جزیرە خارک: دُرّ یتیمی زیر سایه نفت و جنگ
- Mar 15
- 4 min read

در روزهایی که تنشهای نظامی در خلیج فارس بار دیگر تیتر اول رسانههای جهان شده است، نام جزیره خارک نیز دوباره در صدر خبرها قرار گرفته است. از گزارش حملات هوایی آمریکا تا تحلیلهای مربوط به تقابل ایران، اسرائیل و ایالات متحده، همه نگاهها به نقطهای دوخته شده است که بسیاری آن را شاهرگ حیاتی اقتصاد ایران میدانند.
در میان هیاهویهای برآمدە از حملە بە جزیرە خارک و اهمیت ژئو ژئوپلیتیک آن، صدایی که کمتر شنیده میشود، صدای مردمی است که دههها است در سایه مخازن عظیم نفت و دیوارهای بلند پادگانها زندگی میکنند.
همانطور که جلال آلاحمد، جزیره خارک را «دُرّ یتیم» خلیج فارس نامیده بود، این گزارش هم، با عنوان ضمنی «دُرّ یتیمی در سایه نفت و جنگ»، تنها به آمار و ارقام نمیپردازد، بلکه تلاش میکند صدای انسانهای فراموش شده را بازتاب دهد.
خارک، جزیرهای کوچک در خلیج فارس با وسعتی حدود ۲۰ کیلومتر مربع، پارادوکسی عجیب ازثروت ملی و محرومیت محلی را به نمایش میگذارد.
بیش از ۹۰ درصد صادرات نفت خام ایران، یعنی حدود ۱٫۵۵ میلیون بشکه در روز از مجموع صادرات نزدیک به یک میلیون و هفتصد هزار بشکه، از پایانههای جزیره خارک انجام میشود.
ظرفیت ذخیرهسازی نفت در این جزیره نیز بین۱۸ تا ۳۰ میلیون بشکهبرآورد میشود. همین ارقام، این جزیره کوچک را به یکی از حیاتیترین نقاط اقتصاد ایران تبدیل کرده است.
ثروت عظیم، زندگی دشوار
با وجود جایگاه استراتژیک جزیره خارک، بومیان جزیره که جمعیتشان حدود ۸ تا ۱۰ هزار نفر تخمین زده میشود با ابتداییترین نیازهای زندگی دستوپنجه نرم میکنند.
زندگی در ویترین ثروت و اسیر در چنگال فقر، شاید دقیقترین توصیف وضعیت خارک باشد. مردمی که نسلهای پیشینشان صیادان مروارید و کشاورزان این جزیره بودند، امروز در سایه تأسیسات عظیم نفتی از امکانات رفاهی محروم ماندهاند.
یکی از تلخترین جلوههای این محرومیت، کمبود امکانات درمانی است. گزارشهای محلی و گفتههای اعضای شورای شهر نشان میدهد که علیرغم اهمیت استراتژیک جزیره، امکانات پزشکی تخصصی در آن وجود ندارد.
نبود دستگاههایی مانند سیتیاسکن، کمبود پزشک متخصص و وابستگی کامل به انتقال بیماران به بوشهر، جان بسیاری از بیماران اورژانسی را به خطر انداخته است.
انتقال بیماران با بالگرد یا شناور نیز به شرایط جوی و بوروکراسی اداری وابسته است و گاهی ساعتها یا حتی روزها به طول میانجامد.
جزیرهای با کمترین امکانات پزشکی و اورژانسی برای بومیان، وقتی که هدف حمله نظامی و بمباران هوایی قرار میگیرد، این کمبودها دیگر یک مشکل اداری ساده نیست؛ بلکهتهدیدی مستقیم برای بقای آنهااست.
بومیان بیزمین
اکنون و در زمانی که مسئله بودن و نبودن مردمان بومی خارک در میان است، شاید این موضوع که آنها حتی به صورت رسمی مالک زمینهایشان هم نیستند، چندان موضوعیت نداشته باشد، اما مسئله مالکیت زمین نیز یکی از چالشهای مزمن ساکنان خارک است.
بومیان سالهاست برای اثبات مالکیت بر زمینهای اجدادی خود با مشکل فقدان سند رسمی روبهرو هستند.
بیش از۹۰ درصد اراضی جزیره در اختیار تأسیسات نفتی، پتروشیمی و مناطق نظامی قرار دارد. حتی ساختوساز یا بازسازی خانهها نیز با محدودیتهای شدید امنیتی مواجه است. مردمی که روزگاری مالک تمام جزیره بودند، امروز در سرزمین خود مهمان ناخوانده شدهاند.
حبس در جزیره
برای بسیاری از ساکنان، خروج از خارک به چالشی جدی تبدیل شده است. پروازها و شناورها اغلب به دلیل طوفانهای فصلی لغو میشوند و همین امر گاهی باعث کمبود مواد غذایی، آرد و دارو در جزیره میشود.
در حالی که کارکنان شرکت نفت از سیستمهای حملونقل اختصاصی و اولویتدار برخوردارند، بومیان گاه ساعتها یا روزها در انتظار میمانند.
این وضعیت نوعی دوگانگی اجتماعی را در خارک ایجاد کرده است:یک سوی جزیره، کارکنان صنعت نفت با امکانات رفاهی مناسب و دسترسی آسان به خدمات؛ و سوی دیگر، بومیانی که با حداقل امکانات زندگی میکنند.
این شکاف، تنها اقتصادی نیست، بلکه به نمادی ازنابرابری ساختاری تبدیل شده است.
میراثی که زیر نفت فراموش شدە است
اگرچه بیشتر ما، خارک را فقط با نفت و شاید تا اندازهای با مرواید بشناسیم، با این حال این جزیره فقط یک پایانه نفتی نیست، بلکه موزهای روباز از تاریخ در خلیج فارس است.
از کتیبههای باستانی تا کلیسای نسطوری، گورستان چندمذهبی، دژ هلندی قرن هجدهم و باغهای تاریخی، همگی نشاندهنده تمدنی دیرینهاند.
پیش از رونق صنعت نفت، اقتصاد بومیان بر پایه صید مروارید و کشاورزی با قناتهای باستانی استوار بود. با این وجود، گسترش سریع صنعت نفت از دهه ۱۳۴۰ شمسی و سپس بمبارانهای جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ بسیاری از آثار تاریخی و طبیعی جزیره را تهدید کرد.
نشت نفت به سواحل، آلودگیهای زیستمحیطی و کاهش جمعیت گونههای جانوری مانندآهوهای خارک از پیامدهای این توسعه صنعتی بوده است.
خارک در تیررس جنگ
در روزهای اخیر، حملات هوایی آمریکا در ۱۳ و ۱۴ مارس ۲۰۲۶ بار دیگر نام خارک را در رسانههای جهانی مطرح کرد. این حملات، بنا بر اعلام واشنگتن، تأسیسات نظامی مرتبط با موشکها و مینهای دریایی را هدف قرار دادهاند.
با این حال، بسیاری از رسانههای بینالمللی تمرکز خود را بر اهمیت انرژی و تأسیسات نفتی جزیره گذاشتهاند. برای مردم بومی خارک، این تنشها تنها خبرهای سیاسی نیست؛ بلکه بخشی از واقعیت روزمره زندگی آنهاست.
بومیان خارک از پناهگاههای مدرن غیرنظامی، زیرساختهای ایمنی و برنامههای اضطراری کافی بیبهره هستند و در بیپناهی عریان در میان این جنگ رها شدهاند.
دُرّ یتیمی که دیده نمیشود
خارک نباید تنها با قیمت نفت یا تعداد بشکههای صادراتی شناخته شود. پشت هر مخزن نفتی، خانوادههایی زندگی میکنند که سالهاست در فقر و ناعدالتی مطلق زیستهاند.
سرمایهگذاری در بیمارستان مجهز، حل مسئله مالکیت زمین، ایجاد سیستم حملونقل عادلانه و حفاظت از میراث تاریخی و محیطزیست حق مردمی بود که مالکان واقعی خارک بوده و هستند اگر خارک شاهرگ اقتصاد ایران است، مردمش نیز میبایستی شریان حیات آن باشند.
اگر خارک شاهرگ اقتصاد ایران است، مردمش نیز میبایستی شریان حیات آن باشند. اما تا امروز، این جزیره همچنان همان «دُرّ یتیمی» باقی مانده است که همه، ثروتش را میخواهند، اما مسئولیت دردهای ساکنانش را کمتر کسی میبیند و میپذیرد.











