سیاستهای همگونسازی در کرمانشاه و ایلام، بە رغم تداوم شکست خوردە است
- 6 hours ago
- 4 min read

علی اصغر فریدی
سرکوب فعالان ملی در کرمانشاه و ایلام نشان میدهد مسئله هویت کردی در این مناطق صرفاً امنیتی نیست، بلکه از ریشهای تاریخی و ساختاری برخوردار است. سیاست همگونسازی، از حذف آموزش زبان کردی تا برجستهسازی هویت مذهبی دولتی، نتوانسته است آگاهی کردها را مهار کند. برعکس، اعتراضات ۱۴۰۱ کە پیوند مطالبات هویتی، اقتصادی و اجتماعی را هر چە بیشتر آشکارتر ساختە است، نشان میدهد کە ایلام و کردستان در آیندە میتوانند در بازتاب هویت کردی، بە عنوان یک عنصر سیاسی، تحول آفرین باشند.
حدود هفت سال پیش، موجی از بازداشت نویسندگان، محققان زبان و ادبیات کردی و فعالان فرهنگی در دو استان کردستانی، در کرمانشاه و ایلام رخ داد.
این بازداشتها نمادی از تلاش مداوم نهادهای امنیتی برای مهار هرگونه گفتمان هویتطلبانه اتنیکی خارج از چارچوبهای رسمی حکومت بود.
امروز نیز با وجود گذشت زمان و وقوع رویدادهای بزرگ اجتماعی مانند اعتراضات گسترده سال ۱۴۰۱ یعنی جنبش زن، زندگی، آزادی، که ریشه در هویت کردی داشت، این سیاست سرکوب همچنان ادامه دارد و حتی شدت یافته است.
استانهای کرمانشاه و ایلام، دو استان کردی با گویشهای جنوبی کردی شامل کلهری، گورانی، لکی و فیلی و مذهب عمدتا شیعه، برای دههها میدان آزمایش سیاستهای همگونسازی فرهنگی نە تنها جمهوری اسلامی ایران، بلکە دورە پهلوی نیز بودهاند.
اما در دورە حاکمیت جمهوری اسلامی، هدف اصلی، برجسته کردن هویت مذهبی شیعی در برابر هویت ملی و زبانی کردی بوده است.
با این وجود شواهد نشان میدهد این سیاست تا حد زیادی شکست خورده و در مقابل، موج هویتخواهی اتنیکی فرهنگی و مدنی در دو دهه اخیر رشد کرده است.
زمینه تاریخی و ساختاری سرکوب
کرمانشاه و ایلام از نظر جغرافیایی و فرهنگی بخشی از کردستان واقع در مرزهای رسمی ایران محسوب میشوند. جمعیت این دو استان عمدتا کرد هستند و گویشهای جنوبی کردی در زندگی روزمره غالب است، هرچند آمار رسمی اغلب این تنوع را کمرنگ جلوه میدهد.
با این حال، از آغاز حاکمیت جمهوری اسلامی، سیاست دولتی بر همگونسازی زبانی و فرهنگی متمرکز بوده است.
آموزش زبان کردی در مدارس دولتی وجود ندارد و زبان رسمی آموزش، فارسی است. این رویکرد باعث شده بسیاری از خانوادهها برای جلوگیری از مشکلات آموزشی فرزندان، در خانه نیز به فارسی صحبت کنند و زبان مادری به تدریج در نسل جوان ضعیف شود.
فعالان فرهنگی که تلاش میکنند ادبیات شفاهی کردی را به ادبیاتی مکتوب تبدیل کنند، تاریخ را مستند سازند یا فولکلور و موسیقی کردستانی را حفظ کنند، اغلب با اتهاماتی مانند «تبلیغ علیه نظام» یا «تهدید امنیت ملی» مواجه میشوند.
این سرکوبهای ریشهدار تاکنون، فعالان را در معرض احضار، بازداشت، شکنجه روانی و جسمی و احکام طولانی زندان قرار دادە است.
تشدید سرکوب پس از اعتراضات ۱۴۰۱
پس از اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ که با مرگ ژینا امینی، آغاز شد و شعار زن، زندگی، آزادی، برخاستە از جنبش کردستان، به نماد خیزشی سراسری در ایران تبدیل گردید، سرکوب در استانهای کردستان، از جمله کرمانشاه و ایلام به شکل چشمگیری افزایش یافت.
گزارشهای حقوق بشری نشان میدهند این دو استان از بالاترین آمار بازداشتها، جانباختگان و احکام اعدام در کردستان برخوردار بودهاند.
در سالهای ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۴، بازداشتهای گسترده فعالان ادبی، معلمان زبان کردی، روزنامهنگاران محلی و اعضای انجمنهای فرهنگی ادامه داشته است. برای مثال، در سال ۱۴۰۴ گزارشها از بازداشت صدها فعال کردی در استانهای کردستان از جمله کرمانشاه و ایلام حکایت دارند.
این بازداشتها اغلب شامل فرهنگیان، معلمان و هنرمندانی است که صرفا به فعالیتهای مدنی مانند برگزاری کارگاههای زبان کردی، مستندسازی تاریخ محلی یا ترویج لباس و موسیقی سنتی پرداختهاند.
نهادهای امنیتی این فعالیتها را «جداییطلبی» جلوه میدهند، در حالی که بسیاری از آنها در چارچوب حقوق فرهنگی پایهای هستند.
حتی در سال ۱۴۰۵، موج جدیدی از بازداشتها، از جمله بازداشت فعالان فرهنگی در کرمانشاه و ایلام در جریان اعتراضات یا مراسمهای سنتی گزارش شده است.
تداوم چنین رویکردی نشاندهنده آن است که حکومت هرگونه ابراز هویت اتنیک مستقل را تهدیدی برای وحدت ملی میبیند.
شکست همگونسازی و واقعیتهای اجتماعی و اقتصادی
کرمانشاه و ایلام علیرغم منابع طبیعی غنی همچون نفت، گاز، معادن و کشاورزی، همچنان در صدر شاخصهای منفی مانند بیکاری، فقر، اعتیاد و مهاجرت اجباری قرار دارند.
سیاستهای مرکزمحور و تبعیض ساختاری، این دو استان کردی را به حاشیه رانده است. با این وجود، تلاش برای جایگزینی هویت ملی کردی با هویت مذهبی دولتی، نتوانسته است مقاومت فرهنگی را درهم بشکند.
در واقع، دو دهه اخیر شاهد رشد قابل توجه ادبیات مکتوب کردی جنوبی، فعالیتهای مدنی، هرچند اغلب سرکوبشده و آگاهی نسل جوان از ریشههای اتنیکی خود بوده است.
اعتراضات ۱۴۰۱ نشان داد که مطالبات هویتی، اقتصادی و اجتماعی در کرمانشاە و ایلام به هم گره خوردهاند. کردها در این دو استان، که اغلب شیعی یا یارسان هستند، هویت خود را در اولویت قرار دادە و از تبعیض مضاعف اتنیک و مذهبی رنج میبرند.
گزارشهای بینالمللی تاکید میکنند که کردهای ایران به طور نامتناسبی قربانی اعدامها و بازداشتهای سیاسی هستند.
علاوه بر این، محدودیتهای زبانی باعث نابرابری آموزشی شده است. کودکان کرد در آغاز تحصیل با زبان فارسی مواجه میشوند که اغلب زبان دوم آنهاست، و این امر بر عملکرد تحصیلی و اعتماد به نفس آنها تاثیر منفی میگذارد.
چشمانداز و حق حفظ هویت
سرکوب گفتمان هویتخواهی نه تنها حقوق فرهنگی و زبانی میلیونها شهروند را نقض میکند، بلکه به بیاعتمادی عمیقتر و ناآرامیهای دورهای دامن میزند.
مردمان ساکن کرمانشاه و ایلام، مانند سایر شهروندان و ساکنان در ایران، حق دارند زبان و فرهنگ خود را آزادانه حفظ کنند، آموزش دهند و منتقل نمایند. این حق، بر اساس اصول حقوق بشر بینالمللی و حتی متن قانون اساسی ایران در مورد احترام به تنوع زبانی، مشروع است.
نادیده گرفتن این مطالبات مشروع نه تنها عادلانه نیست، بلکه ناکارآمد نیز بوده و هزینههای اجتماعی، سیاسی و انسانی بیشتری به همراه خواهد داشت.
در شرایطی که ایران با چالشهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی متعدد روبروست، به رسمیت شناختن حق حفظ هویت ملی و زبانی کردها و سایر ملتهای ساکن در جغرافیای کنونی ایران، میتواند گامی به سوی ایجاد جامعهای عادلانهتر و متحدتر باشد.
سرکوب مداوم تنها فاصله ساکنان این جغرافیا را بیشتر میکند و پتانسیل فرهنگی غنی آن را هدر میدهد.











