صلح میان ترکیە و کُردها همچنان در تعلیق ماندە است
- 1 day ago
- 6 min read

رامیار حسینی
روند جاری در ترکیه بیش از آنکه بحران اعتماد باشد، بازتاب شکافی ساختاری در فهم صلح است. جنبش کُرد، خلع سلاح را آغاز گذار به یک قرارداد سیاسی جدید میداند، اما آنکارا آن را نقطه پایان منازعه تعریف میکند. مسئله اصلی، پکک نیست، بلکه امتناع دولت ترکیه از بازنگری در بنیانهای حقوقی جمهوری، از هویت ملی تا مسئله زبان و شهروندی است. تا زمانی که صلح صرفاً به مهار امنیتی تقلیل یابد، روند کنونی بیشتر مدیریت منازعه خواهد بود تا حل آن.
بیش از یک سال از آغاز روندی میگذرد که در گفتمان رسمی ترکیه از آن با عنوان ترکیه بدون ترور و در میان جریانهای سیاسی کُرد با عنوان روند صلح و جامعه دموکراتیک یاد میشود.
در این مدت تحولاتی رخ داده است که تا چند سال پیش غیرقابل تصور بود. عبدالله اوجالان رهبر در بند حزب کارگران کردستان (پ ک ک) در ۲۷ فوریه ۲۰۲۵ خواستار پایان مبارزه مسلحانه شد و در واکنش بە آن، پ ک ک انحلال ساختار سازمانی خود را اعلام نمود و بخشی از نیروهایش، گامهایی را در مسیر خلع سلاح و عقبنشینی برداشتند.
دولت ترکیه نیز از روند حمایت کرد و کمیتهای پارلمانی برای پیگیری آن تشکیل داد.
با این حال، این روند هنوز به یک توافق پایدار تبدیل نشده است. نه دولت ترکیه تعهدات حقوقی روشن ارائه داده و نه بخش مهمی از جامعه کُرد نسبت به اراده سیاسی آنکارا برای حل ریشهای مسئله اطمینان دارد.
در نتیجه، روندی که میتوانست یکی از طولانیترین منازعات خاورمیانه را وارد مرحلهای تازه کند، همچنان در وضعیت تعلیق قرار دارد.
در ماههای اخیر نشانههای این بیاعتمادی آشکارتر شده است. هلن امید، عضو کمیته مرکزی پ.ک.ک، فعالیت کمیته پارلمانی را محتاطانه توصیف می کند و رمزی کارتال نیز تشکیل این کمیته را گامی مثبت اما ناکافی می داند.
همزمان با آن، حزب برابری و دموکراسی خلقها (دمپارتی) بارها هشدار داده است که کندی روند و فقدان اقدامات متقابل، اعتماد عمومی را تضعیف میکند.
این وضعیت این پرسش اصلی را شکل میدهد کە اگر بخش مهمی از اقدامات مربوط به پایان درگیری آغاز شده است، چرا مذاکرات وارد مرحله تثبیت نشده است؟
پاسخ را باید در شکاف بنیادی میان دو طرف جستوجو کرد که از ابتدا میان مفاهیمی چون ترور، امنیت، دموکراسی و حقوق سیاسی شکل گرفته است.
حسن جمال، روزنامهنگار باسابقه ترکیه که دههها تحولات کردستان را دنبال کرده است، پس از حضور در شهر آمد (دیاربکر) و گفتوگو با شهروندان این شهر میگوید:
اغلب افرادی که با آنها صحبت کرده است، نسبت به روند جاری اعتماد چندانی ندارند. به باور او حجم دردها و تجربههای تاریخی به اندازهای بزرگ است که اعتماد به دولت به آسانی بازسازی نمیشود.
در سوی دیگر، دولت ترکیه همچنان مسئله را عمدتاً در یک چارچوب امنیتی تعریف میکند. رجب طیب اردوغان روند ترکیه بدون ترور را بخشی از پروژه وحدت ملی میداند و همین ادبیات نشان میدهد که دولت همچنان پایان فعالیت مسلحانه را در مرکز معادله قرار میدهد.
اما فعالان سیاسی در باکور کردستان تاکید دارند که خلع سلاح بدون تضمینهای سیاسی و حقوقی نمیتواند صلح پایدار ایجاد کند.
در نتیجه، با وجود تغییرات مهم و انعطاف در مواضع پ ک ک، شکاف اعتماد همچنان باقی است. هر دو طرف از ادامه روند سخن میگویند، اما مقصد نهایی را متفاوت تعریف میکنند.
برای دولت ترکیه، اولویت اصلی پایان دادن به فعالیت مسلحانه و حذف کامل تهدیدهای امنیتی است. به همین دلیل تقریباً تمامی اظهارات مقامهای ارشد دولت و حزب عدالت و توسعه بر خلع سلاح، پایان تروریسم و حفظ وحدت ملی متمرکز بوده است.
اردوغان در ماه مه ۲۰۲۶ بار دیگر اعلام کرد که بازگشتی در روند ترکیه بدون ترور وجود ندارد، اما در همان سخنرانی اشارهای به اصلاحات سیاسی، وضعیت حقوقی عبدالله اوجالان یا مطالبات حقوقی کُردها نکرد.
در مقابل، اوجالان، دم پارتی و پ ک ک معتقدند که پایان مبارزه مسلحانه تنها یک مرحله از روند حل مسالە است و نه مقصد نهایی آن. از نگاه آنان، اگر قرار باشد دههها درگیری به صلحی پایدار منجر شود، باید چارچوبی حقوقی و سیاسی برای آینده نیز تعریف شود.
این اختلاف باعث شده است پیشرفت در یک حوزه، الزاماً به معنای پیشرفت کلی نباشد. از نگاه دولت، خلع سلاح نشانه موفقیت است، اما از نگاه جنبش کُرد، بدون تغییرات سیاسی در قانون اساسی ترکیە، این روند ناقص خواهد ماند.
یکی از اصلیترین مطالبات جریان کُرد، ایجاد چارچوب حقوقی روشن برای روند صلح است. اوجالان نیز در بیانیههای خود تاکید کرده است کە بدون قانون و تضمین حقوقی، روند کنونی پایدار نخواهد بود.
این مطالبه تنها به وضعیت شخص اوجالان محدود نیست، بلکه هدف آن جلوگیری از تکرار شکستهای گذشته است.
با این حال، دولت ترکیه در این زمینه موضعی مبهم دارد. برخی پیشنهادها از سوی چهرههای سیاسی مطرح شده، اما همزمان خطوط قرمز جدیدی نیز ترسیم شده است.
در نتیجه، روندی شکل گرفته است که در آن امید و تردید همزمان وجود دارد بە طور کە نه پیشرفت متوقف میشود و نه به توافق نهایی میرسد.
در واقع می توان گفت این وضعیت نوعی مدیریت کنترلشده روند صلح است، بە عبارتی دیگر بدون ورود به تعهدات سیاسی عمیق تنها تنش نظامی کاهش یافتە است.
در کنار بحثهای امنیتی و سیاسی، مسئله ساختاریتری نیز مطرح است و آن قانون اساسی ترکیه بودە کە در تعریف دولت از هویت و شهروندی در ترکیە یکی از ریشەهای بحران است.
قانون اساسی فعلی که پس از کودتای ۱۹۸۰ تدوین شد، بر هویت واحد ملی تاکید دارد. در این چارچوب، زبان ترکی جایگاه مرکزی دارد و تنوع زبانی و اتنیکی به رسمیت کامل شناخته نشده است.
با اینکە از سال ۲۰۱۲ امکان انتخاب واحدهای درسی زبان کُردی در مدارس ترکیه فراهم شد، اما گزارشهای مختلف نشان دادهاند که این برنامه با مشکلات فراوانی از جمله کمبود معلم، محدودیت منابع آموزشی و استقبال محدود روبهرو بوده است.
در بسیاری از شهرهای باکور کردستان نیز آموزش به زبان مادری همچنان به مطالبهای تحققنیافته تبدیل شده است. در نتیجه، بخشی از جامعه کُرد روند صلح را فرصتی برای بازنگری در ساختار حقوقی ترکیه میداند. اما این موضوع با مقاومت جدی جریانهای ملیگرا روبهرو است.
اگر تحولات یک سال گذشته را کنار یکدیگر قرار دهیم، یک واقعیت بیش از هر چیز دیگری جلب توجه میکند.
جنبش کُرد و ساختارهای نزدیک به پ.ک.ک در ماههای اخیر اقداماتی را انجام دادهاند که تا چندی پیش دور از انتظار به نظر میرسید.
از فراخوان اوجالان برای پایان مبارزه مسلحانه در ۲۷ فوریه ۲۰۲۵ گرفته تا اعلام انحلال پ ک ک، برگزاری مراسم نمادین تحویل سلاح، عقبنشینی بخشی از نیروها و تاکید مکرر بر انتقال مبارزه به عرصه سیاست، همگی نشانههایی هستند که از یک تغییر مهم در راهبرد جنبش کُرد در این بخش از کردستان حکایت دارند.
در مقابل اما دولت ترکیه هنوز تصویر روشنی از مرحله بعدی ارائه نکرده است. کمیسیون پارلمانی تشکیل شده است، گفتوگوها ادامه دارند و مقامهای دولت از تداوم روند حمایت میکنند، اما همچنان مشخص نیست که این فرایند در نهایت قرار است به چه نقطهای برسد.
آیا هدف صرفاً پایان فعالیت نظامی پ ک ک است یا آنکارا آماده است وارد مرحلهای شود که در آن درباره حقوق شهروندی، مشارکت سیاسی، زبان مادری، مدیریت محلی و جایگاه کُردها در ساختار جمهوری ترکیە نیز گفتوگو شود؟
این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که تقریباً تمامی تجربههای پیشین نشان دادهاند صلح پایدار تنها در میدان امنیت ساخته نمیشود.
خاموش شدن سلاحها میتواند آغاز یک مسیر باشد، اما به تنهایی تضمینکننده پایان منازعه نیست. بهویژه در پروندهای مانند مسئله کُرد که ریشههای آن به دهههای اخیر محدود نمیشود و با تاریخ شکلگیری دولت مدرن در ترکیه پیوند خورده است.
آنچه امروز در ترکیه جریان دارد، صرفاً مذاکره بر سر سرنوشت یک سازمان مسلح نیست. بحث بر سر آینده رابطه دولت با میلیونها شهروند کُرد است. رابطهای که دههها میان انکار، سرکوب، مقاومت، گفتوگو و شکست در نوسان بوده است.
در نهایت به نظر میرسد مهمترین چالش پیش روی روند جاری در همین نقطه قرار دارد. پ ک ک و جریانهای نزدیک به آن دستکم در سطح اعلامی از میدان نظامی فاصله گرفتهاند و خواهان انتقال کامل منازعه به عرصه سیاست شدهاند.
اکنون نگاهها بیش از هر زمان دیگری متوجه دولت ترکیه است که باید تصمیم بگیرد آیا میخواهد صرفاً جنگ با پ ک ک را پایان دهد یا اینکه واقعا سودای حل ریشهایی مسئله کُرد را نیز در سر دارد؟
پاسخ این پرسش نه فقط سرنوشت روند صلح در ترکیه، بلکه بخشی از آینده سیاسی کُردها در سراسر خاورمیانه را نیز رقم خواهد زد.











