top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

نشانه‌های آشکار از شکاف در بلوک عربی خلیج فارس

  • 8 hours ago
  • 4 min read



پس از آغاز تنش‌ها و درگیری‌های اخیر میان ایران و ائتلاف اسرائیل- آمریکا، نشانه‌هایی  از آغاز جنگ سرد میان امارات متحده عربی و عربستان سعودی بەچشم میخورد که می‌تواند اولین نشانه‌ها از فروپاشی اتحاد عربی باشد. واقعیت‌های میدانی حاکی از آن است که شکاف میان دو قدرت اصلی خلیج، یعنی امارات متحده عربی و عربستان سعودی، وارد مرحله‌ای جدید و جدی شده است. رقابت دیرینە میان دو قدرت اصلی کشورهای عربی حوزه خلیج، ریشه در اختلاف بر سر رهبری منطقه، سیاست نفتی و نفوذ در پرونده‌های آفریقایی دارد و می‌تواند توازن قدرت در خاورمیانه را به شکل قابل توجهی تغییر دهد.

 

در سال‌های اخیر، منطقه خلیج فارس که همواره نماد انسجام و همکاری اقتصادی و سیاسی در جهان عرب به شمار می‌رفت، وارد مرحله‌ای از تحولات عمیق و پیچیده شده است.


نشانه‌های متعدد حاکی از آن است که اتحاد دیرینه میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی در حال تبدیل شدن به رقابتی راهبردی است.


این رقابت که بیشتر به صورت پنهان و سرد پیش می‌رود، می‌تواند ساختار سیاسی، اقتصادی و امنیتی خاورمیانه را برای سال‌های آینده بازتعریف کند.

تحولات در کشورهای حوزە خلیج، فراتر از اختلافات معمولی میان دو کشور همسایه یعنی امارات و عربستان است.

آنچه در جریان است، نوعی جدایی آرام، اما اساسی است که می‌تواند، ائتلاف‌های نیم قرن گذشته را از درون تغییر می‌دهد. نبرد اصلی در واقع بر سر نفقذ، منابع و الگوهای توسعه در آینده است.


ریشه‌های تاریخی اتحاد و آغاز شکاف‌ها


عربستان سعودی و امارات متحده عربی سال‌ها به عنوان دو ستون اصلی سیاست‌های محافظه‌کارانه منطقه عمل کرده‌اند. همکاری نزدیک آن‌ها در مسائل امنیتی، از جنگ یمن گرفته تا رویکردهای مشترک در برابر چالش‌های خارجی، نمونه‌ای از این همبستگی بود.


شورای همکاری خلیج و هماهنگی در سازمان اوپک نیز نمادهای بارز اتحاد میان امارات متحده عربی و عربستان سعودی به شمار می‌رفتند.


تحولات جهانی و منطقه‌ای، از جمله تغییرات در بازار انرژی، تنش‌های ژئوپلیتیکی و اولویت‌های توسعه ملی، این پیوند را تحت فشار قرار داده است.


هر دو کشور اکنون با چشم‌اندازهای بلندمدت خود پیش می‌روند و منافع ملی‌شان را در صدر قرار داده‌اند. این تغییر اولویت‌ها، زمینه‌ساز رقابت‌هایی شده که قبلا در سایه اتحاد پنهان می‌ماند.


بحران تنگه هرمز و پایان امنیت جمعی


یکی از نقاط کلیدی این تحول، بحران‌های مرتبط با تنگه هرمز است. سکوت و احتیاط عربستان سعودی در برابر برخی فشارها برای استفاده از امکانات نظامی و حریم هوایی، نشان‌دهنده تغییر محاسبات راهبردی است.

ریاض ترجیح داده است تا درگیر پروژه‌هایی نشود که ممکن است منطقه را به سمت درگیری‌های گسترده و فرسایشی سوق دهد.

این رویکرد حاکی از آن است که مفهوم امنیت جمعی در کشورهای حوزە خلیج فارس به شدت تضعیف گشتە و کشورها بیشتر به عنوان واحدهای مستقل عمل می‌کنند. رویدادهایی مانند حمله به برخی تاسیسات، از جمله بندر الفجیره، نیز در این چارچوب قابل بررسی است.

چنین حوادثی پیام‌هایی روشن ارسال می‌کنند که نشان می‌دهد هیچ کشوری مصون از پیامدهای بی‌ثباتی منطقه‌ای نیست و انحراف از توازن می‌تواند هزینه‌های سنگینی داشته باشد.

این رویدادها نشان از آن دارد که، دوران تصمیم‌گیری‌های جمعی در منطقه خلیج فارس به پایان رسیده و هر بازیگر بر اساس ارزیابی‌های مستقل خود حرکت می‌کند.


رقابت اقتصادی و نبرد بر سر نفت


مهم‌ترین و اصلی‌ترین بخش این تحولات شاید، بخش اقتصادی آن باشد. تلاش امارات برای افزایش تولید مستقل نفت و حرکت به سمت بازارهای جدید با ابزارهای مالی متنوع، فضایی از رقابت ایجاد کرده است.


این اقدامات را می‌توان تلاش برای کاهش وابستگی‌ها و کسب استقلال بیشتر در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی دانست.


در مقابل، عربستان سعودی نیز برای حفظ نقش محوری خود در بازار انرژی و کنترل قیمت‌ها، گزینه‌های مختلفی را در نظر دارد. رقابت دیگر محدود به سهمیه‌های تولیدی نیست، بلکه نبرد میان دو مدل توسعه متفاوت است.

عربستان در پی تبدیل پایتخت به مرکزی جهانی برای اقتصاد و تجارت بودە، و امارات در تلاش برای تقویت موقعیت خود به عنوان هاب مالی و لجستیکی منطقه است.

این رقابت از جلسات بسته شورای همکاری به بازارهای بین‌المللی کشیده شده و هماهنگی سابق را به چالش کشیده است. کنترل جریان نفت و قیمت آن همچنان اهرم قدرتمندی برای تأثیرگذاری بر تحولات سیاسی و امنیتی به شمار می‌رود.


نشست‌های اخیر و نشانه‌های فروپاشی انسجام


نشست‌های اخیر سران کشورهای حوزە خلیج، مانند نشست جده، تصویری روشن از عمق شکاف‌ها را ارائه میدهد.

سطح مشارکت برخی کشورها و غیبت یا حضور محدود دیگران، نشان‌دهنده فقدان اجماع کامل بود. اختلاف‌نظرها بر سر بیانیه‌ها و رویکردهای مشترک، آشکار ساخت که انسجام گذشته دیگر به راحتی قابل بازسازی نیست.

این رویدادها حاکی از ورود به مرحله‌ای جدید است که در آن توازن قدرت‌ها بازتعریف می‌شود و کشورها بر اساس منافع فوری و بلندمدت خود تصمیم‌گیری می‌کنند.


پیامدهای منطقه‌ای و جهانی تحولات


این جنگ سرد پیامدهای گسترده‌ای به همراه دارد. از نظر امنیتی، تضعیف نهادهای جمعی مانند شورای همکاری می‌تواند به شکل‌گیری ائتلاف‌های جدید و تاکتیکی منجر شود.

از منظر اقتصادی، رقابت بر سر بازارهای بزرگ آسیا، تغییرات ارزی و تحول در سازمان‌های انرژی بین‌المللی را شتاب  می‌بخشد. در سطح سیاسی نیز، تقویت گرایش به تصمیم‌گیری‌های ملی به جای رویکردهای بلوکی مشاهده می‌شود.

این تغییرات می‌تواند فرصت‌هایی برای تنوع‌بخشی اقتصادی ایجاد کند، اما همزمان خطر افزایش بی‌ثباتی و بهره‌برداری قدرت‌های خارجی را نیز به همراه دارد. کشورهای میانی مانند عمان ممکن است نقش‌های تعادل‌بخش یا میانجی‌گری بیشتری ایفا کنند.


افقهای پیش رو


جنگ سرد میان متحدان سنتی کشورهای حوزە خلیج فارس، پایان دوران اتحادهای گسترده و نفت‌محور را نوید می‌دهد.

ریاض و ابوظبی هر دو با برنامه‌های توسعه جسورانه خود، اکنون در موقعیتی قرار گرفته‌اند که رقابت هوشمندانه را با همکاری انتخابی ترکیب کنند.

آینده منطقه به نحوه مدیریت این رقابت بستگی دارد. اگر این جدایی آرام به سمت تعادل جدید هدایت شود، می‌تواند به تقویت تاب‌آوری اقتصادی و سیاسی کشورها کمک کند. اما در صورت تشدید، خطر بی‌ثباتی بیشتر و پیچیده‌تر شدن معادلات منطقه‌ای وجود دارد.


تحولات اخیر در این حوزە نشان می‌دهد که دوران محاسبات ساده اتحاد و دشمنی به سر آمده و جای خود را به سیاست‌های پیچیده‌تر مبتنی بر منافع ملی دقیق و رقابت راهبردی داده است.


نظارت بر روندهای آتی، از جمله واکنش‌ها به تحولات جهانی انرژی و سیاست‌های قدرت‌های بزرگ، کلیدی برای درک جهت‌گیری‌های آینده خواهد بود




 
 
bottom of page