سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در لبنان، مدیریت جنگ را بر عهدە دارد
- 1 hour ago
- 5 min read

از زمان آغاز جنگ اخیر در لبنان، دادهها و شواهدی از نقش مستقیم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مدیریت نبرد در کنار حزبالله حکایت دارد، اما ابعاد این مشارکت، ماهیت آن و شمار ایرانیانی که در آن مشارکت داشتهاند، همچنان در هالهای از ابهام باقی مانده است. با وجود فقدان آمار دقیق، مجموعهای از شواهد و رویدادهای مستقل، حضور نیروها و افسران ایرانی در خاک لبنان در طول جنگ، هم در مواضع فرماندهی و مدیریت درگیریها و چه در میدان نبرد تائید می کنند.
در تلاش برای مهار آشفتگیهای ناشی از ورود نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به بیروت، نواف سلام، نخستوزیر لبنان، در ماه مارس گذشته خواستار اتخاذ تدابیر لازم برای جلوگیری از هرگونه فعالیت نظامی یا امنیتی نیروهای سپاه پاسداران در لبنان، بهمنظور فراهم کردن مقدمات اخراج آنان شد.
همچنین هیات وزیران لبنان تصمیم گرفت بار دیگر الزام دریافت روادید را برای ورود شهروندان ایرانی به این کشور را برقرار کند.
یکی از برجستهترین نشانههای دخالت سپاه پاسداران در جنگ لبنان، کشته شدن افسرانی از این نهاد در حمله هوایی اسرائیل به هتل رامادا در منطقه الروشه بیروت در ۸ مارس گذشته بود.
ایران نیز این موضوع را رسماً در نامهای به دبیرکل سازمان ملل اعلام کرد. امیر سعید ایروانی، نماینده دائم ایران در سازمان ملل، تأیید کرد چهار دیپلمات ایرانی در جریان این حمله کشته شدهاند، اما بعدتر در ایران از آنان بهعنوان افسران سپاه پاسداران یاد شد.
اطلاعات موجود در بیروت همچنین نشان میدهد ایرانیها با استفاده از گذرنامههای اصیل لبنانی که با نامهای متفاوت صادر شده بودند، وارد بیروت شدهاند. همچنین در داخل اتاق هدف قرارگرفته، گذرنامههای دیگری نیز کشف شد که متعلق به افراد دیگری مرتبط با سپاه پاسداران بودە است.
این موضوع غاده ایوب، نماینده پارلمان لبنان، را بر آن داشت تا شکایتی را در دادستانی کل لبنان ثبت کند و در آن خواستار گشایش تحقیقات درباره گزارشهای منتشرشده پیرامون صدور گذرنامههای لبنانی با نامهای مستعار یا برخلاف ضوابط قانونی به نفع افراد مرتبط با گروههای مسلح شود.
این شکایت همچنین به اطلاعاتی درباره استفاده از اسناد سفر لبنانی برای پنهان کردن هویت واقعی عناصر مرتبط با سپاه پاسداران اشاره دارد.
گزارشهای دیگری نیز روایت مربوط به حضور مستقیم ایران در لبنان را در مواجهه با اسرائیل تقویت کردهاند.
همزمان با نبردی که به نبرد ارتفاعات علی الطاهر معروف است، رسانهها به نقل از یک منبع ارشد امنیتی اسرائیل گزارش دادند که شماری از افسران ایرانی در منطقه ارتفاعات علی الطاهر در جنوب لبنان حضور داشتند و مسئولیت موقعیتهای کلیدی در مدیریت نبرد و هماهنگی فعالیتهای عملیاتی در صحنه لبنان را بر عهده داشتند.
بر اساس این اطلاعات، یکی از دلایل اصلی اصرار ایران بر توقف عملیات زمینی اسرائیل در آن منطقه، نگرانی از جان این افسران یا احتمال اسارت آنان در صورت ادامه پیشروی میدانی بوده است.
همزمان، رسانهها و پلتفرمهای الکترونیکی در دو روز گذشته مطالبی را منتسب به سپاه پاسداران منتشر کردند که در آنها برای افرادی که مایل به جنگ در کنار حزبالله هستند، حقوقی تا سقف یک هزار دلار آمریکا پیشنهاد شده است. این موضوع نشانهای دیگر از میزان دخالت ایران در جنگ جاری در خاک لبنان به شمار میرود.
جبههای واحد و اتاق عملیاتی مشترک
حسن جونی، سرتیپ بازنشسته و کارشناس نظامی، معتقد است ماهیت رابطه ارگانیک میان حزبالله و ایران، عملاً امکان تفکیک جبهه لبنان از جبهه ایران را از میان برده است.
او به الشرق الاوسط گفت جنگ اخیر بهوضوح نشان دادە است که دو جبهه در قالب یک جبهه واحد، زیر نظر اتاق عملیاتی مشترک و بر اساس طرحی واحد اداره شدهاند. به گفته او، هدف این طرح، پراکندهسازی و فرسایش سامانههای پدافند هوایی اسرائیل بود.
جونی در این بارە می افزاید کە این الگوی عملیاتی از وحدت در مدیریت نبرد و تصمیمگیری حکایت دارد. به گفته او، جنگ اخیر میان دو جبهه مستقل جریان نداشت، بلکه در یک صحنه عملیاتی بههمپیوسته و با هماهنگی مستقیم میان ایران و حزبالله پیش رفت.
از مدیریت عملیات تا حضور در میدان نبرد
حضور افسران ایرانی در اتاقهای عملیات اکنون تقریباً قطعی ارزیابی میشود. با این حال، شمار نیروهای ایرانی حاضر در میدان نبرد همچنان نامشخص است.
قاسم قصیر، تحلیلگر سیاسی نزدیک به حزبالله، دو روز پیش جنجال گستردهای را در لبنان ایجاد کرد. او مدعی شد ۵۰ هزار نیروی ایرانی در جنگ لبنان مشارکت داشتهاند و ۱۰ هزار نفر از آنان کشته شدهاند. این اظهارات موجی از شگفتی و تردید در محافل لبنانی برانگیخت.
قصیر ساعاتی بعد توضیح داد که این ارقام را در پاسخ به روایتهایی مطرح کرده که جنگ را رویارویی مستقیم ایران و اسرائیل در خاک لبنان توصیف میکنند. او تأکید کرد ارقام اعلامشده عمداً اغراقآمیز بودهاند و هدف از طرح آنها، نشان دادن غیرواقعی بودن چنین روایتهایی بوده است.
او به الشرق الاوسط گفت: اغراق در ارقامی که مطرح کردم، خود نشاندهنده بیپایه بودن اصل این ادعاهاست.
در مقابل، علی الامین، تحلیلگر سیاسی، معتقد است جنگ اخیر از همان ابتدا ماهیت یک رویارویی ایرانی ـ اسرائیلی را در خاک لبنان را داشت. او در این زمینه به کشته شدن افسران سپاه پاسداران در هتلی در بیروت اشاره میکند.
او به الشرق الاوسط گفت پس از ترور فرماندهان رده نخست حزبالله در سال ۲۰۲۴، از جمله حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله، و شماری از فرماندهان نخبه و نیروهای یگان رضوان، خلأ بزرگی در ساختار فرماندهی حزب ایجاد شد.
این خلأ، حضور فرماندهان و افسران سپاه پاسداران ایران در لبنان را برای مدیریت نبرد و نظارت بر عملیات ضروری کرد.
الامین در این بارە اظهار داشت کە این افراد نیروهای رزمی عادی نبودند، بلکه افسرانی متخصص و بلندپایه بودند که مسئولیت فرماندهی، هماهنگی و مدیریت محورهای میدانی را بر عهده داشتند.
او افزود میان سپاه پاسداران و حزبالله یک ساختار سازمانی و نظامی درهمتنیده وجود دارد و رابطه دو طرف صرفاً رابطه میان دو متحد جدا از یکدیگر نیست.
اجساد غیرلبنانی در جنوب
الامین همچنین از حضور شمار زیادی از نیروهای غیرلبنانی در جنوب لبنان سخن گفت. او در این بارە نیز بر این باور است کە پس از برقراری آتشبس، عملیات بیرون کشیدن اجساد از روستاهای جنوبی آغاز شد، اما در مرحله نخست از ساکنان برخی مناطق خواسته شد به آن مناطق بازنگردند.
او افزود گستردگی ویرانی یکی از دلایل اصلی این تصمیم بود. با این حال، به گفته او، دلیل دیگری نیز وجود داشت.
شمار زیادی جسد زیر آوار خانهها باقی مانده بود و بررسیها نشان میداد کە بخشی از کشتهشدگان، لبنانی نبودهاند.
او گفت در میان کشتهشدگان، شهروندان ایرانی و فلسطینی از اردوگاهها حضور داشتند. همچنین گزارشهایی درباره مشارکت نیروهای عراقی در نبردها منتشر شده است.
او افزود ایرانیها، بهعنوان بخشی کلیدی از مدیریت نبرد، تنها در اتاقهای عملیات حضور نداشتند، بلکه در برخی جبهههای عملیاتی نیز مستقر بودند. او گفت:
همزمان پردهپوشی گستردهای درباره ابعاد تلفات انسانی وجود داشت، زیرا حزبالله دیگر مانند گذشته اطلاعیههای تفصیلی کشتهشدگان را منتشر نمیکرد و تنها به اعلام کشته شدن فرماندهان ارشد بسنده میکرد. این مسئله پرسشهایی را درباره شمار واقعی کشتهشدگان و هویت برخی از آنان برانگیخته است.
او همچنین گفت عملیات بیرون کشیدن اجساد صرفاً از سوی حزبالله و هیات سلامت اسلامی انجام میشود و صلیب سرخ از این روند خارج نگه داشته شده است.
به گفته او، اگر بتوان از این موضوع معنایی استنباط کرد، آن معنا وجود افرادی است که طرفهای درگیر نمیخواهند هویت واقعی یا تابعیت آنان فاش شود، یا نامشان در فهرست رسمی کشتهشدگان لبنانی ثبت شود.
هزار کشته و ۵۰۰ مفقود در صفوف حزبالله
در مقابل، قاسم قصیر هرگونه بحران در توان رزمی حزبالله را رد میکند و میگوید ماهیت نبرد کنونی دیگر به حجم نیروهایی که در مراحل پیشین لازم بود، نیاز ندارد. به گفته او، حزبالله همچنان از نیروی کافی برای پیشبرد عملیات برخوردار است.
در حالی که حزبالله از آغاز جنگ اخیر آمار کشتههای خود را اعلام نکرده و انتشار اطلاعیههای ترحیم را متوقف کرده است، قصیر شمار کشتهشدگان این گروه را حدود هزار نفر برآورد میکند. او همچنین از ناپدید شدن حدود ۵۰۰ نفر خبر میدهد.
قصیر همچنین معتقد است پنهان ماندن تلفات احتمالی نیروهای ایرانی، چه در سطح نیروهای میدانی و چه افسران ارشد، عملاً ناممکن است. او میگوید اعلام رسمی کشته شدن چهار افسر ایرانی در هتل الروشه نشان میدهد اگر تلفات مشابه دیگری نیز وجود داشت، تهران ناچار به اعلام رسمی آن میشد.











