top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

راست افراطی در اروپا و آمریکا دشمن‌سازی از مهاجران را تشدید می‌کند

  • Writer: Arena Website
    Arena Website
  • Dec 3, 2025
  • 4 min read
دیوار


عمار گلی


سیاست مهاجرتی جدید واشنگتن نشان می‌دهد که دولت آمریکا به‌سمت الگوی مهاجرت معکوس حرکت می‌کند که ریشه در جریان‌های راست افراطی اروپا داشتە و با فشار دیپلماتیک بر متحدان دنبال می‌شود. در این گفتمان، مهاجرت نه یک مسئلۀ مدیریتی، بلکه تهدیدی برای تمدن غربی معرفی می‌شود. این روند ادامه همان الگوی تاریخی دشمن‌سازی است، سازوکاری که همواره زمینه‌ساز سیاست‌های تندروانه و پیامدهای پرهزینه بوده است.


دولت ایالات متحده آمریکا در راستای سیاست‌های ضد مهاجرتی خود اخیرا برنامه بازمهاجرت/مهاجرت معکوس (Remigration) را که از مفاهیم و برنامه‌های کلیدی جریان‌های راست افراطی اروپا است، بە عنوان سیاست رسمی خود قلمداد و از سفارتخانه‌هایش در اروپا، از جمله آلمان، خواسته است دولت‌های میزبان را برای اتخاذ سیاست‌های سخت‌گیرانه‌تر مهاجرتی تحت فشار قرار دهند.


این اقدام بخشی از تلاش گسترده واشنگتن برای تشدید روند اخراج مهاجران و همسو کردن متحدان غربی با رویکرد محدودسازی مهاجرت است.


ترامپ هفته گذشته در پلتفرم Truth Social اعلام کرد فقط مهاجرت معکوس [مهاجران]" (reverse migration) می‌تواند ایالات متحده را نجات دهد و خبر داد که دولتش قصد دارد ورود مهاجران از تمام کشورهای جهان سوم را متوقف کند.


طبق گزارش وال‌استریت ژورنال، این تصمیم پس از حادثه تیراندازی در واشنگتن اتخاذ شده است. وزارت امنیت داخلی آمریکا (DHS) نیز که در اکتبر برای نخستین‌بار اصطلاح مهاجرت معکوس"(remigrate) را به‌طور رسمی به کار برده بود، شعار «مهاجرت معکوس اکنون!» را منتشر کرده است.

این وزارتخانه پیش‌تر دستور بازبینی پرونده تمام پناهندگانی را داده بود که در دوران ریاست‌جمهوری جو بایدن وارد آمریکا شده‌اند. این اقدام بنا بر ارزیابی‌ها می‌تواند صدها هزار نفر، حتی دارندگان اسناد اقامت معتبر را تحت تأثیر قرار دهد.

در این راستا، سازمان عفو بین‌الملل آمریکا گزارش داده است که این اقدامات در کنار کارزار گسترده بازداشت و انتقال مهاجران توسط اداره مهاجرت و گمرک (ICE)، بخشی از ساختار در حال گسترش ماشین اخراج‌های جمعی است.


حادثه تیراندازی که محرک اصلی تشدید این سیاست‌ها بود، چهارشنبه گذشته ۲۶ نوامبر در واشنگتن رخ داد و طی آن یک سرباز زن گارد ملی کشته و یک سرباز مرد زخمی شد.


در این بارە، شبکه سی‌ان‌ان گزارش کرده است که مظنون یک پناهنده ۲۹ ساله افغانستانی است که در نوجوانی توسط سازمان سیا در افغانستان جذب شده بود. او به‌عنوان عضو واحد «زیرو یونیتس» فعالیت می‌کرد که طبق تحقیقات سازمان دیده‌بان حقوق بشر در سال ۲۰۱۹، در عملیات شبانه، بازداشت‌های خودسرانه و قتل‌های فرا قضایی نقش داشته‌اند.


در این بارە نیویورک‌تایمز اشارە کردە است که این فرد با آسیب‌های روانی ناشی از نقش خود در این عملیات‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کرده و به‌سختی زندگی خود و خانواده‌اش را از طریق کارهای کم‌درآمد تأمین می‌کرد.

پیش از این حادثه نیز دولت ترامپ روندی را برای هماهنگ‌سازی سیاست‌های مهاجرتی کشورهای موسوم به "تمدن غربی" آغاز کرده بود.

دولت استرالیا نیز که طی یک دهه گذشته یکی از جنجال برانگیزترین سیاست‌های ضد مهاجرتی را درپیش گرفته است در راستای مقابله با آنچه مهاجرت کنترل نشده نامیده می‌شود در اکتبر گذشته نخستین گروه از مهاجران بازداشت‌شده را به جزیره نائورو منتقل کرده است.


در آلمان نیز پس از روی کار آمدن دولت جدید، سیاست‌های ضد مهاجرتی تشدید شده و تا ماه اکتبر سال ۲۰۲۵ به‌طور متوسط روزانه ۶۵ نفر از این کشور اخراج شده‌اند کە حاکی از رقمی حدود ۲۰ درصد بالاتر از سال قبل می باشد.


علاوه‌ بر این دولت آلمان برنامه ازسرگیری اخراج‌ها به سوریه را نیز بررسی می‌کند.در این بارە، فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، در اظهاراتی که رسانه‌های آلمانی آن را منتشر کرده‌اند، گفته است دولتش در حال برنامه‌ریزی برای اخراج‌ مهاجران در مقیاسی بسیار بزرگ است و با اشاره به حضور مهاجران در سطح شهرها خواستار حل مشکلاتی شدە است که هنوز در سیمای شهری دیده می‌شود.


روزنامه نیویورک‌تایمز نیز گزارش داده است که وزارت خارجه آمریکا در سندی مورخ ۲۱ نوامبر از سفارتخانه‌های خود خواسته است به‌طور منظم درباره سیاست‌های مهاجرتی کشورهای میزبان گزارش دهند و در مواردی که دولت‌های محلی مهاجران را به‌طور ناموجه بر شهروندان اولویت می‌دهند، به واشنگتن اطلاع دهند.


همچنین از دیپلمات‌ها خواسته شده است برای اعمال اصلاحات در زمینه «جرائم مهاجران» و «نقض حقوق بشر توسط مهاجران» مداخله کنند.

معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، پیش‌تر در کنفرانس اقدام سیاسی محافظه‌کاران هشدار داده بود که تمدن غربی با ورود میلیون‌ها مهاجر غیرقانونی قابل ترمیم نخواهد بود.

وزارت خارجه آمریکا نیز در گزارشی جداگانه مدعی شده است که «مهاجرت انبوه» چالش‌هایی در حوزه حقوق بشر ایجاد می‌کند.


این سیاست‌ها با رویکرد جریان‌های راست افراطی اروپا، از جمله حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD)، همسو است.


برنامه انتخاباتی این حزب در سال ۲۰۲۵ تصریح می‌کند که ابزار جبران شکست سیاست‌های مهاجرتی چیزی جز مهاجرت معکوس [مهاجران] نیست.

نشریه ولت نیز اخیرا به نقل از رئیس سازمان جوانان تازه‌تأسیس AfD اعلام کرده است که او خواستار اخراج‌های میلیونی شده است.

مرتس در واکنش به فشارهای آمریکا گفته است سیاست مهاجرت، موضوع ماست و آلمان به تذکر از بیرون نیاز ندارد.


با این حال، تحلیل‌ها نشان می‌دهد وابستگی صنعت آلمان به بازار آمریکا در شرایط کنونی، دامنه استقلال سیاسی برلین را محدود کرده است کە این امر می‌تواند اجرای سیاست‌های سخت‌گیرانه‌تر در اروپا را تسهیل کند.

مجموع تحولات اخیر نشان می‌دهد که بخش‌هایی از جریان‌های راست در ایالات متحده و اروپا در حال هم‌ساز کردن روایت خود درباره مهاجرت‌ هستند و آن را نه یک چالش مدیریتی، بلکه تهدیدی ساختاری برای «تمدن غربی» تعریف می‌کنند.

همگرایی رویکردهای واشنگتن با دستورکار احزاب راست افراطی اروپا، از جمله AfD، از تقویت یک دستور کار مشترک حکایت دارد؛ دستور کاری که دولت آمریکا نیز آن را در قالب فشار دیپلماتیک بر متحدان خود پیگیری می‌کند.


این هم‌سویی ایدئولوژیک موجب شده است مهاجرت در گفتمان سیاسی راست به بستر مشترک بسیج بدل شود که طی آن بسیاری از مشکلات اقتصادی و اجتماعی به آن نسبت داده می‌شود.


همان‌گونه که وزیر پیشین کشور آلمان سال‌ها قبل مهاجرت را مادر تمام مشکلات خوانده بود، اکنون نیز جریان‌های راست از تورم و هزینه‌های رو‌به‌افزایش زندگی گرفته تا ناامنی و بحران‌های اجتماعی را در چارچوب یک الگوی توضیحی واحد عرضه می‌کنند.


تجربه تاریخ نشان می‌دهد که الگوی "دشمن‌سازی" نه پدیده‌ای نوظهور، بلکه تاکتیکی تکرارشونده در گفتمان راست افراطی است.

در هر دوره و هر جغرافیایی، گروهی به‌عنوان عامل بحران معرفی می‌شد: گاهی یهودیان و کولی‌ها، گاهی چپ‌ها و کمونیست‌ها، و گاهی مهاجران و اتنیکهای دیگر.

این برچسب‌زنی، بهانه‌ای برای سیاست‌های تهاجمی و محدودکننده فراهم می‌کرد و نهایتاً، تنها خروجی آن در مقیاس کلان، جنگ، ویرانی و ده‌ها میلیون قربانی بود. الگو روشن است و بنظر نمی‌رسد که نتایجی که از بطن آن بیرون خواهد آمد تفاوت فاحشی با تجربیات پیشین داشته باشد.




 
 
bottom of page