دستیابی بە صلح در سوریە و ترکیە همزمان میسر میشود
- Arena Website
- Sep 13, 2025
- 7 min read

بر خلاف خوشبینیهای اولیە در رابطە با از سرگیری گفتوگوهای صلح در ترکیە و حل مسالە کرد در این کشور، تجربە فرایند بین سالهای ٢٠١٣ تا ٢٠١٥ و نیز، سالجاری نشان میدهد کە نە تنها حل این مسالە منوط بە ایجاد راە حلی فراگیر در سراسر منطقە خاورمیانە است، بلکە نشان میدهد کە حل این مسالە، حتی، اگر منوط بە ترکیە نیز بودە باشد، بە شدت تحت تاثیر میدان سیاسی سوریە و نقش مهم نیروهای سوریە دموکراتیک است.
پیوستگی و همپوشانی موقعیت ژئوپلتیک مناطق شمال٠شرق سوریە (روژآوا) با مناطق کُردستان ترکیە (باکور) و تاثیر ایجاد یک موقعیت سیاسی در این بخش، بر سوگیریهای سیاست داخلی ترکیە نیز سایە افکندە است. این یاداشت با بررسی مواضع بازیگران داخلی ترکیه، تحولات سوریه و نقش قدرتهای فرامنطقهای، بە ارائە شمایی از این پویاییها می پردازد.
مناظره سیاسی داخلی در ترکیه
مسئله کُرد و روند صلح در این کشور، همچنان یکی از مهمترین محورهای سیاست داخلی ترکیه است. مواضع احزاب مختلف در این کشور نسبت بە این فرایند نشان میدهد که هرکدام با ملاحظات خاص خود میان احتیاط، انفعال یا حتی تندروی در نوساناند.
در این میان ائتلاف راه نو متشکل از حزب سعادت، حزب آینده و حزب دموکراسی و پیشرفت، با تهیه پروندهای جامع و دقیق تلاش کرده است خود را بهعنوان بازیگری مسئول در این روند معرفی کند.
در مقابل، حزب حاکم عدالت و توسعه که زمانی ابتکار گفتوگوها را در دست داشت، امروز بیشتر نقش نظارهگر را ایفا کردە و حتی اظهارات عبدالحمید گُل درباره ساخت آینده مشترک نیز بیشتر رنگ شعار دارد تا برنامهای واقعی.
نگاهی به دیگر احزاب فعال در عرصە سیاست در ترکیە نیز نیز تصویری چندلایه از پراکندگی این مواضع را ارائه میدهد.
حزب حرکت ملی (MHP) آنچنانکه از سخنان فتی ییلدیز (از اعضای باسابقه این حزب) در حوزه قانون اساسی بر میآید، میکوشد نشان دهد که در عرصه حقوقی آمادگی ایفای نقش دارد، اما بە نظر می رسد این رویکرد بیشتر یک ژست سیاسی بە شمار رود تا برنامهای جامع برای حل یک مسئله پیچیده.
حزب جمهوریخواه خلق (CHP) نیز هرچند در ظاهر بر پایبندی به اصول کلی چون دموکراسی و حقوق اساسی پافشاری میکند، اما تمرکز واقعی آن بر حل مشکلات ناشی از فشارهای امنیتی و قضایی علیه رهبران و اعضای خود بهویژه پرونده اکرم اماماوغلو بودە است.
احزاب کوچکتر چپگرا مانند حزب کار(EMEP) و حزب کارگران ترکیه (TIP) با انتقادهای تند، دولت را به فقدان صداقت متهم کردە و هشدار میدهند که حزب عدالت و توسعە ممکن است میز مذاکرات را ترک کند؛ با این حال نفوذ اندک این احزاب موجب میشود صداهایشان بیشتر جنبه اعتراضی داشته باشد.
حزب برابری و دمکراسی خلقها (DEM) نیز که انتظار میرفت نقش پررنگتری را ایفا کند، با رویکردی منفعلانه عملا در حاشیه مانده است.
سوریه؛ میدان نفوذ قدرتهای خارجی
با این وجود، منازعە سیاسی احزاب در ترکیە حول روند صلح، شدیدا تحت تاثیر وضعیت سیاسی سوریە است.
تحلیل وضعیت سوریه نشاندهنده میدانی پیچیده است که در آن بازیگران محلی تحت تأثیر قدرتهای بزرگ بینالمللی عمل میکنند. هاکان اوکچال، سفیر بازنشسته و نویسنده، در مقالهای خطاهای دولت ترکیه در قبال سوریه را برجسته میسازد و بر این باور است:
فشارهای مداوم آنکارا بر هیئت تحریر الشام بیثمر است، زیرا این گروه توانایی مقابله با نیروهای سوریه دموکراتیک را ندارد. در واقع، هرچند دمشق ظاهرا با آنکارا هماهنگ به نظر میرسد، اما دستور اصلی از واشنگتن صادر میشود.
در این بارە، اسکاینیوز عربی نیز با استناد به منابع اسرائیلی، از توافق احتمالی میان دمشق و تلآویو با میانجیگری آمریکا خبر داده است.
بر اساس این گزارش این توافق سه بند اصلی دارد: ممنوعیت استقرار سلاحهای راهبردی در سوریه، غیرنظامیسازی بخشی از مناطق دروزی تا سویدا و ایجاد کریدور انسانی در استان سویدا.
این توافق محدود به حوزه امنیتی بودە و صلحی جامع تلقی نمیشود، اما به تدریج سوریه را در حوزه نفوذ اسرائیل قرار میدهد و کمربندی امن برای تلآویو ایجاد میکند.
در این شرایط ترکیه هم با حضور سه میلیون پناهجوی سوری مواجه است و در برابر امتیازات اندک، هزینههای سنگینی را پرداخته است.
از سوی دیگر، انتظار برای حذف نیروهای سوریە دموکراتیک به فصلی دیگر موکول شده است. تام باراک، نماینده ویژە آمریکا در امور سوریه، تصریح کرده است که نیروهای سوریه دموکراتیک (SDF) دیگر ارتباط سازمانی با پ.ک.ک ندارند و متحد استراتژیک واشنگتن محسوب میشوند.
این سخنان به معنای آن است که ابتکار عمل آنکارا برای حذف این نیروها عملا به بنبست خواهد خورد؛ مگر آنکه تحولی تازه در ترکیه و منطقه رخ دهد و معادلات را از نو تعریف کند.
تهدیدهای آنکارا و آینده هاکان فیدان
از سوی دیگر آینده سیاسی هاکان فیدان نیز این روزها محل بحث است. برخی تحلیلگران بر این باور هستند که او با مواضع سختگیرانهاش خود را برای نقشآفرینی در دوران پس از اردوغان آماده میکند.
هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، با زبانی تهدیدآمیز اظهار داشته است کە نیروهای سوریه دموکراتیک (SDF) در حال بهکارگیری تاکتیکهای وقتکُشی هستند. وی اظهار داشتە است:
در این باره هیچکس سادهلوح نبوده و ما نیز سادهلوح نیستیم. حیلههای آنان بر هیچ کس پوشیده نیست... باید هرچه سریعتر دست از تهدید علیه ترکیه بردارند.
برخی دیگر از ناظران بر این باورند که مواضع تند هاکان فیدان در مقابل کُردها در سوریە، ریشه در ناکامی مذاکرات اسلو با پ.ک.ک در دوران ریاستش بر سازمان اطلاعات ملی ترکیه دارد و اکنون میخواهد پیش از کنار رفتن اردوغان، بە منظور کسب منصب وی، به موفقیتی چشمگیر دست یابد.
در مقابل گزارشهایی از درون حزب عدالت و توسعه حاکی از آن است که اردوغان به دنبال جانشینی از میان اعضای خانواده خودش است؛ پسرش بلال یا دامادش بایراکدار بهعنوان گزینههای محتمل مطرح شدهاند.
اما به باور ناظران، از جمله نامق تان، سفیر بازنشسته، چنین تهدیدهایی بیشتر نشانه استهلاک سیاسی ترکیە در مواجهە با مشکل سوریە و تاب آوری نیروهای سوریە دموکراتیک است.
از نگاە وی، اردوغان بر این باور است کە میتواند قانونی را برای بازگرداندن نیروهای حزب کارگران کُردستان و قانونی دیگر را برای آزادی زندانیان این حزب تا پایان سال بهسرعت تهیه نماید.
در مورد منازعه در روژآوا و سوریە، دو منبع سیاسی در آنکارا از دیدگاههای مشترکی برخوردارند: با وجود تمامی تهدیدها و قدرتنماییها، تلاشهای یکجانبه ترکیه نتیجهای در بر نخواهد داشت.
سیاست ایالات متحده آمریکا و اروپای غربی مشابه است. سوریه نه با یک حکومت مرکزی متمرکز، بلکه بر اساس یک الگوی عدم تمرکز و تضمین حقوق اقلیتها و اتنیکها در چارچوب قانون اساسی اداره خواهد شد.
از این منظر، مسئله کُرد در سوریه به تدریج عینیت خواهد یافت و ترکیه فاقد دلایل مشروع بینالمللی برای جلوگیری از این روند خواهد بود.
اظهارات تام باراک در مورد نیروهای سوریه دموکراتیک در واقع هشداری به دولت ترکیه است که یا واقعیت جدید میدانی را بپذیرد یا با عواقب آن روبرو شود.
اما از سوی دیگر، مقامات SDF نیز با نگرانی این پرسش را مطرح می کنند کە اگر ما با دولت سوریه ادغام شویم و ارتش و دیوانسالاری خود را به آنان بسپاریم، چه تضمینی وجود دارد که هدف حمله قرار نگیریم؟
این پرسشها نشان میدهد که اظهارات دیپلماتهای آمریکایی ممکن است صرفاً برای رفع نگرانی کُردها باشد.
از سوی دیگر و در میانە این تحولات، پلتفرم دموکراسی در ترکیە با انتشار بیانیهای تحت عنوان «فراخوان صلح» بر ضرورت تغییر گفتمان سیاسی در ترکیه تأکید کرده است.
امضاکنندگان این بیانیه، که شامل چهرههای سرشناسی چون ارتغرل یالچینبایر، بهاالدین یوچل، هاکان تارتان و حسین چلیک هستند، خواستار تحقق صلح در داخل ترکیە شده و هشدار دادهاند که دستیابی به ترکیهای عاری از «تروریسم» بدون پایبندی به دموکراسی و قانون میسر نخواهد بود.
حسین چلیک در این بارە با ابراز نگرانی از تعلل در روند صلح، به تضادهای آشکار در سیاست دولت اشاره میکند:
چگونه ممکن است حامی سازمانهای جهادی چون القاعده، داعش، جبههالنصره بود و آنها را همچون نور چشم حفاظت کرد، اما اسلحه را به سوی کُردهایی نشانە گرفت که برادر خوانده میشوند؟ چگونه میتوان هم کُردهای سوری را سرکوب کرد و هم در داخل فرایند صلح را به سرانجام رساند؟ این سیاست کاملاً متناقض و مغایر با واقعیت میدانی است.
به باور او، اردوغان در نهایت به نتایج نظرسنجیها نگاه میکند و اگر احساس کند از شانس پیروزی برخوردار خواهد بود، روند صلح را ادامه میدهد، اما در غیر این صورت، میز گفتوگو را بر هم خواهد زد.
زوال پروژه نئوعثمانیگرایی و تغییر موازنۀ قدرت
در تحلیلی کلانتر، لازم است بە نشانەهای افول آشکار پروژه نئوعثمانیگری اردوغان نیز اشاره شود. این ایده که زمانی با نظریەپردازی احمد داوود اوغلو نوید دهنده احیای اقتدار منطقه ای ترکیه بود، امروزه در حال تبدیل شدن به منبعی برای ایجاد عداوت و انزواست.
ترکیه با تغذیه از اسلام سیاسی و حمایت قاطع از شاخههای اخوانالمسلمین مانند حماس، نه تنها با مخالفت فزاینده کشورهای عربی روبه رو شده است، بلکه رویکرد غرب را نیز به تردید کشانده است و دشمنی آشکار اسرائیل را نیز بەجان خریدە است.
حملات همزمان اسرائیل به رهبران ارشد حماس و مواضع ترکیه در سوریه، پیام روشنی برای آنکارا مبنی بر محدودیت میدان عمل این کشور دارد.
از سوی دیگر، بر اساس گزارشهای منتشر شده در رسانههای خبری شمال و شرق سوریه، عبدالله اوجالان رهبر زندانی کُردها، اخیرا نامهای برای شیوخ و روسای قبایل عرب سوریه ارسال کرده است.
هرچند هنوز جزئیات بیشتری درباره این نامه و محتوای آن منتشر نشده، اما نتشار این خبر در کنار برخی گزارشها مبنی بر پیام اخیر مسعود بارزانی، رئیس حزب دموکرات کُردستان عراق، به قبایل عرب سوریه، هرچند نمادین، میتواند حاکی از حرکتی هماهنگ و راهبردی از سوی کُردها برای شکل دادن به آینده خود در این برهه حساس تلقی شود.
این حرکت نشان میدهد که کُردها در حال حاضر خود را بازیگری مستقل و اثرگذار میبینند که میتواند خارج از سایه پروژههای منطقهای دیگران عمل کند.
دو رویداد معنادار و پرسشهای پایانی
در روزهای اخیر دو رخداد نشان دادەاند که حزب عدالت و توسعه در قبال روند صلح موضعی دوگانه را پیگیری میکند.
نخست فرماندار یکی از استانهای کُردنشین از کارآفرینان خواستە است دهها خودرو به نیروهای ژاندارمری اهدا کنند؛ اقدامی که با شرایط گفتوگو برای صلح تناقض دارد.
دوم اعزام شبهنظامیان محلی موسوم به کوروجوها (نیروهای مزدور محلی) به مناطق مختلف کُردستان و مشارکت آنان در عملیات پنجه-قفل است.
این تحولات پرسشی جدی را پیش میکشد که آیا دولت ترکیه واقعا در مسیر صلح گام برمیدارد یا در حال آمادهسازی برای دور تازهای از درگیریهاست؟
اگر سیاست فرآیندی پویا قلمداد شود، شاید این اقدامات بخشی از تاکتیکهای مذاکره باشد؛ اما اگر این برهە زمانی بە منظور پیشبرد این فرایند همچون پروژهای امنیتی ملاحظە شود، احتمال بازگشت به چرخه خشونت چندان دور از ذهن نخواهد.











