زنان کارگر قربانیان اصلی سیاستهای جنگافروزانهی جمهوری اسلامی هستند
- 3 hours ago
- 5 min read

ژیار دستباز
هفتاد و نە روز قطعی اینترنت در ایران، زندگی بسیاری از شهروندان و بهویژه زنان شاغل را مختل کرده است. مشاغل آنلاین و غیررسمی که زنان سرپرست خانواده به آن وابسته بودند، تعطیل شده و بسیاری از آنان با بیکاری، تورم و فشار اقتصادی شدید مواجهاند. آمارها نشان میدهد سهم زنان از شاغلان تنها ۱۵ درصد است و طی زمستان گذشته، ۲۳۳ هزار شغل زنان از بین رفت. این وضعیت تبعیضهای جنسیتی و آسیبپذیری اقتصادی زنان را تشدید کرده است.
بیش از هفتاد روز از قطعی اینترنت در ایران می گذرد و ارتباط شهروندان با دنیای خارج قطع شده است، در این مدت مردم با مشکلات زیادی از جمله بیکاری گسترده در مشاغل آنلاین، افزیش سرسامآور تورم و گسترش افسردگی و نا امیدی در جامعه روبه رو شده اند.
در این شرایط، یکی از گروههایی که بیشترین آسیب را دیده اند، زنان کارگر هستند، این گروه از زنان پیش از این نیز با تبعیض در محیط کار و حقوق مواجه بودند.
بر اساس گزارش مرکز آمار ایران از میان ٢٤ ملیون شغل موجود در کشور، زنان تنها ١٥ درصد از شاغلان کشور را تشکیل میدهند و سهم مردان ٨٥ درصد است. همچنین طبق گزارش مجمع جهانی اقتصاد ایران از نظر شکاف جنسیتی از میان ١٤٦ کشور در رتبه ١٤٣ قرار دارد.
در شرایط فعلی یک سوم متقاضیان بیمه بیکاری زنان هستند، این نشان دهنده تفاوت فاحش نرخ بیکاری بین زنان و مردان است. در زمستان گذشته، ٢٣٣ هزار شغل زنان از بین رفت و در مقابل ١٩٠ هزار شغل به مردان اضافه شد.
در این میان مشاغل غیر رسمی و کسب و کارهای آنلاین در چنین ساختار تبعیضآمیزی در موقعیت بدتری قرار دارند.
این مشاغل تحت پوشش بیمه نیستند و بسیاری از خانوادههای دارای سرپرست زن به آنها وابسته اند. در جریان قطعی اخیر اینترنت، این کسب و کارها کاملا از بین رفتند و هیچ حمایتی، از جمله بیمه بیکاری، دریافت نکردند.
سحر زن ٣١ ساله، به دلیل درآمد پایین خانواده مجبور بود، هم کارهای خدماتی و تمیز کاری منازل انجام دهد، و هم با ساخت و فروش کارهای دستی، از طریق آنلاین امرار معاش کند. او می گوید:
پدرم کارگر فصلی بود و به دلیل کهولت سن دیگر توانایی کار نداشت و بیمه هم نداشت، برای همین مجبور شدم، به جای فکر کردن به ازدواج از پنج سال پیش هم از پدر و مادر پیرم حمایت کنم و هم با کار تمیزکاری زندگی مان را بگذرانم.
سحر، کە پیش از قطع اینترنت در یک شرکت خدماتی نیز کار میکرد، میگوید درآمد این شغل برای تامین هزینههای زندگی کافی نبود. او در روزهای بیکاری کارهای دستی تولید میکرد و از طریق اینستاگرام میفروخت. به گفته او، درآمد فروش آنلاین هرچند محدود بود، اما بخشی از هزینههای خود و خانوادهاش را تامین میکرد.
او میگوید پس از قطع اینترنت و شرایط اقتصادی اخیر، شرکت خدماتی تعطیل شد و مشتریان آنلاینش را نیز از دست داد. سحر اکنون برای فروش محصولاتش به دستفروشی در خیابان روی آورده است.
او میگوید خریداران کم هستند و بعضی از افراد تنها از سر دلسوزی خرید میکنند. سحر توضیح میدهد روز گذشته ۱۲ ساعت کنار خیابان ایستاد و فقط ۳۰۰ هزار تومان فروش داشت که از این مبلغ، ۲۰۰ هزار تومان سود باقی ماند. او با همان پول توانست چند قلم میوه بخرد.
سحر میگوید از این وضعیت خسته شده و نمیداند آینده چه خواهد شد.
بر اساس گزارش مرکز آمار ایران بیشتر زنان شاغل در ایران در بخش خدمات کار می کنند، مانند آرایشگاهها، باشگاهها ، کلینیک های زیبایی،هتل ها، آژانس های مسافرتی، دفاتر بیمه، فروشگاههای انلاین، پرستاری و...حالا با جنگی که سرنوشت آن معلوم نیست، همزمان قطعی اینترنت و تورم بالا کارشان متوقف شده و با نگرانی و اضطراب به آینده ای نامعلوم چشم دوخته اند.
شیما آرایشگری با ٢٠ سال تجربه و سرپرست دو فرزند، مانند بسیاری از زنان دیگر، درجریان جنگ اخیر بیکار شده است. او می گوید:
بعد از فوت همسرم خودم سرپرستی بچه هایم را بر عهده داشتم، کارم بد نبود دو شاگرد هم داشتم. اما با جنگ و گرانی سرسام آور اجاره مغازه، هم خودم و هم شاگردهایم بیکار شدیم، مجبور شدم مغازه را تعطیل کنم، و برای بیمه بیکاری درخواست بدهم.
شیما که نگران آینده خود و فرزندانش است، ادامه می دهد: هرچند که میدانم با دوتا فرزند دانشجو و اجارهنشینی و گرانی، این بیمه برای زندگی کافی نیست، اما هیچ راه چاره ای ندارم.
او در ادامە میگوید کە اکثر آرایشگرانی که وی میشناختە است و در مغازەهای اجارهای کار میکردند، کارشان را تعطیل کرده اند، و حتی صاحبان مغازه هم با کمبود شدید مشتری مواجه هستند.
آمارهای مختلف نشان میدهد شمار زیادی از بیکاران ناشی از جنگ اخیر از جمله زنان بیمه نداشته اند. شمار قابل توجهی از افراد در مشاغل غیررسمی مانند دستفروشی و کارگری فصلی فعالیت می کنند و وضعیتشان بسیار نامناسب است، این وضعیت در مناطق حاشیهای وخیم تر است.
برهان صلواتی مدیر کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان کردستان، چند روز پیش در یک نشست خبری اعلام کرد از حدود ٥٠ هزار کارگر ساختمانی در کردستان ٢٩ هزار نفر فاقد بیمه هستند، که این خود نامناسب بودن شرایط کارگران را اعم از مردان و زنان نشان میدهد.
روناک ٤٧ ساله، بدون بیمه و با حداقل حقوق در یک گلخانه کار می کرد. وی ساکن یکی از شهرهای کردستان و مادر سه فرزند است، در حالی که همسرش کارگر فصلی و بیمار است. او می گوید:
به دلیل گرانی و وضعیت دشوار زندگی مجبور شدم کار کنم، ابتدا در رستوارن روزانه ١٣ ساعت با کمترین حقوق کار می کردم. سپس سه سال پیش در یک گلخانه مشغول به کار شدم. صاحب کار هرسه ماه یک بار ما را اخراج می کرد و دوباره به کار بازمی گرداند، تا بیمه نشویم. من با حقوق کمتر از اداره کار هم راضی بودم.
روناک و همسرش اکنون سه ماه است که بیکار شداند و هیچ بیمهایی هم ندارند. وی ادامه میدهد: اما حالا با شروع جنگ و قطع صادرات، تعدیل نیرو کردند و بسیاری از ما بیکار شدیم.
نزدیک به سه ماه است نه من و نه همسرم درآمدی نداشتیم، پس اندازمان هم تمام شده و به دلیل نداشتن بیمه هیچ حقوقی هم نمیگیرم. گهگاهی خانواده ها به ما کمک میکنند، اما نمیتوانیم این وضعیت را ادامه دهیم و تلاش میکنم فرزندانم کمترین آسیب را ببینند.
سیاستهای اقتصادی و جنگافروزانهی جمهوری اسلامی طی سالهای اخیر، ساختار معیشتی مردم را به شدت تضعیف کرده و فقر و تورم گستردهای ایجاد کرده است. جنگ اخیر نیز این آسیبها را تشدید کرده و گروههای آسیبپذیر و بهحاشیه راندهشده را در شرایطی بحرانیتر قرار داده است.
در این میان، زنان بهویژه در محیط کار با فشارهای مضاعف مواجهاند؛ کلیشههای جنسیتی و نگرشهای مردسالارانه، ارزش کار آنان را کمتر از مردان میداند و آنها را در معرض ریسک بالاتری قرار میدهد.
در شرایط تعدیل یا اخراج نیروی کار، زنان که بسیاری از آنان تنها سرپرست خانواده هستند، بهطور تبعیضآمیزی، اولین قربانیان بحرانهای اقتصادی و سیاستهای اخراج دستهجمعی میشوند.
روایت زنانی مانند سحر، شیما و روناک نشان میدهد بحران کنونی تنها به کاهش درآمد یا از دست رفتن شغل محدود نیست، بلکه به فروپاشی تدریجی امنیت معیشتی در میان زنان شاغل انجامیده است.
قطعی اینترنت، رکود بازار، تعطیلی کسبوکارهای آنلاین، افزایش هزینه اجاره و نبود پوشش بیمهای، زنانی را که پیشتر نیز در حاشیه بازار کار قرار داشتند، به موقعیتی شکنندهتر سوق داده است.
بسیاری از این زنان اکنون میان دستفروشی، بیکاری، کارهای موقت و وابستگی به کمک اطرافیان گرفتار شدهاند.
ادامه این وضعیت، در کنار تبعیض ساختاری در بازار کار، میتواند فقر، ناامنی اقتصادی و شکاف جنسیتی را در جامعه عمیقتر و پایدارتر کند.











