top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

امیر کریمی: بدون پذیرش اراده ملت‌ها، برابری جنسیتی و نقش تعیین‌کننده زنان، هیچ پروژه دموکراتیکی در ایران شکل نخواهد گرفت

  • Writer: Arena Website
    Arena Website
  • 3 days ago
  • 7 min read
امیر کریمی


ترجمه و تدوین گفت‌وگو:

آیهان سعید


در دی‌ماه ۱۴۰۴، هم‌زمان با تداوم خیزش‌های سراسری در ایران، مسئله کشتار معترضان کە از منطقە ملکشاهی و آبدانان در کردستان آغاز و بە سایر نواحی نیز کشیدە شد، بار دیگر مسالە استفادە از زور عریان و نسل کشی توسط جمهوری اسلامی ایران را در کانون بحث‌ها قرار دادە است. از سوی دیگر، تغییر در فضای گفتمانی مرتبط با آیندە ایران بعد از جمهوری اسلامی، بار دیگر مسالە آیندە سیاسی جوامع و اتنیک‌های ساکن در ایران را بە معادلات ژئوپولتیک در سطح منطقە گرە می‌زند. گفت‌وگوی پیش رو، ترجمە کوتاهی از یک گفت‌وگوی مفصل با امیر کریمی، ریاست مشترک حزب حیات آزاد کردستان، پژاک است کە در مجلە ژاکوبین منتشر شدە است.


شما از ایران دموکراتیک صحبت می‌کنید، در شرایطی که حمله ١٢ روزه اسرائیل به ایران نشان داد دولت-ملت همچنان منبع اصلی تولید جنگ و مرگ و زبان به‌رسمیت شناسی بین‌المللی است. در چشم‌انداز شما، چه سازوکاری می‌تواند بدن‌های بی‌دولت (مردمان حاشیه، کُرد، بلوچ، عرب، زن) را از تبدیل‌شدن به سوخت جنگ دولت‌ها برهاند؟ برای نمونە آیا ایجاد ایران دموکراتیک فقط بازآفرینییک دولت است یا گریزگاه از منطق دولت و چگونه؟


ما دولت کنونی ایران را نهادی می‌دانیم که در شکل مدرنِ دولت- ملت، قدرت و دستاوردهای جامعه را در انحصار خود گرفته و با تکیه بر بوروکراسی و ایدئولوژی مذهبی، تنوع اجتماعی را انکار و جامعه را یکدست می‌کند.


این الگوی اقتدارگرای غیرمشروع- به‌ویژه در خاورمیانه- به بحران‌های عمیق انجامیده و نمونه‌های آن را در ایران، ترکیه و رژیم‌های بعثی دیده‌ایم.


مخالفت ما نه با اصل دولت، بلکه با شکل سخت، متمرکزکننده‌ دولت-ملت است. تجربه‌های معاصر، به‌ویژه در اروپا، نشان می‌دهد که می‌توان با تضعیف مرزهای اقتدار دولت، به رسمیت شناختن تکثر فرهنگی و تقویت جامعه مدنی، از این قالب عبور کرد.

ایران دموکراتیکِ مورد نظر ما، دولتی کوچک، غیرمتمرکز و پاسخ‌گوست که اراده‌ جامعه به آن معنا می‌دهد، نه عکس آن.

با گسترش دموکراسی، قدرتِ دولت محدود می‌شود و جوامع متنوع امکان خودگردانی و مشارکت واقعی می‌یابند.


چنین ایرانی نه بی‌دولت، بلکه دارای وضعیتی دموکراتیک و مشارکتی از پایین به بالاست، دولتی که از متن جامعه برآمدە و بازتاب رنگارنگی و اراده‌ آن است. در یک کلام می‌توان ایران آینده را تقدم جامعه‌ مدنی بر دولت دانست.

 

جنبش‌های جدید بیشتر از ساختارهای حزبی به سمت شبکه‌های افقی و انبوه گرایش دارند. شما پیش‌تر اشاراتی به مفهوم انبوهە داشتید. انبوهە ذاتاً ضدسیادت است و از شبکه و تکثر نیرو می‌گیرد. اما پژاک هنوز سلاح و ارتش دارد. این تناقض را چگونه تئوریزه می‌کنید؟ آیا یک انبوهە مسلح امکان‌پذیر است یا در نهایت دوباره به بازتولید یک حزب ـ دولت متصلب خواهد شد؟ شما چگونە می‌خواهید از این ظرفیت استفاده کنید بی‌آنکه در دام بازنمایی یا بازتولید حزب‌محوری بیفتید؟


ما جامعه و مردم را پدیده‌هایی منفعل و بی‌اراده نمی‌دانیم. برخلاف سنت سیاست قرن بیستم که اراده سیاسی را به دولت یا حزب تقلیل می‌داد و جامعه را به ابزاری خام بدل می‌کرد، ما بر این باوریم که جامعه از تنوع هویت‌ها، گروه‌ها و فرهنگ‌ها شکل گرفته و همین تفاوت‌ها سلول‌های زنده حیات سیاسی‌اند.


چنین جامعه‌ای سلطه‌ یک مرکز قدرتمند، سرکوبگر و خودسرانه را نمی‌پذیرد و خواهان خودگردانی بر پایه‌ ارزش‌ها و فرهنگ‌های خویش است.


ما به نظامی‌سازی جامعه باور نداریم و سلاح را نه ابزار سیاست، بلکه صرفاً حق دفاع در برابر تخریب و پاکسازی می‌دانیم.


همچنین حزب را صاحب اراده مطلق نمی‌دانیم، حزب باید در دل جامعه باشد، نه بر فراز آن. نقش حزب هدایت، تبیین و گشودن افق‌های سیاسی است، نه تصمیم‌گیری به‌جای جامعه یا انحصار قدرت.

افق ما تاسیس نظامی دموکراتیک است که در آن جوامع متنوع، از طریق شوراها و نهادهای مدنی، خود را به‌طور مستقیم اداره می‌کنند و فرد آزاد بتواند اراده و نقش سیاسی خود را محقق سازد.

قدرت باید در شوراها و مجالس برخاسته از جامعه توزیع شود، نه در دست یک دولت یا حزب تک‌قطبی. این اصل، خط قرمز ما و مبنای مبارزه‌ی سیاسی‌مان است.

 

مبارزه مسلحانه در ایران و روژهلات کردستان تاریخ پیچیده‌ای دارد، با مخالفان و موافقان جدی. در جنبش‌های فراگیر سیاسی اجتماعی اخیر بارها مردم مدنی بی‌پناه در کف خیابان با سلاح نیروهای دولتی کشته شدند. اوج این کشتار در جنبش ژن، ژیان، ئازادی در شهرهای روژهلات ۱۴۰۱ اتفاق افتاد. به نظر می‌رسد به شکلی تدریجی نگاه در سطح داخلی به لزوم دفاع مشروع افزایش پیدا کرده است، به شکل طنز تلخ تاریخی حتی در میان طیف مرکزی که خود زمانی دست به سلاح برد علیه مردم کُرد با فرمان جهاد خمینی. در سطحی فراتر برای جنبش کُردی با ظهور پهپادها، جنگ سایبری و سرمایه‌داری داده و همچنین شرایط پیش‌گفته، مقاومت کلاسیک مسلحانه چه جایگاهی دارد؟


در قرن بیستم، کُردها در برابر انکار و پاکسازی ناگزیر به مقاومت مسلحانه شدند. زیرا از هر سازوکار سیاسی طرد گشتە و موجودیتشان نفی شد.

مشروعیت این مبارزه را نمی‌توان به صرف مسلح‌بودن زیر سؤال برد، چرا که راه بدیلی وجود نداشتە است. این حق در نظریه‌های رهایی‌بخش قرن گذشته، از جمله اندیشه‌های لنین درباره حق تعیین سرنوشت، بازتاب یافت و به شکستن ساختار سخت انکار انجامید؛ ساختاری که امروز، هرچند نه کاملاً، فروپاشیده است.

با این حال، تغییر پارادایم کنونی صرفاً محصول تحول فناوری و پایان جنگ‌های کلاسیک نیست. پیش از جهش‌های تکنولوژیک، عبدالله اوجالان به این جمع‌بندی رسید که دوره‌ مبارزه مسلحانه برای آزادی ملی به سر آمده و باید به سیاست دموکراتیک، حقوقی و درون‌کشوری گذار کرد. زیرا آزادی ملی بدون دموکراسی، به رهایی واقعی نمی‌انجامد.


مسالە کُرد اساساً زاییده‌ فقدان دموکراسی است و تنها در چارچوب یک نظم دموکراتیک حل‌وفصل می‌شود.


در همین چارچوب، پژاک هرگز به‌دنبال پیگیری یک جنگ کلاسیک یا تشکیل دولت نبوده است، بلکه صرفاً از خود در برابر نظام تهاجمی دولت- ملت، به‌ویژه جمهوری اسلامی ایران، دفاع کرده است که نه‌تنها مبارزه مسلحانه، بلکه هر صدای مخالفی حتی معلمان و فعالان مدنی را سرکوب می‌کند.

استراتژی امروز پژاک معطوف به گشودن میدان مبارزه سیاسی دموکراتیک و ایجاد شرایطی است که استفادە از سلاح از حیز انتفاع خارج شود. با این حال، تا زمانی که فاشیسم، اسلام سیاسی افراطی، تهدید داعش و سیاست‌های پاکسازی دولتی وجود داشتە باشد، حق دفاع از خود محفوظ است.

هدف نهایی، گذار به نظمی دموکراتیک است که در آن حفاظت مسلحانه جای خود را به سیاست آزاد، مشارکتی و مدنی بدهد که زمان و شرایط آن از دل تحولات آینده تعیین خواهد شد.

 

اپوزیسیون ایرانی ضعیف، پراکنده و اغلب گرفتار ناسیونالیسم مرکزگرا یا فاقد پایگاه اجتماعی و توان سازماندهی است. پژاک اما مدعی ایجاد یک ایران دموکراتیک است. در جهان پس از جنبش ژن، ژیان، آزادی، چه کسی سوژه انقلابی است؟ زن کُرد؟ بدن جمعی در خیابان تهران؟ یا انبوهەای چندملیتی که باید هنوز ساخته شود؟


واقعیت آن است که ایران فاقد یک اپوزیسیون فراگیر و قدرتمند است و حاکمیت از این خلأ سیاسی بهره می‌برد.


مسئله فقط ضعف نیروی توده‌ای نیست، بلکه فقدان سیاستی ملی و دموکراتیک است که بتواند همه تفاوت‌ها را نمایندگی کند. آنچه امروز عرضه می‌شود یا بازتولید ناسیونالیسم تک‌ملیتی است یا احیای اسلام سیاسی و تحمیل ایدئولوژی مذهبی.


در برابر این وضعیت، ما بر ضرورت سیاستی جامع تأکید داریم که ملت‌ها، هویت‌ها و تفاوت‌های گوناگون را به رسمیت بشناسد.


ملت‌ها، زنان، ادیان و جوانان، سوژه‌های اصلی تغییر دموکراتیک‌اند. بدون پذیرش اراده ملت‌ها، برابری جنسیتی و نقش تعیین‌کننده زنان، آزادی ادیان، و میدان دادن به نسل جوان، هیچ پروژه دموکراتیکی در ایران شکل نخواهد گرفت.


ساختار کنونی با مردسالاری، تمرکزگرایی، قیمومیت بر جوانان و سرکوب فردیت، جامعه را فرسوده و بی‌قدرت می‌کند. هم‌زمان، تخریب محیط‌زیست نیز بخشی از همین منطق سلطه است که زندگی، طبیعت و جامعه را قربانی می‌کند.

انقلاب ژن، ژیان، آزادی تبلور پیوند تمامی این مبارزات بود، انقلابی که نشان داد آزادی زنان، حقوق ملت‌ها، کرامت فردی و حفاظت از زندگی، میدان‌های جداگانه نیستند، بلکه اجزای یک سیاست دموکراتیک واحدند.

تداوم این انقلاب مستلزم مصون‌ماندن از ناسیونالیسم، مردسالاری، اقتدارگرایی و منطق سرمایه‌محور است. ما بر این باوریم که تنها از مسیر چنین سیاستی، جامعه می‌تواند این خیزش را به رهایی واقعی و پایدار بدل کند.

 

 

با توجه به موج گسترده اعتراضات، سرکوب‌های خونین و قطع سراسری اینترنت در ایران در دی‌ماه ۱۴۰۴، تحلیل شما از وضعیت فعلی ثبات جمهوری اسلامی چیست؟ آیا فکر می‌کنید این نظام به پایان راه رسیده است؟ همچنین دیدگاه شما درباره نقش بازیگران خارجی و آینده سیاسی ایران چیست؟


واقعیت این است که جمهوری اسلامی ایران از نظر سیاسی و اجتماعی عملاً فروپاشیده است، اگرچه این نظام همچنان برخوردار از ابزارهای دولتی، بوروکراسی و نیروهای نظامی است، اما آنچه امروز آن را سر پا نگه داشته، صرفاً استفادە از زور در عریان‌ترین شکل آن است، نه رضایت یا پایگاه اجتماعی.


من مشروعیت نظام را به بدنی تشبیه می‌کنم که از درون تهی شده و ابزارهای پیشینش برای توجیه بقا را، از مذهب گرفته تا ناسیونالیسم، از دست دادە است. امروز ایران به یک کره شمالی بسته تبدیل شده است که با قطع اینترنت و انسداد اطلاعاتی، سعی می‌کند ابعاد جنایات و کشتارها را پنهان کند تا راحت‌تر مردم را سرکوب کند.


در رابطە با مسالە کُرد در ایران در مرحلە کنونی، احزاب سیاسی چە درکی از موقعیت کنونی دارند؟


در رابطه با وضعیت احزاب کُرد، ما به این درک رسیده‌ایم که رقابت‌های گذشته تنها باعث تضعیف موقعیت ما در معادلات کلان شدەاند. لذا به دنبال یک همگرایی استراتژیک هستیم تا کُردها در تحولات آینده به حاشیه رانده نشوند، البته این مسیر شکننده است، اما یک ضرورت تاریخی برای طرح مطالبات دموکراتیک ماست.


اما یک هشدار جدی دارم سقوط جمهوری اسلامی به‌خودی‌خود تضمین‌کننده آزادی نیست. ما تجربه تلخ سال ١٩٧٩ را داریم که در آن سقوط یک دیکتاتوری به استقرار دیکتاتوری خطرناک‌تر منجر شد.

امروز هم نگران پروژە رهبرسازی از بیرون هستیم. حمایت بازیگران خارجی مانند اسرائیل از چهره‌هایی مثل رضا پهلوی نگران‌کننده است، چرا که تحمیل یک رهبر به جامعه‌ای متکثر، تنها شکاف‌های ملیتی و سیاسی را عمیق‌تر کرده و دموکراسی به همراه نخواهد آورد.

برنامه ما برای آینده، پیگیری راه سوم است. ما نه به دنبال تجزیه‌طلبی هستیم و نه به راه‌حل‌های تحمیلی خارجی باور داریم.


هدف ما ایجادیک سیستم دموکراتیک و غیرمتمرکز  است. مدلی که فراتر از دولت-ملت کلاسیک باشد و در آن تمامی اتنیک‌ها و جوامع بتوانند به صورت خودگردان امور خود را اداره کنند.این تنها راهی است که می‌تواند چرخه تکراری سرکوب و شورش را در ایران متوقف کند.


 

 
 
bottom of page