حزبالله لبنان در تله جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران قرار گرفتە است
- 3 hours ago
- 5 min read

حزبالله لبنان، گروه شبهنظامی شیعه که بهویژه با حمایتهای ایران در دهه ۱۹۸۰ شکل گرفت، اخیراً در پی پیوستن به جنگ ایران علیه اسرائیل با انتقادات گستردهای از سوی مردم لبنان مواجه شده است. ورود این گروه به جنگ اسرائیل و تشدید بحرانهای اقتصادی لبنان، باعث شده که حتی حامیان پیشین حزبالله نیز به نقش آن در بحرانهای کشور اعتراض کنند. این تحولات باعث افزایش نگرانیها از بحران مشروعیت حزبالله در میان شیعیان لبنان شده است.
حزبالله، گروه شبهنظامی شیعه لبنان که از دهه ۱۹۸۰ با حمایتهای نظامی و مالی ایران در لبنان شکل گرفت و به سرعت توانست پایگاه اجتماعی گستردهای را بهویژه در میان شیعیان لبنان، بدست بیاورد، در سالهای اخیر با تحولات مهمی در جایگاه خود در لبنان روبرو شده است.
ورود حزبالله به جنگ با اسرائیل یک روز پس از حمله حماس در ۷ اکتبر و تصمیم اخیر این گروه برای پیوستن به جنگ ایران علیه اسرائیل، نه تنها روابط آن با لبنان را پیچیده کرده است، بلکه باعث بروز انتقادات گستردهای حتی از سوی حامیان پیشین آن نیز شده است.
در شرایطی که لبنان با بحران اقتصادی شدید روبرو است، حزبالله با اقدامات خود مردم این کشور را درگیر جنگی خطرناک با اسرائیل کرده است.
این اقدامات حزبالله موجب شده است که بسیاری از مردم لبنان بر این باور باشند که این گروه بیش از آنکه به دنبال حفظ منافع مردم لبنان باشد، به سیاستهای جمهوری اسلامی ایران وفادار بودە و این امر تأثیر منفی زیادی را بر محبوبیت حزبالله در میان مردم لبنان، از خود برجای گذاشته است.
این وضعیت خطر مواجهه حزبالله با بحران مشروعیت در میان مردم خود را افزایش داده است.
انتقادات از حزبالله در لبنان مسالە جدیدی بە شمار نمی رود. این گروه در گذشته نیز به دلیل وابستگی به ایران و اقدامات نظامیاش در منطقه، هدف اعتراضات بوده است.
مهمترین نقطه تغییر در این اعتراضات، آن است که این بار، انتقادها از سوی کسانی مطرح می شود که تا پیش از این حامیان آن بودند.
اما متعاقب اتخاذ تصمیم حزبالله مبنی بر پیوستن به ایران در جنگ علیه اسرائیل، رسانههای اجتماعی لبنان شاهد سیلابی از انتقادات بودند که در آنها از سرنوشت لبنان و آینده کشور به شدت ابراز نگرانی شده است.
موران لوانونی، تحلیلگر مسائل لبنان و حزبالله در موسسه مطالعات امنیت ملی، به کانال ۱۲ اسرائیل میگوید که انتقادات از درون جامعه شیعه لبنان بیسابقه بودە است.
او خاطرنشان می کند که اندکی پس از آغاز جنگ با حمله اسرائیل و ایالات متحده به ایران در ۲۸ فوریه، قبایل مناطق هرمل و بعلبک لبنان، سرزمین اصلی حزبالله، نامههایی را به طور علنی منتشر کردە و خواستار آن شدەاند که لبنان در دام منافع خارجی گرفتار نشود و لبنان به جنگ کشیده نشود.
در پی آغاز حملات حزبالله به اسرائیل در ۲ مارس، بهدنبال حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، و تشدید حملات هوایی اسرائیل در جنوب لبنان، این کشور وارد جنگی شد که خود در آن نقشی نداشت.
بسیاری از لبنانیها معتقدند که این جنگ هیچ ارتباطی با منافع ملی لبنان ندارد و تنها به منافع ایران در منطقه مرتبط است.
جاناتان الخوری، یک مسیحی لبنانی که مدتهاست در اسرائیل زندگی میکند، در خصوص کاهش تدریجی محبوبیت حزبالله در لبنان به کانال ۱۲ إسرائيل میگوید:
این روند از بحرانهای اقتصادی لبنان در سالهای اخیر آغاز شد. حزبالله که در ابتدا در مقابله با اسرائیل و دفاع از لبنان، تصویر یک گروه مقاومت را از خود به نمایش میگذاشت، اکنون به عنوان عامل بحران اقتصادی و سیاسی در کشور شناخته میشود.
پس از آغاز حملات حزبالله و تشدید درگیریها در لبنان، حدود ٧٨٠ هزار نفر در لبنان مجبور به ترک خانههای خود و پناه بردن به مناطق امنتر شدند.
این آوارگیها و خسارات سنگین، تأثیرات عمیقی را بر افکار عمومی لبنان گذاشته است. بسیاری از افراد، حتی از میان شیعیان که طرفداران اصلی حزبالله بهشمار میآیند، از این که حزبالله وارد جنگی شده است که مستقیماً به منافع ملی لبنان آسیب میزند، ابراز نارضایتی کردهاند.
در نظرسنجیای که در ژوئیه ۲۰۲۵ توسط موسسه گالوپ در بین ساکنان لبنان انجام شد، ۷۹ درصد از پاسخدهندگان گفتند که ارتش لبنان باید تنها نهادی در کشور باشد که سلاح در اختیار دارد.
این نظرسنجی نشان میدهد که در حال حاضر، بیش از ۷۰ درصد از مردم لبنان خواهان خلع سلاح حزبالله هستند.
در نظرسنجی دیگری که در ژانویه ۲۰۲۶ توسط شورای آمریکای امن منتشر شد، ۷۳ درصد از پاسخدهندگان حمایت خود را از تلاشهای رئیسجمهور لبنان، جوزف عون، برای خلع سلاح حزبالله اعلام کردند، در حالی که تنها ۹ درصد با این روند مخالف بودند.
این نتایج نشاندهنده یک تغییر جدی در نظرات مردم لبنان نسبت به حزبالله است.
از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون، حزبالله و اسرائیل دو بار لبنان را به میدان جنگ خود تبدیل کردهاند. پس از ورود حزبالله به جنگ با اسرائیل در پی درگیریهای اسرائیل با حماس، اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۴ حملهای همهجانبه به لبنان انجام داد.
این حمله شامل عملیات انفجار پیجرهای حزبالله و کشتە شدن حسن نصرالله، رهبر این گروه، نیز بود که به این گروه حامی ایران ضربهای سنگین وارد کرد.
با این حال، در نهایت دو طرف بر سر آتشبس توافق کردند. در این مدت، اسرائیل و متحدانش دولت لبنان را تحت فشار زیادی قرار دادند تا حزبالله را خلع سلاح کند و دولت بیروت طرحهایی را برای انجام این کار پیش برد.
اما با شروع جنگ ایران با ائتلاف آمریکا و اسرائیل و کشته شدن علی خامنهای، حزبالله که شکست حامی بزرگ خود، ایران را تهدیدی جدی برای موجودیت خود میداند، تصمیم گرفتە است آتشبس را نقض کرده و حملات موشکی به اسرائیل را از سر بگیرد.
در واکنش به این اقدام، اسرائیل نیز حملات خود به لبنان را تشدید کردە است. اتخاذ چنین تصمیمی از سوی حزب اللە لبنان در عین حال کە نشان دهندە پیوندهای ارگانیک سپاە سپاە پاسداران انقلاب اسلامی و این گروە است، حاکی از آن استراتژیک بودن این پیوندها نیز بە شمار می رود.
از یک سو، حمایت جمهوری اسلامی ایران همچنان ستون اصلی بازسازی توان نظامی حزبالله به شمار میرود و تعهد راهبردی تهران را برای حفظ و تقویت این گروه در تداوم قاچاق تسلیحات، شبکههای مالی غیرقانونی و پشتیبانی فنی و عملیاتی بە نمایش می گذارد و در مقابل، سپاە نیز این گروە را بە عنوان یک کارت فشار علیە اسرائیل بە کار می برد.
منابع عربی نیز بارها تاکید کردەاند کە پرسنل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بهویژه نیروی قدس، در لبنان حضور داشتە و در حوزههایی چون آموزش، نظارت و انتقال دانش نظامی بە اعضای آن فعالیت میکنند.
این حمایتها نقش مهمی را در احیای ظرفیت عملیاتی حزبالله و بازسازی زیرساختهای نظامی آسیبدیده آن، بعد از قتل رهبران ارشد ایفا کردە است.
با این وجود بە نظر می رسد علیرغم درخواستهای بین المللی و جامعە جهانی مبنی بر خلع سلاح حزب اللە، بە دلیل پیوندهای ایدئولوژیک و مالی، این گروە خود را ناگزیر از حضور در جبهەای می بیند کە با تقدیر رهبران و سیستم جمهوری اسلامی ایران گرە خوردە است.
با توجە بە حملە همزمان اسرائیل بە ایران و لبنان، چشمانداز کنونی حامل خطرات فاجعهباری برای لبنان بودە و عملاً هیچ چشمانداز کوتاهمدتی برای پیشرفت در مسیر دیپلماسی سنتی را نمیتوان تصور نمود.
تحولات میدانی با سرعتی بالا، گاه در فاصله چند ساعت، در حال تغییر بودە و این پویاییها در درجه نخست تحت تأثیر محاسبات راهبردی حزبالله، عقبنشینی سیاسی بیسابقه دولت لبنان و همچنین آسیبپذیری فزاینده منطقه خلیج فارس شکل میگیرد.
اگرچە تصمیمگیریهای راهبردی حزبالله همواره در چارچوب واقعیتهای داخلی لبنان انجام شده است، با این وجود، این سازمان به خوبی بر این نکتە واقف بودەاست که آغاز جنگی فراگیر، که میتواند زیرساختهای غیرنظامی لبنان را ویران کند، در شرایط بحران عمیق اقتصادی و اجتماعی این کشور، از نظر سیاسی برای پایگاه اجتماعی آن فاجعهبار خواهد بود.
با این حال، قتل علی خامنهای معادلهای تازه و پیچیده را ایجاد کرده است. عدم پاسخ بە قتل رهبر معنوی و مالی این گروە از یک سوی میتوانست جایگاه حزبالله را به عنوان بازیگر پیشرو در محور مقاومت بهشدت تضعیف کند و از سوی دیگر، از منظر اسرائیل نشانهای از ضعف راهبردی تلقی شود.
در نتیجه، حزبالله اکنون درگیر یک نبرد حیاتی و قرار گرفتن در یک تلە استراتژیک شدە است کە بە نظر می رسد، حداقل در مقطع کنونی، سرنوشت و بقای آن با حفظ جمهوری اسلامی در ایران گرە خوردە است.











