چرا موفقیت توافق تهران و واشنگتن همچنان محل تردید است؟
- 2 hours ago
- 7 min read

عمار گلی
در حالی که دولت دونالد ترامپ توافق اولیه با ایران را پایان جنگ و آغاز مرحلهای تازه معرفی میکند، نشانهها از شکنندگی عمیق این تفاهم حکایت دارد. توافقی که قرار است طی ۶۰ روز به قراردادی جامع تبدیل شود، با مخالفتهای جدی در واشنگتن، تهران و تلآویو روبهرو است. جمهوریخواهان آن را امتیازدهی پرهزینه به ایران میدانند، تندروهای ایرانی از عقبنشینی سخن میگویند و اسرائیل نیز با بدبینی به آن مینگرد. در چنین شرایطی، این تفاهم بیش از آنکه صلحی پایدار باشد، آتشبسی شکننده است.
در حالی که دولت دونالد ترامپ توافق اولیه با ایران را به عنوان نقطه پایان جنگ و آغاز مرحلهای تازه در روابط دو کشور معرفی میکند، نه در واشنگتن و نه در تهران خوشبینی چندانی نسبت به موفقیت نهایی ان دیده نمیشود. توافقی که قرار است در ۶۰ روز اینده به یک قرارداد جامع تبدیل شود، با مخالفتها و تردیدهای جدی در هر دو سوی ماجرا روبهرو شده است.
از یک سو بخشی از جمهوریخواهان معتقدند کاخ سفید بدون دستیابی به اهداف اعلامی جنگ، امتیازهای بزرگی را به ایران داده و از سوی دیگر در ایران نیز تندروها توافق را تسلیم و تکرار تجربه برجام میدانند.
چنین وضعیتی باعث شده است کە بسیاری از تحلیلگران، از توافق فعلی نه به عنوان یک مصالحه تاریخی، بلکه به عنوان اتشبسی شکننده یاد کنند که در ماههای اتی با سرنوشتی مشابه دیگر توافقات میان تهران و واشنگتن مواجهه شود.
شکاف در واشنگتن: جمهوریخواهان نگراناند
سرعت دولت ترامپ در پیشبرد مذاکرات بدون مشارکت دادن اعضای کلیدی حزب جمهوریخواه، اعضای این حزب و بعضا متحدان رئیس جمهور را مایوس و نگران کرده است.
شماری از سناتورهای جمهوری خواه به شرط فاش نشدن هویتشان به رسانه های داخلی ایالات متحده گفتهاند که فضای حاکم بر نشستهای داخلی سناتورهای جمهوریخواه پس از انتشار مفاد تفاهمنامه با ایران، غمگینکننده و شوک آور بوده است.
نگرانی اصلی مخالفان به امتیازهای اقتصادی داده شده به تهران بازمیگرد. این امتیازها، از رفع تحریمهای نفتی گرفته تا ازادسازی داراییها و صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری را بدون چشم انداز روشنی در رابطه با برنامه موشکی تهران در بر میگیرد.
راجر ویکر، رئیس کمیته نیروهای مسلح سنا، توافق را کاملا خارج از اهدافی دانسته است که ترامپ در اغاز جنگ مطرح کرده بود. او هشدار داده است کە:
صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی ایران، توافق سال ۲۰۱۵ اوباما را در مقایسه با خود ناچیز جلوه میدهد.
تام کاتن، رئیس کمیته اطلاعات سنا، نیز با اشاره به رفع تحریمها گفت: «این پول صرف بیمارستان و مهدکودک نمیشود. انها از ان برای بازسازی موشکها و حمایت از حماس و حزبالله استفاده خواهند کرد.»
بیل کسیدی از دیگر سناتورهای جمهوریخواه، پا را فراتر گذاشته و توافق را بدترین اشتباه سیاست خارجی چند دهه اخیر توصیف کرده و در این بارە افزود:
قبل از جنگ، تنگه هرمز باز بود و تحریمها ایران را به زانو دراورده بود. حالا ۱۳ امریکایی کشته شدهاند، تحریمها در حال کاهش است و میلیاردها دلار در اختیار ایران قرار میگیرد.
تد کروز سناتور صاحب نفوذ و نزدیک به ترامپ نیز نگرانی خود را اشکارا اعلام کرده و گفتە است کە نباید ناگهان سطلهای عظیم پول را در اختیار اسلامگرایانی قرار دهیم که میخواهند ما را بکشند.
حتی برخی چهرههای نزدیک به ترامپ، از جمله نیکی هیلی و استیو بنن، نسبت به رفع تحریمهای نفتی هشدار دادهاند. بنن در پادکست خود گفت: «اگر قرار است توافقی هم نباشد، حداقل پولهایشان را ازاد نکنید.»
دفاع کاخ سفید و پاسخ ترامپ به منتقدان
با وجود انتقادات، دولت ترامپ همچنان از توافق دفاع میکند. سخنگوی کاخ سفید توافق را نتیجه پیروزی نظامی و دیپلماتیک توصیف کرده و گفته است بازگشایی تنگه هرمز و کاهش قیمت انرژی، منافع امریکا را تضمین خواهد کرد. شدت واکنشها در اردوگاه جمهوریخواهان به حدی بود که ترامپ اعلام کرد که:
اگر از توافق خوشم نیاید، دوباره به سمتشان شلیک میکنیم و بمب روی سرشان میریزیم.
با این حال او با احمق نامیدن منتقدانش تاکید کرده است که امریکا هیچ پولی را برای صندوق بازسازی پرداخت نخواهد کرد.
برخی چهرههای جمهوریخواه نزدیک به ترامپ، از جمله لیندزی گراهام و برنی مورنو، خواستار دادن فرصت به دیپلماسی شدهاند. گراهام گفته است:
من تردید دارم ایران واقعا برنامه هستهای خود را کنار بگذارد، اما چرا امتحان نکنیم؟
با این حال شکاف تنها در میان جمهوریخواهان نیست و دولت اسرائیل و گرو.ههای لابی این کشور در واشنگتن نیز به شدت مخالف توافق یاد شده هستند.
با این حال کمپین رسانهای این کشور پیکان حملات خود را متوجه معاون اول رئیس جمهور جی دی ونس کرده است.
بنظر میرسد که مخالفان توافق نمیخواهند مستقیما ترامپ را هدف قرار دهند و به همین دلیل ونس را به عنوان “نماینده قابل حمله” انتخاب کرده و او را معمار اصلی این توافق معرفی میکنند.
تهران: توافقی برای بقا یا مصالحهای واقعی؟
در تهران نیز خوشبینی چندانی نسبت به توافق وجود ندارد. بنظر میرسد که رهبران جمهوری اسلامی بیش از انکه به یک مصالحه تاریخی فکر کنند، به دنبال کاهش فشار اقتصادی، جلوگیری از بازگشت جنگ و خریدن زمان هستند.
تجربه خروج ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸ و مذاکرات سال گذشته و امسال که خروجی آن به دو جنگ منهی شد، همچنان سایه سنگینی بر محاسبات تهران انداخته است. بسیاری از مقامهای جمهوری اسلامی معتقدند هیچ تضمینی وجود ندارد که دولت فعلی امریکا یا دولت بعدی به تعهدات خود پایبند بماند.
به همین دلیل، تهران تمایل دارد مسائل حساس مانند غنیسازی، برنامه موشکی و سیاست منطقهای را تا حد امکان به مراحل بعدی مذاکرات موکول کند.
بنابر شواهد و قرائن، جمهوری اسلامی ایران بیش از آنکه به توافق نهایی فکر کند، به دنبال یک اتشبس اقتصادی و امنیتی است.اما همین رویکر محطاطانه در تهران نیز در میان بخشی از حامیان رژیم خریدار ندارد.
گروهها و جریانهای نزدیک به جبهه پایداری، به شدیدترین منتقدان توافق تبدیل شده و با الفاظی چون فتنه مسئولان، خسارت محض، ترکمانچای جدید و تسلیم در برابر دشمن به آن تاختهاند.
محمود نبویان و نمایندگان نزدیک به پایداری، توافق را فاقد تضمینهای کافی میدانند و معتقدند ایران بدون دریافت غرامت جنگ، رفع کامل تحریمها، خروج امریکا از منطقه و تثبیت حاکمیت کامل بر تنگه هرمز، امتیازهای بزرگی داده است.
این جریان مدعی است خطوط قرمز جبهه مقاومت رعایت نشده و سازش با امریکا به معنای خیانت به ارمانهای جمهوری اسلامی ایران و رهبران کشته شده آن است.
اعتراضها به حدی شدت یافت که تجمعهای شبانه هواداران جمهوری اسلامی ایران نیز به صحنه درگیری و ضد و خورد و سر دادن شعار علیه مذاکره کنندگان تبدیل شد.

اگرچه حامیان توافق در پی کماهمیت جلوه دادن این اعتراضها بودهاند، پیام منتسب به مجتبی خامنهای خود نشانهای از عمق نگرانیهاست.
او در این پیام، ضمن سلب مسئولیت از روند مذاکرات و توافقهای اولیه، تأکید میکند که تنها پس از تعهد پزشکیان و قبول کامل مسئولیت از سوی او، اجازه توافق را صادر کرده است.
دولت در مقابل توافق را پیروزی دیپلماسی از موضع قدرت میخواند و تاکید میکند که هیچیک از اصول بنیادین جمهوری اسلامی کنار گذاشته نشده است.
به گفته حامیان دولت، این توافق یک فرصت ۶۰ روزه برای کاهش فشار اقتصادی، بازگشایی تنگه هرمز و جلوگیری از گسترش جنگ است. همچنین گفته میشود اکثریت شورای عالی امنیت ملی، از جمله فرماندهان نظامی، از روند فعلی حمایت میکنند و اعتراضهای خیابانی مخالفان نیز محدود و قابل کنترل بوده است.
سایه انتخابات امریکا بر سر توافق
اما حتی اگر مخالفتهای داخلی در ایران و امریکا کنترل شود، مسالە اصلی به آینده سیاسی ایالات متحده مربوط میشود.
از آنجائی که رقابتهای انتخاباتی میان دورهای مجلس نمایندگان و سنا در پاییز برگزار میشود، این توافق و تاثیرات آن میتواند فضای سیاست را در واشنگتن دستخوش تغییر کند. اگر جمهوریخواهان اکثریت شکننده خود را در کنگره از دست بدهند، دولت ترامپ با فشار بیشتری از سوی مخالفان داخلی روبهرو خواهد شد و توافق با ایران میتواند به موضوعی مناقشهبرانگیز در سیاست داخلی آمریکا تبدیل شود.
در مقابل، اگر ترامپ و حزب جمهوریخواه از این انتخابات با دست بالا خارج شوند و با توجه به اینکه این دوره به احتمال زیاد آخرین دوره ریاستجمهوری ترامپ خواهد بود، رئیسجمهور و تیم او دیگر دغدغهای برای انتخابات بعدی نخواهند داشت و ممکن است با قاطعیت بیشتری به سراغ حل پرونده ایران بروند.
در چنین شرایطی، اگر تهران در موضوعاتی چون غنیسازی، برنامه موشکی یا نفوذ منطقهای حاضر به امتیازدهی بیشتر نشود، دولت ترامپ پس از انتخابات میتواند با آزادی عمل بیشتری به سیاست فشار حداکثری بازگردد.
همین مسئله باعث شده است که توافق کنونی نه یک مصالحه پایدار، بلکه فرصتی محدود برای مدیریت بحران در نظر گرفته شود و از همین طریق هشدار دهند که شکست مذاکرات نهایی یا تشدید اختلافات پس از انتخابات، میتواند خطر بازگشت تنشها و حتی آغاز دور تازهای از رویارویی نظامی را افزایش دهد.
در تهران نیز این نگرانی وجود دارد که هرگونه تغییر در ترکیب قدرت در واشنگتن یا حتی تغییر موازنه در کنگره، توافق را با سرنوشت برجام روبهرو کند.
مقامات جمهوری اسلامی ایران بر این باور هستند که اگر ترامپ توانست از توافق سال ۲۰۱۵ خارج شود، هیچ تضمینی وجود ندارد که توافق جدید نیز قربانی تحولات سیاسی امریکا نشود.
توافقی که همه به ان نیاز دارند، اما هیچکس به ان اعتماد ندارد
در مقطع کنونی، علیرغم برخی خوشبینیها، شکاف بزرگی میان مفاد اولیه تفاهمنامه و توافق نهایی وجود دارد.
نیت سوانسون، مدیر پروژه ایران در آتلانتیک کانسل هشدار داده است که مخالفتهای داخلی در امریکا، ایران و اسرائیل میتواند مرحله دوم توافق را با دشواریهای جدی روبهرو کند.
واقعیت این است که ترامپ برای کاهش قیمت نفت و خروج از جنگ به توافق نیاز دارد و جمهوری اسلامی نیز برای کاهش فشار اقتصادی و جلوگیری از یک رویارویی فرسایشی به ان احتیاج دارد.
اما مشکل اساسی اینجاست که هیچیک از دو طرف باور ندارند طرف مقابل به تعهدات خود پایبند خواهد ماند.
شاید به همین دلیل باشد که بسیاری از تحلیلگران، توافق کنونی را نه یک مصالحه تاریخی، بلکه نوعی اتشبس طولانی توصیف میکنند که سرنوشت آن بیش از هر چیز به تحولات سیاسی امریکا، توازن قدرت در تهران و توانایی دو طرف در مدیریت بحرانهای اینده بستگی دارد.
اگر برجام محصول خوشبینی بیش از حد بود، توافق کنونی محصول بیاعتمادی متقابل است، و توافقهایی که بر پایه بیاعتمادی شکل میگیرند، معمولا بیش از انکه به صلح پایدار منجر شوند، تنها بحران را به تعویق میاندازند.











