جنگ ائتلاف اسرائیل و آمریکا با ایران، از تبعات درازمدت بر منطقە برخوردار خواهد بود
- 9 hours ago
- 6 min read

تنظیم: سمیە توحیدی
جنگ ائتلاف آمریکا و اسرائیل علیه ایران، فراتر از ابعاد نظامی، شکنندگی ساختار اقتصادی و امنیتی کشورهای حوزە خلیج فارس را آشکارتر کردە است. انسداد تنگه هرمز، حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی ایران و گسترش نااطمینانی ژئوپلیتیک، نه تنها بازار انرژی و تجارت جهانی را تحت فشار قرار دادە است، بلکه پروژههای بلندپروازانه کشورهای خلیج برای گذار به اقتصادهای پس از نفت را نیز با چالش جدی روبهرو ساختە است. کاهش اعتماد سرمایهگذاران، رکود گردشگری و افزایش هزینههای امنیتی نشان میدهد تداوم جنگ میتواند اولویتهای اقتصادی و راهبردی منطقه را به شکلی بنیادین دگرگون کند.
انتظار میرود تحت تبعات درازمدت جنگ ائتلاف آمریکا و اسرائیل علیه ایران، کشورهای حوزە خلیج برای سالهای طولانی تحت تأثیر قرار گرفتە و برنامههای این کشورها برای جستوجوی آیندهای پس از نفت با اختلال جدی روبهرو شود.
همانگونە کە چندین سال قبل، پی بینی میشد آسیبپذیریهای ساختاری امنیتی و چالشهای جغرافیایی، اقتصاد مبتنی بر سوختهای فسیلی را در منطقه تهدید نماید، اکنون انسداد تنگە هرمز و تبعات ناشی از حملات موشکی و پهبادی ایران بە کشورهای حوزە خلیج فارس، بخشهای نوظهور اقتصادی منطقە را نیز در معرض خطر قرار داده است.
در نتیجە تبعات این دو متغیر اصلی بر حوزە اقتصاد و امنیت منطقە، اعتماد سرمایهگذاران خارجی تا حدی متزلزل و اعتبار کشورهای ثروتمند خلیج بهعنوان محیطی امن برای تجارت و سرمایهگذاری تضعیف گشتە است.
برای نمونە، کمبود شدید سوخت، تعطیلی کارخانهها و افزایش قیمت کودهای شیمیایی در سطح جهانی، از پیامدهای اختلال در عبور و مرور از تنگه هرمز تا کنون به شمار رفتەاند.
این وضعیت، رهبران کشورهای آسیایی را وادار کرده است وابستگی خود را به کشورهای خلیج در حوزه تجارت را مورد بازنگری قرار دهند. زیرا چنین معضلی، هزینهها را در سطح جهانی افزایش دادە و همزمان پرسشهایی را نیز درباره توان شرکتهای غربی برای جذب سرمایهگذاری از کشورهای نفتخیز، همانند گذشته، مطرح کردە است.
بخش دیگر این تهدید، ناشی از حملات مستقیم پهبادی و موشکی جمهوری اسلامی ایران است. شرکتهای مالی درباره گسترش فعالیتهای خود در منطقهای که ممکن است دفاتر آنها هدف حملات پهپادی قرار گیرد، دچار تردید شدهاند.
گردشگران سفرهای خود را لغو کردهاند و شورای جهانی سفر و گردشگری برآورد کرده است جنگ، تنها در هفتههای نخست، روزانه ۶۰۰ میلیون دلار خسارت ناشی از کاهش درآمد گردشگری را به منطقه وارد کرده است.
شرکتهای فناوری با خطر از دست دادن حمایت مالی دولتی برای پروژههای عظیم مراکز داده روبهرو هستند و بخش املاک نیز وارد رکودی شدید شده است، زیرا کارگران خارجی که موتور اصلی رشد این بخش محسوب میشوند، در تصمیم خود برای مهاجرت به منطقه تجدیدنظر میکنند.
درآمدهای نفت و گاز که همچنان ستون اصلی تأمین مالی پروژههای توسعه اقتصادی منطقه به شمار میروند، با ادامه جنگ و عدم دستیابی بە یک راهحل سیاسی، روزبهروز مبهمتر میشوند.
برای نمونە، امارات متحده عربی و عربستان سعودی خطوط لولهای را در اختیار دارند که امکان دور زدن تنگه هرمز را فراهم میکند، اما کویت، قطر و بحرین عملا در موقعیتی بدون مسیر جایگزین قرار گرفتهاند. از همین رو، این کشورها با فشار اقتصادی سنگینتری روبهرو هستند.
بر اساس برآوردها مالی، کویت و بحرین شاهد از بین رفتن میلیاردها دلار از درآمدهای ماهانه خود بودهاند و بحرین نیز پس از توقف صادرات اصلیاش، با کاهش رتبه اعتباری از سوی مؤسسه مودیز روبهرو شده است؛ بهطوری که چشمانداز اعتباری این کشور از «باثبات» به «منفی» تغییر یافته است.
برنامه قطر برای استفاده از زیرساختهای عظیم صادرات گاز طبیعی بهمنظور حمایت از اقتصاد خود نیز با تردید جدی مواجه شده است، زیرا توقف صادرات و آسیب شدید به تأسیسات تولید در نتیجه حملات ایران، توان این کشور را کاهش داده است.
کشورهای خلیج تلاش میکنند از طریق خطوط لوله در عربستان و امارات و همچنین شبکههای حملونقل زمینی در عربستان و عمان، مسیرهای جایگزینی برای صادرات نفت و واردات کالا ایجاد کنند، اما جنگ بار دیگر میزان آسیب پذیربودن ساختار اقتصادی و امنیتی این کشورها را آشکار کرده است.
در مقابل، ایران، همزمان با تشدید کنترل خود بر تنگه هرمز، خط لوله نفت شرق به غرب و بندر فجیره در امارات را نیز هدف قرار داده است.
تحلیلگران هشدار میدهند این تهدیدها ممکن است سالها ادامه پیدا کند، زیرا دستیابی به توافقی پایدار که خطر ازسرگیری درگیریها را از میان ببرد، بیش از پیش دور از دسترس به نظر میرسد.
کشورهایی که از شوکهای قیمتی ناشی از جنگ آسیب دیدهاند، بهسرعت بهدنبال منابع جایگزین انرژی رفتهاندمکه میتواند در بلندمدت تقاضای جهانی برای نفت و گاز را کاهش دهد.
رهبران کشورهای خلیج همچنان بر توانایی خود برای اجرای برنامههای توسعهای تأکید دارند. دولت امارات اعلام کرده است این کشور راهبردهای اقتصادی آیندهنگرانهای را در پیش گرفته که توان مقابله با فشارهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی را تقویت میکند.
در واکنش بە این عملات مستقیم و تبعات ناشی از سایە جنگ، میلیاردها دلار خسارت واردشده به زیرساختها، افزایش تهدیدهای امنیتی از سوی ایران و کاهش درآمدهای نفتی، دولتهای منطقه منابع مالی اختصاصیافته به پروژههای خارجی را به نیازهای داخلی منتقل کنند.
این منابع اکنون صرف بازسازی و ساخت تأسیسات تولید نفت و گاز، احداث خطوط لوله جدید برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز و افزایش هزینههای نظامی میشود.
این تحولات کوتاهمدت نیستند، بلکه بیانگر تغییری عمیق و احتمالا دائمی در اولویتهای اقتصادی منطقه به شمار میروند.
عربستان سعودی بخشی از پروژه چشمانداز ۲۰۳۰ را که با هدف تنوعبخشی به اقتصاد طراحی شده بود، کوچکتر کرده است.
ریاض برخی سرمایهگذاریهای اختیاری، از جمله کمک ۲۰۰ میلیون دلاری به اپرای متروپولیتن نیویورک را متوقف و قصد دارد حمایت مالی از مسابقات گلف لیو را نیز پایان دهد.
شرکتهای بزرگ فناوری که برای تأمین مالی پروژههای عظیم مراکز داده در خاورمیانه و آمریکا به سرمایه سعودی متکی بودند، ممکن است ناچار شوند منابع مالی جایگزین پیدا کنند. فشارهای اقتصادی تنها شرکتهای خارجی را تحت تأثیر قرار نداده است.
در کویت، پیامدهای جنگ نشان داده است ادامه سیاست برق رایگان برای شهروندان و شرکتها ممکن است پایدار نباشد. همزمان با افزایش تقاضا و کمبود عرضه، قطعی برق شدت گرفته است، زیرا دولت به دلیل هزینه سنگین یارانهها تمایلی به ساخت نیروگاههای جدید ندارد.
برخی کشورهای خلیج ناچار خواهند شد در یارانههای گسترده و خدمات رایگانی که به یکی از ویژگیهای اصلی اقتصادهای منطقه تبدیل شدهاند، تجدیدنظر کنند. همزمان، بخشهای گردشگری و املاک، که رهبران خلیج آنها را نماد موفقیت اقتصادی معرفی میکردند، با فشارهای شدیدی روبهرو شدهاند.
کاهش شدید شمار گردشگران، بخش مهمانداری را با بحران مواجه کرده است. هتلهایی که پیشتر مملو از گردشگران بودند، فعالیت خود را متوقف کردهاند و بسیاری از رستورانها با خطر تعطیلی روبهرو شدهاند. حتی رستورانهایی که همچنان فعال هستند، ناچار شدهاند مواد اولیه وارداتی را از فهرست غذایی خود حذف کنند.
شهروندان اماراتی و خارجیهایی که همچنان در دبی ماندهاند، تلاش میکنند با افزایش هزینهکرد داخلی بخشی از این خلأ را جبران کنند.
پس از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در اواخر فوریه، شمار جستوجوها برای خرید ملک در وبسایت «پراپرتی فایندر» ۷۰ درصد کاهش یافتە است.
هرچند میزان جستوجوها متعاقبا تا ۸۰ درصد سطح پیش از جنگ چهل روزو بازگشتە است، اما حجم معاملات همچنان حدود ۶۰ درصد کمتر از دوره پیش از جنگ باقی مانده است.
در عین حال، شرکتهایی که بهدنبال جذب سرمایه هستند، اکنون با این پرسش روبهرو شدهاند که در شرایط کاهش جذابیت چین به دلیل تنشهای سیاسی، برای تأمین منابع مالی باید به کجا مراجعه کنند.
صندوقهای ثروت ملی در خاورمیانه همچنان میلیاردها دلار دارایی را کنترل میکنند و بسیاری از شرکتهای غربی هنوز برای تأمین سرمایه به این منابع مالی وابسته هستند.
در نتیجە جاهطلبیهای هستهای جمهوری اسلامی ایران، بعد ایدئولوژیک سیاست خارجی و تذبذب دونالد ترامپ برای تغییر رژیم در ایران، خاورمیانه وارد مرحلەای از بیثباتی ساختاری شدە است کە پیامدهای آن فراتر از میدان جنگ خواهد بود.
با وجود هماهنگی نظامی میان آمریکا و اسرائیل در تقابل با ایران، اهداف راهبردی دو طرف کاملا یکسان نیست.
اسرائیل، بە دلیل درک تهدیدی وجودی از سوی جمهوری اسلامی، بیش از هر چیز بە دنبال تضعیف بلندمدت ساختار نظام و محدودسازی دائمی توان هستهای و موشکی ایران است، در حالی کە سیاست آمریکا، بەویژە در دورە ترامپ، میان مهار، فشار حداکثری و تغییر رژیم در نوسان باقی ماندە است.
در چنین فضایی، آنچە امروز در منطقە خلیج در جریان است، صرفا یک بحران موقت امنیتی نیست، بلکە آغاز بازتعریف توازن اقتصادی، انرژی و ژئوپلیتیک در منطقه است.
انسداد یا ناامن شدن تنگه هرمز، فرسایش اعتماد سرمایهگذاران و انتقال منابع مالی کشورهای خلیج از پروژههای توسعەای بە هزینههای امنیتی و نظامی، میتواند روند گذار این کشورها بە اقتصادهای غیرنفتی را برای سالها مختل سازد.
همزمان، حرکت تدریجی قدرتهای آسیایی و غربی بە سوی منابع جایگزین انرژی، این احتمال را تقویت میکند کە جنگ کنونی، در بلندمدت، جایگاه سنتی خلیج فارس در اقتصاد جهانی را نیز دستخوش تحول کند.











