top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

استقلال اقتصادی و مادری: چرا زنان هنوز هزینه بیشتری می‌پردازند؟

24 minutes ago
6 min read



سمیە توحیدی


زنان در فرانسه بیش از نسل‌های پیش، از تحصیلات عالی، درآمد مستقل و امکان انتخاب مسیر زندگی برخوردارند، اما مادرشدن هنوز نقطه‌ای است که مسیر اقتصادی آنها را از مردان دور می‌کند. فاصله‌ای که پیش از تولد فرزند نسبتاً محدود است، با تولد نخستین فرزند بیشتر می‌شود و در خانواده‌های چندفرزندی به شکافی قابل توجه در درآمد و زمان کار می‌رسد.


در حالیکە این شکاف یکی از تناقض‌های موقعیت زنان در فرانسه و بخش بزرگی از اروپای امروز را آشکار می‌کند، استقلال اقتصادی زنان طی چند دهه از یک مطالبه به واقعیت اجتماعی تبدیل شده، اما هزینه حرفه‌ای تشکیل خانواده به همان اندازه میان مادر و پدر تقسیم نشده است.


برای بسیاری از زنان، مسئله دیگر انتخاب میان کار و خانواده نیست، بلکه هزینه‌ای است که برای داشتن هر دو می‌پردازند.


تازه‌ترین گزارش مؤسسه ملی آمار و مطالعات اقتصادی فرانسه، INSEE نشان می‌دهد زنان شاغل در بخش خصوصی در سال ۲۰۲۴ به طور متوسط ۲۱.۸ درصد کمتر از مردان درآمد سالانه داشته‌اند.


اما این عدد به معنای دریافت ۲۱.۸ درصد دستمزد کمتر برای همان کار نیست. زنان در طول سال ساعات کمتری را کار می‌کنند و بیشتر نیمه‌وقت هستند.


با یکسان کردن حجم کار، فاصله دستمزد به ۱۴ درصد و برای همان شغل در همان مؤسسه به ۳.۶ درصد کاهش می‌یابد.


این فاصله با ورود فرزند تغییر می‌کند


در میان زنان و مردان بدون فرزند، شکاف دستمزد با محاسبه کار تمام‌وقت معادل ۵.۸ درصد است. با یک فرزند این فاصله به ۱۳.۶ درصد، با دو فرزند به ۲۰.۴ درصد و با سه فرزند یا بیشتر به ۲۸.۲ درصد می‌رسد.


اگر درآمد واقعی سالانه مبنا قرار گیرد، زنان دارای سه فرزند یا بیشتر ۴۰.۹ درصد کمتر از مردان همین گروه درآمد دارند.

این تفاوت در نسلی شکل گرفته است که زنانش دیگر از نظر تحصیلات از مردان عقب نیستند. وزارت آموزش ملی فرانسه در گزارش سال ۲۰۲۶ درباره دختران و پسران اعلام نمودە است ۸۵ درصد دختران در یک نسل دیپلم دبیرستان می‌گیرند، در برابر ۷۵ درصد پسران.

در پایان تحصیلات نیز ۲۹ درصد زنان مدرک کارشناسی ارشد یا بالاتر دارند، در برابر ۲۲ درصد مردان از چنین سطحی از تحصیلات برخوردارند.


با وجود این برتری تحصیلی، ورود به بازار کار دوباره بخشی از فاصله را بازمی‌گرداند. میان فارغ‌التحصیلان کارشناسی ارشد، ۴۷ درصد زنان به قراردادهای کاری دائمی دست پیدا می‌کنند، در مقابل، ۵۷ درصد مردان میتوانند قراردادهای کاری دائمی را کسب کنند.


اما فاصله بزرگ‌تر زمانی پدیدار می‌شود که خانواده و به‌ویژه فرزند وارد زندگی حرفه‌ای می‌شود.


بخش مهمی از این تفاوت به زمان کار برمی‌گردد. مادران بیش از پدران ساعات کاری خود را کاهش می‌دهند، بیشتر نیمه‌وقت می‌شوند و وقفه‌های شغلی بیشتری دارند.

در خانواده‌هایی که کوچک‌ترین فرزند سه سال یا کمتر دارد، حجم سالانه کار زنان ۲۳.۱ درصد کمتر از مردان است. کاهش ساعات کار نیز فقط درآمد همان سال را پایین نمی‌آورد. اگر چند سال ادامه پیدا کند، بر سابقه کاری، افزایش دستمزد، فرصت ارتقا و درآمد سال‌های بعد اثر می‌گذارد.

این الگو محدود به فرانسه نیست. بر اساس داده‌های یورواستات درباره اشتغال نیمه‌وقت در اتحادیه اروپا، در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۷.۵ درصد زنان شاغل ۲۰ تا ۶۴ ساله نیمه‌وقت کار می‌کردند، در برابر ۷.۸ درصد مردان. از ۳۳.۷ میلیون شاغل نیمه‌وقت در اتحادیه اروپا، ۲۵.۴ میلیون نفر زن بودند.


اما پشت این اعداد تصمیم‌هایی قرار دارد که همیشه نمی‌توان آنها را به اجبار یا تبعیض نسبت داد. زنی که پس از تولد کودک، چهار روز در هفته کار می‌کند تا زمان بیشتری را با فرزندش بگذراند، ممکن است آگاهانه درآمد کمتر را در برابر وقت بیشتر با خانواده انتخاب کرده باشد.


در چنین حالتی، اختلاف درآمد واقعی است، اما به تنهایی چیزی درباره علت آن نمی‌گوید.


مرز میان انتخاب و محدودیت زمانی مبهم‌تر می‌شود که خانواده باید تصمیم بگیرد کدام‌یک از دو والد ساعات کاری خود را کاهش دهد.

درآمد هر یک، هزینه نگهداری کودک، انعطاف شغلی و سهمی که از مراقبت بر عهده دارند، در این تصمیم دخیل است. انتخابی که در یک خانواده ممکن است کاملاً داوطلبانه باشد، در مقیاس میلیون‌ها خانواده الگویی آشنا می‌سازد: مادران بسیار بیشتر از پدران از زمان کار خود می‌کاهند.

پژوهش تازه مؤسسه ملی مطالعات جمعیتی فرانسه، INED، درباره رابطه کار و خانواده بخشی از زندگی پشت این اعداد را نشان می‌دهد.


نزدیک به هشت نفر از هر ده شاغل فرانسوی گفته‌اند خستگی ناشی از کار وارد زندگی خصوصی آنها می‌شود و بیش از نیمی احساس می‌کنند شغلشان اجازه نمی‌دهد به اندازه‌ای که می‌خواهند برای همسر یا فرزندان وقت بگذارند.


این فشار فقط مختص زنان نیست، اما زمانیکە مسئولیت خانواده وارد محیط کار می‌شود، تفاوت آشکارتر است.


۳۸ درصد زنان گفته‌اند مسئولیت‌های خانوادگی تمرکزشان را در محل کار مختل می‌کند، در برابر ۲۷ درصد مردان بە این پرسش پاسخ دادەاند. حدود ۳۰ درصد والدین دارای فرزند زیر شش سال نیز از عدم تعادل شدید میان زندگی خصوصی و حرفه‌ای گفته‌اند، در حالی که این نسبت میان افراد بدون فرزند کمتر از ۱۹ درصد است.


با این حال، همان مطالعه تصاویر دیگری را نیز ثبت کرده است. ۶۶ درصد زنان گفته‌اند شغل به شکوفایی شخصی آنها کمک می‌کند و باعث می‌شود در محیط خانواده احساس بهتری داشته باشند.


نزدیک به چهار نفر از هر پنج پاسخ‌دهنده نیز گفته‌اند رضایت از زندگی خانوادگی به آنها کمک می‌کند بهتر کار کنند.


برای بسیاری از زنان، بنابراین، کار و خانواده دو انتخاب رقیب نیستند. هر دو بخشی از زندگی‌ای هستند که می‌خواهند. اما تنش از جایی آغاز می‌شود که حفظ هر دو، از زمان و درآمد مادر بیشتر از پدر می‌کاهد.

همین واقعیت پاسخ به این پرسش را که استقلال اقتصادی تا چه اندازه به نفع زنان بوده، پیچیده‌تر می‌کند. افزایش تحصیلات و درآمد مستقل، امکان انتخاب زنان را گسترش داده و اکثریت زنان شاغل در مطالعه INED نیز کار را بخشی مثبت از زندگی خود دانسته‌اند. اما ورود زنان به بازار کار با بازتوزیع هم‌اندازه مسئولیت‌های خانواده همراه نشده است.

این تفاوت اکنون در شرایطی برجسته‌تر شده که خود رابطه نسل جوان فرانسه با فرزندآوری نیز در حال تغییر است.


بر اساس مطالعه INED درباره تمایل به فرزندآوری در فرانسه، زنان زیر ۳۰ سال در سال ۲۰۲۴ به طور متوسط ۱.۹ خواهان داشتن فرزند بودند، در حالی که این رقم در سال ۲۰۰۵ حدود ۲.۵ بود.


در میان مردان جوان نیز تعداد فرزند مطلوب از ۲.۳ به ۱.۸ کاهش یافته است. سهم کسانی که بە هیچ وجە مایل بە داشتن فرزند نیستند نیز از ۶ درصد به ۱۲ درصد رسیده و تمایل به داشتن سه فرزند یا بیشتر از ۳۸ درصد به ۲۳ درصد کاهش یافته است.

این تغییر در آمار تولد نیز دیده می‌شود. تازه‌ترین گزارش جمعیتی INSEE نشان می‌دهد در سال ۲۰۲۵ حدود ۶۴۵ هزار کودک در فرانسه متولد شدند کە ۲۴ درصد کمتر از نرخ زاد و ولد در سال ۲۰۱۰ است. نرخ باروری به ۱.۵۶ فرزند برای هر زن رسیدە است کە پایین‌ترین سطح از پایان جنگ جهانی اول محسوب می شود.

برای نخستین بار از پایان جنگ جهانی دوم نیز تعداد مرگ‌ها از تولدها بیشتر شد.


با این همه، میان افزایش استقلال اقتصادی زنان و کاهش فرزندآوری نمی‌توان یک خط مستقیم کشید. هزینه مسکن و نگهداری کودک، نااطمینانی اقتصادی، دیرتر شکل گرفتن روابط پایدار، افزایش سن والدین و تغییر نگرش به خانواده همگی در اتخاذ این تصمیم دخیل‌اند.


داده‌های INED عامل دیگری را هم نشان می‌دهد: بخشی از زنان و مردان جوان واقعاً فرزندان کمتری از نسل‌های پیشین می‌خواهند.


حتی در همان مطالعه INED درباره تعادل کار و خانواده، افرادی که از تنش شدید میان زندگی حرفه‌ای و خصوصی گفته‌اند کە الزاماً قصدی برای داشتن فرزند یا فرزند بعدی نداشته‌اند.


پژوهشگران بر این باورند کە مرحله بعدی این مطالعه در سال ۲۰۲۷ می‌تواند نشان دهد این قصدها تا چه اندازه در عمل به تولد فرزند منجر شده است.


مقایسه کشورهای توسعه‌یافته نیز روایت ساده «اشتغال بیشتر زنان، فرزند کمتر» را تأیید نمی‌کند. بررسی OECD درباره باروری، اشتغال زنان و سیاست خانواده نشان می‌دهد رابطه منفی میان اشتغال زنان و باروری که در دهه ۱۹۷۰ دیده می‌شد، از دهه ۱۹۹۰ تغییر کرده است.

در کشورهای عضو OECD، جوامعی که امکان سازگار کردن کار و خانواده را بهتر فراهم کرده‌اند، می‌توانند هم مشارکت اقتصادی بالاتر زنان و هم باروری بالاتری داشته باشند.

این یافته بحث را دوباره به همان نقطه‌ای برمی‌گرداند که شکاف اقتصادی مادران و پدران از آن آغاز می‌شود. مسئله لزوماً شاغل بودن زن نیست، بلکه شرایطی است که او در آن باید شغل و خانواده را کنار یکدیگر نگه دارد.


دو روایت ساده این واقعیت را کامل توضیح نمی‌دهند. نمی‌توان هر تفاوت درآمدی میان زن و مرد را شاهدی مستقیم بر تبعیض دانست، همان‌طور که نمی‌توان همه آن را نتیجه انتخاب آزاد زنان خواند.


مادری که ساعات کارش را کاهش می‌دهد ممکن است دقیقاً همین را خواسته باشد، اما این انتخاب در خلأ صورت نمی‌گیرد. درآمد دو والد، هزینه مراقبت از کودک، نوع شغل و تقسیم مسئولیت در خانه، محدوده انتخاب را شکل می‌دهد.

آنچه در نهایت روشن‌تر از سایر علت‌ها دیده می‌شود، نتیجه است. زن بدون فرزند از نظر درآمد و مسیر حرفه‌ای به مرد نزدیک‌تر است. با ورود فرزند فاصله بیشتر می‌شود و با افزایش تعداد فرزندان عمق می‌گیرد.

زنان امروز فرانسه بیش از نسل‌های پیش می‌توانند تحصیل کنند، درآمد مستقل داشته باشند و درباره ازدواج، شغل و مادرشدن تصمیم بگیرند. این افزایش دامنه انتخاب یکی از تغییرات بزرگ اجتماعی چند دهه گذشته است. اما افزایش آزادی انتخاب، هزینه انتخاب‌ها را برابر نکرده است.

برای زنی که هم استقلال اقتصادی می‌خواهد و هم مادری، تولد فرزند هنوز بیش از آنکه مسیر حرفه‌ای پدر را تغییر دهد، مسیر زندگی زن را تغییر می‌دهد.

دستاورد تحولات چند دهه گذشته این بوده است که زنان بیش از گذشته می‌توانند درباره زندگی خود انتخاب کنند. اما مسالە حل‌نشده این است که زنی که همزمان خواهان استقلال اقتصادی و مادری است، هنوز برای داشتن هر دو بیش از مردی که شغل و پدری را همزمان دارد هزینه می‌پردازد.

 
 
bottom of page