چالشهای ادغام نیروهای سوریە دموکراتیک سوریه در دولت انتقالی جدید
- Arena Website
- Dec 28, 2025
- 5 min read

ادغام نیروهای سوریه دموکراتیک در ساختار دولت مرکزی پس از سقوط اسد، آزمونی تعیینکننده برای بازسازی حاکمیت در سوریه پساجنگ است. اگرچه توافق مارس ۲۰۲۵ چارچوبی حقوقی برای وحدت ملی در سوریە فراهم کردە است، اما اختلافات ساختاری، بیاعتمادی میدانی و فشار بازیگران منطقهای، بهویژه ترکیه، اجرای آن را کند کرده است. سرنوشت این روند به توازن میان اقتدار دولت، مطالبات کردها و میانجیگری قدرتهای خارجی وابسته است.
پس از بیش از یک دهه جنگ داخلی و فروپاشی نسبی قدرت مرکزی در بخشهایی از خاک سوریه، چندین نهاد شبهنظامی و مدیریتی محلی در شمال و شمالشرق این کشور کنترل مناطق گستردهای از جمله مناطق کردستان و عربنشین را در اختیار داشتهاند.
نیروهای سوریه دموکراتیک (SDF)، ائتلافی با اکثریت نیروهای تحت رهبری کردها اما با مشارکت اعراب و دیگر گروهها، که بیش از یک دهه تحت حمایت تجهیزات و مشاوره نظامی ایالات متحده علیه گروه دولت اسلامی (داعش) عمل کردهاند، شناختهشدهترین نهاد نظامی و اجرایی در این بخش است.
در پی سقوط دولت بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ و ظهور دولت موقت تحت رهبری احمد الشرع، رویکرد این نهاد برای بازسازی یکپارچگی ملی و احیای اقتدار دولت مرکزی بر کل قلمرو کشور آغاز شد.
بخشی از این طرح، ادغام نیروهای مسلح محلی و شبهنظامیان در ساختار دولت و ارتش ملی بوده است.
توافقنامه ۱۰ مارس ۲۰۲۵: نقطه عطف رسمی
در ۱۰ مارس ۲۰۲۵، دولت موقت سوریه و فرماندهی SDF در دمشق پس از ماهها مذاکرات، توافقنامهای رسمی برای ادغام نیروهای قومی و نظامی شمال و شرق سوریه (روژآوا) در نهادهای دولت سوریه امضا کردند.
این توافق شامل تعهد به وحدت تمامیت سرزمینی و رد هرگونه شکاف یا خودمختاری جداگانه، ادغام کلیه نهادهای مدنی و نظامی شمالشرق در ساختار دولت مرکزی از جمله مرزها، فرودگاهها و میادین نفت و گاز، تضمین حقوق قانونی و مشارکت سیاسی همه شهروندان بدون تبعیض اتنیکی یا مذهبی، برقراری آتشبس سراسری و بازگشت آوارگان همراه با تضمین امنیت و بازسازی مناطق آسیبدیده بود.
این توافق با استقبال گسترده رسانهها و نهادهای بینالمللی روبهرو شد و بهطور رسمی بهعنوان پایهای برای بازسازی ساختار امنیتی و سیاسی سوریه تلقی شد.
دولت جدید دمشق این توافق را گامی کلیدی در بازیابی اقتدار دولت مرکزی، حفظ وحدت ملی و پایان دادن به دههها خودمختاری شبهنظامیان در شمال و شرق سوریه اعلام کرد، در حالی که طرفهای غربی نیز آن را فرصتی برای تثبیت وضعیت امنیتی و تقویت مبارزه با بقایای داعش ارزیابی کردند.
چالشهای اجرایی و تاخیر در پیادهسازی
اگرچه توافق مارس نقطه عطفی رسمی بهشمار میرود، پیادهسازی آن به چند دلیل اساسی با تاخیر مواجه شده است:
الف. اختلاف بر سر ساختار و شکل ادغام
یکی از اختلافات کلیدی میان دولت سوریه و SDF این است که آیا نیروهای SDF باید بهصورت واحدهای منسجم (مثلاً سه دیویژن) در ساختار ارتش وارد شوند یا بهعنوان سربازان منفرد در تیپها و یگانهای متعدد پراکنده شوند.
تا اواخر دسامبر ۲۰۲۵، مذاکرات پیرامون این موضوع ادامه دارد و حکایت از پیشرفت فنی اما نه توافق نهایی کامل دارد.
ب. بیاعتمادی و ادامه تنشهای میدانی
در مقاطع مختلف سال ۲۰۲۵، درگیریهای محلی میان نیروهای دولتی و SDF گزارش شده است، بهویژه در مناطق حاشیهای و اطراف مناطق راهبردی مانند سدها، که نشاندهنده عدم اجرای کامل آتشبس و بیاعتمادی عملی دو طرف است.
ج. نقش ترکیه و نگرانیهای امنیتی منطقهای
ترکیه، همسایه شمالی سوریه، بهشدت با ادغام SDF مخالفت میکند، بهویژه بهدلیل ارتباطات پیشین این نیروها با حزب کارگران کردستان (PKK) که آن را بهعنوان یک تهدید امنیتی میداند.
در دسامبر ۲۰۲۵، مسئولان ترکیه اعلام کردند که SDF بهطور جدی برای انجام ادغام تلاش نمیکند و بر روابط ادعایی گروه با اسرائیل تاکید کردند که این موضوع مذاکرات را پیچیدهتر کرده است.
د. انتقادهای داخلی و کمبود پیشرفت
مسئولان دولت سوریه در چندین بیانیه اعلام کردهاند که توافق «بیشتر روی کاغذ باقی مانده است» و پیشرفت واقعی در زمینه گامهای اجرایی محدود بوده است.
بازیگران بینالمللی و نقش آنها
بازیگران بینالمللی نقش تعیینکنندهای در روند ادغام نیروهای شمال و شرق سوریه دارند و مواضع آنها تا حد زیادی مسیر و سرعت مذاکرات را شکل میدهد.
ایالات متحده آمریکا و ائتلاف بینالمللی، با وجود کاهش نیروهای زمینی پس از شکست داعش، همچنان بهعنوان میانجی اصلی عمل میکنند؛ این میانجیگری نه تنها به دلیل نفوذ نظامی و اطلاعاتی ایالات متحده است، بلکه به دلیل تجربه تاریخی واشنگتن در همکاری با SDF برای مبارزه با داعش و حفظ ثبات نسبی در شمال و شرق سوریه است.
نظارت دقیق آمریکا بر روند ادغام، بهویژه در زمینه تضمین حقوق اقلیتها و جلوگیری از بازگشت درگیریهای اتنیکی، بهطور مستقیم بر اعتبار و مشروعیت توافق تأثیر دارد.
ترکیه، در نقطه مقابل، بهعنوان مخالف سرسخت مشارکت کامل SDF در دولت سوریه، استراتژی خود را بر محدودسازی نفوذ این گروه بنا کرده است.
آنکارا SDF را شاخهای از PKK قلمداد کردە و هرگونه مشروعیت یا ادغام آن را تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی و ثبات مرزهای خود ارزیابی میکند.
نگرانی ترکیه تنها محدود به ابعاد نظامی نیست؛ آنکارا همچنین نگران تقویت روابط SDF با اسرائیل و غرب است، زیرا این امر میتواند نفوذ خارجی در شمال و شرق سوریه را افزایش دهد و بهتبع آن فشار سیاسی بر ترکیه را تشدید کند.
استراتژی ترکیه ترکیبی از فشار نظامی، دیپلماتیک و تبلیغاتی است و هدف اصلی آن جلوگیری از تثبیت خودمختاری کردی مستقل یا مشروعیت بینالمللی برای SDF است.

شرکای اروپایی، در عین حال، نقش مکمل را ایفا کردە و بیشتر بر ابعاد انسانی و سیاسی متمرکزند. کشورهای اروپایی با تأکید بر حقوق بشر، حمایت از آوارگان و کمک به بازسازی زیرساختها تلاش میکنند تا روند ادغام بهعنوان یک راهکار پایدار و مشروع در ذهن جامعه بینالمللی تثبیت شود.
این کشورها همچنین به دنبال کاهش تنشهای منطقهای هستند، چرا که بحران شمال و شرق سوریه میتواند به بحرانهای مهاجرتی و امنیتی در اروپا منجر شود.
در مجموع، تعامل این بازیگران نشان میدهد که ادغام SDF در دولت مرکزی سوریه تنها یک فرآیند داخلی نیست؛ بلکه عرصهای است که منافع امنیتی، ژئوپلیتیک و حقوق بشری بهطور همزمان تقابل و تعامل پیدا میکنند.
موفقیت یا شکست این روند، تا حد زیادی وابسته به توانایی دولت سوریه در مدیریت فشارهای ترکیه، حفظ همکاری آمریکا و ائتلاف بینالمللی، و جلب حمایت اروپا برای بازسازی و مشروعیتبخشی سیاسی است.
ارزیابی وضعیت تا پایان دسامبر ۲۰۲۵
تا پایان دسامبر ۲۰۲۵، با وجود گامهای رسمی برای ادغام نیروهای شمال و شرق سوریه در دولت مرکزی، بهویژه از طریق توافق مارس ۲۰۲۵ و مذاکرات پیدرپی، روند اجرایی هنوز ناکامل و پرچالش باقی مانده است.
این توافقنامه بهصورت رسمی چارچوب حقوقی و سیاسی ادغام را فراهم کرده است اما اختلافات ساختاری میان دولت انتقالی سوریە و SDF بر سر نحوه ادغام نیروهای نظامی، شرایط عملیاتی و سهم سیاسی آنها همچنان برجسته است و مانع اجرای کامل شده است.
از سوی دیگر، تنشهای میدانی در مناطق مرزی و برخی مناطق حساس هرچند کمتر از سالهای گذشته است، هنوز ظرفیت تشدید مجدد درگیری را دارد و نیازمند مدیریت دقیق میدانی است.
نقش بازیگران خارجی، بهویژه ترکیه که با مشروعیتبخشی کامل به SDF مخالف است و ایالات متحده آمریکا که بهعنوان میانجی و ناظر بر روند ادغام عمل میکند، تا حد زیادی تعیینکننده ادامه مذاکرات و سرعت اجرای توافق باقی مانده است.
در مجموع، روند ادغام نیروهای شمال و شرق سوریه یک فرآیند تاریخی و پیچیده است که با امضای توافق مارس ۲۰۲۵ نقطه عطف رسمی پیدا کرده، اما تا پایان سال ۲۰۲۵ با چالشهای عملیاتی، اختلافات ساختاری و فشارهای منطقهای و بینالمللی مواجه بوده است و اجرای کامل آن نیازمند زمان، اعتماد متقابل و حمایت سیاسی-امنیتی گسترده خواهد بود.











