top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

آیا گوسفند نذری، مقدمه‌ای برای اعلام مرگ مجتبی است؟

Aug 12
5 min read

 



پنج ماه غیبت تصویری و صوتی مجتبی خامنه‌ای، ابهام درباره وضعیت او را افزایش داده است. پزشکیان از دیداری هفت‌ساعته و سلامت کامل او می‌گوید، اما فراخوان رسانه‌های نزدیک به حاکمیت برای دعا و قربانی‌کردن گوسفند، تردیدها را تقویت کرده است. بر پایه اطلاعات موجود، سه سناریو مطرح است: خامنه‌ای سالم است و ملاحظات امنیتی مانع حضورش شده‌اند؛ جراحات او ادامه دارد و قدرت جمعی اداره می‌شود؛ یا درگذشته یا ناتوان شده و اعلام واقعیت برای حفظ ثبات به تعویق افتاده است.


پس از حمله هوایی به مجموعه بیت رهبر ایران در اسفند ۱۴۰۴ که منجر به کشته شدن علی خامنه‌ای شد، مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر سوم جمهوری اسلامی معرفی شد.


مجتبی خامنه‌ای که گفته می‌شود در همان حمله مجروح شده بود و طبق روایات مختلف مقامات ایران، در ناحیه پا، کمر، صورت و سر دچار جراحاتی شده است، از آن زمان تاکنون هیچ حضور عمومی، سخنرانی زنده، تصویر یا فایل صوتی تاییدشده‌ای از خود منتشر نکرده است.


تنها پیام‌های مکتوب منسوب به مجتبی خامنه‌ای، از طریق رسانه‌های رسمی منتشر می‌شود. این غیبت طولانی مدت، زمینه اصلی شایعات درباره وضعیت سلامتی او و مسائل پشت پرده قدرت را فراهم کرده است.


اظهارات اخیر و فراخوان‌های مذهبی


روز یکشنبه هجدهم مرداد ۱۴۰۵، پایگاه اطلاع‌رسانی رهبری ایران، از دیدار مسعود پزشکیان با مجتبی خامنه‌ای خبر داد.


پزشکیان روز بعد یعنی نوزدهم مرداد، در حاشیه دیدار با دبیران کل احزاب اعلام کرد این دیدار حدود ۷ ساعت طول کشیده و درباره مسائل اقتصادی، معیشت، اشتغال، مسکن، تحریم‌ها و وحدت داخلی بحث شده است.


رئیس‌جمهوری ایران تاکید کرد که مجتبی خامنه‌ای، از نظر وضعیت سلامت کاملا سالم بود. پزشکیان همچنین گفت، کسی که می‌تواند هفت تا هشت ساعت بنشیند و بحث کند، نمی‌تواند از نظر سلامت مشکلی داشته باشد.

همزمان، رجانیوز رسانه نزدیک به جبهه پایداری، از مخاطبان خواست برای سلامتی رهبر انقلاب دعا کنند و گوسفند قربانی کنند. پیامی مشابه همین، در ایتا نیز منتشر شد که ادعا می‌کرد جان رهبر در خطر است و از علما هشدارهایی را نقل می‌کرد.

این فراخوان‌ها بلافاصله پس از موج تازه گمانه‌زنی‌ها درباره وخامت حال او صورت گرفت و توسط برخی به عنوان نشانه نگرانی واقعی درون حاکمیت تفسیر شد، هرچند بعدا بخشی از آن‌ها حذف یا تعدیل شدند.


عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران نیز، پیش‌تر گفته بود که در دوره رهبری جدید، مجتبی خامنه‌ای را از نزدیک ندیده و تنها افراد معدودی با او ملاقات کرده‌اند. این گفته با ادعای پزشکیان در تضاد ظاهری قرار دارد و به شایعات دامن زده است.


امضای حکم انتصاب محسن رضایی به عنوان نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی که جایگزین محمدباقر ذوالقدرشده نیز دوباره بحث درباره واقعی بودن امضاها را زنده کرد، هرچند رسانه‌های رسمی آن را منتشر کردند.


احضار محمدباقر خرازی و نشانه‌های تنش داخلی


محمدباقر خرازی دبیرکل حزب‌الله ایران و از نزدیکان خانواده خامنه‌ای، به دلیل اظهارات اخیرش به دادگاه ویژه روحانیت احضار و تحت تعقیب قرار گرفت.

او در ویدیویی ادعاهایی را درباره استعفاهای مکرر پزشکیان، تغییرات در شورای عالی امنیت ملی و تبدیل جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی مطرح کرده بود. از سوی دیگر، وی همچنین اعلام نمودە بود کە طی سە سال گذشتە، وی از سوی بیت رهبری مطرود شدە بود، زیرا احتمال کشتەشدن وی وجود داشت.

دفتر رهبری ایران، نقل‌قول منتسب به مجتبی خامنه‌ای را تکذیب کرد. این ماجرا می‌تواند نشان‌دهنده اختلافات درونی بر سر سهم یابی از قدرت یا نارضایتی از روند تصمیم‌گیریها باشد، نه لزوما تهدیدی مستقیم برای تقسیم قدرت.


از همین رو میتوان گفت کە شاید خرازی به عنوان چهره‌ای تندرو، ممکن است احساس کرده باشد که در چیدمان جدید قدرت جایگاه کافی نیافته است.


احتمالات و مسائل پشت پرده


اولین موضوع اگر اصل را بر زنده بودن مجتبی خامنه‌ای بگذاریم، این است که، برخی از مقامات رسمی ایران از جمله پزشکیان و پیش‌تر هم، خطیب‌زاده و دیگران، همواره بر «سلامت کامل» رهبری کنونی ایران تاکید دارند.

با این حال، غیبت کامل تصویری و حتی صوتی او پس از حدود ۵ ماه، توصیه‌های امنیتی ادعایی برای عدم انتشار تصویر، و فراخوان‌های دعا و قربانی، شک‌ها را تقویت می‌کند.

روایت‌های اولیه از جراحات از جمله شکستگی پا، آسیب کمر، تغییر شکل صورت، وجود دارد، اما مقامات بعدی آن‌ها را سطحی توصیف کردند. امکان دارد او بهبود یافته اما به دلایل امنیتی یعنی ترس از هدف قرار گرفتن مجدد یا نفوذ اطلاعاتی، مخفی نگه داشته شود.

احتمال دیگر، وضعیت جسمی محدودکننده است که اجازه حضور عمومی نمی‌دهد، اما تصمیم‌گیری از طریق واسطه‌ها ادامه دارد.

مسئله دوم شاید تقسیم قدرت در پشت پرده و سپس توافق با آمریکا باشد. پس از جنگ، تفاهم‌نامه‌ای میان ایران و آمریکا برای توقف عملیات نظامی امضا شد و مذاکرات برای توافق نهایی ادامه دارد.


اگرچه برخی تحلیل‌ها این را زمینه‌ای برای تقسیم نفوذ یا تضمین‌های امنیتی می‌دانند. اما ادعای تقسیم قدرت و سپس اعلام مرگ هنوز فاقد شواهد معتبر است.


رهبر ایران هنوز به ظاهر از طریق پیام‌های مکتوب و انتصابات اعمال قدرت می‌کند. پزشکیان مسئولیت تفاهم را بر عهده می‌گیرد, هرچند می‌گویند رهبری «نظر دیگری» داشته اما موافقت کرده است.

این تواترهای متفاوت از اظهارات بیشتر نشان‌دهنده مدیریت جمعی در شرایط بحرانی است یا شاید هم کودتای نرم یا توافق مخفی برای کنار گذاشتن مجتبی خامنه‌ای اگر واقعا زنده باشد.

پس به اختصار می‌شود چند سناریو را در نظر گرفت.


ابتدا سناریوی رسمی حاکمیت که می‌گوید، مجتبی خامنه‌ای سالم است، دیدارها انجام می‌شود، و غیبت به دلایل امنیتی است.


سناریوی بعدی  کمی محتاطانه‌تر است و آن اینکه، آسیب‌های پایدار یا مشکلات سلامتی وجود دارد، قدرت عملا توسط حلقه نزدیک به او یعنی سپاه پاسداران، شورای امنیت ملی و شخص رئیس‌جمهور  اداره می‌شود و پیام‌ها از جانب او صادر می‌شود.

سناریوی دیگری که از سوی برخی مطرح شده است، میتواند حاکی از این امر باشد کە مجتبی خامنه‌ای یا مرده است یا دچار ناتوانی کامل شده و اعلام آن از این رو به تعویق افتاده تا ثبات حفظ شود یا توافق نهایی شود.

این سناریو البته بیشتر در برخی از رسانه‌های خارج از ایران یا شبکه‌های اجتماعی در جریان است و حتی ترامپ هم از مرده یا زنده بودن مجتبی خامنه‌ای اظهار بی‌اطلاعی کرده و یک بار هم البته گفت که او زنده است اما به شدت مجروح و از کار افتاده شده است.

در مجموع، تناقض میان ادعای گفتگوی هفت ساعته پزشکیان با مجتبی خامنه‌ای و فراخوان‌های دعا و قربانی، همراه با غیبت طولانی، فضای ابهام را حفظ کرده است.

کسی که بتواند ساعت‌ها بحث کند، از نظر منطقی در وضعیت بحرانی نیست، اما نیاز به نذر و دعا می‌تواند هم جنبه پیشگیرانه مذهبی داشته باشد و هم نشانه نگرانی واقعی.

بدون انتشار شواهد بصری یا صوتی مستقل، گمانه‌زنی‌ها ادامه خواهد یافت. ظاهرا در ایران قدرت در حال حاضر به شکل جمعی‌تر و با اتکا به نهادهای مختلف از جمله سپاه پاسداران و دولت،  اداره می‌شود، اما ساختار ولایت فقیه هنوز بر محور رهبری استوار است.

هرگونه تغییر بنیادین در این زمینه نیازمند شواهد بسیار قوی‌تری است که تا این لحظه وجود ندارد.

 
 
bottom of page