top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

دعوای من با رسانه‌های فارسی‌زبان

3 hours ago
4 min read



نیک‌ آهنگ کوثر

 

بە باور نیک آهنگ کوثر رسانه‌های فارسی‌زبان با اولویت‌دادن به مناقشات سیاسی و منافع حامیان خود، بحران‌های حیاتی این کشور را از دستور کار خبری کنار گذاشته‌اند. او با اشاره به کاهش منابع آب زیرزمینی، خشک‌شدن چاه‌ها و افت کیفیت آب هشدار می‌دهد که ادامه این روند، زندگی میلیون‌ها نفر را تهدید می‌کند و می‌تواند به مهاجرت گسترده منجر شود. به باور او، رسانه‌ها با سرگرم‌کردن مخاطبان به هیجان‌های سیاسی، از مسئولیت اصلی خود در اطلاع‌رسانی درباره بحران‌هایی که سلامت، معیشت و کرامت انسانی شهروندان را تهدید می‌کنند، فاصله گرفته‌اند.


چرا اهداف سیاسی و حواس‌پرتی‌های بی‌پایان، مهم‌ترین مسائل مهم و اساسی مربوط به ایران و ایرانیان را از اخبار بیرون می‌رانند.


پس از دهه‌ها فعالیت در حوزە روزنامه‌نگاری به این باور رسیده‌ام که یکی از بزرگ‌ترین شکست‌های رسانه‌های فارسی‌زبان این نیست که چه چیزی را گزارش می‌کنند، بلکه این است که چه چیزی را نادیده می‌گیرند.


بیشتر دوران بزرگسالی‌ام را در رسانه‌های مختلف گذرانده‌ام، گاهی درون آن و گاهی بیرونش: از یک مجله علمی دانشجویی گرفته تا برجسته‌ترین مجله طنز ایران، از روزنامه‌های سراسری تا مفسری برای شبکه‌های تلویزیونی مختلف، و اکنون تهیه برنامه‌های خودم درباره آب و محیط زیست، بخشی از این روند بودە است.


هزاران کارتون و صدها مقاله و گزارش منتشر کرده‌ام، هفت سال سردبیر یک وبسایت خبری بوده‌ام و خودم را خوش‌شانس می‌دانم که روی موضوعاتی کار کرده‌ام که بسیاری ترجیح می‌دادند از آن‌ها دوری کنند.

به‌عنوان کارتونیست و گزارشگر تحقیقی، مسائلی مانند آلودگی هوا، مصرف سوخت، کم‌آبی، سیاست رانت‌جویی و فساد را جدی گرفته‌ام. در این مسیر یاد گرفته‌ام که برخی از کسانی که تصمیم‌های سردبیری را می‌گیرند، در منحرف کردن توجه مردم از مشکلات واقعی استاد شده‌اند.

هر زمان چیزی می‌شنوم یا گزارشی می‌خوانم، اولین واکنشم این است که بپرسم پشت این خبر چه هست و چه چیزی جا افتاده است.

در طول سال‌ها الگوی نگران‌کننده‌ای را در میان رسانه‌های بزرگ فارسی‌زبان دیده‌ام: آن‌ها بارها مسائل مهم را کنار می‌گذارند تا جای آن را به هیجان سیاسی، گمانه‌زنی و رویارویی بدهند. پیامدهای این کار بسیار فراتر از آگاهی ناکافی مخاطبان است. مردم از اطلاعاتی محروم می‌شوند که می‌توانست به آن‌ها کمک کند از مشکلات جدی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دوری کنند.

کسانی را که اهمیت محیط زیست و تلاش دهها میلیون ایرانی حاشیه‌نشین را برای دسترسی به آب پاک و کافی را نادیده می‌گیرند، احمق و بی‌خبر نمی‌دانم، بلکه آن‌ها را آدم‌های نامناسب برای روزنامه‌نگاری می‌دانم.

مسئولیت اصلی روزنامه‌نگاری گفتن واقعیت و خدمت به شهروندان است. زمانیکە این افراد واقعیت‌ها را پنهان می‌کنند و دیگر تمام حقیقت را به مردم نمی‌گویند، می‌کوشند آن‌ها را به آدم‌هایی آدرنالین‌طلب و معتاد به دوپامین تبدیل کنند.

کمتر ایرانی‌ای از کاهش منابع آب زیرزمینی در سراسر کشور خبر دارد و مردم فقط آب موجود در مخازن بزرگ را می‌بینند.


آن‌ها حتی نمی‌دانند که ایران همیشه به آب زیرزمینی متکی بوده است و اطلاع ندارند که چاه‌ها به سرعت در حال خشک شدن بودە و کیفیت آب به‌شدت رو به وخامت است.


این باید موضوعی دائمی باشد، زیرا طی چند سال آینده دیگر آب شیرین کافی در سفره‌های زیرزمینی نخواهد بود و میلیون‌ها نفر به مهاجرت فکر خواهند کرد.


برف کمی برای تامین آب رودخانه‌ها و تغذیه ذخایر آب زیرزمینی وجود خواهد داشت و هیچ سامانه جمع‌آوری آب باران در شهرها و روستاها برای ذخیره بارش‌ها وجود ندارد. از همین رو، مشکلات فراوانی در حوزە سلامت و ثروت پدید خواهد آمد.

یکی از چیزهایی که آزارم می‌دهد این است که بسیاری از تصمیم‌گیرندگان در جلسات سردبیری نمی‌بینند که کم‌آبی کرامت انسانی را هم تهدید می‌کند، و این بیشتر آزارم می‌دهد.

نمی‌خواهم واعظ به نظر برسم و به مردم بگویم چکار بکنند، اما در بیشتر اتاق‌های خبر، چه آنهایی که بودجه‌اشان مستقیم از پول مالیات‌دهندگان پرداخت می‌شود و چه از گروه‌هایی که می‌خواهند رژیم ایران را سرنگون کنند، سردبیران مانند عروسک‌های سازمان‌های پنهان بازی می‌کنند.

اگرچه این فقط آرزویی خام است، اما ای کاش بسیاری از مدیران و سردبیرهای اتاق‌های خبر استعفا می‌دادند، شغل‌های پردرآمدتری پیدا می‌کردند و گردآوری اخبار و روایت‌گری را به کسانی وامی‌گذاشتند که عمیقا به انسانیت و کرامت انسانی اهمیت می‌دهند.

اگر کار واقعی یک سردبیر بەحفاظت از منافع حامی سیاسی‌اش تبدیل شدە است، شاید باید به دفتر همان حامی نقل مکان کند و اتاق خبر را به روزنامه‌نگاران واگذارد.


همچنین برایم ناراحت‌کننده است که برخی ناشران، تهیه‌کنندگان، مفسران و مجریان که دهه‌ها در خدمت جمهوری اسلامی ایران بوده‌اند، اکنون خود را قهرمان دموکراسی معرفی می‌کنند و از فراخوان‌ها برای اقدام نظامی بررسی‌نشده علیه ایران حمایت می‌کنند.


گویی نسبت به پیامدهای آن برای مردم عادی، از جمله کودکان، بی‌تفاوت‌اند. نمی‌توانم ببینم این کار چگونه به نفع ملت ایران است.


ای کاش این ابزارهای سیاسی در اتاق‌های خبر به روسای خود در همان پستوهای پنهان می‌پیوستند، با آن‌ها پوکر بازی می‌کردند، جان و ذهن مخاطبان را رها می‌کردند و روزنامه‌نگاری را فراموش می‌کردند.


ما فقط یک بار زندگی می‌کنیم، پس چرا با فریبکاری‌مان به انسانیت آسیب بزنیم و مردم را از چیزهای واقعا مهم منحرف کنیم؟

روزنامه‌نگاری نمی‌تواند بحران آب ایران را حل کند، جلوی هر جنگی را بگیرد یا دهه‌ها فساد سیاسی را جبران کند. اما می‌تواند حقیقت را درباره آنچه زندگی و آینده مردم را تهدید می‌کند به آن‌ها بگوید.

و می‌توانند دست از وانمود کردن بردارند که مناقشه‌های سیاسی مهم‌تر از این است که آیا میلیون‌ها نفر آب کافی برای ماندن در خانه‌هایشان خواهند داشت یا نه.




 
 
bottom of page