شش سناریو بعد از خامنهای: ائتلافهای ترکیبی، از شورای رهبری تا دولت عبور
- Arena Website
- 1 hour ago
- 4 min read

امیر خنجی
ائتلافهای ترکیبی در سناریوی جانشینی خامنهای بیش از آنکه انتخابی ارادی باشند، محصول بنبستهای ساختاری و فشار بحراناند. این الگو زمانی فعال میشود که هیچ بلوک مسلطی توان تحمیل گزینه خود را نداشتە باشد و نظام نیز برای جلوگیری از فروپاشی، به سازوکارهای موقت تن در دهد. مزیت آن در مدیریت همزمان امنیت، مشروعیت و کارآمدی است، اما ضعف اصلی آن میتواند شکنندگی، ابهام در قدرت واقعی و فقدان مشروعیت اجتماعی پایدار باشد. چنین ائتلافی بیشتر پل عبور از یک نظم سیال بە سوی آیندە نامشخص خواهد بود تا برقراری یک نظم سیاسی تثبیتشده،
در معادله جانشینی خامنەای در جمهوری اسلامی ایران، همیشه این احتمال وجود دارد که هیچیک از بلوکهای اصلی نتوانند بهتنهایی گزینه مطلوب خود را تحمیل کنند. در چنین شرایطی، صحنه بهسمت الگوهای ترکیبی حرکت میکند: آرایشهایی که در آن سهم هر بلوک تا حدی حفظ میشود و تعادل شکنندهای میان امنیتیها، روحانیون و تکنوکراتها برقرار میگردد.
این ائتلافها نه بازتاب دهندە اراده یک جریان واحد، بلکه نتیجه بنبست قدرت و فشار بحراناند. درست به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران این مدل را بهعنوان پل عبور تعریف می کنند کە حاکی از سازوکاری موقت برای خرید زمان و جلوگیری از فروپاشی فوری خواهد بود.
منطق شکلگیری
چرا ساختار سیاسی ممکن است به سمت ائتلافهای ترکیبی سوق داده شود؟ نخست به دلیل فقدان اجماع داخلی. زیرا زمانیکە هسته سخت قادر به تحمیل رهبر موردنظر خود نیست و امنیتیها هم بدون پوشش فقهی مشروعیت کافی ندارند، راهی جز ترکیب باقی نمیماند.
دوم، فشار ناشی از بحرانهای مرکب، از اقتصاد و اعتراضات اجتماعی گرفتە تا فشار خارجی است که هیچ بلوکی بهتنهایی توان مدیریت آن را ندارد.
سوم، نیاز به مشروعیت، مشروعیت فقهی از سوی روحانیت سنتی و مشروعیت کارکردی از سوی امنیتیها و تکنوکراتها است.
نهایتاً، در شرایطی که پای میانجیگری خارجی به میان میآید، قدرتهای بیرونی نیز معمولاً ترجیح میدهند با ائتلافی متوازن و متشکل از بازیگران مختلف طرف باشند، نه با یک جریان افراطی یا انحصاری.
الگوهای نهادی محتمل
یکی از محتملترین شکلها، تاسیس یا ایجاد یک شورای ترکیبی برای رهبری آیندە است: شورایی متشکل از چند فقیه برای پوشش دادن بە مسالە مشروعیت، فرماندهان امنیتی برای تضمین کنترل و تداوم هژمونی، و شاید یک یا دو چهره تکنوکرات برای پیوند با جهان بیرون.
این شورا در ظاهر یک شورا برای تصمیمگیری جمعی خواهد بود، اما در عمل وزن امنیتیها بیشتر خواهد بود.
مدل دوم، نصب یک رهبر نمادین و یک نخستوزیر مقتدر است. در این سناریو یک ولی فقیه کمخطر یا غیرچالشبرانگیز بهعنوان رهبر منتصب می شود، اما اداره روزمره کشور به نخستوزیر یا رئیس دولتی سپرده میشود که از پشتوانه امنیتی–تکنوکراتیک برخوردار است.
مدل سوم، دولت عبور با مشارکت محدود روحانیت است. در بحرانهای شدید، فرماندهان امنیتی عملگرا میدان را کنترل میکنند، تکنوکراتها سکان اقتصاد را به دست میگیرند، و روحانیون تنها برای امضای نهایی و پوشش حقوقی حضور دارند.
این مدل صریحترین شکل «ائتلاف اضطراری» برای گذار کوتاهمدت است.
نقاط قوت و فرصتها
ائتلافهای ترکیبی در شرایطی خاص میتوانند حایز نقاط قوت مهمی باشند. نخست اینکه با کاهش اصطکاک داخلی مانع از درگیری آشکار بلوکها میشوند؛ هیچکدام بهطور کامل حذف نمیشوند و این تعادل نسبی خطر انشقاق فوری را کاهش میدهد.
دوم، چنین ائتلافی ظرفیت مدیریت ترکیبی بحران را فراهم میکند: امنیتیها کنترل میدان را بر عهده میگیرند، تکنوکراتها اقتصاد و پروندههای فنی را اداره میکنند، و روحانیت مشروعیت مذهبی را تأمین میکند.
سوم، این الگو امکان معامله با خارج را باز میگذارد؛ حضور چهرههای میانهرو یا تکنوکرات میتواند کانال مذاکره را برای نفسگیری اقتصادی باز کند، در حالیکه امنیتیها تضمینکننده ثبات حداقلیاند.
نقاط ضعف و ریسکها
با این حال، این ائتلافها ذاتاً شکنندەاند. اعتماد متقابل میان اجزای آنها پایین بودە و هر لحظه امکان فروپاشی وجود دارد.
دوم، ابهام در تقسیم قدرت میتواند بە بحران تصمیمگیری منجر گشتە و بە این سوال منجر گردد کە در نهایت کدامیک از بلوکا صاحب اختیار خواهد بود، رهبر نمادین، نخستوزیر، یا شورای رهبری؟
سوم، این مدلها ذاتاً موقت هستند؛ بهعنوان پل عبور طراحی میشوند نه بهعنوان سازوکار پایدار. چهارم، ریسک مشروعیت اجتماعی بالاست؛ جامعه ممکن است این سازوکار را چیزی جز تداوم نظم پیشین با صورتبندی جدید نبیند و بنابراین به سرعت علیه آن بیاعتماد شود.
سناریوهای برد و باخت
در انتقال آرام و مدیریتشده، شانسی برای ائتلافهای ترکیبی وجود ندارد؛ هسته سخت و روحانیت سنتی خود بهتنهایی قادر به مهندسی جانشینی خواهند بود.
در بازآرایی نرم، احتمال شکلگیری این ائتلافها متوسط است: ائتلاف نرم ممکن است در قالب شورای رهبری یا مدل رهبر نمادین به علاوه نخستوزیر ظاهر شود. در این رویکرد آحتمال می رود کە چنین بازآرایی بیشتر بهعنوان تاکتیک خرید زمان دیده شود.
در شرایط شوک ناگهانی یا بحران شدید، ائتلاف ترکیبی بیشترین بخت را خواهد یافت زیرا هیچ جریان دیگری قادر به مدیریت وضعیت نیست.
در شرایط فروپاشی نسبی نیز ممکن است چنین ائتلافی بهصورت دولت موقت عمل کند، اما سرانجام جای خود را به نظم جدید خواهد داد و در فروپاشی کامل، این ائتلافها عملاً شانسی ندارند و نیروهای برونساختاری میداندار خواهند شد.
رابطه با بازیگران خارجی
برای قدرتهای خارجی، ائتلافهای ترکیبی اغلب گزینهای ایدهآل برای مدیریت گذار کوتاهمدت هستند. امنیتیها ثبات و تمامیت ارضی را تضمین میکنند، تکنوکراتها کانال مذاکره با جهان بیروناند، و روحانیت سنتی نماد تداوم تاریخی–مذهبی به شمار میرود.
اما در چنین بستری حمایت خارجی میتواند محدود و مشروط باقی بماند، غرب و منطقه چنین الگوهایی را تنها تا زمانی تحمل میکنند که مسیر بهسوی اصلاحات واقعی یا نظم جدید روشنتر باشد.
در چنین شرایطی است کە ائتلافهای ترکیبی زمانی به صحنه میآیند که هیچ گونە جریان مسلطی توان تحمیل اراده خود را نداشته باشد. آنها کارکردی تاکتیکی دارند: عبور از بحران، خرید زمان و بازسازی حداقلی مشروعیت.
اما شکنندگی، موقتیبودن و بیاعتمادی متقابل، آنها را در بلندمدت ناپایدار میکند. به همین دلیل است کە چنین الگویی بیشتر یک ایستگاه بینراهی خواهد بودتا یک مقصد نهایی کە پلی میان نظمی که است در حال فروپاشی است و نظمی که هنوز زاده نشده است.











