تقابل تل آویو و آنکارا بە کجا ختم خواهد شد؟
- 1 hour ago
- 8 min read

تنش اسرائیل و ترکیه بیش از آنکه مقدمه یک جنگ مستقیم باشد، نشانه رقابت بر سر معماری امنیتی سوریه است. تلآویو میکوشد نفوذ آنکارا را ایران جدید معرفی کند، اما توان نظامی ترکیه، عضویت در ناتو و پیوندش با دمشق، گزینههای اسرائیل را محدود میکند. در این میان، تداوم توان موشکی و شبکههای منطقهای ایران، تمرکز راهبردی اسرائیل را همچنان به شرق معطوف نگه میدارد. همزمان، مسالە کرد میتواند به اهرم موازنه تبدیل شود، اما از سوی دیگر، تشدید شکاف آنکارا با کردها در سوریه، فضای نفوذ بیشتری را برای اسرائیل در سالهای آینده ایجاد خواهد کرد.
ادبیات سیاسی اسرائیل در مواجهه با ترکیه و سوریه همچنان یکی از محورهای ثابت سیاست اسرائیل بودە و این موضوع در ترکیه نیز مورد توجه قرار گرفته است. از سوی دیگر، رسانههای ترکیه نیز بیش از گذشته اظهارات مقامهای اسرائیلی را بازتاب میدهند. بررسی این موضوع از این زاویە حائز اهمیت است که این ادبیات سیاسی چگونه در حال شکل دادن به نگاهها درباره نقش آنکارا در سوریه است و ترکیه این اظهارات را چگونه تفسیر میکند.
رسانههای ترکیه ۳۰ ژوئیه گزارش دادند که هاکان فیدان، وزیر خارجه این کشور، با خلیل الحیه، رهبر تازهمنتخب حماس، دیدار کرده است. انتظار میرود این دیدار طی روزهای آیندە در اسرائیل با واکنشی منفی روبهرو شدە و این موضوع را دامن بزند کە آنکارا به تهدیدی فزایندە برای تل آویو تبدیل شده است.
اما پیش از پرداختن به این موضوع، نگاهی کوتاه به پیشینه روابط دو کشور ضروری است.
روابط تاریخی اسرائیل و ترکیه
ترکیه و اسرائیل از روابط تاریخی برخوردارند که سابقه آن حداقل به دوران پیش از تأسیس کشور اسرائیل بازمیگردد. داوید بنگوریون و اسحاق بنزوی، از رهبران جنبش صهیونیسم، در سال ۱۹۱۳ در استانبول به تحصیل رشته حقوق پرداختند.
پس از تأسیس کشور اسرائیل، ترکیه نخستین کشور عمدتا مسلمان بود که اسرائیل را به رسمیت شناخت. روابط دو کشور تا زمان به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه در اوایل دهه ۲۰۰۰، روابطی مطلوب بود. این روابط مطلوب بە ویژە در مواجهه با حزب کارگران کردستان، گرمی این روابط را بیش از پیش افزون می کرد.
اما رجب طیب اردوغان، رئیسجمهوری ترکیه، بهویژه پس از جنگ غزه در سال ۲۰۰۹، بهتدریج مواضع انتقادی خود علیه اسرائیل را تشدید کرد. با این حال، در مقاطع مختلف تلاشهایی برای آشتی میان دو طرف صورت گرفت که آخرین نمونه آن در سال ۲۰۲۱ بود.
با این حال، حمله حماس بە اسرائیل و جنگ غزه روابط دو کشور را در برهه کنونی به پایینترین سطح رسانده است.
از نگاه اسرائیل، ترکیه دیگر صرفا به ترویج روایتهای خصمانه بسنده نمیکند، بلکه ممکن است به یک تهدید راهبردی یا منطقهای نیز تبدیل شود. این برداشت با افزایش انتقاد سیاستمداران اسرائیلی از قطر نیز همسو است.
چند سال پیش، دوحه در ارتباط با حماس، در غزه بازیگری کمککننده تلقی میشد. منابع مالی قطر از طریق اسرائیل به غزه منتقل میشد، اما پس از هفتم اکتبر، نگاه اسرائیل به ترکیه و قطر تغییر کرده است.
نتیجه این تغییر نگاه، صدور موضعگیریهای تقریباً هفتگی علیه ترکیه و همچنین قطر است.
علاوه بر این، تقریباً هر هفته نیز موضعگیریهایی علیه سوریه و رهبراین این کشور مطرح میشود کە غالبا ریشەای جهادی دارند.
در صحنە واقعی، اسرائیل هماکنون در لبنان و غزه درگیر جنگ است و همزمان در کرانه باختری با آنچه کە آن را تروریسم میخواند مبارزه میکند. از سوی دیگر، در حال آمادەباش برای جنگی دیگر علیە ایران است.
اکنون، پس از بیش از هزار روز جنگ، ادبیات غالب بیش از پیش بر گسترش جنگ به جبهههای بیشتر تأکید دارد و چنین ادبیاتی این تصور را مطرح میکند که اسرائیل اکنون قدرتمندترین نیروی نظامی منطقه است و با حمایت آمریکا میتواند با دشمنان بیشتری وارد جنگ شود.
با این حال، به نظر میرسد کاخ سفید در برابر نقش اسرائیل در سوریه، بهویژه تنش با ساکنان محلی در نزدیکی بلندیهای جولان، موضعی محتاطانهتر اتخاذ کرده است.
دولت ترامپ همچنین خواهان برقراری صلح در غزه و لبنان، و نه گسترش جنگ است. افزون بر این، دولت ترامپ از روابط گرمی با ترکیه و قطر برخوردار بودە و این موضوع میتواند برای سیاستگذاران اسرائیلی، که انتظار روابطی خصمانه با این دو کشور را دارند، چالشی جدی ایجاد کند.
این ادبیات سیاسی اکنون بیش از گذشته در منطقه مورد توجه قرار گرفته است. در همین بارە، خبرگزاری ANHA کە دیدگاههای کردها در روژآوا را بازتاب میدهد، روز ۲۸ ژوئیه گزارش داد الی کوهن، وزیر انرژی اسرائیل، گفته است اگر ترکیه به اجرای طرح خود برای ایجاد پایگاههای نظامی در خاک سوریه ادامه دهد، اسرائیل ناچار خواهد شد پایگاههای نظامی خود را در داخل سوریه ایجاد کند.
این رسانه همچنین افزود کە کوهن تاکید کرده است اسرائیل در برابر هرگونه استقرار نظامی ترکیه در سوریه، کشور همسایه خود، دست روی دست نخواهد گذاشت و متناسب با آن واکنش نشان خواهد داد تا از امنیت ملی و منافع راهبردی خود در منطقه حفاظت کند.
در همین بارە، روزنامه دیلی صباح، رسانه نزدیک به دولت ترکیه، نیز ۲۳ ژوئیه گزارش دادە بود کە آمیخای چیکلی، وزیر امور دیاسپورای اسرائیل، روز چهارشنبه گفته است اسرائیل باید خود را برای احتمال رویارویی با ترکیه در آینده آماده کند، زیرا به گفته او، تماس مستقیم نظامی میان دو کشور سناریویی ناممکن نیست. این روزنامه افزود:
چیکلی در جریان یک سخنرانی در کنفرانسی در غرب اورشلیم گفتە بود کە رویارویی مستقیم میان ارتشهای اسرائیل و ترکیه میتواند در دریا رخ دهد و افزودە بود چنین سناریویی حتی ممکن است از فردا صبح اتفاق بیفتد.
پایگاه میدل ایست آی نیز در ماه ژوئن گزارش دادە بود کە یکی از وزیران حزب لیکود گفته است اسرائیل دیر یا زود با سوریه وارد جنگ خواهد شد.
روزنامه ینیشفق، رسانه نزدیک به دولت ترکیه، نیز در ماه مارس گزارش دادە بود کە نفتالی بنت، نخستوزیر پیشین اسرائیل، روز چهارشنبه با اظهارات تحریکآمیز خود علیه ترکیه در جریان یک مصاحبه زنده با بلومبرگ، بنت ترکیه را تهدید راهبردی جدید برای اسرائیل توصیف کردە و با اشاره به احتمال اقدام علیه آنکارا گفتە بود کە انتخاب با ترکیه است.
دیلی صباح نیز ۲۹ ژوئیه گزارش دادە بود کە اسرائیل کاتس، وزیر دفاع، روز سهشنبه بار دیگر ادبیات خصمانه خود علیه ترکیه را تکرار و مجموعهای از اظهارات صریح را درباره امنیت منطقه، سوریه و ایران مطرح کردە بود.
کاتس در گفتوگو با شبکه ۱۴ اسرائیل اعلام نمودە بود کە کشورش به دنبال رویارویی نظامی با ترکیه نیست، اما در برابر هر تهدیدی از خود دفاع خواهد کرد.
با اشاره به فتح قسطنطنیه به دست عثمانیها، کاتس گفتە بود کە ما امپراتوری مسیحی در حال فروپاشی نیستیم. اورشلیم قسطنطنیه نیست و ما میدانیم چگونه از خود دفاع کنیم.
در ادامه این گزارش آمده است که وزیر دفاع اسرائیل همچنین مدعی شد آنکارا در پی گسترش نفوذ خود در سوریه است و تاکید کرد اسرائیل اجازه نخواهد داد سوریه به سکویی برای تهدید امنیت این کشور تبدیل شود.
اظهارات جداگانهای از نفتالی بنت در نشست کنفرانس رؤسای سازمانهای عمده یهودیان آمریکا در ماه فوریه نیز از سوی مدیا لاین منتشر شد. بر اساس این گزارش، بنت گفته بود ترکیه، نمیتواند ایران جدید باشد.
ایران همچنان تهدیدی برای اسرائیل و کل منطقه تلقی میشود
در حال حاضر، ایران همچنان از دید اسرائیل تهدیدی برای این کشور و سراسر منطقه به شمار میرود. ایران همچنان موشکهای بالستیک را در اختیار دارد و با وجود گذشت پنج ماه از آغاز درگیریها، به حملات خود ادامه میدهد.
اکنون این پرسش بهطور فزایندهای مطرح میشود که اگر ایران هنوز شکست نخورده است، اسرائیل چگونه انتظار دارد با ترکیه، که عضو ناتو است، مقابله کند.
اگر ترکیه ایران جدید تلقی شود، واقعیت این است که این کشور از ارتش، نیروی هوایی و نیروی دریایی قدرتمندی برخوردار است.
بیشتر نمونههای اظهارات اخیر مقامهای اسرائیلی درباره ترکیه را میتوان در وبسایت خبری کلش ریپورت مشاهده کرد.
این وبسایت خود را یک پلتفرم جهانی معرفی میکند که بر مناطق درگیر در مناقشه در سراسر جهان تمرکز دارد و تحلیلهای تفصیلی و تازهترین اخبار را منتشر میکند.
کلش ریپورت به جانبداری از آنکارا نیز مورد انتقاد قرار گرفته است. این رسانه ۲۹ ژوئیه در شبکه ایکس اظهارات نفتالی بنت درباره فروش جنگندههای اف-۳۵ آمریکا به ترکیه را برجسته کرد. بر اساس این گزارش، بنت گفته است:
ما نمیتوانیم اجازه دهیم دشمنانمان به سلاح مجهز شوند، زیرا در آن صورت دیگر قادر نخواهیم بود در برابر این تسلیحات بسیار پیشرفته از خود دفاع کنیم.
راغپ سویلو، رئیس دفتر ترکیه در پایگاه میدل ایست آی، نیز در پیامی در شبکه ایکس به اظهارات بنت اشاره کرد و نوشت که او ترکیه را دشمن خوانده است.
کلش ریپورت همچنین در مطلبی که ۲۸ ژوئیه منتشر کرد، اظهارات الی کوهن را برجسته کرد. این رسانه به نقل از وزیر انرژی اسرائیل نوشت که اسرائیل استقرار ترکیه در سوریه را نخواهد پذیرفت.
این گزارش افزود کوهن همچنین گفته است اگر ترکیه در سوریه پایگاه ایجاد کند، ما نیز برای ایجاد پایگاه در داخل سوریه اقدام خواهیم کرد.
گفتوگوهای اسرائیل با دونالد ترامپ درباره ترکیه نیز بیش از گذشته برجسته شده است. بر اساس گزارشهای منتشرشده در رسانههای اسرائیلی در ۲۹ ژوئیه، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نقشهای را به دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، نشان داد تا حضور اسرائیل در سوریه را با استفاده از آن تشریح و مقایسه کند.
ترامپ بارها بر روابط مثبت خود با رجب طیب اردوغان تاکید و همچنین گفته است که اردوغان با نخستوزیر اسرائیل روابط خوبی ندارد. به نظر میرسد ترامپ میخواهد نشان دهد که میتواند میان این دو متحد خود در منطقه توازن برقرار کند. او همچنین از رهبر جهادی دولت انتقالی کنونی سوریه نیز حمایت میکند.
اما از سوی دیگر، اصرار اسرائیل بر اینکه نیروهای سوری نباید در نزدیکی مرز این کشور حضور داشته باشند، منطقه مرزی در مجاورت بلندیهای گولان را به منطقهای شبیه سرزمین بیطرف تبدیل کرده است. اصرار بر عدم حضور نظامی سوریه، ایجاد ثبات در این منطقه را برای دمشق دشوار میکند.
این وضعیت میتواند به یک پیشگویی خودمحققشونده برای اسرائیل تبدیل شود. مقامهای اسرائیلی سوریه را یک تهدید قلمداد می کنند.
بە نظر می رسد این شیوە نگاە، به ایجاد خلأ قدرت در مجاورت مرزها منجر میشود و در چنین شرایطی، با توجه به اینکه غیرنظامیان تمایلی به زندگی زیر یورشها و حاکمیت ارتش اسرائیل ندارند، ممکن است تهدیدی واقعی شکل بگیرد.
رهبران ترکیه نیز اظهارات مقامهای اسرائیلی را زیر نظر گرفتهاند. هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، در اواسط ژوئیه تلاش کرد از شدت بخشی از ادبیات تنشآمیز درباره اسرائیل بکاهد. به نظر میرسد آنکارا نگران بروز درگیری با اسرائیل در سوریه است.
روابط اسرائیل و ترکیه در حال گذار از یک رقابت سیاسی به رقابت ژئوپلیتیکی بر سر آینده سوریه است. اسرائیل دیگر تنها ایران را تهدید اصلی نمیبیند، بلکه بهتدریج ترکیه را نیز بهعنوان قدرتی رقیب در نظم پساجنگ سوریه تعریف میکند.
با این حال، برخلاف ایران که از طریق شبکه نیروهای نیابتی بە اعمال فشار دست میزند، نفوذ ترکیه بر حضور مستقیم نظامی، توافق با دمشق و عضویت در ناتو استوار است و همین امر گزینههای اسرائیل را محدود میکند.
در این میان، متغیر ایران همچنان تعیینکننده است. تا زمانی که تهران توان موشکی و ظرفیت بازسازی شبکههای نیابتی خود را حفظ کند، بعید است اسرائیل منابع نظامی خود را به رویارویی مستقیم با ترکیه اختصاص دهد. در نتیجه، ترکیه در کوتاهمدت بیشتر یک تهدید راهبردی بلندمدت خواهد بود تا یک هدف نظامی فوری.
متغیر دوم، مسئله کرد است. اگر روند ادغام نیروهای کرد در ساختار امنیتی سوریه شکست بخورد یا دوباره تنش میان آنکارا و نیروهای کرد افزایش یابد، اسرائیل ممکن است این شکاف را فرصتی برای مهار نفوذ ترکیه تلقی کند؛ هرچند تاکنون نشانهای از تبدیل این رویکرد به سیاست رسمی دیده نمیشود.
در مقابل، اگر دمشق با حمایت ترکیه بتواند کنترل روژآوا و شمال سوریه را تثبیت کند، فضای مانور اسرائیل در جنوب سوریه نیز محدودتر خواهد شد.
در نهایت، آینده روابط دو کشور بیش از آنکه به تقابل مستقیم وابسته باشد، به سرنوشت سوریه، وضعیت ایران پس از جنگ و چگونگی حلوفصل مسئله کرد گره خورده است.
اگر این سه متغیر همزمان به زیان اسرائیل تغییر کنند، ادبیات خصمانه کنونی میتواند به رقابتی امنیتی پایدار میان دو قدرت منطقهای تبدیل شود.











