روایت یک شاهد عینی از شب ۱۸ دیماه در ساری
- Arena Website
- 2 days ago
- 4 min read

از شامگاه ۱۸ دیماه، ساری صحنه یکی از خونینترین سرکوبهای اعتراضات سراسری بود. به گفته شاهدان، جمعیتی فراتر از ظرفیت شهر به خیابانها آمد و با ورود ناگهانی نیروهای نظامی ناشناس، تیراندازی مستقیم آغاز شد. بنا بر اطلاعات آرنانیوز، دستکم ۹۴ پیکر به بیمارستان امام ساری منتقل شد، در حالی که شاهدان آمار واقعی را دو تا سه برابر میدانند. هرانا تاکنون مرگ ۵۸۴۸ نفر را در سراسر کشور تأیید کرده است.
از همان روزهای نخست اعتراضات سراسری دیماه، فضای شهر ساری مرکز استان مازنداران نیز، مانند بسیاری از شهرهای ایران، بهطور محسوسی تغییر کرده بود. اما شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه اوضاع طور دیگری بود. انگار همه جمعیت شهر بیرون آمده بودند.
یک شاهد عینی در گفتوگویی با آرنانیوز، انبوه جمعیت آن شب را چنین توصیف میکند: ساری حدودا ۶۰۰ هزار جمعیت دارد، اما آن روز حتی بیشتر از کل جمعت شهر در خیابان بودند. نه تنها مردم داخل شهر، بلکه از روستاهای اطراف ساری، بهویژه روستای شمالی نزدیک دریا نیز مردم برای پیوستن به تظاهرات وارد شهر شده بودند.
او میگوید از روزهای قبل از ۱۸ دیماه، حضور نیروهای امنیتی در نقاط حساس شهر قابل مشاهده بود، اما در برخی خیابانهای اصلی، بهویژه خیابان پیامنور، بلوار طالقانی و مسیرهای منتهی به بلوار خزر، بهطور عجیب و ناگهانی اثری از نیروها دیده نمیشد. این غیبت، به گفته او، تصادفی نبود.
شب ۱۸ دیماه، جمعیت به حدی بود که عملاً خیابانها قفل شده بود و حرکت غیرممکن به نظر میرسید. من چنین تجمعی را در تمام عمرم ندیده بودم. آن شب وقتی جمعیت به اوج رسید، نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران بهصورت ناگهانی و سازمانیافته وارد عمل شدند.
ابتدا موتورسواران تلاش کردند جمعیت را متفرق کنند، اما خودشان در میان انبوه مردم گیر افتادند. بسیاری از آنها مجبور شدند موتورهایشان را رها کنند و فرار کنند. برخی موتورها در وسط خیابان افتاده بود و نیروها نمیتوانستند آنها را جمع کنند.
سپس، وضعیت بهطور کامل تغییر کرد. نیروهایی با لباس جنگی، صورتهای پوشیده، سلاحهای سنگین مانند تیربار و دوشکا و بدون هیچ نشانه شناسایی وارد صحنه شدند.
بنابە گفتەهای این شاهد عینی، برخی از شهروندان از مشاهده مستقیم نفربرهای زرهی صحبت کردهاند، انگار شهر آرایش جنگی گرفته باشد.
شاهد عینی بە آرنا نیوز میگوید: صحنه اعتراض عملا به میدان جنگ تبدیل شده بود.
در همین مقطع، تیراندازیها شروع شد. ماموران حکومتی به هر جنبندهای که میدیدند، شلیک میکردند. شاعد عینی از شنیده شدن صدای ممتد رگبار میگوید و به یکی از تکاندهندهترین مشاهدات خود اشاره میکند.
او که از از داخل یک ساختمان نظارهگر صحنه بوده است، میگوید با چشمهای خودش دیده است که در یکی از خیابانهای کوتاه شهر، یکی از نیروهای مسلح از نقطهای مرتفع اقدام به تیراندازی مستقیم کرد. دستکم ده نفر در همان محدوده به گلوله بسته شدند و بر زمین افتادند.
او میگوید آن نیروی مسلح خشابش را عوض کرد و دوباره جمعیت در حال فرار را به رگبار بست.
به گفته او، این افراد در حال حرکت یا فرار بودند و هیچگونه درگیری مسلحانهای از سوی مردم وجود نداشت. شدت تیراندازی به حدی بود که مردم حتی فرصت کمکرسانی به مجروحان را نداشتند.
آمار جانباختگان ساری، تاکنون بە طور دقیق مشخص نشدە است.
بنا به اطلاعاتی که آرنانیوز از یکی از مراکز درمانی این شهر دریافت کرده است، دستکم ۹۴ پیکر به بیمارستان امام ساری که یک بیمارستان دولتی است، منتقل شده است. برخی از شاهدان عینی میگویند آمار واقعی احتمالا دو برابر یا سه برابر این رقم است.
آرنانیوز به هویت دستکم سه نفر از کشتهشدگان آن شب دست یافته است. مالک یک کافه خیابانی و شاگردش و داماد آنها.
نکته جالب توجه اینکه گویا هیچ یک از این سه نفر آن شب در تظاهرات حضور نداشتهاند.
در جریان اعتراضات و در شرایطی که عملاً حکومت نظامی برقرار بود، محمد، صاحب یک کافه خیابانی که با نام «ممد ملو» شناخته میشد، هدف تیراندازی قرار گرفت و کشته شد.
گفته میشود محمد از کافهدارانی بود که زیر بار تعطیلی یا پلمب نرفته بود. بامداد جمعه، پس از شلوغیهای پنجشنبه شب، نیروهای گارد و بسیج که پایگاهشان در نزدیکی کافه او بود، با سلاح جنگی وارد کافە وی شدە و پس از یک درگیری لفظی کوتاه، به او که در حال بستن کافهاش بود، شلیک کردند.
شاگرد او، یک جوان ۲۱ ساله به نام فردین، زمانیکە برای کمک به محمد جلو رفت، همانجا هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.
چند روز بعد داماد خانواده محمد نیز که سرنوشت محمد را پیگیری کرده بود، بازداشت شد و پس از حدود یک هفته جنازهاش تحویل داده شد. یک فرد نزدیک به خانواده محمد میگوید:
ماموران امنیتی برای تحویل پیکرهای محمد، شاگرد و دامادش بین ۲۰۰ تا ۴۰۰ میلیون تومان پول بابت حق تیر گرفتهاند.
شاهد عینی همچنین با توصیف صحنههایی از افتادن اجساد روی زمین، لهشدن برخی افراد زیر دستوپا و ناتوانی مردم در کمککردن به مجروحان، میگوید: صدای تیراندازی، فریاد، گریه و بوی خون فضای شهر را پر کرده بود. او در ادامە می افزاید:
بسیاری از خانوادهها تا چند روز بعد هیچ اطلاعی از سرنوشت فرزندانشان نداشتند. اجساد بهصورت قطرهچکانی و تحت نظارت شدید تحویل داده میشدند و خانوادهها از ترس بازداشت یا فشار بیشتر، جرات اعتراض یا حتی ثبت تصویری از تحویل جنازهها را نداشتند. او فضای روز بعد از سرکوب را چنین توصیف میکند:
شهری خاموش، مغازههای بسته، مردمی سیاهپوش، چهرههای مبهوت و خیابانهایی که بوی خون میداد.
به گفته راوی، ساری در آن روز شبیه شهری بود که عزای عمومی گرفته است، اما بدون آنکه اجازهی سوگواری علنی داشته باشد.
او میگوید آنچه مردم خارج از ایران میبینند یا میشنوند، «حتی یکصدم» واقعیت صحنههایی نیست که او و دیگر شاهدان عینی با چشم خود دیدهاند.
تا کنون آمارهای متفاوتی از شمار جانباختگان اعتراضات دی ماە منتشر شدە است، در حالیکە برخی از رساانەها شمار جانباختگان را بیش از سی هزار نفر اعلام کردەاند، هرانا، امروز با انتشار گزارشی جانباختن ۵۸۴۸ نفر را تا کنون تائید کردە است.











