النینو، تغییرات اقلیم و گرمایش جهانی
- 6 minutes ago
- 5 min read

شیلان سقزی
بعضی سالها هوا فقط بد نمیشود، بلکە گویی از جایی بیرون از تقویم، یک نیروی دوم یا میانجی وارد صحنه میشود و بر دمای معمول، بارش معمول و حتی بر حس عادیبودن فصلها سایه میاندازد. النینو از همین جنس است. نه یک طوفان، نه یک رویداد محلی، بلکه جابهجایی بزرگ گرما و فشار در اقیانوس آرام است که میتواند ردّش را تا هزاران کیلومتر دورتر، از سواحل آمریکای جنوبی تا خاورمیانه و فلات ایران، بر جای بگذارد.
آنچه امروز النینو را از یک نوسان اقیانوسی طبیعی فراتر میبرد، این است که دیگر روی زمینی رخ میدهد که خود زمین از پیش، بهواسطه گرمایش انسانی داغتر شده است.
در چنین وضعی، النینو و تغییرات اقلیمی رقیب هم نیستند، همافزا هستند. یکی ریتم را عوض میکند و دیگری دما و رطوبت زمینه را بالا میبرد.
النینو در سادهترین تعریف، فاز گرم پدیده نوسان جنوبی النینو یا ENSO است. در حالت عادی، بادهای تجاری روی استوا آب گرم را به سمت غرب اقیانوس آرام میرانند و در شرق، بالا آمدن آب سرد اعماق، دمای سطح را متعادل میکند.
اما در النینو این بادها تضعیف میشوند، آب گرم به سمت شرق برمیگردد، بالاآمدن آب سرد مختل میشود و کل الگوی گردش جوّی در نوار استوایی اقیانوس آرام تغییر میکند.
نتیجه صرفا گرمتر شدن یک پهنه آبی نیست، بلکە بازآرایی جتاستریمها، بارشها و مسیر سامانههای جوی در مقیاس جهانی است. به همین دلیل است که رخدادی که در نگاه اول اقیانوسی بهنظر میرسد، در عمل به پدیدهای جهانی بدل میشود.
تغییرات اقلیمی اما از جنس دیگری هستند. نه نوسانهای کوتاهمدت، بلکه روندهای انباشتی و ساختاری بە شمار می روند. ارزیابیهای هیات بین المللی تغییر اقلیم صراحتا بر این باورند که فعالیت انسانی، بهویژه انتشار گازهای گلخانهای، بیتردید علت گرمایش جهانی بوده و دمای سطح زمین در بازه ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۰ حدود ۱.۱ درجه سانتیگراد بالاتر از سطح پیشاصنعتی رسیده است.
همان گزارش تأکید میکند که هر افزایش کوچک گرمایش، خطرهای همزمان و متعدد را از جملە، موجهای گرما، خشکسالی، سیلاب و فشار بر سامانههای آب و غذا را تشدید می کند.
اینجا منطق سرمایهداری فسیلی هم وارد میشود. مصرف انرژی ناپایدار، تغییر کاربری زمین و الگوهای تولید و مصرف فشرده، همان موتورهاییاند که این گرمایش را بازتولید میکنند.
نقطه بحرانی دقیقاً در همینجا شکل میگیرد که النینو دمای اقیانوس و الگوی گردش جو را موقتاً جابهجا میکند، اما تغییرات اقلیمی، زمینه حرارتی کل سیاره را بالا برده است.
بنابراین زمانیکە یک النینوی قوی رخ میدهد، آن نوسان طبیعی روی بستری گرمتر فرود میآید و اثر آن اغلب تشدید میشود.
سازمان جهانی هواشناسی در این بارە صریحا گفته است که النینو معمولاً اثر گرمکننده بر اقلیم جهانی دارد و شدیدترین اثراتش در سال بعد از شکلگیری بروز میکند.
همین سازمان همچنین توضیح داده است که ۲۰۲۴ بهواسطه ترکیب النینوی قدرتمند ۲۰۲۳–۲۰۲۴ و گرمایش انسانی ناشی از گازهای گلخانهای، گرمترین سال ثبتشده بود.
مهمتر از همه، WMO میگوید تغییر اقلیم لزوماً فراوانی یا شدت النینو را زیاد نمیکند، اما اثرهایش را تشدید میکند، چون اتمسفر و اقیانوس گرمتر انرژی و رطوبت بیشتری برای رخدادهای حدی فراهم میکنند.
به همین دلیل است که در سالهای النینو، بحث فقط بر سر باران بیشتر یا کمتر نیست، بلکە بحث بر سر جابهجایی احتمالات است.
سازمان جهانی هواشناسی برای فصل ژوئن تا اوت ۲۰۲۶ از غالب شدن دماهای بالاتر از نرمال در تقریباً همه نقاط جهان سخن گفته و هشدار داده است که این گرما خطر تنش حرارتی را افزایش میدهد و در جاهایی که بارش کم میشود، خشکی و خشکسالی را تشدید میکند.
النینو در بعضی مناطق بارش را بالا میبرد و در بعضی جاها آن را میخشکاند. این پدیدە در آفریقای شرقی جنوبی و بخشهایی از جنوب ایالات متحده بارش و سیلاب را افزایش میدهد، در استرالیا، اندونزی و بخشهایی از جنوب آسیا خشکی را تقویت میکند.
اما ین الگوها تصادفی نیستند، بلکە محصول همان بازآرایی بزرگ در پیوند اقیانوس و جو هستند.
برای ایران، این داستان یک لایه دیگر هم دارد. در ایران النینو مانند یک سوئیچ روشن/خاموش عمل نمیکند، بلکه بیشتر شبیه یک دستکاری ظریف در نقشه ریسک است.
پژوهشهای اقلیمی درباره ایران نشان دادهاند که پاسخ بارش به ENSO در همهجا یکسان نیست. در برخی مطالعهها، در فاز النینوی شرقی-پاسیفیکی (EP El Niño)، تقریباً در مقیاس سالانه نواحی زیادی از ایران شرایط تر از نرمال داشتهاند، در حالی که لانیای همان چرخه، به خشکی گرایش داشته است.
اما در النینوی مرکزی-پاسیفیکی (CP El Niño)، الگو شکستهتر و منطقهمندتر میشود. شمالغرب، شمال و شمالشرق ممکن است ترتر شوند، در حالی که مرکز، شرق و جنوبشرق میتوانند خشکتر بمانند.
یعنی ایران نه یک پاسخ ساده، بلکه یک موزاییک اقلیمی دارد که فصل، موقعیت جغرافیایی، و شکل خود النینو بر آن اثر میگذارند.
این همان نقطەای است که فهم مکانیزم مهم میشود. برخی پژوهشها نشان دادهاند که در النینوی EP، جتاستریم جنبحارهای بر فراز جنوبغرب آسیا به سمت استوا جابهجا میشود و این جابهجایی، جای ناوهها و پشتههای راسبی را تغییر میدهد.
در نتیجه، مسیر انتقال رطوبت و شکلگیری بارش در ایران عوض میشود. در زبان سادهتر النینو فقط آب را زیاد یا کم نمیکند، بلکە کانالهای جوی رساندن آب را هم جابهجا میکند.
این نکته برای جغرافیایی همانند فلات ایران که در کمربند خشک و نیمهخشک جهان قرار دارد ، بسیار مهم است، زیرا در این جغرافیا حتی انحرافهای کوچک در بارش یا دما میتوانند از سطح آماری به بحران معیشتی، از کشاورزی دیم تا منابع آب زیرزمینی، از باغداری تا مهاجرت فصلی نیروی کار برسند.
اتصال النینو با ایران را باید در زمینه خاورمیانه و آسیای مرکزی هم دید. در بهار ۲۰۲۴، بارشهای سنگین و سیلابهای مرگبار در افغانستان، پاکستان و ایران رخ داد.
تحلیلی از Climate Analytics این رخداد را در کنار النینو و آسیبپذیری بالای منطقه گذاشت و توضیح داد که بارشهای غیرمعمول آوریل و مه پس از یک دوره خشک سهماهه آمدند.
اینجا النینو بهتنهایی علت سیلاب نیست، اما در بالا بردن احتمال آن و تشدید شرایط مستعد نقش دارد.
به بیان دیگر، اقلیم گرمتر، فضای امکان را برای حدّیشدن بارشها بازتر میکند. همین منطق درباره گرما هم صادق است. زمانیکە پایه دما بالاتر است، موج گرما از یک ناهنجاری فصلی به ضربهای به سلامت، برق، و آب بدل میشود.
از همین زاویه، رابطه النینو و تغییرات اقلیمی را نباید صرفاً به زبان هواشناسی فهمید، بلکه باید آن را بهمثابه برهمنهی دو رژیم دید: یکی رژیم نوسان، دیگری رژیم انباشت.
النینو همانند موجی است که در حال رفت و آمد است. تغییرات اقلیمی مانند کف بالا آمدهای هستند که بعد از رفتن موج هم باقی میمانند.
در چنین وضعی، سیاستهای سرمایهدارانه مخرب محیط زیست-از وابستگی به سوختهای فسیلی تا شهرسازی بیوقفه آسفالتمحور و کشاورزی آببر-فقط «پسزمینه» نیستند؛ آنها میدان را طوری ساختهاند که هر نوسان طبیعی، ضربه بزرگتری بزند.
از همینرو IPCC دقیقاً بر همین پیوند میان انتشار، تولید، مصرف و نابرابری تأکید میکند: گرمایش جهانی فقط مسئله فیزیک جو نیست، بلکە همزمان مسئله سازمان اجتماعی انرژی و زمین نیز بە شمار میرود.
برای جغرافیای ایران و منطقه، معنای عملی این همدستی روشن است. سالهای النینو میتوانند در بعضی جاها فرصت کوتاه بارش بیشتر ایجاد کنند،
اما همین فرصت میتواند در زمین فرسوده و شهر ناپایدار به سیلاب، رانش، خسارت کشاورزی و نابرابری بیشتر تبدیل شود.
در طرف دیگر، همان سالها میتوانند موجهای گرما را در بستری که از پیش گرمتر شده، طولانیتر و فرسایندهتر کنند.
بنابراین سؤال اصلی دیگر این نیست که النینو خوب است یا بد، سؤال این است که آیا سامانه حکمرانی، آب، انرژی و زمین در ایران و خاورمیانه قادر است یک نوسان طبیعی را در جهانی گرمشونده بهدرستی مدیریت کند یا نه.
در جهانی که هر درجه گرمایش، خطرهای همزمان را بالا میبرد، پاسخ واقعی نه در امید بستن به یک چرخه اقیانوسی، بلکه در شکستن وابستگی به نظمی است که خود بحران را تولید میکند.
در پایان میتوان گفت النینو علت همهچیز نیست، اما در اقلیم زخمی امروز، مانند ضریب تشدید عمل میکند و زمانیکە این ضریب روی سیارهای میافتد که با سیاستهای فسیلی و تخریب محیط زیست داغتر شده، گرما فقط بیشتر نمیشود، بیثباتتر هم میشود.
همین بیثباتی است که از اقیانوس آرام تا فلات ایران، از فصل باران تا فصل گرمایش، خود را به شکل هوای غیرعادی نشان میدهد و شاید دقیقاً همینجا باشد که باید از زبان طبیعت به زبان سیاست بازگشت.
هیچ موجی بهتنهایی جهان را نمیسوزاند، این سازوکارهای اجتماعیاند که به موج، قدرت ویرانگری میدهند.











