top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

هیتلر و مجتبی خامنه‌ای در یک قاب: آرزوی دیرهنگام جمهوری اسلامی برای رفتن به سمت توتالیتاریانیسم

  • 10 hours ago
  • 4 min read
خامنه‌ای

سارا پریزاد


انتشار بنری با تصویر مجتبی خامنه‌ای در کنار آدولف هیتلر، نشانه‌ای گویا از بحران گفتمانی جمهوری اسلامی است. این بنر با تکیه بر استعاره وطن به‌مثابه مادر، موافقان حملات به حکومت را خائن معرفی می‌کند و هم‌زمان منطق پدرسالارانه و اقتدارگرای نهفته در روایت رسمی را بازتولید می‌نماید. انتساب جمله‌ای بی‌منبع به هیتلر و هم‌نشینی او با نماد قدرت در جمهوری اسلامی، نه‌فقط یک انتخاب تبلیغاتی، بلکه بازتابی از افول مشروعیت و پناه بردن به زبان اقتدار در لحظه ضعف است.


چند روزی است که تصویری در شبکه‌های اجتماعی از یک بنر بزرگ منتشر شده است که توجه بسیاری از کاربران را به خود جلب کرده است.


در بالای تصویر عکس مجتبی خامنه‌ای است با عنوان «علمداری دگر آمد»، و در قسمت پایین بنر تصویری از آدولف هیتلر با جمله‌ای منتسب به وی است که مضمون آن چنین است: « پست‌ترین انسان‌ها کسانی هستند که در تصرف کشورهایشان با من که بیگانه بودم همکاری کردند، چون وطن مادر است و آنها زمینه‌سازی کردند تا من حتی بر مادرشان مسلط شوم. هر کس از تعرض به کشورش خوشحال باشد، مانند کسی است که از تجاوز به مادرش خوشحال شده باشد.»


در فضای شهری تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، دیوارها اغلب متعلق به مردم بودند؛ مردمی که آنچه را که در طول روز امکان بیانش را نداشتند، در تاریکی شب و اغلب شتاب‌زده و کج و کوله بر روی دیوارها نوشته‌اند.


اما بنرهای آراسته و تابلوهای تبلیغاتی نصب‌شده در روز و در مسیر بلوارهای زیبای شهر، درون متروها، بر روی اتوبوس‌ها و سردر میادین، تماما در تسخیر نظام جمهوری اسلامی است، حتی امروز که نیروهایشان جایی برای یک خواب راحت ندارند.

بنرها، تابلوها، سردر میادین و پل‌های عابر پیاده در روز بازنمایی از ایدئولوژی تاریخ‌گذشته جمهوری اسلامی‌اند و شب‌ها دیوارها صدای ضدگفتمانی آن.

از این رو، این بنر را هم با اطمینانی خدشه‌ناپذیر می‌توان در درون گفتمان جمهوری اسلامی نشاند و گزاره‌های بازنمایی‌شده در این تصویر را بخشی از بافت‌های درهم‌تنیده‌ این گفتمان فرسوده دانست. گزاره‌های آن را هم می‌توان در متن و محتوای آن تحلیل نمود و هم در خود تصویر.


هدف ابتدایی و ظاهری متن، مواخذه کردن کسانی است که از حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی حمایت می‌کنند و آنها را خائن به میهن معرفی می‌کند.


در این گفته، وطن به‌مثابه مادر معرفی شده است، که این استعاره به وضوح نماد گفتمان پدرسالارانه‌ای است که جمهوری اسلامی بر پایه آن بنا شده است.


در سیستم‌های پدرسالارانه، بدن زن (که تنها زمانی ارزش پیدا می‌کند که مادر شود) به‌عنوان منبعی برای تولید سرباز و نیروی کار در نظر گرفته می‌شود. از این منظر، بدن زن/مادر به‌عنوان یک مادە حیاتی برای حفظ کشور شناخته می‌شود و کنترل بر آن به‌نوعی معادل کنترل بر کشور است.

در این گفتمان، فرزندان این مادر باید مردانی از جنس خود کشور باشند تا به‌عنوان سربازان و کارگران وفادار به میهن خدمت کنند. بنابراین، بدن زن به‌عنوان دارایی و «ناموس» کشور مطرح می‌شود. این نگرش، نوعی این‌همانی میان میهن و مادر ایجاد می‌کند.

این دیدگاه، یکی از دلایل اصلی اعمال قدرت بر زنان در جمهوری اسلامی و در بسیاری از سیستم‌های پدرسالارانه است.


در چنین نظام‌هایی، قدرت بر زنان به‌عنوان ابزاری برای کنترل و تثبیت اقتدار مردان و رژیم‌های حاکم استفاده می‌شود. این نگرش به وفور در گزاره‌های ایدئولوژیک جمهوری اسلامی نمایان است و نشان می‌دهد که چگونه ایدئولوژی پدرسالارانه همچنان در قالب‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی این رژیم نقش‌آفرینی می‌کند.

اما نکته جالب دیگر در این تصویر این است که اساسا منبع مشخصی وجود ندارد که ثابت کند آدولف هیتلر چنین جمله‌ای را گفته باشد. اگر لحظه‌ای به این فکر شود که چرا هیتلر و نه مثلا دیگر رهبران نظامی معروف دیگری چون ناپلئون بناپارت یا هر فرد دیگری، به انتخاب تعمدی هیتلر پی خواهیم برد.

به عبارتی دیگر، صرفا محتوای جمله منتسب به هیتلر در اینجا مهم نیست، این هم مهم است که چرا هیتلر و اتفاقا این بخش بیشتر توجه کاربران را در شبکه‌های اجتماعی به خود جلب کرده است.


البته آوردن تصویر هیتلر در زیر تصویر مجتبی خامنه‌ای بخشی از نیات شاید ناآگاهانه اما گفتمانی نصابان چنین بنری که ماموران جمهوری اسلامی هستند را عیان کند.


آدولف هیتلر، رهبر حزب نازی آلمان در دوره جنگ جهانی دوم، از معدود شخصیتهایی است که توانست سیستمی توتالیتاریانیستی بنیاد نهد که نیاز به توانایی گسترده‌ای در نظارت بر تک‌تک شهروندان با پشتیبانی یک ایدئولوژی مشخص دارد.

در چنین سیستمی، دولت بایستی از مشروعیت بالا برخوردار شود و دستگاه خود را بر تمامی فضای فردی و اجتماعی گسترانده باشد. در چنین حالتی، دولت با جامعه این‌همانی پیدا می‌کند و یا اساسا جامعه باقی نخواهد ماند و هر آنچه هست دولت است.

دولت جمهوری اسلامی، مانند هر قدرت اقتدارگرای دیگری، به شدت تمایل به چنین وضعیتی دارد، اما در چنین شرایطی کمترین شانس را برای داشتن چنین دولتی دارد.


مشروعیت سیاسی‌ جمهوری اسلامی در پایین‌ترین میزان در طول تاریخ خود قرار گرفتە است و این سیر کاهش مشروعیت از انتخابات ۸۸ تا به امروز یک مسیر مشخص رو به پایین را طی و کاهش روزافزون در درون حاکمیت تثبیت شده است.


از طرفی دیگر، قدرت نظامی‌اش حتی برای سرکوب داخلی و تقویت نظارت بر شهروندانش در این جنگ بشدت کاهش پیدا کرده است. بنابراین شاید در صورت باقی‌ماندن در قدرت، رژیم جمهوری اسلامی را رژیمی نظامی، شکست‌خورده با آرزوی دیرینه نازی‌شدن تصور کرد.


اما انتخاب هیتلر برای انتساب این جمله به وی یک دلیل دیگر هم دارد و اینکه دشمنی جمهوری اسلامی صرفا با اسرائیل نیست. بلکه نفرت از هر فرد یهودی همواره در لابلای گفته‌هایش و به نام صهیونیسم به خوبی قابل شناسایی است.


آرزوی نابودی اسرائیل در واقع برای جمهوری اسلامی همتای با آرزوی نابودی تمام یهودیان از سوی نازی‌ها است و قهرمان هر دو هیتلر می‌باشد.

 
 
bottom of page