top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

مثلث ژئواستراتژیک ایران، چین، روسیه

  • Writer: Arena Website
    Arena Website
  • Nov 16, 2025
  • 6 min read



در سال‌های اخیر، مناسبات ایران، روسیه و چین از سطح همکاری‌های معمول دوجانبه عبور کرده و به نوعی هم‌گرایی استراتژیک رسیده است؛ هم‌گرایی‌ای که هدف آن به چالش کشیدن نظم جهانیِ مسلطِ غرب است. تشکیل این مثلث تلاشی برای بازتعریف قدرت و نفوذ در عرصه‌ی بین‌المللی به‌شمار می‌آید؛ تلاشی که بیش از هر چیز واکنشی است به سیاست فشار، تحریم و انسداد دیپلماتیک اعمال‌شده از سوی ایالات متحده و متحدانش.


در رابطە با مناسبات میان ایران و روسیە و چین ، یعقوب لِپین، نویسنده‌ی مؤسسه JISS، تأکید می‌کند که این همکاری بیش از آن‌که یک اتحاد ایدئولوژیک باشد، نوعی ازدواجِ فرصت‌طلبانه است؛ اتحادی که نه بر ایدئولوژی و باورهای مشترک، بلکه بر مبنای منافع عملی و نیازهای متقابل شکل گرفته است.

 

 هم‌گرایی ایران، روسیه و چین بیشتر به شکل هم‌ترازی سیال و چندبُعدی عمل می‌کند. هر کشور بر اساس نقاط قوت خود نقش متفاوتی دارد: ایران تلاش کرده است با روابط چندجانبه، نفوذ منطقه‌ای خود را بازسازی کند و جایگاه خود را در خاورمیانه و اطراف خلیج فارس تقویت کند.


روسیه به دنبال تثبیت جای پای خود در خاورمیانه و آسیای مرکزی است و از همکاری با تهران و پکن بهره می‌گیرد تا نفوذ اقتصادی و نظامی خود را گسترش دهد و مسیرهای تجاری غیرغربی را تثبیت کند.


چین با هدف تأمین امنیت انرژی بلندمدت و دسترسی پایدار به منابع نفت و گاز ایران، نقش مهمی ایفا می‌کند و ایران را مسیر کلیدی پروژه‌های زیرساختی و شبکه‌های حمل‌ونقل بین‌المللی می‌بیند.

درواقع، این مثلث یک هم‌گرایی استراتژیک اقتصادی و سیاسی است که در چارچوب سازمان‌هایی مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای تقویت می‌شود و قراردادهای انرژی، نظامی و زیرساخت نشان‌دهنده‌ی عمق واقعی همکاری‌هاست.

یکی از ستون‌های مهم این مثلث، همکاری دیپلماتیک مشترک است. در سال‌های اخیر، روسیه و چین به‌ویژه در مجامع بین‌المللی از مواضع تهران حمایت کرده‌اند که به ایران امکان می‌دهد فشار ناشی از تحریم‌ها را کاهش دادە و قدرت چانه‌زنی خود در عرصه دیپلماتیک را تقویت کند. با این حال، حمایت دیپلماتیک این دو کشور محدودیت‌هایی دارد.


اما از سوی دیگر در عمل مشاهدە شد که در جریان بحران‌هایی مانند حملات هوایی آمریکا یا اسرائیل علیه تاسیسات هسته‌ای ایران، اقدامات ملموس و عملی از سوی روسیه یا چین انجام نشد.

این مسئله نشان می‌دهد که علی‌رغم همگرایی ژئوپلیتیک و منافع مشترک، مسکو و پکن در نهایت اولویت‌ها و منافع ملی خود را بر تهران ترجیح می‌دهند و تمایلی به تعهد دفاعی کامل یا ورود به یک ائتلاف جنگی به نفع ایران ندارند.

به بیان دیگر، دیپلماسی متحد این مثلث بیشتر استراتژیک و ابزاری است تا تعهد کامل و بی‌قید و شرط. این نکته از این جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد همگرایی سیاسی و اقتصادی سه کشور نمی‌تواند تضمین‌کننده‌ی امنیت کامل ایران در شرایط بحرانی و جنگ باشد.



اگرچه همکاری‌های نظامی گسترده‌ای بین ایران با دو کشور دیگر وجود دارد، اما ایران، همچنان باید در محاسبات خود ریسک محدودیت‌های این حمایت را مد نظر قرار دهد.

 

 

همکاری نظامی


یکی از جلوه‌های عملی این مثلث، همکاری نظامی گسترده و تمرینات مشترک است که حضور عملیاتی این کشورها در مناطق راهبردی را تقویت می‌کند.


جنگ اوکراین به عنوان یک کاتالیزور، همکاری نظامی ایران و روسیه را از سطح تأمین‌کننده–خریدار ساده به یک همزیستی استراتژیک و انتقال فناوری گسترده ارتقا داده است.


روسیه، که با کاهش ذخایر موشک‌های کروز و بالستیک و ناکارآمدی پهپادهای بومی مواجه بود، به ایران روی آورد و از پهپادهای سری شاهد ۱۳۶، ۱۳۱ و ۱۲۹ برای عملیات‌های رزمی در اوکراین استفاده کرد.

طبق داده‌های اوکراین، از ابتدای سال ۲۰۲۵ بیش از ۳۸۰۰۰ فروند پهپاد شاهد در عملیات‌ها به کار گرفته شده‌اند.

ایران در کنار تأمین پهپادها، با همکاری روسیه یک کارخانه بزرگ تولید پهپاد شاهد در منطقه ویژه اقتصادی آلابوگا در تاراستان را ایجاد کردە و برنامه‌ای برای تولید ۱۰,۰۰۰ پهپاد در سال با فناوری ایرانی تدوین شد.


این برنامه شامل نسخه‌های نظارتی و تهاجمی پیشرفته‌تر نیز می‌شود و نشان‌دهنده یک انتقال فناوری واقعی و مقیاس‌پذیر است.

برآوردها حاکی است که روسیه اکنون در ساخت پهپادها ۹۰٪ خودکفا است و طرح ایرانی را نه تنها کپی، بلکه بهبود بخشیده است.

ایران نیز در مقابل، از این همکاری برای دستیابی به تسلیحات پیشرفته روسی بهره برده است. اسناد فاش‌شده نشان می‌دهد که قرارداد ۴۸ فروند جت سوخوی سو۳۵ با ایران امضا شده و تحویل آن از سال ۲۰۲۶ آغاز خواهد شد. این جنگنده‌های نسل ۴+ توانایی ایران در مقابله با هواپیماهای مدرن منطقه‌ای را به‌طور قابل توجهی افزایش می‌دهد.


همزمان، روسیه با حمایت از برنامه هسته‌ای ایران، شامل قرارداد ۲۵ میلیارد دلاری برای ساخت چهار نیروگاه جدید در جنوب شرق کشور، موقعیت استراتژیک ایران را در برابر فشار غرب تقویت کرده است.


این اقدام، همراه با توسعه پهپادی، نشان می‌دهد که همکاری نظامی ایران و روسیه هم متقابل و چندلایه است و فراتر از خرید و فروش ساده تسلیحات عمل می‌کند.

 

محور اقتصادی پکن‑تهران


در حالی که روسیه سپر نظامی و دیپلماتیک قدرت سخت را فراهم می‌کند، چین به‌عنوان موتور اقتصادی ایران عمل می‌کند.


چه قبل و چه بعد از جنگ ۱۲ روزه، ایران مقادیر زیادی نفت با تخفیف به چین تحویل داده است. پکن ستون اصلی استراتژی دور زدن تحریم‌های ایران است و یک اکوسیستم اقتصادی موازی ایجاد کرده که تهران را از فشار مالی آمریکا مصون نگه می‌دارد و منابع و فناوری لازم برای برنامه‌های نظامی آن را فراهم می‌کند.




چین مهم‌ترین مشتری نفت ایران است و تخمین زده می‌شود ۹۰ درصد از کل صادرات نفت خام تهران را خریداری کند.

با وجود تشدید کارزار فشار حداکثری واشنگتن، تحویل نفت ایران به چین در اوت ۲۰۲۵ به رکورد ۱.۶۸ میلیون بشکه در روز رسید و حتی با تحریم‌های جدید سازمان ملل ادامه یافت، اگرچه در سپتامبر ۲۰۲۵ به ۱.۴۰ میلیون بشکه کاهش یافت.

برای تسهیل این تجارت، چین و ایران شبکه‌های مالی و لجستیکی پیچیده‌ای ایجاد کرده‌اند که دلار و سوئیفت را دور می‌زنند. وجوه از طریق نهاد غیرشفاف چوکسین و بیمه‌گر صادراتی دولتی چین «سینوشور» به پروژه‌های زیرساختی منتقل می‌شوند و به ایران اجازه می‌دهند نفت خود را به پروژه‌های توسعه‌ای ملموس تبدیل کند.


یک شبکه تهاتر دیگر شامل خودروسازان چینی است که کیت‌های خودرو را به ایران صادر می‌کنند و وجه را به صورت مس و روی دریافت می‌کنند.

 

در پس‌زمینه، توافق‌نامه همکاری ۲۵ ساله ایران و چین در سال ۲۰۲۱ قرار دارد که می‌تواند منجر به ۴۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری شود.


چین فراتر از نقش اقتصادی، در بازسازی نظامی ایران نیز فعال است و پس از حملات اسرائیل، قطعات و فناوری مورد نیاز برنامه موشکی ایران را تأمین کرده است.

در اوایل ۲۰۲۵، دو کشتی باری ایرانی بیش از ۱۰۰۰ تن پرکلرات سدیم از چین بارگیری کردند که برای تولید سوخت تقریباً ۲۶۰ موشک بالستیک کافی بود و سفارش‌های بعدی برای ۸۰۰ موشک دیگر ثبت شد.

 حمایت چین همچنین شامل سامانه‌های موشکی زمین به هوای HQ-9B، قطعات الکترونیکی و فناوری نیمه‌هادی می‌شود. این فناوری در حال ادغام در قابلیت‌های تهاجمی ایران است و پهپادهای شاهد-۱۳۶ بازیابی‌شده از آن بهره می‌برند.


ایران همچنین قصد دارد قابلیت‌های استراتژیک و دوربرد خود را توسعه دهد؛ عکس‌های ماهواره‌ای سپتامبر ۲۰۲۵ نشانه پرتاب یک موشک بزرگ سوخت جامد در پایگاه فضایی خمینی سمنان را نشان داد.


روسیه و چین نیز به پیشرفت‌های خود در برنامه‌های موشکی بالستیک، کروز و هایپرسونیک ادامه می‌دهند که در امتداد تشکیل مثلث استراتژیک، هم‌افزایی تهدیداتی برای نظم جهانی و هژمونی آمریکایی ایجاد می‌کند.

 

 

ریسک‌ها و محدودیت‌ها


با وجود اعماق همکاری، این مثلث دارای نقاط ضعف و چالش‌های جدی است:


پایداری محدود در بحران‌ها: تمایل روسیه و چین به حمایت کامل از ایران در لحظات بحرانی ثابت نشده است. در حملات جدی به تأسیسات هسته‌ای ایران، اقدام نظامی مشترک یا دفاع قاطع از سوی این دو کشور دیده نشده است.


نداشتن تعهد دفاعی رسمی: قراردادها و توافقات بین کشورها، هرچند راهبردی و نظامی، اما فاقد بند دفاع متقابل صریح مانند پیمان‌های نظامی سنتی‌اند.


نگرانی غرب و واکنش بین‌المللی: کشورهای غربی و ناتو از مثلث تهران–مسکو–پکن به‌عنوان تهدید ژئوپولیتیکی یاد می‌کنند.

برخی تحلیل‌گران معتقدند که پیوند اقتصادی میان این سه کشور و انتقال فناوری نظامی، می‌تواند نظم بین‌المللی فعلی را بی‌ثبات کند.

ناهمخوانی منافع: گرچه منافع مشترک زیادی وجود دارد، اما اهداف بلندمدت هر کشور ممکن است متفاوت باشد. به عنوان مثال، چین به‌عنوان بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران، در برخی موارد موضع محتاطانه‌تری در مناقشات منطقه‌ای اتخاذ کرده است تا منافع اقتصادی‌اش را حفظ کند.


چشم‌انداز محدود توافق هسته‌ای: با وجود مشارکت هسته‌ای، بازگشت تحریم‌ها همیشه تهدیدی برای ایران باقی است. مثلاً تلاش‌های روسیه و چین برای جلوگیری از بازگشت تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران، در برخی موارد با شکست مواجه شده است.

 

مثلث استراتژیک، حاصل یک همگرایی پیچیده و چندوجهی است که ایران را از انزوای تحریمی رها می‌کند، به روسیه امکان تقویت ظرفیت نظامی و اقتصادی می‌دهد، و چین را در تأمین انرژی و گسترش نفوذ جهانی یاری می‌رساند.

اما این اتحاد نیز بدون تنش و محدودیت نیست: فقدان تعهد دفاعی رسمی، منافع متفاوت در بحران‌ها و فشارهای بین‌المللی، ریسک‌های جدی برای تداوم آن به همراه دارد.

آینده این مثلث بستگی زیادی به ماندگاری منافع مشترک و توانایی مدیریت شکاف‌های راهبردی دارد: اگر تهران، مسکو و پکن بتوانند همکاری‌های خود را در حوزه‌های انرژی، فناوری نظامی و دیپلماتیک عمیق‌تر کنند، ممکن است یکی از اصلی‌ترین چالش‌های نظم غربی در دهه‌های آینده را شکل دهند. اما اگر تنش‌ها بر منافع اقتصادی یا امنیتی غالب شود، این اتحاد می‌تواند در بزنگاه‌ها آسیب‌پذیر شود.

 
 
bottom of page