top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

شهرهای بهت‌زده و مردم عزادار، روایت شهروندان از روزهای پس از سرکوب خونین

  • Writer: Arena Website
    Arena Website
  • 13 hours ago
  • 4 min read
عزادار


ژیار دستباز


روایت‌های بعد از قتل‌عام نشان‌دهنده شکل‌گیری سوگ و شوک جمعی در جامعه‌ای است که خشونت عریان، پیوندهای روزمره آن را از هم گسسته است. روایت‌های میدانی از سکوت عمومی، تعطیلی گسترده و گسترش حضور امنیتی، حاکی از فروپاشی حس امنیت و اعتماد اجتماعی است. سرکوب نه‌تنها اعتراض را متوقف نکرده است بلکه با تولید ترومای عمیق، خشم نهفته‌ای را انباشته که می‌تواند در بزنگاه‌های بعدی به شکلی انفجاری بازتولید شود.


مردم به شدت نگران و غمگین هستند، در اتوبوس، تاکسی و مترو، کسی رمق حرف زدن ندارد، اما با نگاه‌هایشان دردی مشترک را فریاد می‌زنند، هنوز باور نمی‌کنند، آن همه جوان رعنا چگونه تنها به جرم اعتراض، با گرمی گلوله دژخیمان داغ جگرسوزی را برای همیشه بر دل خانواده ودوستانشان گذاشتند.


جنوب تهران بیشتر از جاهای دیگر کشته داده است، در هرکوچەایی پارچه نوشته‌های تسلیت دیده می‌شود و اگر کمی گوش تیز کنی، ضجه مادران وخواهران را هم از خانه‌ها میشنوی،"


این را شبنم یک زن کارمند ساکن تهران به آرنانیوز می‌گوید و هنوز هم در بهت آن پنج‌شننبه و جمعه خونین است که از بالکن آپارتمان کوچکش شاهد تیراندازی و کشتار معترضین توسط نیروهای امنیتی بود.


او با اشاره به اینکه آنچه آنها دیده اند با هیچ زبانی نمیىتواند روایت شود ادامه می‌دهد:

به همه شلیک می کردند، حتی یکی از افراد در کوچه ما از بالکن آپارتمانش هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد، آن شب تا نزدیک صبح صدای تیر اندازی قطع نمی‌شد، اینترنت و تلفن قطع بودند و هیچ کس از همسایه‌اش هم خبر نداشت. اما حالا هر کسی را می‌بینی یکی از اقوام یا آشنایانش کشته شده‌اند.

«ما بعد از چند روز به سرکار برگشتیم، اما کسی رمق کارکردن ندارد، همه ساکت و بهت زده تنها به آنچه گذشت فکر می‌کنند. بعضی از کارمندان اصلا به اداره‌ها مراجعه نکردند و آنهایی هم که برگشتند با هم هیچ صحبتی نمی‌کنند، قبلا در مورد گرانی و تورم حرفهایی می‌زدند، اما حالا انگار کسی حتی در این گرانی کمرشکن هم تنها به خون‌هایی فکر می‌کند که بی‌گناه بر زمین ریخته شدند.»


او فضای شهر را نیمه تعطیل و پر از نیروهای امنیتی توصیف می‌کند و می‌گوید: در بعضی نقاط هم ایست و بازرسی وجود دارد که گوشی‌ها را چک و در بسیاری موارد ضبط می‌کنند. در زمان اعتراضات اگر گوشی را در دستت می‌دیدند بدون هیچ سوال و جوابی می‌گرفتند و اگر شانس می‌آوردی خودت را بازداشت نمی‌کردند.


بعد از قتل‌عام هزاران نفری معترضان در ایران، که هم زمان با قطعی تلفن و اینترنت بود، در سایه وضعیتی رعب‌آور ارتباط ایرانی‌ها در داخل و خارج به طور کامل قطع شد.


با وصل شدن بعضی از افراد به اینترنت بین‌الملل، حالا علاوه بر اینکه شهروندان یکی از خونین‌ترین حوادث عمرشان را روایت می‌کنند، همزمان از ترومای جمعی و وضعیت بهت زده جامعه بعد از این قتل عام می گویند.


آرنا نیوز توانسته است با بعضی از این افراد ارتباط برقرار کند و روایت آنها را از این روزهای غم‌انگیز بازگو نماید.


آرش کارگردان ۴۵ ساله و ساکن کرمانشاه در گفتگو با آرنانیوز می‌گوید:

آنچه که هرگز باور نمی‌کردیم ببینیم به چشم خودم دیدیم، در آن روزهای دهشتناک صدای تیراندازی از تمام نقاط شهر شنیده می‌شد. بسیاری از خانوادها جنازه فرزندانشان را از ترس ربوده شدن به روستاهای اطراف بردند و دفن کردند.

او می‌افزاید: «هنوز کسی آمار دقیق کشته ها را نمی‌داند اما ما در این چند روز تنها کارمان رفتن به ختم اقوام و آشنایانی بود که در این حوادث کشته شده‌اند. شهر نیمه تعطیل است. کسی دل‌ودماغ خرید و خیابان رفتن ندارد. کافه‌ها یا تعطیل‌اند یا بعضی از آنها تخریب شدند، بیشترر ستوارن‌های شهر هم تعطیل هستند.»


این کارگردان با اشاره به تلاش حکومت برای عادی سازی اوضاع از طریق برگزاری بعضی شوهای تبلیغاتی مانند جشنواره فجر می‌گوید: «در این اوضاع که تمامی کشور عزادار هستند، حکومت می‌خواهد از طریق تطمیع کارگردانان و هنرمندان به شوهای تبلیغاتی اوضاع را آرام نشان دهد و به هر کارگردانی که در این جشنواره شرکت کند، وعده پرداخت ۲۰۰ ملیون تومان داده است. اما بعید می‌دانم هر کارگردان یا هنرمندی که یک ذره احساس انسانی داشته باشد شرکت کند. تمام کسانی که من می‌شناسم این دعوت را رد کردند، زیرا دیگر هیچ حسی برای هیچ کاری اعم از هنری و غیر هنری نیست. علاوه‌ بر این گرانی افسار گسیخته و کمبود مواد غذایی برای همشهریان زندگی را به جهنمی واقعی تبدیل کرده است.»


شهرهای کوچک قتلگاه‌هایی بی‌صدا


در این میان علاوه بر قتل‌عام  فجیع در شهرهای بزرگ مانند، تهران، کرمانشاه، رشت، مشهد و اصفهان، شهرهای کوچکتر هم مانند شاباد (اسلام اباد غرب) در استان کرمانشاه، و آبدانان و ملکشاهی در استان ایلام، در میان عدم اطلاع‌رسانی به قتل‌گاهی وحشتناک تبدیل شدند،


سروش یکی از شاهدان عینی اهل اسلام‌آباد غرب در این باره به آرنانیوز می‌گوید:

در این شهر کوچک ما، کشتار وحشتناکی اتفاق افتاد و بر اساس اعلامیه‌های ترحیمی که خودم مشاهده کرده‌ام، نزدیک به چهل نفر کشته شده‌اند. برای همین تا حالا هم اکثر بازار شهر هم تعطیل است و هنوز سوگواری کشته‌شدگان تمام نشده است. اکثر کشته شدگان جوان بودند و بعضی از آنها بعد از چند روز خانواده هایشان موفق شدند در ازای پرداخت پول جنازه‌هایشان را تحویل بگیرند.

اما در ایلام و خصوصا ملکشاهی و آبدانان که در ابتدای اعتراضات یکی از مناطقی بود که بیشترین تعداد کشته‌شدگان را داشت، هنوز درگیر آن حوادث خونبار است.


یکی از فعالان مدنی این شهر در گفت‌وگو با آرنانیوز می‌گوید:

بعد از گذشت چندین روز از آن اتفاقات خونبار هنوز شهر و روستاهای ایلام درگیر سوگواری جوانانی هستند که همه ورزشکار و با ادب بودند. علاوه‌ بر کشته شدن تعداد کثیری از جوانان، تعداد زیادی هم زخمی شده‌اند، بسیاری چشم هایشان آسیب دیده است یا هر دو چشم‌شان را از دست داده‌اند.

شهروندان زیادی هم دستگیر شده‌اند، تقریبا می‌توان گفت تمامی خانواده‌ها به نوعی درگیر این سوگ هستند. یعنی کسی از نزدیکانشان کشته، زخمی و یا دستگیر شده‌اند. برای همین این وضعیت هم که من می‌بینم آتش زیر خاکستر است. مردم خیلی خشمگین هستند و هرلحظه امکان شروع دوباره اعتراضات وجود دارد.»


بر اساس پیگیری‌های آرنانیوز شدت قتل عام معترضان به حدی بوده است که اکثر شهر و روستاهای ایران عزادار هستند، برای نمونه در شهرهایی هم که درگیری جدی بین معترصان و نیروهای امنیتی رخ نداده است، شمار زیادی از شهروندان این شهرها در اعتراضات دیگر شهرها جان باخته‌اند.


در مناطقی همچون، مهاباد، بوکان، سقز، دیواندره و پاوه با وجود عدم درگیری خشونت‌بار در آنها، شمار زیادی از شهروندانشان، در اعتراضات دیگر شهرها همچون تهران و کرمانشاه جان باختند.

 

 
 
bottom of page