top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

تفاهمنامە آمریکا و ایران، سرنوشت نفوذ حوثی‌ها را محک می‌زند

  • 2 hours ago
  • 5 min read


تفاهم‌نامە میان آمریکا و ایران پرسش‌هایی را درباره آینده نفوذ ایران در خاورمیانه ایجاد کرده است. در صدر این پرسش‌ها، گروه حوثی در یمن قرار دارد که پس از ضربه به متحدان تهران در منطقە و تشدید فشار بر آن‌ها در دیگر میدان‌ها، یکی از آخرین برگ‌های برنده ایران در جهان عرب محسوب می‌شود.

 

گروه حوثی یمنی در سال‌های گذشته یکی از مهم‌ترین ابزارهای نفوذ ایران در منطقه بوده است. با این حال، تلاش تهران برای تثبیت تفاهم‌های بلندمدت با واشنگتن و کاهش فشارهای اقتصادی و نظامی ممکن است جمهوری اسلامی ایران را ناچار نماید تا بخشی از حمایت نظامی خود را متوقف کند یا رفتار این گروه را به‌ویژه در دریای سرخ، کنترل کند.

 

حوثی‌ها دیگر صرفاً یک نیروی نیابتی سنتی ایران نیستند. این گروه به نیرویی تبدیل شده است که در داخل یمن نهادهای امنیتی، نظامی و اقتصادی خود را در اختیار دارد و بر بخش بزرگی از این کشور اعمال حاکمیت می کند. همین امر سطح بالایی از استقلال عمل به آن داده است.

 

رشاد العلیمی، رئیس شورای رهبری ریاست‌جمهوری یمن، تفاهم‌های جاری میان واشنگتن و تهران را توافق‌هایی شکننده توصیف کرد که صرفاً بحران‌ها را مدیریت می‌کند و راه‌حلی پایدار را نمیتوانند ارائه دهند . او همچنین نسبت به نادیده گرفتن پرونده بازوهای فرامرزی ایران، به‌ویژه حوثی‌ها، هشدار داد.

 

در این بارە، اسلام المنسی، پژوهشگر مصری در امور ایران بە پایگاە خبری الشرق الاوسط گفتە است کە تهران به‌سختی از حوزه‌های نفوذ خود یا نیروهای نیابتی‌اش چشم‌پوشی خواهد کرد.

به گفته او، ایران همچنان ابزار بازتعریف رابطه با این نیروها و بازسازی نقش آن‌ها را از جمله تبدیل ظاهری آن‌ها به احزاب سیاسی در اختیار دارد.

 المنسی در این بارە افزودە است کە تفاهم میان آمریکا و ایران سرنوشت نفوذ منطقه‌ای تهران و بازوهای نظامی آن را شامل نمی‌شود، زیرا جمهوری اسلامی ایران، مذاکرات را بر تنگه هرمز متمرکز کرده و پرونده‌های هسته‌ای، موشکی و نیروهای نیابتی را به مهلت ۶۰ روزه دستیابی به توافق صلح موکول کرده است.

 

بر این اساس میتوان انتظار داشت کە ایران در مذاکرات اخیر خود کە در سوئیس برگزار می شود، برای حفظ حداقلی از نفوذ بازوهای خود، بە ویژە در لبنان و یمن و عراق خواهد جنگید.


از همین رو، تهران ترجیح می‌دهد تا نقش آن‌ها را موقتاً بە تعلیق درآورد، نه اینکه آن‌ها را منحل سازد. این رویکرد در محدود کردن فعالیت گروه‌های عراقی، سوق دادن حوثی‌ها به تنش‌زدایی و هم‌زمان حفظ حزب‌الله لبنان دیده می‌شود.


با توجە بە بازیهای سیاسی میان ایران و یمنیها، میتوان اظهار داشت کە جمهوری اسلامی ایران از زاویه‌ای فراتر از پرونده هسته‌ای بە این مسالە می نگرد.


حداقل تا برهە کنونی، بە نظر می رسد جمهوری اسلامی ایران به دستاوردهای مهمی رسیده باشد. این دستاورد در تعیین‌تکلیف نشدن پرونده نفوذ منطقه‌ای ایران و بازوهای آن خلاصه می‌شود.

چنین وضعیتی به معنای ادامه حمایت تهران از این نیروها، به‌ویژه حوثی‌ها، است. تهران حوثی‌ها را بهترین ابزار برای جبران کاهش نفوذ خود در لبنان پس از هدف قرار گرفتن حزب‌الله و نیز تشدید فشار بر نیروهای نیابتی در عراق می‌داند.

حوثی‌ها در مقایسه با دیگر بازوهای ایران از امتیازهای متعددی برخوردارند. گستره جغرافیایی وسیع تحت کنترل، تسلیحات پیشرفته، توان بالای مانور و خرید زمان، و قرار نداشتن زیر فشار شدید نظامی، از جمله این امتیازهاست.


چنین عواملی باعث شده‌ است تا ایران از بحران حوثی‌ها برای تثبیت جایگاه خود در یمن استفاده می‌کند. میزان این استفادە به حدی است که تهران آن‌ها را به ایفای نقشی مشابه نقشی سوق داده است که حزب‌الله لبنان در گذشته ایفا می‌کرد.


از همین رو، پیش‌بینی می‌شود حوثی‌ها بر این باور تکیه کنند که تفاهم‌های آمریکا و ایران برای آن‌ها سپری حفاظتی در برابر هرگونه هدف‌گیری سیاسی یا نظامی فراهم می‌کند.


چنین برداشتی به‌تبع آن می‌تواند تمایل آن‌ها به سرسختی و خودداری از ارائه هرگونە امتیازی را افزایش دهد، از این رو بر این نکتە تاکید میشود کە حوثیها در جریان جنگ اخیر هدف حمله قرار نگرفتند.

حوثی‌ها پیش‌تر نشانه‌هایی از آمادگی برای ورود به مذاکرات صلح بروز داده بودند. یکی از این نشانه‌ها دستیابی به توافق با دولت قانونی یمن در پرونده‌هایی مانند پرونده اسرا بود. اکنون اما این گروه فرصت آن را دارد که به نقطه پیشین بازگردد.

بر اساس پیگری روندهای سیاسی، حوثی‌ها تاکنون هیچ نشانه‌ای را مبنی بر تمایل به پایان دادن به سلطه نظامی و امنیتی خود یا تحویل سلاح بروز ندادەاند.


خواسته‌های آن‌ها بر به رسمیت شناخته شدن حاکمیتشان به‌عنوان واقعیتی موجود و پذیرفته شدنشان به‌عنوان شریک اصلی در حکومت متمرکز است.

این امر هرگونه مذاکره صلح را با یک پرسش بنیادین روبه‌رو می‌کند: آیا دولت برای پذیرش حوثی‌ها به‌عنوان بخشی از خود امتیاز خواهد داد، یا ساختار دولت از نو بازتعریف خواهد شد؟

از سوی دیگر، پرونده یمن همچنان یکی از بخش‌های مبهم در تفاهم‌های آمریکا و ایران باقی مانده است. این در حالی است که به دلیل درهم‌تنیدگی ابعاد منطقه‌ای این پرونده با تناقض‌های بسیار پیچیده داخلی، این کشور یکی از حساس‌ترین و پیچیده‌ترین پرونده‌ها در خاورمیانە به شمار می‌رود.


از یک سو، نمی‌توان آینده گروه حوثی را از تمایل بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی برای تثبیت یک روند سیاسی پایدار جدا کرد. شاید محتمل باشد که تحت تاثیر موازنە قوا، حوثی‌ها به سمت سازگاری سوق داده شوند و ناچار به پذیرش الزامات نظم جدید منطقه‌ای شوند.


در همین چارچوب، روند سیاسی در یمن نیز با نظارت سازمان ملل فعال‌تر خواهد شد.


اما از سوی دیگر، سیاست جمهوری اسلامی ایران کە بر پایه عمل‌گرایی شکل گرفته است، حوثی‌ها را برگ فشاری راهبردی با هزینه پایین و بازده سیاسی بالا می‌بیند. از همین رو، بعید بە نظر می رسد کە تهران از این اهرم نفوذ چشم‌پوشی کند.

تنها در صورتی ممکن است کە سازگاری با سیاستهای جدید در منطقە آغاز شود که تفاهمنامە با جمهوری اسلامی ایران، این کشور را به توقف ارسال فناوری‌های پیشرفته نظامی برای حوثی‌ها و کاهش تنش در جبهه‌های دریای سرخ و باب‌المندب ملزم کند.

اما از سوی دیگر باید در نظر داشت کە ماهیت گروه حوثیهای یمن، تفاوت چندانی با بسیاری از گروه‌های مسلح ندارد. این گروهها ممکن است بدون آنکە به‌طور کامل از توان نظامی خود دست بکشند، وارد روند سیاسی شوند.


همین مسالە یمنی‌ها را نیز در وضعیت نگرانی و تردید قرار داده است، زیرا بیم آن دارند که این الگو در مورد حوثی‌ها نیز تکرار شود.


بە رغم آنکە نمیتوان در رابطە با تفاهمنامە میان آمریکا و ایران بە طور قطعی نظر داد، اما گزینه‌های مرتبط بە آن را میتوان در چهار سناریوی اصلی قابل بررسی دانست.


سناریوی نخست بر کاهش حمایت از شبه‌نظامیان استوار است تا این گروه‌ها به نیروهای سیاسی محلی تبدیل شوند.


سناریوی دوم توقف حملات علیه منافع آمریکا و کشتیرانی بین‌المللی را مطرح می‌کند، اما هم‌زمان ساختار کنونی نفوذ ایران را حفظ می‌کند.

سناریوی سوم، که پیچیده‌ترین گزینه ارزیابی می‌شود، بر تلاش تدریجی واشنگتن برای برچیدن شبکه نظامی ایران در برابر ارائه تضمین‌های اقتصادی استوار است. پیچیدگی این سناریو از آنجا ناشی می‌شود که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این بازوها را نخستین خط دفاعی خود می‌داند.

سناریوی چهارم بر رد هرگونه توافق از سوی دولت‌های منطقه و واشنگتن استوار است، مشروط بر اینکه چنین توافقی به حفظ سلاح و بازوهای نیابتی ایران منجر شود.


در این چارچوب، کاهش نفوذ ایران به شرطی اساسی برای موفقیت هر تفاهم بلندمدتی تبدیل می‌شود. در غیر این صورت، هر توافقی تنها آتش‌بسی موقت خواهد بود که در سطح منطقه‌ای قابلیت فروپاشی دارد.

عبدالملک حوثی، رهبر این گروه، چند روز پیش اعلام کردە بود کە حوثی‌ها برای مواجهه با هر تحول یا تشدید تنش نظامی در منطقه آماده‌اند. او همچنین از آمادگی این گروه برای مقابله با هرگونه تلاش جهت هدف قرار دادن هر یک از میدان‌های آنچه کە آن را محور مقاومت به رهبری ایران خواند، سخن گفتە بود.

از همینرو میتوان گفت کە مسالە نیابتی های ایران، از جملە در یمن و لبنان، میتواند بر آیندە تفاهم میان آمریکا و ایران، حداقل در ٦٠ روز آتی تاثیر جدی داشتە باشد.

bottom of page