نتانیاهو همه تخممرغهایش را در سبد ترامپ گذاشت
- 6 minutes ago
- 5 min read

با انعقاد تفاهمنامە میان ایران وآمریکا، نیروهای تندرو در ایران و اسرائیل، ضمن انتقاد شدید از آن، بە گونەای تلویحی خواهان بازگشت بە سیاستهای جنگی هستند. اما در اسرائیل، بە دلیل انتخابات پیش رو و نیز پروندەهای وی در دادگاە، بنیامین نتانیاهو با این اتهام کە طی یک دهه، تمام راهبرد اسرائیل در قبال ایران را بر محور شخص دونالد ترامپ بنا کردە است، در معرض شدیدترین انتقادات قرار گرفتە است. جناح مخالف وی معتقد است کە تفاهم رئیسجمهوری آمریکا با تهران، اسرائیل را در وضعیتی از انزوا، تحقیر و تلاش برای مهار پیامد خسارتهای وارد آمدە قرار داده است.
بە نظر میرسد بعد از امضای تفاهمنامە میان آمریکا و ایران، جایگاه راهبردی اسرائیل شاید هرگز تا برهە کنونی متزلزل نبودە است، تا جاییکی نمی توان این جایگاە را نه با موقعیت جنگ استقلال و نه حتی در نخستین روزهای هولناک جنگ یومکیپور مقایسە کرد.
تحلیلگران اسرائیلی بر این باورند کە اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۶ با دشمنانی قدرتمند، منسجم و مصمم در بیرون از مرزهای خود روبهرو است و در شکست دادن آنها ناکام مانده است. همزمان، مهمترین ستون حمایتی آن نیز کە ایالات متحده، امریکاست، در حال فرسایش است.
در درون بازیهای سیاسی احزاب اسرائیل، منتقدان وی بر این باورند کە طی یک دهه، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، همه مهرههای خود را روی دونالد ترامپ گذاشتە است. او با این تصور بە این قمار دست زد که ترامپ میتواند رژیم آیتاللهها در ایران را به زیر بکشد.
نتانیاهو در این مسیر، بهویژه پیش از انتقال قدرت در ژانویه ۲۰۲۵، با حزب دموکرات درگیر شد و حمایت بخش بزرگی از جهان غرب را از دست داد.
برنار-آنری لوی، فیلسوف و نویسنده یهودی فرانسوی، اخیراً در نشریه لو پوئن مقالهای را علیه ترامپ منتشر کرد. عنوان مقاله او خیانت و تحقیر، دکترین واقعی ترامپیسم بود.
لوی معتقد است سیاست خارجی ترامپ فقط بر رها کردن متحدان آمریکا استوار نیست. به باور او، این سیاست عنصر دیگری هم دارد: تحقیر عامدانه و علنی متحدان.
او این رویکرد را الگویی تکرارشونده قلمداد کردە و در این بارە چند نمونه را مثال می زند: رها کردن اوکراین در برابر روسیه، نحوه برخورد با تایوان، گفتوگو با طالبان، کنار گذاشتن کردها در عراق و سوریه، و در نهایت پشت کردن به اسرائیل در پرونده ایران.
لوی هشدار میدهد کە ابرقدرتی که دوستان خود را تحقیر میکند و منطق زور را بر وفاداری و ائتلافهای راهبردی ترجیح میدهد، ممکن است در نهایت جایگاه و نفوذ جهانی خود را از دست بدهد. او استدلال می کند تاریخ نشان داده است امپراتوریهایی که متحدان خود را رها کردند، قدرت خود را برای مدت طولانی حفظ نکردند.
در مورد اسرائیل، ترامپ با وجود دوستی کمنظیر میان دو رهبر و همکاری نظامی تاریخی، ترجیح داده تفاهمی را با ایران امضا کند که در عمل به توافقی شبیه تسلیم میماند.
منتقدان اسرائیلی نتانیاهو بر این باورند کە با این تفاهمنامە، صدها میلیارد دلار از داراییهای ایران میتواند آزاد شود و جمهوری اسلامی از جایگاهی تقویتشده بهعنوان قدرتی منطقهای که شکست نخورده است، برخوردار شود.
این منتقدان بر این باورند کە اما مشخص نیست ایران در برابر آن چه چیزی واگذار میکند، آیا جز بازگشایی تنگه هرمز که پیش از جنگ نیز باز بود، امتیاز دیگری را میدهد یا نە؟
کوتهنگری ترامپ در این پرونده هراسانگیز است. هراسانگیزتر از آن، ناتوانی اسرائیل و نتانیاهو در پیشبینی این وضعیت است.
منتقدان نتانیاهو همچنین بر این باورند کە بدتر از تمامی موارد، تفاهمنامە با ایران بندی را در خود جای داده است که بر پایان جنگ در لبنان تأکید میکند، آن هم در حالی که حزبالله همچنان پابرجاست، هر روز نیروهای ارتش اسرائیل را در جنوب لبنان تحت فشار قرار میدهد و هنوز موشکها و پهپادهایی در اختیار دارد که میتوانند ساکنان شمال اسرائیل را تقریباً برای مدتی نامحدود در وضعیت فرسایش و اضطراب نگه دارند.
زمانی که اسرائیل نسبت بە این امر اعتراض کرد، پاسخ آن یک نشست خبری تحقیرآمیز از سوی جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، بود. ونس در آن نشست، به حملات لفظی ادعایی اعضای کابینه اسرائیل علیه ترامپ بهشدت تاخت.
در واقع، هیچیک از وزیران کابینه نتانیاهو شخصاً به ترامپ حمله نکرده بودند. انتقاد آنان متوجه محتوای تفاهم بود. کسانی که شخصاً ترامپ را هدف قرار دادند، مجریان کانال ۱۴، بهویژه یینون ماگال که ترامپ را بازنده خواند، ونس را آشغال نامید و درباره ستیو ویتکوف و جرد کوشنر نیز الفاظی تحقیرآمیز به کار برد.
ونس در نشست خبری خود ضربهای دیگر را نیز بە اسرائیل وارد آورد و که تأکید کرد مالیاتدهندگان آمریکایی هزینه دو سوم رهگیرهای اسرائیل را پرداخت کردهاند.
منتقدان اسرائیلی ترامپ و نتانیاهو براین باورند کە نباید اینگونە با متحد سخن گفت، اما ظاهراً دولت کنونی واشنگتن دقیقاً همینگونه عمل میکند. ونس با ولودیمیر زلنسکی نیز همین رفتار را داشت.
با این همه، شاید در سخنان معاون رئیسجمهوری نکتهای باشد که اسرائیل را وادار به بازاندیشی عمیق کند. شاید نتانیاهو واقعاً اسرائیل را برای نجات خود از بحرانهای حقوقی، سیاسی و شخصیاش به جنگی بیپایان سوق داده باشد.
در هر دو سو، نیروهایی هستند که جنگ دائمی میخواهند. در یک سو ایران، حزبالله و حماس قرار دارند که میخواهند اسرائیل را فرسوده کنند. در سوی دیگر، نتانیاهو و شرکای راست افراطیاش ایستادهاند که رؤیای اسرائیلی شبهاسپارتایی و تماماً نظامی را در سر دارند.
در هر صورت، پرسش از اینکه اسرائیل چگونه به این نقطه رسید، حیاتی است و اگر روزی کمیسیون حقیقتیاب دولتی تشکیل شود، باید با دقت بررسی شود. اما اکنون زمان آن نیست.
اگرچە تا کنون برایندهای سیاسی این تفاهمنامە مشخص نشدە است، اما در اسرائیل منتقدان بر این باور هستند کە این کشور به یک پیمان اجتماعی فراگیر نیاز دارد که بتواند بر شکافها و نفرت غلبه کند و به همه اسرائیلیها ــ یهودی و عرب، مذهبی و سکولار، راستگرا و چپگرا، و هر کسی در میان این طیفها ــ امکان دهد در صلح زندگی کنند و احساس کنند این خانه به همه آنان تعلق دارد.
تشکیل یک کمیسیون تحقیق دولتی برای بررسی رویداد هفتم اکتبر، در کنار تصویب قانونی عادلانه و برابر برای خدمت سربازی همگانی، میتواند نخستین گامها در مسیر التیام شکافهای داخلی باشد.
در قبال ایالات متحده نیز منتقدان بر این باور هستند کە که اسرائیل توان ورود به تقابل با دولت ترامپ را ندارد.
با این حال، باید واشنگتن را قانع کند که اسرائیل دارای منافع بنیادینی است که امکان مصالحه بر سر آنها وجود ندارد.
روشنترین نمونه، پیوند دادن لبنان به ایران است. آزادی عمل اسرائیل در مقابله با حزبالله، که برای دفاع از کشور و شهروندان آن حیاتی است، نمیتواند با وتوی ایران محدود شود.
در روزهای آینده، اسرائیل باید خود را برای فشار فزاینده دولت آمریکا جهت خروج از لبنان آماده کند. هر حمله ارتش اسرائیل با تهدیدهایی از سوی تهران همراه میشود کە میتواند از بستن تنگه هرمز گرفته تا ازسرگیری حملات موشکی بالستیک امتداد پیدا کند.
آمریکاییها این پیام را دریافت کردهاند و میدانند ادامه حضور نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان میتواند زمینهساز انفجاری در تقابل با ایران شود.
به همین دلیل، نتانیاهو باید به واشنگتن سفر کند و درباره ادامه کارزار علیه ایران و در لبنان، با ترامپ به تفاهماتی بیسروصدا دست یابد. او این فرصت را ندارد که با آخرین متحد بزرگ باقیمانده اسرائیل وارد نزاع شود، حتی اگر همان متحد تلخترین ناامیدی را برای اسرائیل رقم زده باشد.
در اورشلیم، مقامهای اسرائیلی امیدوارند پس از انتخابات میاندورهای آمریکا و کاهش قیمت سوخت، فرصت دیگری برای مواجهه با ایران فراهم شود. اگر نتانیاهو بتواند درباره این موضوع با ترامپ به تفاهم برسد، شاید تحمل تحقیرهای روزهای اخیر اندکی آسانتر شود.
در همین حال، هیچیک از اینها مانع نشده است که وزیران افراطی کابینه نتانیاهو همچنان اظهارات خطرناک مطرح کنند. ایتامار بنگویر گفته است: به ازای هر اشک یک مادر اسرائیلی، هزار مادر لبنانی باید گریه کنند. تمام لبنان باید بسوزد.
در نهایت، تفاهم آمریکا و ایران بیش از آنکه شکست اسرائیل باشد، شکست راهبرد شخصی بنیامین نتانیاهو را آشکار کرد. او طی یک دهه امنیت اسرائیل را به اتحاد با ترامپ گره زد، با این امید که ایران مهار یا تضعیف شود.
اما امروز نه ایران شکست خورده، نه حزبالله حذف شده و نه حمایت آمریکا بیقیدوشرط باقی مانده است. از نگاه منتقدان، بازنده اصلی این قمار راهبردی، خود نتانیاهو است.











