهای خلیج فارس بود. در این جنگ، ناوگان پنجم در انجام این مأموریت‌ها ناکام ماند. از جمله نکات قابل توجه این است که پنتاگون پیش از اعلام جنگ علیه ایران، تمامی کشتی‌های بزرگ را از خلیج فارس و به‌ویژه از پایگاه بحرین خارج کرده بود. هم‌زمان، ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن و گروه رزمی همراه آن شامل ناوشکن‌ها و سایر کشتی‌های جنگی، در فاصله ۱۵۰۰ کیلومتری از تنگه هرمز مستقر شدند تا از موشک‌های ایرانی در امان باشند. همچنین کشتی تریپولی که از دریای ژاپن با نیروهای تفنگداران دریایی وارد شده بود، در کنار آبراهام لینکلن باقی ماند، در حالی که از آن به‌عنوان مقدمه‌ای برای تهاجم زمینی جهت بازگشایی تنگه یاد شده بود. در عمل، نقش ناو هواپیمابر به کارکردی محدود تقلیل یافت. این ناو به‌عنوان سکویی برای برخاست و فرود جنگنده‌ها جهت اجرای حملات علیه ایران عمل کرد. با این حال، این نقش نیز محدود بود، زیرا جنگنده‌ها به دلیل فاصله زیاد محل استقرار ناو از صحنه عملیات، نیازمند سوخت‌گیری هوایی بودند. در طول جنگ، هیچ کشتی جنگی آمریکایی نتوانست از تنگه هرمز عبور کند. ایران با شلیک دوره‌ای موشک‌ها، ناوهای هواپیمابر و دیگر کشتی‌های جنگی را وادار کرد در فاصله‌ای دور باقی بمانند. آخرین مورد هدف قرار دادن این کشتی‌ها با موشک در روز سه‌شنبه همین هفته رخ داد. همچنین نقشه‌های منتشرشده توسط مؤسسه دریایی آمریکا درباره استقرار کشتی‌های جنگی این کشور در جهان نشان می‌دهد که مقر ناوگان پنجم همچنان فاقد کشتی‌های جنگی است و آبراهام لینکلن در دورترین نقطه جنوب دریای عرب مستقر است. پس از ناکامی پنتاگون در بازگشایی تنگه هرمز، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اعلام کرد ایالات متحده آمریکا به نفت خلیج فارس وابسته نیست و کشورهایی که این نفت را خریداری می‌کنند باید خود برای بازگشایی تنگه اقدام کنند. در عین حال، هیچ کشوری به دلیل نوع تسلیحات ایران که بر پهپادها، موشک‌ها و شرایط جغرافیایی متکی است، قادر به بازگشایی نظامی تنگه نیست. در پی این ناکامی، این پرسش مطرح می‌شود که آیا ناوگان پنجم به استقرار خود در بحرین، به‌ویژه با توجه به دشواری عبور کشتی‌های جنگی از تنگه هرمز، ادامه خواهد داد؟ همچنین این ناکامی می‌تواند کشورهای خلیج فارس را به بازنگری در کارآمدی تداوم پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه وادارد که بنا بر گزارش نیویورک تایمز در دو هفته گذشته، پس از آغاز جنگ تا حد زیادی خالی شده‌اند. ١٨ : ١١ چهار شنبە ۸ آپریل استیضاح ترامپ و پیت هگست به‌دلیل جنگ با ایران تلاش‌ها در کنگره ایالات متحده برای استیضاح دونالد ترامپ و پیت هگست، وزیر دفاع به دلیل مدیریت جنگ با ایران و تهدید حملات علیه زیرساخت‌های این کشور شدت گرفته است. بیش از ۸۵ نماینده دموکرات از استیضاح یا اجرای متمم ۲۵ قانون اساسی برای برکناری ترامپ حمایت کرده‌اند. همچنین نماینده دموکرات ایرانی‌تبار، یاسمین انصاری، مواد استیضاح علیه هگست را به اتهام جنایت جنگی ارائه کرده است. در روزهای اخیر، دموکرات‌های مجلس نمایندگان آمریکا موج جدیدی از فشارها علیه دولت دونالد ترامپ را، با این استدلال که اقدامات نظامی ایالات متحده در جنگ اخیر با ایران به‌نحو غیرقانونی و بی‌ثبات‌کننده بوده، آغاز کرده‌اند. یاسمین انصاری، نماینده دموکرات از ایالت آریزونا اعلام کرد که قصد دارد مواد استیضاح علیه پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا را ارائه دهد و او را به مساعدت در راهبردی متهم کند که به گفته‌ مخالفان، ممکن است جنایت جنگی تلقی شود. دموکرات‌ها همچنین خواستار استیضاح خود ترامپ هم شده‌اند و برخی نمایندگان طرح‌های برکناری او را در کنگره مطرح کرده‌اند. طبق گزارش‌ها بیش از ۸۵ نماینده دموکرات از استیضاح یا استناد به متمم ۲۵ قانون اساسی برای عزل ترامپ حمایت کرده‌اند، به‌ویژه پس از پست‌های جنجالی او در شبکه‌های اجتماعی که نگرانی‌ها درباره شایستگی او برای ادامه ریاست‌جمهوری را تشدید کرده است. منتقدان دولت استدلال می‌کنند که حملات علیه زیرساخت‌ها و تهدیدهای تهاجمی اخیر، از جمله اظهارات ترامپ درباره نابودی امکانات استراتژیک ایران در صورت عدم دستیابی به آتش‌بس مفصل، از مرزهای اختیارات ریاست‌جمهوری عبور کرده و می‌تواند مصادیق رفتار غیرقانونی و سوءاستفاده از قدرت باشد. این نگرانی‌ها باعث شده برخی دموکرات‌ها تأکید کنند که ابزار استیضاح مجلس نمایندگان باید فعال شود تا پاسخ‌گویی قانونی و مسئولیت‌پذیری دولت تضمین گردد. در نقطه مقابل، جمهوری‌خواهان و متحدان کاخ سفید با رد این اتهامات گفته‌اند که تلاش‌های استیضاح جزئی از کارزار سیاسی دموکرات‌ها برای تضعیف دولت و بهره‌برداری انتخاباتی است و نه یک اقدام مبتنی بر شواهد قانونی قابل‌قبول. از سوی دیگر، حتی اگر مجلس نمایندگان به پیش‌نویس مواد استیضاح برسد، مسیر پیش‌رو با چالش‌های حقوقی و سیاسی گسترده روبه‌روست و جمهوری‌خواهان در سنا هنوز اکثریت دارند، که عملاً احتمال موفقیت برکناری را کاهش می‌دهد. تحولات کنونی همچنین در پی فرازوفرودهای سیاسی داخلی آمریکا در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای رخ داده، زمانی که دموکرات‌ها می‌کوشند موضع خود را در برابر رویکرد ترامپ نسبت به سیاست خارجی تقویت کنند، در حالی که جمهوری‌خواهان تلاش دارند این فشارها را به‌عنوان اختلافات حزبی تفسیر کنند. ۳۰ : ۸ چهار شنبە ۸ آپریل آمریکا و ایران هر دو ادعای پیروزی می‌کنند در پی اعلام آتش‌بس میان ایران و آمریکا، هر دو کشور این تحول را به‌عنوان نشانه‌ای از موفقیت و پیروزی خود توصیف کرده‌اند. سخنگوی کاخ سفید آن را یک پیروزی باورنکردنی برای آمریکا نامیده و شورای عالی امنیت ملی ایران نیز مدعی پیروزی شده و گفته است برای نهایی شدن آن به تدبیر و اتحاد نیاز است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در پیامی در شبکه اجتماعی تروث‌سوشال این روز را «یک روز بزرگ برای صلح جهانی» توصیف کرد و نوشت که ایران نیز خواهان پایان درگیری بوده است. او نوشت: برای همه طرف‌ها دیگر بس است. او در عین حال، از کمک ایالات متحده آمریکا به افزایش تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز خبر داد و گفت که با فروکش کردن تنش‌ها، امکان آغاز روند بازسازی و گشایش اقتصادی فراهم خواهد شد. ترامپ همچنین این مقطع را زمینه‌ساز آنچه عصر طلایی خاورمیانه خواند، دانست. هم‌زمان، کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، آتش‌بس را پیروزی باورنکردنی برای آمریکا خواند و گفت این نتیجه در پی تحقق اهداف اصلی نظامی واشنگتن طی مدت پنج هفته به دست آمده است. به گفته او، موفقیت عملیات نظامی آمریکا و متحدانش، اهرم فشاری برای پیشبرد مذاکرات دشوار فراهم کرده و اکنون راه را برای یک راه‌حل دیپلماتیک و صلحی پایدار هموار کرده است. او همچنین گفت که بازگشایی تنگه هرمز نیز بخشی از این موفقیت بوده است. در تهران نیز شورای‌عالی امنیت ملی ایران، توافق آتش‌بس را پیروزی خوانده و آن را به مردم ایران تبریک گفته است. در این بیانیه آمده است که آمریکا به‌طور اصولی با مجموعه‌ای از مطالبات جمهوری اسلامی ایران، از جمله عدم حمله مجدد، تداوم کنترل ایران بر تنگه هرمز، پذیرش غنی‌سازی و رفع تحریم‌ها، موافقت کرده است. در این بیانیه همچنین بر ضرورت حفظ وحدت داخلی تا آنچه «نهایی‌شدن جزئیات این پیروزی» خوانده، تأکید شده است. بامداد امروز سه‌شنبه ۱۹ فروردین و در آخرین ساعات پایان مهلت مقرر دونالد ترامپ به ایران، توافق آتش‌بسی دو هفته‌ای با میانجی‌گری پاکستان برقرار شد. دونالد ترامپ با تعین ضرب‌الاجلی که ساعت ۳:۳۰ بامداد به وقت تهران پایان می‌یافت، تهدید کرده بود اگر ایران اقدامی در راستای بازگشایی تنگه هرمز انجام ندهد، تمامی زیرساخت‌های انرژی و پل‌های آن کشور هدف قرار خواهند گرفت. او همچنین روز گذشته از احتمال پایان یک تمدن در صورت خودداری ایران از بازگشایی تنگه هرمز سخن گفته بود. در ساعات پایانی این ضرب‌الاجل آمریکا با آتش‌بس دو هفته‌ای که از سوی پاکستان پیشنهاد شده بود موافت کرد و ایران نیز پذیرفت طی این مدت تنگه هرمز بازگشایی شود. مواضع متقابل آمریکا و ایران مبنی بر پیروزی در این جنگ، در حالی مطرح می‌شود که هر دو طرف تلاش دارند پایان درگیری و آغاز روند دیپلماتیک را به‌عنوان دستاوردی برای افکار عمومی داخلی و منطقه‌ای خود معرفی کنند. روایتی که می‌تواند در روزهای آینده و با روشن‌تر شدن جزئیات توافق، بیش از پیش مورد سنجش قرار گیرد. ۳۰ : ۷ چهار شنبە ۸ آپریل آتش‌بس دو هفته‌ای ایران و آمریکا، و آغاز مذاکرات صلح تحت میانجی‌گری پاکستان ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران امروز ۸ آوریل ۲۰۲۶ پس از هفته‌ها تنش و درگیری نظامی به توافقی بر سر آتش‌بس دو هفته‌ای دوطرفه دست یافتند که در بحبوحه ضرب‌الاجل دونالد ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز اعلام شد. این توافق با میانجی‌گری پاکستان حاصل شده است و همزمان بازارهای آسیایی به این تحول واکنش شدیدی نشان داده‌اند. پس از چهل روز جنگ و حملات متقابل میان ایالات متحده آمریکا و اسرائیل از یک سو و ایران از سوی دیگر که به بسته شدن تنگه هرمز منجر شد و تاثیر فزاینده‌ای بر بازار انرژی جهانی گذاشت، دو طرف امروز به توافق آتش‌بس دو هفته‌ای رسیدند. این آتش‌بس، که ترامپ در پستی در پلتفرم تروث سوشیال آن را دوسویه توصیف کرد، تا حد زیادی به درخواست نخست‌وزیر و فرمانده ارتش پاکستان جهت توقف موقت درگیری‌ها و ایجاد فضای دیپلماتیک تحقق یافت. قرار است در اسلام‌آباد، پاییتخت پاکستان، از روز ۱۰ آوریل مذاکرات گسترده‌تری برای دستیابی به صلح بلندمدت آغاز شود ترامپ در پست خود اعلام کرد که آتش‌بس منوط به بازگشایی کامل، فوری و ایمن تنگه هرمز توسط ایران است و گفت که طرح ده‌گانه ایران را چارچوبی قابل‌قبول به‌عنوان پیش‌نیاز مذاکرات تلقی می‌کند. این پذیرش به‌هیچ‌وجه به این معنا نیست که آمریکا به‌طور قطعی همه شروط آن را پذیرفته است. ترامپ همچنین مدعی شد که ایالات متحده آمریکا تاکنون به بیشتر اهداف نظامی دست یافته و حالا به‌سوی توافقی پایدار پیش می‌رود. در واکنش، مقامات ایرانی ضمن تایید آتش‌بس دو هفته‌ای، اشاره کرده‌اند که این توقف درگیری‌ها فقط فرصتی برای آغاز مذاکرات جدی‌تر است و تهران انتظار دارد مذاکرات آتی به پایان دائم خصومت‌ها و تضمین‌های امنیتی منجر شود. نگاه دقیق‌تر دو طرف به شرایط پذیرش طرح ده‌گانه ایران هنوز اختلاف دارد؛ آمریکا آن را پایه گفت‌وگو خوانده و ایران تلاش دارد آن را به پذیرش کامل شروط خود تعبیر کند. پاکستان، که نقش میانجی در این مرحله را ایفا کرده است، از هر دو هیئت دعوت کرده تا جلسه رسمی مذاکرات صلح در اسلام‌آباد روز جمعه ۱۰ آوریل برگزار شود. این گام، با وجود توقف موقت درگیری‌ها، می‌تواند تعیین‌کننده جهت روند تثبیت صلح یا ازسرگیری تنش باشد. واکنش بازارهای جهانی نیز به این تحولات چشمگیر بوده است. در معاملات صبح امروز، بهای نفت خام برنت، شاخص معیار جهانی، حدود ۱۳.۶ درصد کاهش یافت و به ۹۴.۵۰ دلار در هر بشکه رسید و نفت آمریکا نیز با افت ۱۴.۳ درصدی به ۹۶.۸۰ دلار کاهش یافت، در حالی که هر دو شاخص روز سه‌شنبه بالای ۱۰۰ دلار معامله می‌شدند. هم‌زمان، بازارهای سهام آسیا نیز جهش کردند. شاخص نیکی ۲۲۵ ژاپن ۴ درصد و شاخص ASX 200 استرالیا نزدیک به ۳ درصد افزایش یافت. آتش‌بس اعلام‌شده امروز نقطه عطفی در بیش از یک ماه درگیری نظامی میان ایران و آمریکا به‌شمار می‌رود، اما این توافق پایان قطعی جنگ تلقی نمی‌شود و تمرکز بر گفت‌وگوهای آتی است که می‌تواند شرایط مناقشه را تعیین کند. اختلاف بر سر موضع‌گیری نسبت به طرح ده‌گانه ایران و تضمین‌های امنیتی، همچنان چالش اصلی پیشِ‌روی مذاکرات است. ۴۰: ١١ سەشنبە ٧ آپریل تصاویر ماهواره‌ای روسیه، ایران را برای حمله به مواضع آمریکا در سراسر خاورمیانه کمک می‌کنند بر اساس یک ارزیابی اطلاعاتی اوکراین، ماهواره‌های روسی ده‌ها بررسی تصویری دقیق از تأسیسات نظامی و سایت‌های حیاتی را در سراسر خاورمیانه انجام داده‌اند تا به جمهوری اسلامی ایران در حمله به نیروهای آمریکا و اهداف دیگر کمک کنند. این ارزیابی که رویترز آن را بررسی کرده است، همچنین نشان می‌دهد که هکرهای روس و ایرانی در حوزه سایبری با یکدیگر همکاری می‌کنند. این ارزیابی، دقیق‌ترین روایت تا کنون از نحوه ارائه حمایت محرمانه روسیه به ایران از زمان آغاز حمله اسرائیل و ایالات متحده در ۲۸ فوریه به شمار می‌رود. بر اساس این ارزیابی بدون تاریخ، ماهواره‌های روسیه دست‌کم ۲۴ بررسی از مناطق در ۱۱ کشور خاورمیانه بین ۲۱ تا ۳۱ مارس انجام داده‌اند که ۴۶ هدف را از جمله پایگاه‌ها و سایت‌های نظامی آمریکا و دیگران، از جمله فرودگاه‌ها و میادین نفتی پوشش می‌دهد. بر اساس این گزارش، در عرض چند روز پس از این بررسی‌ها، پایگاه‌ها و مقرهای نظامی با موشک‌های بالستیک و پهپادهای ایرانی هدف قرار گرفتند، آن‌گونه که این ارزیابی از آن به عنوان یک الگوی آشکار یاد کرده است. یک منبع نظامی غربی و یک منبع امنیتی منطقه‌ای متفاوت نیز به رویترز گفتەاند که اطلاعات آنها نیز نشان‌دهنده فعالیت شدید ماهواره‌های روسی در منطقه بوده و افزودەاند که تصاویر در اختیار ایران قرار گرفته است. این ارزیابی اوکراینی می‌گوید ۹ بررسی صورت گرفتە نشان می دهد کە این تصویربرداریها، بخش‌هایی از عربستان سعودی را پوشش داده است. پنج مورد بر فراز شهر نظامی ملک خالد در نزدیکی حفر الباطن کە بە منظور شناسایی اجزای سامانه پدافند هوایی ساخت آمریکا THAAD بودە است. این گزارش می‌گوید مناطقی از ترکیه، اردن، کویت و امارات متحده عربی نیز دو بار تحت نظارت ماهواره‌ای قرار گرفته‌اند، در حالی که مکان‌هایی در اسرائیل، قطر، عراق، بحرین و تأسیسات پشتیبانی دریایی دیه‌گو گارسیا یک بار تحت نظارت قرار گرفتند. این ارزیابی می‌افزاید در روندی در حال شکل‌گیری، ماهواره‌های روسی به طور فعال تنگه هرمز را رصد می‌کنند، گذرگاهی حیاتی برای یک‌پنجم جریان جهانی نفت و گاز طبیعی مایع، جایی که ایران یک محاصره عملی برای همه کشتی‌ها به جز کشتی‌های غیرخصمانه اعمال کرده است. رویترز در این بارە اعلام نمودە است کە قادر به تأیید مستقل محتوای این ارزیابی اوکراینی نیست. در واکنش بە این اقدامات و نیز گزارش رویترز، اولیویا ولز، سخنگوی کاخ سفید اعلام نمود که هیچ حمایتی از سوی هیچ کشوری از ایران بر موفقیت عملیاتی ایالات متحده تأثیر نگذاشته است. ١٢ : ١١ سەشنبە ٧ آپریل جان بولتون: جنگ با ایران باید به تغییر رژیم منجر شود جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی ایالات متحده، در مقاله‌ای درباره حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران نوشت که این جنگ، فراتر از مسائل محدود مانند بازگشایی تنگه هرمز است و می‌تواند نقشه ژئوپلیتیک خاورمیانه را به‌طور اساسی تغییر دهد. بولتون در این مقاله که در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شده است تأکید نمودە است که تجربه درگیری با حوثی‌های یمن نشان داده است که مذاکره با متحدان ایران به نتایج پایدار منجر نمی‌شود و آتش‌بس‌ها معمولا موقتی هستند. به گفته او این موضوع در مورد برنامه هسته‌ای و فعالیت‌های منطقه‌ای ایران نیز صدق می‌کند. او خواستار ادامه و تشدید عملیات نظامی شده و گفته است که آمریکا باید همزمان توانایی ایران برای کنترل مسیرهای حیاتی مانند تنگه هرمز و دریای سرخ را از بین ببرد و همچنین ساختارهایی مانند سپاه پاسداران و برنامه‌های موشکی و هسته‌ای ایران را هدف قرار دهد. بولتون در بخش دیگری تاکید کرده که صلح پایدار در خاورمیانه تنها پس از تغییر رژیم در ایران امکان‌پذیر است و مدعی شده است که تغییرات اخیر در رأس قدرت در تهران به معنای تغییر واقعی نظام نیست. او پیشنهاد کرده که آمریکا به جای مذاکره مستقیم با ایران، فشار بر چین را افزایش دهد تا پکن تهران را به عقب‌نشینی در تنگه هرمز وادار کند. مشاور پیشین امنیت ملی ایالات متحده در دور نخست دوره ریاست جمهوری ترامپ خواستار بازگشت کامل تحریم‌های نفتی علیه ایران و افزایش فشار بین‌المللی شده و تأکید کرده که عملیات نظامی باید بدون تعیین ضرب‌الاجل ادامه یابد تا به گفته او "بی‌ثباتی در ساختار قدرت ایران" افزایش یابد. در این مقاله وی همچنین بر حمایت از مخالفان حکومت ایران تأکید کردە و و پیشنهاد دادە است که واشنگتن با ارائه حمایت مالی و سازمانی، نقش نیروهای مخالف را در تحولات آینده تقویت کند. بولتون در پایان تأکید می کند که ایالات متحده باید این روند را تا رسیدن به یک "پیروزی راهبردی" ادامه دهد و از عقب‌نشینی زودهنگام پرهیز کند. ٠٦: ١٠ سەشنبە ٧ آپریل خطاهای راهبردی که سپاه پاسداران را در برابر آمریکا تضعیف کرد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با آنچه کە تحلیلگران و مقامات نظامی آن را مرحله‌ای بحرانی در تاریخ خود توصیف می‌کنند روبه‌رو است. این وضعیت در پی مجموعه‌ای از ناکامی‌های میدانی و اطلاعاتی ایجاد شده است. این ناکامی‌ها کاهش نفوذ منطقه‌ای و فرسایش منظومه بازدارندگی آن در برابر عملیات‌های نظامی اخیر آمریکا را آشکار کرده است. این ارزیابی بر اساس گزارش مرکز پژوهشی آمریکایی هادسون است. عملیات نجات یک سرباز آمریکایی در مناطق کوهستانی جنوب‌غربی ایران در روزهای اخیر شکاف‌های گسترده‌ای را در دستگاه اطلاعاتی و نظارتی ایران آشکار کرد. کارشناسان نظامی بر این باورند کە ناکامی سپاه پاسداران در تأمین یک دستگاە تبلیغاتی با این ابعاد نشان‌دهنده برتری کیفی عملیات‌های ویژه آمریکا و ضعف در سامانه‌های نظارتی است. تهران و پکن میلیاردها دلار در این سامانه‌ها سرمایه‌گذاری کرده‌اند. بر اساس گزارش مرکز پژوهشی هادسون، تحلیلگران در این بارە هفت خطای راهبردی را شناسایی کرده‌اند که سپاه پاسداران مرتکب شده و به تضعیف موقعیت آن انجامیده است. تنگه هرمز: تلاش‌ها برای اعمال فشار از طریق تنگه هرمز در بازداشتن دولت آمریکا ناکام ماندە است و ترامپ تأکید نمودە است کە امنیت انرژی در این تنگه مسئولیتی بین‌المللی است و نه وظیفه‌ای انحصاری برای آمریکا. عامل زمان: یکی از خطاهای سپاه پاسداران برآورد نادرست از زمان بود. تهران بر راهبرد فرسایشی تکیه کرد. ریتم: سپاه پاسداران تصور می‌کرد می‌تواند ریتم تشدید تنش را کنترل کند. ترامپ گزینه‌های خود را گسترش داد. این وضعیت مانع از توانایی سپاه پاسداران برای بازسازماندهی یا پیش‌بینی گام بعدی شد. اتکا به افکار عمومی کشورهای عربی: سپاه پاسداران در برآورد توان خود برای به حرکت درآوردن ملت‌های عربی علیه عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل دچار خطا شد. جنگ اطلاعاتی: سپاه پاسداران تلاش می‌کند از طریق روایت‌های ساختگی نبرد افکار عمومی را به دست آورد. این تلاش همزمان با از دست دادن میدان انجام می‌شود. دستگاه تبلیغاتی با واقعیت داخلی دشواری روبه‌رو است. این واقعیت شامل تورم افسارگسیخته و فروپاشی اقتصادی است. اتکا به چین: موضع محتاطانه چین در این روند نقش داشت. با وجود حمایت فنی، پکن تمایلی به ریسک رویارویی اقتصادی با واشنگتن برای نجات ساختار نظامی متزلزل ایران نشان نداد. فروپاشی شبکه نیروهای نیابتی: عملیات‌های هماهنگ آمریکا و اسرائیل به فروپاشی عمق راهبردی ایران انجامید. این روند از فرسایش حزب‌الله در لبنان آغاز شد. سپس به فروپاشی نفوذ در سوریه و کاهش توانمندی‌های حوثی‌ها در یمن رسید. مرکز هادسون تأکید می‌کند که سپاه پاسداران اکنون با دو گزینه روبه‌رو است. یا شرایط جدید بین‌المللی را می‌پذیرد یا با خطر فروپاشی نهادی مواجه می‌شود. این وضعیت در حالی است که از ابزارهای قدرت خود محروم شده است. ٥٠ : ٨ سەشنبە ٧ آپریل ایران با آخرین برگهای خود بازی می کند در آستانە اتمام ضرب الاجل دونالد ترامپ بە جمهوری اسلامی ایران و در حالیکە آخرین گفتگوها از طریق اسلام آباد پیگیری میشود، تهران در حال بازی با آخرین برگ‌های خود است و در مقابل، واشنگتن گزینه نظامی را از حالت تهدید مبهم خارج کرده و به ابزاری ملموس در میز مذاکره تبدیل کرده است. این تحول نشان‌دهنده ورود تقابل دو طرف به مرحله‌ای است که در آن، قدرت نظامی نه به‌عنوان گزینه نهایی، بلکه به‌عنوان اهرم فعال در فرآیند تصمیم‌گیری عمل می‌کند. نخستین محور، تغییر ماهیت بازدارندگی است. حملات مستقیم به زیرساخت‌های حیاتی، به‌ویژه بخش پتروشیمی، پیام روشنی دارد: هزینه‌های اقتصادی جنگ برای ایران به‌طور هدفمند افزایش یافته است. این اقدام، همزمان پیام سیاسی نیز دارد و نشان می‌دهد پیشنهادهای مذاکره‌ای تهران در شرایط کنونی، از منظر طرف مقابل فاقد پشتوانه قدرت تلقی می‌شود. محور دوم به تقدم مسیر نظامی بر دیپلماسی بازمی‌گردد. هدف قرار دادن مراکز کلیدی، از جمله تأسیسات شیمیایی و مناطق استراتژیک مانند خارک و بوشهر، نشانه‌ای از آن است که روند نظامی عملاً آغاز شده، حتی اگر کانال‌های ارتباطی هنوز به‌طور کامل بسته نشده باشند. در این چارچوب، مذاکره بیشتر به ابزار مدیریت بحران تبدیل شده تا راه‌حل آن. سومین محور، تنگه هرمز به‌عنوان اهرم فشار است. تلاش برای تحمیل هزینه به عبور نفتکش‌ها، نشان‌دهنده حرکت ایران به سمت استفاده از موقعیت ژئوپلیتیکی خود برای جبران فشارهای اقتصادی است. با این حال، این رویکرد در مرز میان ابزار چانه‌زنی و اقدام تحریک‌آمیز قرار دارد و می‌تواند به‌سرعت بهانه‌ای برای گسترش درگیری فراهم کند. چهارمین محور، فقدان مذاکرات واقعی است. تبادل پیام از طریق واسطه‌ها، بدون وجود چارچوب مشخص، نشان می‌دهد که طرفین هنوز وارد فاز گفت‌وگوی ساختاریافته نشده‌اند. در این وضعیت، هرگونه تأخیر یا سوءبرداشت می‌تواند مستقیماً به تشدید تنش منجر شود. پنجمین محور به شکاف‌های داخلی در ایران مربوط است. نشانه‌هایی از اختلاف میان نهادهای نظامی و سیاسی، همراه با ناتوانی در حفاظت از چهره‌های کلیدی، بیانگر تضعیف انسجام درونی است. این وضعیت، قدرت تصمیم‌گیری را کاهش داده و احتمال واکنش‌های ناهماهنگ را افزایش می‌دهد. محور ششم، بُعد منطقه‌ای و نقش کشورهای خلیج فارس است. برخلاف تجربه‌های پیشین، امنیت این کشورها اکنون به بخشی جدایی‌ناپذیر از هر معادله تبدیل شده است. مشارکت احتمالی آن‌ها در تأمین امنیت مسیرهای حیاتی، به‌ویژه تنگه هرمز، نشان‌دهنده تغییر در توازن منطقه‌ای و بین‌المللی است. در نهایت، سناریوهای پیش‌رو محدود و پرهزینه‌اند. ایران میان پذیرش شروطی که به عقب‌نشینی راهبردی منجر می‌شود و رد آن‌ها که خطر تشدید نظامی را افزایش می‌دهد، قرار گرفته است. در هر دو حالت، فشارهای داخلی و اقتصادی پابرجا خواهد ماند. در چنین شرایطی، استفاده از قدرت به‌عنوان ابزار مذاکره، به استراتژی اصلی تبدیل شده است. قرار دادن گلوله روی میز به جای قلم، نه فقط یک استعاره، بلکه توصیف دقیق مرحله‌ای است که در آن، تصمیم‌ها بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر توازن واقعی قدرت اتخاذ می‌شوند. ٣٠ : ١٢ دوشنبە ٦ آپریل تهدیدهای ترامپ علیه ایران و فراخوان برای فعال‌سازی بند ۲۵ قانون اساسی آمریکا مجله تایم در گزارشی بر پایه رویدادهای روز یکشنبه ۶ آوریل ۲۰۲۶، از شدت گرفتن خواست قانونگذاران آمریکایی برای به کارگیری بخش چهارم از متمم بیست‌وپنجم قانون اساسی ایالات متحده علیه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور این کشور، خبر داده است. این فراخوان در واکنش به پست تهدیدآمیز و همراه با الفاظ رکیک ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشیال صورت گرفته است که در آن به صراحت تهدید به تخریب تأسیسات غیرنظامی و زیرساخت‌های حیاتی ایران کرده است. بنابر نوشته تایم، متن این پست که در صبح یکشنبه عید پاک منتشر شد، حاوی این عبارت بود که؛ سه‌شنبه، روز نیروگاه و پل خواهد بود، و در ادامه به دولت ایران هشدار داده که اگر تنگه هرمز را باز نکند در جهنم خواهند بود. پایان غیرمعمول این پیام با یک عبارت دینی، شگفتی و نگرانی گسترده‌ای در واشنگتن برانگیخت. سناتور کریس مورفی و شماری از نمایندگان دموکرات بلافاصله این پست را کاملاً و به طور مطلق نامتعادل ارزیابی کردند و خواستار فعال‌سازی متمم ۲۵ برای بررسی صلاحیت روانی و توانایی رئیس‌جمهور در انجام وظایفش شدند. لازم به یادآوری است که، ترامپ در اول آوریل ۲۰۲۶ در یک سخنرانی تلویزیونی نیز تهدید کرده بود که در صورت توقف مذاکرات، عملیات نظامی را به شدت تشدید می‌کند و ایران را به دوران سنگ بازمی‌گرداند. نقطه کانونی گزارش تایم، بررسی متمم بیست‌وپنجم قانون اساسی آمریکاست. این متمم چهار بخش دارد: بخش‌های اول و دوم به جانشینی و انتخاب معاون جدید اختصاص دارد؛ بخش سوم امکان انتقال داوطلبانه و موقت قدرت را فراهم می‌کند؛ اما بخش چهارم که محور بحث کنونی است، اجازه می‌دهد معاون رئیس‌جمهور همراه با اکثریت اعضای کابینه اعلام کنند که رئیس‌جمهور نمی‌تواند وظایفش را انجام دهد. در این صورت معاون بلافاصله اختیارات اجرایی را به دست می‌گیرد. تایم خاطرنشان می‌کند که تاکنون هرگز از بخش چهارم برای برکناری اجباری یک رئیس‌جمهور استفاده نشده است و احتمال اجرای آن در شرایط کنونی بسیار پایین است، زیرا نیازمند موافقت اکثریت کابینه و سپس تأیید دوسوم هر دو مجلس کنگره است. در بخش تحلیل حقوقی، تایم به نقل از حقوقدانان بین‌المللی هشدار می‌دهد که تهدید صریح تخریب و نابودی زیرساخت‌های غیرنظامی می‌تواند در چارچوب قوانین بین‌المللی جنگ، مصداق جرم و جنایت جنگی تلقی شود. این نگرانی حقوقی به خودی خود یکی از محورهای اصلی انتقاد از اقدامات ترامپ است، اما در عرصه سیاسی نیز، اگرچه بیشترین انتقادها از سوی دموکرات‌ها مطرح شده است، با این‌حال، برخی از جمهوری‌خواهان سابق و چهره‌های مستقل نیز نگرانی خود را از عدم ثبات تصمیم‌گیری در کاخ سفید ابراز داشته‌اند. در جمع‌بندی گزارش، تایم می‌نویسد که پست جنجالی اخیر ترامپ نه تنها تنش نظامی با ایران را تشدید کرده است، بلکه بار دیگر بحث درباره صلاحیت روانی و قانونی رئیس‌جمهور آمریکا را به صدر جدل‌های سیاسی واشنگتن بازگردانده است. هرچند فعال‌سازی متمم ۲۵ عملاً دشوار و بی‌سابقه است، اما با ادامه چنین رفتارهای لفظی و تصمیمات بحث‌برانگیزی در میانه یک بحران بین‌المللی، احتمالاً هفته‌های آینده شاهد ادامه جلسه‌های استماع و بررسی‌های حقوقی در کنگره خواهیم بود. ٠٦ : ٨ دوشنبە ٦ آپریل سردرگمی در تصمیم‌گیری، مسیر تقابل ایران-آمریکا را تشدید می‌کند ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که ناتوانی در تصمیم‌گیری در ساختار حاکمیت ایران، مسیر تقابل را تشدید و احتمال دستیابی به توافق را کاهش داده است. در شرایطی که نشانه‌های دیپلماتیک و نظامی هم‌زمان بروز یافته، فقدان تصمیم قاطع درباره توقف جنگ، ادامه مذاکرات یا انتخاب مسیر جایگزین، روند تحولات را به سمت افزایش تنش سوق داده است. بررسی روند مذاکرات میان ایران و ایالات متحده در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که این گفت‌وگوها در مجموع به نتیجه مؤثری منجر دست نیافتە و عملاً به اتلاف زمان انجامیده است. در جریان توافق سال ۲۰۱۵ نیز، هم‌زمان با پیشبرد مذاکرات از سوی دولت آمریکا، مسیرهای عملیاتی مستقل در ساختار نظامی ایران دنبال شد که با مفاد توافق همسو نبود. این الگو به‌عنوان یک ویژگی ساختاری در نظام تصمیم‌گیری ایران ارزیابی می‌شود و نه یک استثنای گذرا. در دوره اخیر، شروط مطرح‌شده از سوی آمریکا همان شروط پیش از آغاز جنگ است که با بازفرمول‌بندی و از طریق میانجی‌گری پاکستان ارائه شده است. با این حال، این پیشنهادها با رد کامل از سوی ایران مواجه شده و در مقابل، سطح مطالبات ایران به شکل کم‌سابقه‌ای افزایش یافته است. در این چارچوب، درخواست به رسمیت شناخته شدن حاکمیت ایران بر تنگه هرمز به‌عنوان یک گذرگاه بین‌المللی که چندین کشور در نظارت بر آن نقش دارند، مطرح شده و همچنین مطالبه دریافت غرامت مالی ناشی از جنگ نیز ارائه شده است. این مواضع فاصله میان طرفین را افزایش داده و دستیابی به توافق را دشوارتر کرده است. نشانه‌های میدانی نیز با این روند هم‌راستا است. تلاش برای بازیابی توان موشکی بالستیک از طریق دسترسی به موشک‌های آسیب‌دیده یا ذخیره‌شده در مناطق کوهستانی و در کنار آن، دریافت محموله‌هایی از مواد پتروشیمی از چین برای تولید سوخت موشکی بالستیک مطرح شده است. همچنین برآوردها از بیش از ۶ هزار حمله با استفاده از موشک‌های بالستیک و پهپادها به کشورهای همسایه حکایت دارد که به‌عنوان رفتاری کم‌سابقه توصیف می‌شود. در سطح داخلی، فقدان یک مرکز تصمیم‌گیری واحد باعث شده است که اتخاذ تصمیم نهایی درباره مسیر جنگ یا مذاکره به معادلاتی پیچیده و مبهم وابسته شود. با وجود ارزیابی‌ها درباره تضعیف وضعیت داخلی، ساختار حکمرانی همچنان فعال است و با در اختیار داشتن بین ۷ تا ۱۰ نهاد امنیتی، از ظرفیت ادامه عملکرد برخوردار است. این وضعیت به این معناست که از بین رفتن بخشی از این ساختارها لزوماً به فروپاشی کامل منجر نمی‌شود. هم‌زمان، توانایی سرکوب اعتراضات داخلی همچنان حفظ شده و هرگونه خیزش احتمالی با همان سازوکارهای سرکوب مواجه خواهد شد. علاوه بر این، احتمال بازسازی توان موشکی و شبکه‌های منطقه‌ای در آینده نیز مطرح است. در این چارچوب، هزینه اصلی نه در تلفات انسانی یا هزینه‌های تسلیحاتی، بلکه در تداوم بقای ساختار کنونی قدرت ارزیابی می‌شود که می‌تواند در آینده بار دیگر تهدیدی برای کشتیرانی بین‌المللی و ثبات منطقه‌ای ایجاد کند. ٢٠ : ١٢ یکشنبه ۵ آپریل اسرائیل در دریای سرخ در حالت آماده‌باش کامل قرار گرفتە است در پی تهدیدهای حوثی‌ها و پس از پرتاب موشک‌های بالستیک، پهپادها و موشک‌های کروز به سمت اسرائیل، این کشور سطح هشدار خود را در دریای سرخ افزایش داده است. به گزارش سایت خبری اسرائیلی والا، نیروی دریایی اسرائیل نیروهای خود را در دریای سرخ دو برابر کرده است. همزمان حضور دریایی دائمی خود را در سواحل حفظ و سطح هماهنگی میان نیروهای دریایی، هوایی و زمینی در منطقه را افزایش داده است. یک مقام ارشد امنیتی اسرائیل با اشاره به اهداف حوثی‌ها اظهار داشت که آنها در تلاش‌اند ارتش اسرائیل را منحرف کنند و افزود که این تلاش‌ها موفق نخواهد شد و اسرائیل در زمان و مکان مناسب علیه آنها اقدام خواهد کرد. وی همچنین تأکید کرد که تمرکز اصلی در حال حاضر ایران است و عملیات علیه حزب‌الله در لبنان ادامه دارد. بر اساس این گزارش، در سایه تهدیدات مداوم هوایی، دریایی و زمینی ناشی از یمن، نیروی دریایی اسرائیل احتمال حملات حوثی‌ها به کشتی‌های نظامی یا غیرنظامی در امتداد سواحل را منتفی نمی‌داند. در همین راستا، یک افسر ارشد نیروی دریایی در منطقه دریای سرخ توضیح داد که این تهدیدها به‌صورت شبانه‌روزی مورد بررسی قرار می‌گیرند تا هرگونه فعالیت غیرمعمول رصد شود و نیروها برای سناریوهای اضطراری، از جمله مواردی که نیاز به استقرار فوری دارند، آماده باشند. وی افزود که ایجاد یک تصویر اطلاعاتی جامع مستلزم پوشش همزمان هوایی، دریایی و زمینی است و تأکید کرد که نظارت دریایی زوایایی را فراهم می‌کند که به درک دقیق‌تر وضعیت در حوزه هوایی کمک می‌کند. این افسر همچنین از ناظران کنترل دریایی در منطقه، که مسئول نظارت بر دریا و خطوط ساحلی و مدیریت رویدادها در شرایط فشار بالا هستند، تقدیر کرد و گفت که سطح بالای آمادگی بر پایه این درک استوار است که چنین سناریوهایی می‌توانند به‌طور واقعی رخ دهند. این گزارش در ادامه نشان می‌دهد که وضعیت هشدار فعلی مستلزم حفظ برنامه کاری فشرده برای پرسنل نظامی دائمی و کاهش مرخصی‌ها است. همچنین اشاره شده است که اکثر پرسنل نظامی دائمی در پایگاه ایلات خانواده‌های خود را به این شهر جنوبی منتقل کرده‌اند. در همین حال، انتظار می رود ساخت گسترده یک پایگاه دریایی جدید اسرائیل در ایلات از سال آینده آغاز شود که هدف آن گسترش پایگاه، نوسازی زیرساخت‌ها، ادغام فناوری‌های پیشرفته و فراهم کردن یک اسکله امن برای کشتی‌های استراتژیک است. ٢٠ : ١٠ یکشنبه ۵ آپریل در آستانه پایان ضرب‌الاجل ترامپ، مصر تلاش‌های دیپلماتیک برای مهار تنش‌ها را تشدید کرد در ششمین هفته از آغاز جنگ ائتلاف اسرائیل و آمریکا علیه ایران، و همزمان با نزدیک شدن به مهلت تعیین‌شده از سوی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، مصر تلاش‌های دیپلماتیک خود را برای کاهش تنش‌های نظامی در منطقه افزایش داده است. ترامپ به تهران مهلتی ۱۰ روزه داده که فردا دوشنبه به پایان می‌رسد تا به پیشنهاد او برای توافق و بازگشایی تنگه حیاتی هرمز پاسخ دهد، در غیر این صورت، با حمله به زیرساخت‌های انرژی و برق خود روبه‌رو خواهد شد. بر اساس بیانیه وزارت امور خارجه مصر، بدر عبدالعاطی، وزیر امور خارجه این کشور، عصر شنبه مذاکرات فشرده‌ای را با استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ایالات متحده در امور خاورمیانه، شاهزاده فیصل بن فرحان، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، شیخ عبدالله بن زاید، معاون نخست‌وزیر و وزیر امور خارجه امارات متحده عربی، شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخست‌وزیر و وزیر امور خارجه قطر و شیخ جراح جابر الاحمد الصباح، وزیر امور خارجه کویت، انجام داد. در همین چارچوب، دکتر عبداللطیف بن راشد الزیانی، وزیر امور خارجه بحرین، هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، محمد اسحاق دار، معاون نخست‌وزیر و وزیر امور خارجه پاکستان، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، و رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز در این تماس‌ها حضور داشتند. تمیم خلف، سفیر و سخنگوی رسمی وزارت امور خارجه مصر، اعلام کرد این تماس‌ها بر آخرین تحولات در وضعیت پرتنش منطقه متمرکز بوده و در آن دیدگاه‌ها و پیشنهادهایی درباره راه‌های کاهش تنش رد و بدل شده است. عبدالعاطی در این رایزنی‌ها بر ضرورت اولویت دادن به خردورزی برای کاهش تنش‌ها و جلوگیری از تشدید و تخریب بیشتر تأکید کرد. او همچنین بر اهمیت گفت‌وگو و دیپلماسی برای حفظ امنیت و ثبات منطقه و دستیابی به منافع مشترک تأکید کرد. وزیر امور خارجه مصر در ادامه، تلاش‌های فشرده این کشور و تماس‌های مداوم با شرکای منطقه‌ای و بین‌المللی را برای کاهش تنش‌ها تشریح کرد و گفت ایده‌ها و پیشنهادهایی برای رسیدن به آرامش مطرح شده است، به‌ویژه در شرایطی که تشدید کنونی تنش‌ها، علاوه بر پیامدهای اقتصادی و ژئوپولیتیکی، خطر یک انفجار بی‌سابقه در منطقه را افزایش می‌دهد. او همچنین بر مخالفت قاطع مصر با هدف قرار دادن تأسیسات و زیرساخت‌های غیرنظامی که به نابودی منابع مردم منجر می‌شود تأکید کرد و حملات علیه کشورهای خلیج فارس، اردن و عراق را محکوم دانست. عبدالعاطی این اقدامات را نقض حاکمیت کشورهای عرب و مغایر با اصول و قواعد حقوق بین‌الملل و منشور سازمان ملل متحد خواند و خواستار توقف فوری آنها شد. در پایان، طرف‌ها بر ادامه رایزنی‌ها، تقویت هماهنگی‌های مشترک و افزایش تلاش‌های دیپلماتیک در دوره پیش‌رو تأکید کردند تا از تشدید بحران جلوگیری شود و پیامدهای آن بر امنیت غذایی، انرژی و ثبات منطقه‌ای و بین‌المللی مهار شود.

  • آیا با جنگ در تنگە هرمز و فرسایش تدریجی نظم پولی آمریکا، هژمونی دلار خاتمە می یابد؟

    شیلان سقزی دلار آمریکا امروز صرفا یک پول نیست؛ بلکە ستون فقرات یک نظم جهانی است که از بانک مرکزی تا بازار نفت، از بدهی دولت‌ها تا تحریم‌ها و از تجارت روزمره تا بحران‌های جنگی را به هم وصل می‌کند. به همین دلیل، بحث درباره تضعیف دلار یا پترو-دلار را نباید با این سؤال ساده شروع کرد که آیا دلار سقوط می‌کند؟ بلکه باید پرسید: دلار چگونه به ارز جهانی تبدیل شد، چه چیزی آن را به ابزار هژمونی آمریکا بدل کرد، و چرا هر بحران بزرگ ژئوپلیتیک-از جمله جنگ اخیر ایران با آمریکا و اسرائیل-هم می‌تواند به دلار ضربه بزند و هم در لحظه بحران به آن پناه ببرد. داده‌های رسمی و تحلیل‌های معتبر نشان می‌دهند که دلار هنوز در ذخایر ارزی، بازارهای ارز، پرداخت‌های بین‌المللی و صورت‌حساب نفتی جایگاه غالب دارد، اما این هژمونی دیگر بی‌رقیب و بی‌هزینه نیست. برای فهم این نظم مالی باید به سیستم برتون وودز بازگشت. در ۱۹۴۴، نظم پولی جدیدی ساخته شد که در آن ارزهای دیگر به دلار متصل بودند و دلار نیز به طلا با نرخ ۳۵ دلار برای هر اونس پیوند داشت. فدرال‌رزرو و تاریخ‌نگاری رسمی آمریکا نشان می‌دهند که پس از جنگ جهانی دوم، کشورها تسویه‌های بین‌المللی را به دلار انجام می‌دادند و آمریکا موظف بود ثبات قیمت طلا و اعتماد به تبدیل‌پذیری دلار را حفظ کند. این نظام تا زمانی دوام داشت که جهان برای بازسازی و تجارت، به دلار نیاز داشت و آمریکا بیشترین ذخایر طلای رسمی جهان را در اختیار داشت. اما همین معماری، یک تناقض درونی داشت که بعداً به معمای تریفین معروف شد. اگر آمریکا برای تأمین نقدینگی جهانی دلار بیشتری بیرون ندهد، جهان دچار کمبود نقدینگی می‌شود؛ و در صورتیکە دلار بیشتری را عرضە نماید، بدهی‌ها و تعهدات خارجی آن‌قدر بالا می‌رود که اعتماد به طلا و سپس به خود دلار فرسوده می‌شود. نقطه عطف بعدی، شوک نیکسون در ۱۹۷۱ بود. فدرال‌رزرو و وزارت امور خارجه آمریکا هر دو ثبت کرده‌اند که در اوت آن سال، نیکسون تبدیل‌پذیری دلار به طلا را در پاسخ به تورم، فشار بر ذخایر طلا و کسری تراز پرداخت‌ها انجام شد و به فروپاشی نظم برتون وودز انجامید، متوقف کرد. از آن لحظه، دلار دیگر پولِ قابل‌تبدیل به طلا نبود؛ بلکە بە ارزی بدل شد که پشتوانه‌اش نه فلز گران‌بها، بلکه قدرت دولت، عمق بازار مالی، اعتماد جهانی و توان آمریکا در تحمیل قواعد بازی بود. به بیان ساده‌تر، آمریکا از این پس به‌جای طلا، از اعتبار سیاسی و نظامی خود برای نگه‌داشتن ارزش دلار استفاده کرد و چون جهان هنوز جایگزین قابل‌اعتماد دیگری نداشت، این جهش نه به سقوط دلار بلکه به تثبیت یک امپراتوری مالی تازه انجامید. از اینجا پیوند دلار با نفت اهمیت پیدا می‌کند. بانک مرکزی اروپا در توضیح نقش دلار در واردات نفت می‌گوید که دلار برای بیش از ۸۵ درصد واردات نفتِ خارج از اتحادیه اروپا به‌عنوان ارز فاکتورینگ استفاده می‌شود و این نقشِ ارزی، فراتر از تجارت دوجانبه با آمریکا است؛ یعنی دلار در اینجا ارز واسطه است، نه فقط ارز صادرکننده یا واردکننده. همان سند توضیح می‌دهد که کالاهای همگن مانند نفت معمولاً با یک ارز مسلط قیمت‌گذاری می‌شوند و این در عمل دلار است. بنابراین «پترو-دلار» را بهتر است نه یک توطئه ساده، بلکه به‌عنوان یک سازوکار اقتصادی-سیاسی فهمید: نفت جهانی به دلاری‌بودنِ صورت‌حساب‌ها و دارایی‌ها تقاضای دائمی برای دلار می‌دهد و همین تقاضا، توان آمریکا را برای تأمین مالی کسری‌ها و گسترش نفوذش بالا می‌برد. به همین دلیل است که بسیاری از اقتصاددانان از امتیاز استثنایی یا «exorbitant privilege» سخن گفته‌اند. در این بارە، بانک مرکزی اروپا اعلام نمودە است که تقاضای سرمایه‌گذاران رسمی برای دارایی‌های امن و نقدشونده، هزینه تأمین مالی دولت‌های صادرکننده ارز ذخیره را پایین می‌آورد. پژوهش‌های آکسفورد نشان می‌دهد که کشورِ صادرکننده ارز ذخیره می‌تواند در برابر شوک‌ها سیاست مالی انبساطی‌تری اجرا کند، بدون آن‌که بلافاصله با تنبیه شدید بازارهای جهانی روبه‌رو شود. در قرائت انتقادی‌ترِ مایکل هادسون، این نظام چیزی کمتر از استعمار مالی و امپریالیسم مالی نیست: آمریکا به‌جای اداره مستقیم مستعمرات، از بدهی، دلار و نهادهای مالی برای سامان‌دادن به جهان استفاده می‌کند. این دو خوانش با هم متناقض نیستند؛ یکی زبان رسمی اقتصاد بین‌الملل است و دیگری زبان انتقادی اقتصاد سیاسی. هر دو اما بر یک واقعیت توافق دارند: هژمونی دلار برای آمریکا فقط یک مزیت تجاری نیست، بلکه ابزار اصلی حفظ نقش امپریالیستی آن است. داده‌های به‌روز شدە نیز نشان می‌دهند که این هژمونی هنوز بزرگ است، اما ترک برداشته است. گزارش فدرال‌رزرو درباره نقش بین‌المللی دلار در ۲۰۲۵ می‌گوید سهم دلار در پرداخت‌های بین‌المللیِ سوئیفت حدود ۵۰ درصد است و اگر پرداخت‌های درون‌منطقه یورو هم حساب شوند، به حدود ۶۰ درصد می‌رسد. بانک تسویه‌های بین‌المللی نیز در سرویس ۲۰۲۵ خود گزارش داده است که دلار در ۸۹.۲ درصد از کل معاملات ارز خارجی نقش داشته و در ۸۹ درصدِ جفت‌ارزها یک سوی معامله است. در همین حال، ارزش یوان چین نیز به ۸.۵ درصد رسیده که رشد معناداری است، اما هنوز فاصله زیادی با دلار دارد. صندوق بین‌المللی پول هم در ۲۰۲۵ گزارش کرد که دلار ۵۷.۷ درصد از ذخایر ارزی جهانی را در اختیار دارد؛ یعنی نسبت به پایان ۲۰۲۴ کمی پایین‌تر آمده است، اما هنوز بسیار جلوتر از یورو، ین و پوند است. همان داده‌های IMF نشان می‌دهد که ارزش سایر ارزها نیز افزایش یافته‌اند، اما این افزایش هنوز بیشتر به معنای تنوع‌سازیِ تدریجی است تا جایگزینیِ واقعی. این تصویر را باید با تحلیل خود IMF از تجارت جهانی کامل کرد. در مقاله پژوهشی سپتامبر ۲۰۲۵ِ صندوق، آمده است که دلار همچنان ارز غالبِ صورت‌حساب‌های تجاری جهان است، یوآن سریع‌تر از گذشته در حال رشد است، اما سهمش هنوز محدود است. این مقاله همچنین نشان می‌دهد که الگوهای صدور فاکتورهای تجاری هرچه بیشتر با فاصله ژئوپلیتیک گره می‌خورند: کشورهایی که از آمریکا فاصله می‌گیرند، بیشتر به یوان، ارزهای داخلی یا ارزهای ثالث رو می‌آورند، و کشورهایی که از چین فاصله می‌گیرند، دوباره به دلار تمایل پیدا می‌کنند. با این حال، خود IMF نیز تأکید می‌کند که هیچ شواهد سیستماتیکی وجود ندارد که ابتکارهای سیاستی برخی کشورها واقعاً وابستگی به دلار را در تجارت نفتی به‌طور گسترده کم کرده باشد. یعنی دلار در حال فرسایش است، اما این فرسایش آهسته و شبکه‌ای است، نه سقوطی ناگهانی. چین دقیقاً روی همین فرسایش آهسته سرمایه‌گذاری می‌کند. رویترز در آوریل ۲۰۲۵ گزارش داد که پکن در بحبوحه جنگ تعرفه‌ای و آشفتگی تجارت جهانی، پرداخت‌های برون‌مرزی یوآنی را به رکورد رسانده و بانک مرکزی چین، شرکت‌های دولتی را به اولویت‌دادن به یوان در پرداخت و تسویه تشویق کرده است. همان گزارش می‌گوید چین از شبکه‌های پرداخت، خطوط سوآپ ارزی و حتی ابزارهای دیجیتال برای گسترش نقش یوان استفاده می‌کند. اما مشکل اصلی از دید اقتصاد سیاسی این است که یوان هنوز محدودیت‌های جدی دارد: کنترل سرمایه، فقدان آزادی کامل مالی و سطح پایین‌ترِ اعتماد جهانی در مقایسه با دلار. به همین دلیل، چین در بهترین حالت می‌تواند سهم دلار را به‌تدریج بخورد، نه اینکه در کوتاه‌مدت جای آن را بگیرد. جنگ اخیر ایران با آمریکا و اسرائیل این روند را به‌صورت متناقض تشدید کرده است. رویترز در مارس ۲۰۲۶ نوشت که همزمان با تشدید بحران خاورمیانه، دلار به‌عنوان امن‌ترین و نقدشونده‌ترین دارایی تقویت شد، حتی در حالی که خودِ این بحران نشان می‌داد نظم مالی دلاری در حال فرسایش است. در این میان، تنگه هرمز نقطه‌ای است که در آن اقتصاد، ژئوپلیتیک و دلار به هم می‌رسند. رویترز در ۱۷ آوریل ۲۰۲۶ گزارش کرد که پس از اعلام بازبودن مسیر کشتیرانی در هرمز، قیمت نفت حدود ۹ درصد سقوط کرد و نرخ دلار نیز پایین آمد. حساسیت بازارها فوراً نشان دادند که هر گونە اختلالی در تنگە هرمز، نه فقط یک مسئله منطقه‌ای، بلکه یک شوک برای بازارهای جهانی است. همان گزارش‌ها یادآور شدند که تقریباً یک‌پنجم نفت جهان از هرمز عبور می‌کند و در همان بحران، بحث «دلار-لیکوئیدیتی شوک» دوباره زنده شد. به‌صورت تحلیلی، انسداد تنگە هرمز حمله‌ای مستقیم به سازوکار پترو-دلاری است، چون جریان فیزیکیِ نفت، قیمت‌گذاری دلاری و اعتماد به نظم انرژی جهان را همزمان هدف می‌گیرد. اما این حمله یک شمشیر دولبه است: در کوتاه‌مدت می‌تواند سرمایه را به‌سوی دلار بکشاند، چون جهان برای فرار از ریسک به نقدشونده‌ترین دارایی پناه می‌برد، در بلندمدت اما می‌تواند کشورها را به سمت تسویه‌های دوجانبه، ذخایر جایگزین و تنوع ارزی هل بدهد. از همین رو، هرمز هم‌زمان می‌تواند هم به دلار ضربه بزند و هم موقتاً آن را تقویت کند. این نتیجه، استنباطی از رفتار بازارها در بحران‌های اخیر و از نقش هرمز در تجارت انرژی جهانی است. از منظر اندیشه‌های انتقادی و غیرجریان اصلی، ماجرا روشن‌تر می‌شود. هادسون این نظم را امپریالیسم مالی می‌نامد، زیرا به‌زعم او آمریکا با دلار، بدهی و نهادهای مالی، نوعی سلطه غیرمستقیم و جهانی ساخته است. در مقابل، چهره‌هایی مثل اسوار پراساد و بری آئیشن‌گرین، هرچند از منظر انتقادی‌تر حرف می‌زنند، باز هم تأکید می‌کنند که دلار هنوز به‌دلیل فقدان جایگزینِ معتبر، عمق بازار خزانه‌داری آمریکا، نقدشوندگی بالا و شبکه اعتماد جهانی، به‌راحتی کنار نمی‌رود. در این راستا IMF نیز در ۲۰۲۴ صریحا اعلام نمودە بود که دلار بتدریجا سهم خود را به ارزهای غیرسنتی واگذار می‌کند، اما هنوز «ارز برتر» بە شمار رفتە و روند جایگزینی کند است. حتی آئیشن‌گرین در تحلیل رویترزاز بحران خاورمیانه گفت که جهان هنوز هیچ جانشینی برای دلار ندارد و اگر چنین گذاری نیز رخ دهد، این روند باید بسیار تدریجی و نرم باشد. این اجماعِ حداقلی میان رویکرد رسمی و انتقادی به ما می‌گوید: داستان، داستانِ فروپاشی ناگهانی نیست؛ داستانِ فرسایش ساختاری است. در نهایت می‌توان گفت هژمونی دلار و پترو-دلار در حال تضعیف تدریجی‌ هستند، اما نه به شکلی که فردا صبح دلار از مرکز جهان کنار برود. جنگ اخیر ایران با آمریکا و اسرائیل، همراه با تشدید رقابت چین و گسترش معاملات غیردلاری، بیشتر شبیه شتاب‌دهنده‌ی یک روند دیرپا است تا آغاز یک فروپاشی ناگهانی. تا زمانیکە بازارهای مالی آمریکا از قدرت و عمق غیر قابل رقابتی برخوردارند، تا وقتی نفت و بسیاری از کالاها هنوز با دلار قیمت‌گذاری می‌شوند، تا وقتی پرداخت‌های بین‌المللی و ذخایر ارزی به دلار وابسته‌اند، و تا وقتی جهان جایگزینِ کاملاً قابل‌اعتمادی برای این شبکه نساخته است، دلار نقش بی بدیل خود را همچنان حفظ می کند. اما آنچه کە در این میان عوض شده این است که دلار دیگر فقط پولِ جهان نیست؛ موضوعِ منازعه‌ بر سر تداوم هژمونی بر جهان هم هست. چنین تغییری، برای آمریکا حیاتی و در عین حال خطرناک است: حیاتی است از این رو کە بدون دلار، توان مالیِ هژمون فرومی‌ریزد؛ و خطرناک است چون هرچه این سلاح بیشتر به‌کار گرفته شود، انگیزه‌ی دیگران برای فرار از آن هم بیشتر می‌شود. دلار همچنان ستون اصلی نظم جهانی است، اما نظمِ دلاری دیگر بی‌دردسر و بی‌رقیب نیست؛ تنگە هرمز، جنگ‌های منطقه‌ای، تحریم‌ها و صعود چین همگی نه به سقوط فوری آن، بلکه به فرسایش آرام و پیوسته‌اش کمک می‌کنند. همین فرسایش، مهم‌ترین روند اقتصاد سیاسی جهان در دهه پیشِ روست.

  • پس از شیوع هانتاویروس در کشتی ام‌وی هوندیوس، ردیابی تماس‌ها در سطح جهانی شروع شد

    سه نفر از سرنشینان کشتی کروز ام‌وی هوندیوس در اقیانوس اطلس بر اثر ابتلا به ویروس هانتاویروس جان خود را از دست دادند. نوع ویروس شناسایی شده، آندی است و قابلیت انتقال بین انسان‌ها را دارد. سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده که ردیابی تماس‌های قربانیان و بررسی پنج مورد مشکوک دیگر در جریان است. هانتاویروس عمدتاً از طریق جوندگان آلوده منتقل می‌شود و درمان مشخصی ندارد؛ با این حال، این سازمان وضعیت را مشابه ابتدای همه‌گیری کووید-۱۹ نمی‌داند. سازمان جهانی بهداشت اعلام کرد که سه نفر از سرنشینان کشتی کروز ام‌وی هوندیوس در اقیانوس اطلس بر اثر ابتلا به ویروس هانتاویروس جان خود را از دست داده‌اند. نوع ویروس شناسایی شده در یکی از مسافران این کشتی از نوع آندی است که توانایی انتقال بین انسان‌ها را دارد. این کشتی در مسیر آرژانتین به دماغه سبز حرکت می‌کرد و مقامات بهداشتی در سراسر جهان در حال ردیابی تماس‌های قربانیان و افراد در معرض خطر هستند. روز چهارشنبه، ۶ مه، اعلام شد که سه نفر از سرنشینان کشتی که آلوده شده بودند، جان خود را از دست داده‌اند و سه نفر دیگر از طریق کیپ ورد به هلند منتقل شده‌اند. شرکت هواپیمایی کی‌ال‌ام نیز گزارش داد که یکی از قربانیان برای مدت کوتاهی در یکی از پروازهای این شرکت حضور داشته است. هانتاویروس: ویروسی با خطر جدی هانتاویروس‌ها گروهی از ویروس‌ها هستند که عمدتاً توسط جوندگان آلوده به انسان منتقل می‌شوند. این ویروس‌ها می‌توانند باعث عفونت‌های تنفسی و قلبی و تب‌های خونریزی‌دهنده شوند. هیچ واکسن یا داروی خاصی برای پیشگیری یا درمان هانتاویروس وجود ندارد و درمان‌ها تنها به کاهش علائم و مراقبت حمایتی محدود می‌شوند. ویروس‌های هانتا بر اساس توزیع جغرافیایی و تظاهرات بالینی متفاوت هستند. نوعی از این ویروس‌ها، بسیار نادر، قادر به انتقال از انسان به انسان است. این ویروس در هر قاره‌ای یافت می‌شوند و نام خود را از رودخانه هانتان در کره گرفته‌اند. در طول جنگ کره (۱۹۵۰ – ۱۹۵۳) بیش از ۳۰۰۰ سرباز پس از ابتلا به این ویروس‌ها به شدت بیمار شدند. ویروس‌های هانتا عمدتاً از طریق بزاق، ادرار و مدفوع جوندگان آلوده به انسان منتقل می‌شوند. تماس مستقیم با این حیوانات، گزش یا استنشاق گرد و غبار آلوده می‌تواند باعث عفونت شود. فعالیت در مناطق روستایی، جنگل‌ها یا ساختمان‌های خالی از سکنه که جوندگان در آن زندگی می‌کنند، خطر ابتلا را افزایش می‌دهد. پیشگیری اصلی شامل محدود کردن تماس با جوندگان و دفع ایمن فضولات آنها است. علائم و پیامدهای بالینی بنا به گزارش سازمان جهانی بهداشت علائم اولیه عفونت هانتاویروس شبیه آنفولانزا شامل تب، سردرد و درد عضلانی است. دو بیماری شایع ناشی از هانتاویروس عبارتند از: سندرم ریوی هانتاویروس (HPS): عمدتاً در قاره آمریکا، می‌تواند به ادم ریوی و سندرم دیسترس تنفسی حاد منجر شود. طبق گزارش CDC، حدود ۳۸ درصد از مبتلایان با علائم تنفسی شدید ممکن است جان خود را از دست دهند. تقریباً ۲۰۰ مورد HPS سالانه در آمریکای شمالی و جنوبی گزارش می‌شود. تب خونریزی‌دهنده همراه با سندرم کلیوی (HFRS): شایع در اروپا و آسیا، می‌تواند به اختلال عملکرد کلیه و نارسایی حاد کلیه منجر شود و میزان کشندگی آن بسته به نوع ویروس تا ۱۵ درصد گزارش شده است. در این بارە، سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده که تحقیقات تکمیلی برای درک بهتر شرایط و کنترل شیوع در حال انجام است. در حال حاضر مقامات این سازمان بر ردیابی تماس‌ها و مراقبت از افراد در معرض خطر متمرکز هستند و فکر نمی‌کنند وضعیت مشابه ابتدای همه‌گیری کووید-۱۹ باشد.

bottom of page