top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

چگونه دیوید بارنئا، موساد را برای رویارویی با ایران بازسازی کرد؟

  • 5 hours ago
  • 8 min read




بخش دوم این گزارش بر راهبرد دیوید بارنئا در قبال ایران و حزب‌الله تمرکز دارد و تصویری از رقابت دیدگاه‌ها را در عالی‌ترین سطوح امنیتی اسرائیل در این بارە ارائه می‌دهد. گزارش به اختلاف‌های موساد و ارتش بر سر نحوه مواجهه با حزب‌الله، توسعه عملیات‌های مخفی و پروژه‌های نفوذ علیه جمهوری اسلامی می‌پردازد. همچنین نقش اداره نفوذ موساد، تلاش‌ها برای بهره‌برداری از شکاف‌های داخلی ایران و نگاه بارنئا به رویارویی چندلایه با تهران را بررسی می‌کند. این بخش در نهایت به میراث بارنئا و تأثیر او بر ساختار، اولویت‌ها و شیوه عمل موساد می‌پردازد.


اختلاف‌های دیوید بارنئا با بخشی از فرماندهان ارتش اسرائیل تنها به پرونده فوردو محدود نمی‌شد. با گسترش درگیری‌ها در منطقه، شکاف میان موساد و برخی مقام‌های نظامی بر سر نحوه برخورد با حزب‌الله، ایران و جبهه شمالی نیز عمیق‌تر شد.


بارنئا از جمله مقام‌هایی بود که معتقد بودند اسرائیل باید رویکردی تهاجمی‌تر در برابر حزب‌الله در پیش بگیرد. او بارها هشدار داده بود که افزایش توان نظامی حزب‌الله و گسترش نفوذ ایران در لبنان، تهدیدی فزاینده برای اسرائیل ایجاد کرده است و تعلل در واکنش، هزینه‌های بیشتری در آینده به همراه خواهد داشت.


این اختلاف دیدگاه در چندین پرونده خود را نشان داد. در حالی که بخشی از فرماندهان ارتش ترجیح می‌دادند از گسترش درگیری جلوگیری کنند و خطر ورود به یک جنگ فراگیر را کاهش دهند، بارنئا در مواردی خواستار واکنش سریع‌تر و گسترده‌تر به اقدامات حزب‌الله بود، .

در اوت ۲۰۲۴، بارنئا در نامه‌ای به بنیامین نتانیاهو پیشنهاد کرد تمرکز اصلی عملیات نظامی اسرائیل از غزه به جبهه لبنان منتقل شود. او معتقد بود تهدید حزب‌الله در بلندمدت اهمیت بیشتری دارد و باید در اولویت قرار گیرد.

اختلاف‌ها چند هفته بعد و در ماجرای پیجرهای انفجاری حزب‌الله بار دیگر آشکار شد. در آن مقطع، نگرانی‌هایی درباره احتمال کشف این شبکه وجود داشت.

بارنئا معتقد بود باید بلافاصله عملیات فعال شود تا فرصت از دست نرود. در مقابل، هرتزی هالوی، رئیس ستاد ارتش، بر این باور بود که چنین اقدامی باید در چارچوب یک عملیات نظامی گسترده‌تر انجام شود.

در نهایت، تصمیم به اجرای عملیات گرفته شد. انفجار همزمان هزاران پیجر و دستگاه ارتباطی مورد استفاده نیروهای حزب‌الله، یکی از بحث‌برانگیزترین عملیات‌های آن دوره بود و از نگاه حامیان بارنئا، نمونه‌ای از توانایی موساد در ترکیب نفوذ اطلاعاتی، فناوری و عملیات میدانی محسوب می‌شد.


اختلاف‌ها صرفا بە این مسائل ختم نشدند. در ماجرای ترور حسن نصرالله نیز میان موساد و بخشی از فرماندهان نظامی بر سر نحوه ارزیابی نقش نهادهای مختلف اختلاف نظر وجود داشت. بارنئا از حامیان اقدام علیه نصرالله بود و موساد نیز در جمع‌آوری اطلاعات و آماده‌سازی عملیات مشارکت داشت.

پس از انجام عملیات، بحث بر سر سهم هر نهاد در موفقیت آن آغاز شد. در حالی که نقش اطلاعات نظامی و نیروی هوایی اسرائیل برجسته می‌شد، برخی در موساد معتقد بودند سهم این سازمان در موفقیت عملیات کمتر از واقعیت منعکس شده است.

در پس این اختلاف‌ها، مسئله‌ای عمیق‌تر وجود داشت. بارنئا معتقد بود اسرائیل باید با استفاده از عملیات‌های مخفی، ضربات پیشگیرانه و ابتکار عمل مداوم، فضای مانور ایران و متحدانش را محدود کند. در مقابل، بخشی از فرماندهان ارتش بر مدیریت بحران و کنترل سطح تنش تأکید داشتند.


همین تفاوت نگاه باعث شد روابط میان برنیا و برخی فرماندهان ارشد، به‌ویژه هرتزی هالوی و آهارون حلیوا، در مقاطعی پرتنش شود. هر دو طرف خود را مدافع امنیت اسرائیل می‌دانستند، اما درباره مسیر رسیدن به این هدف اتفاق نظر نداشتند.


با تغییر فرماندهی ارتش، بخشی از این تنش‌ها کاهش یافت. روی کار آمدن ایال زمیر به عنوان رئیس ستاد ارتش و شلومی بیندر در رأس اطلاعات نظامی، فضای همکاری میان موساد و ارتش را بهبود بخشید.

متعاقب آن، مقام‌های دو نهاد تلاش کردند هماهنگی بیشتری ایجاد کنند و اختلاف‌های گذشته را کاهش دهند.

با این حال، اختلاف‌های دوره بارنئا تصویری روشن از چالش‌های تصمیم‌گیری در بالاترین سطوح امنیتی اسرائیل ارائه می‌دهد.


این اختلاف‌ها کمتر بر سر اصل تهدید و بیشتر بر سر شیوه مقابله با آن بود. در یک سو، بارنئا قرار داشت که بر ابتکار عمل، عملیات مخفی و رویکرد تهاجمی تأکید می‌کرد و در سوی دیگر، فرماندهانی بودند که مدیریت ریسک و پرهیز از گسترش درگیری را اولویت می‌دانستند.


نبرد بر سر حزب‌الله و جبهه شمالی، بیش از هر موضوع دیگری این تفاوت نگاه را آشکار کرد و به یکی از مهم‌ترین منازعات راهبردی در سال‌های پایانی ریاست برنیا بر موساد تبدیل شد.


پروژه تغییر حکومت در ایران


در کنار بازسازی ساختار عملیاتی موساد و گسترش عملیات‌های مخفی، دیوید بارنئا پروژه دیگری را نیز دنبال می‌کرد که از نگاه او می‌توانست در بلندمدت معادله رویارویی با ایران را تغییر دهد.

بارنئا معتقد بود برنامه هسته‌ای، توان موشکی و شبکه نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی ایران تنها بخشی از مسئله هستند و ریشه اصلی چالش در خود ساختار جمهوری اسلامی قرار دارد.

به همین دلیل، از سال‌های نخست ریاست خود تلاش کرد ظرفیت‌های موساد در حوزه نفوذ، جنگ روانی و تأثیرگذاری سیاسی را گسترش دهد.


در همین راستا، اداره‌ای جدید با عنوان اداره نفوذ در موساد ایجاد شد. این سازمان پیش از آن نیز در حوزه عملیات‌های روانی فعالیت داشت، اما بارنئا معتقد بود مقابله با ایران به ساختاری گسترده‌تر، متمرکزتر و تخصصی‌تر نیاز دارد.

مأموریت این اداره تنها جمع‌آوری اطلاعات یا انتشار پیام‌های تبلیغاتی نبود. هدف آن شناسایی شکاف‌های سیاسی، اجتماعی و اتنیکی در کشورهای هدف و یافتن راه‌هایی برای اثرگذاری بر تحولات داخلی آنها بود. ایران و لبنان در صدر اولویت‌های این بخش قرار داشتند.

بارنئا بر این باور بود که فشار اقتصادی، نارضایتی اجتماعی و شکاف‌های موجود در جامعه ایران می‌تواند در شرایط خاص به بی‌ثباتی سیاسی منجر شود.


از نگاه او، ترکیب این عوامل با فشار خارجی و عملیات‌های نفوذی، امکان تأثیرگذاری بر روندهای داخلی ایران را افزایش می‌دهد.


این رویکرد در گفت‌وگوهای او با مقام‌های آمریکایی نیز بازتاب یافت. بر اساس این گزارش، بارنئا در نشست‌هایی با مقام‌های دولت آمریکا، از جمله در دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، طرح‌هایی را برای افزایش فشار بر جمهوری اسلامی و بهره‌برداری از شکاف‌های داخلی ایران مطرح کرده بود.

یکی از جنجالی‌ترین این طرح‌ها به کردستان مربوط می‌شد. بر اساس سناریوی مورد بررسی، گروه‌هایی از احزاب کرد مستقر در اقلیم کردستان می‌توانستند در شرایط خاص وارد کردستان ایران شوند و جرقه ناآرامی‌های گسترده‌تری را بزنند.

حامیان این طرح معتقد بودند گسترش اعتراضات در نقاط مختلف ایران می‌تواند بخشی از توان امنیتی جمهوری اسلامی را درگیر کند و تمرکز حکومت را از مراکز اصلی تصمیم‌گیری دور سازد. هدف این بود که مجموعه‌ای از فشارهای داخلی و خارجی به طور همزمان عمل کنند.

این سناریو هرگز به مرحله اجرا نرسید. اطلاعات مربوط به آن پیش از عملیاتی شدن در اختیار بازیگران مختلف قرار گرفت و با مخالفت‌هایی نیز روبه‌رو شد. ترکیه که نسبت به هرگونه تحرک مرتبط با گروه‌های کرد حساسیت ویژه‌ای دارد، از جمله مخالفان این طرح بود.

در نهایت، این سناریو کنار گذاشته شد و به نتیجه نرسید. با این حال، اهمیت آن بیش از هر چیز در نوع نگاه بارنئا نهفته بود.


او مقابله با ایران را صرفاً یک موضوع نظامی یا اطلاعاتی نمی‌دید، بلکه آن را پروژه‌ای چندبعدی می‌دانست که باید همزمان در حوزه‌های امنیتی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دنبال شود.


گزارش همچنین به ادعاهایی درباره بررسی گزینه‌های احتمالی برای دوران پس از جمهوری اسلامی اشاره می‌کند.

برخی رسانه‌های آمریکایی پیش‌تر گزارش داده بودند که در محافل مختلف امنیتی و سیاسی درباره چهره‌هایی که ممکن است در سناریوهای آینده نقش ایفا کنند، بحث‌هایی صورت گرفته است. با این حال، جزئیات این موضوع هرگز به صورت رسمی تأیید نشد.

با وجود ناکامی برخی طرح‌ها، اداره نفوذ در دوره بارنئا به یکی از بخش‌های مهم موساد تبدیل شد. حامیان این رویکرد معتقد بودند نبردهای آینده تنها در میدان‌های نظامی تعیین نمی‌شود و توانایی اثرگذاری بر افکار عمومی، تحولات سیاسی و روندهای اجتماعی، به اندازه عملیات‌های کلاسیک اطلاعاتی اهمیت دارد.

از این منظر، پروژه تغییر حکومت در ایران را می‌توان جاه‌طلبانه‌ترین بخش راهبرد بارنئا دانست. این پروژه‌ فراتر از عملیات‌های مخفی و ترورهای هدفمند قرار می‌گرفت و تلاش داشت بر روندهای کلان سیاسی اثر بگذارد.

هرچند بسیاری از اهداف آن محقق نشد، اما نشان داد بخشی از نهاد امنیتی اسرائیل در سال‌های اخیر مقابله با ایران را تنها در چارچوب رویارویی نظامی تعریف نمی‌کند.


یک اافسر اطلاعاتی که به رأس رسید


دیوید بارنئا بیش از سه دهه از زندگی حرفه‌ای خود را در موساد گذراندە و به یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های امنیتی اسرائیل تبدیل شدە است.


او مسیر خود را از رده‌های عملیاتی و اطلاعاتی آغاز کرد و در نهایت به ریاست سازمانی رسید که در سال‌های اخیر نقشی محوری در رویارویی اسرائیل با ایران، حزب‌الله و دیگر بازیگران منطقه‌ای داشته است.

بارنئا پیش از ورود به موساد در واحد نخبه سایرت متکل خدمت کرده بود. او در میانه دهه ۱۹۹۰ و در شرایطی که اسرائیل با مجموعه‌ای از تهدیدهای امنیتی روبه‌رو بود، به موساد پیوست و به تدریج در بخش‌های مختلف سازمان ارتقا یافت.

برخلاف برخی رؤسای پیشین موساد که بیشتر به دلیل نقش سیاسی یا حضور رسانه‌ای شناخته می‌شدند، بارنئا عمدتاً یک افسر اطلاعاتی حرفه‌ای بود.


بخش مهمی از دوران فعالیت او صرف جذب منابع انسانی، مدیریت شبکه‌های اطلاعاتی و هدایت عملیات‌های مخفی شد.

همین پیشینه بعدها در رویکرد او به ریاست موساد نیز بازتاب یافت و باعث شد توسعه شبکه‌های انسانی و عملیات‌های چندلایه به یکی از محورهای اصلی سیاست‌هایش تبدیل شود.

ایران در تمام سال‌های ریاست او در مرکز توجه موساد قرار داشت. برنیا بارها تأکید کرده بود که جمهوری اسلامی نباید به توانایی ساخت سلاح هسته‌ای دست یابد و این هدف به یکی از مهم‌ترین اولویت‌های سازمان تبدیل شد.

از نگاه او، برنامه هسته‌ای ایران بزرگ‌ترین تهدید راهبردی علیه اسرائیل محسوب می‌شد.

او همچنین از منتقدان توافق هسته‌ای برجام بود و معتقد بود این توافق در نهایت مانع پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران نخواهد شد. این دیدگاه در بسیاری موارد با مواضع بنیامین نتانیاهو همسو بود و به همکاری نزدیک میان دو طرف انجامید.

با وجود این، رابطه بارنئا و نتانیاهو همیشه بدون اختلاف نبود. یکی از مهم‌ترین موارد اختلاف به موضوع جانشینی او مربوط می‌شد.


بارنئا ترجیح می‌داد یکی از معاونان باسابقه موساد ریاست سازمان را بر عهده بگیرد، اما نتانیاهو گزینه دیگری را انتخاب کرد. این موضوع به یکی از معدود اختلاف‌های آشکار میان دو طرف تبدیل شد.

در داخل ساختار امنیتی اسرائیل نیز بارنئا همواره چهره‌ای مورد اجماع نبود. حامیانش او را مدیری می‌دانستند که موساد را با شرایط جدید امنیتی سازگار کرد و توان عملیاتی آن را گسترش داد. منتقدانش معتقد بودند در برخی موارد بیش از اندازه به عملیات‌های تهاجمی و پرریسک گرایش دارد.

با این حال، حتی منتقدان او نیز نقش بارنئا در بازسازی موساد را انکار نمی‌کنند. در دوره ریاست او، سازمان به سمت استفاده گسترده‌تر از فناوری‌های پیشرفته، عملیات‌های سایبری، شبکه‌های محلی و مأموریت‌های پیچیده چندلایه حرکت کرد.


بسیاری از عملیات‌هایی که در سال‌های اخیر به موساد نسبت داده شده‌اند، در همین دوره طراحی یا اجرا شدند.

در سال‌های پایانی ریاستش، اختلاف او با برخی فرماندهان ارشد ارتش اسرائیل بر سر ایران، حزب‌الله و نحوه استفاده از ابزارهای نظامی و اطلاعاتی آشکار شد.

با این حال، او تا پایان دوره خود بر این باور باقی ماند که اسرائیل باید ابتکار عمل را حفظ کند و پیش از آنکه تهدیدها به مرحله بحرانی برسند، برای مهار آنها اقدام کند.


تصویری که از بارنئا در این گزارش ترسیم می‌شود، فراتر از یک رئیس موساد است. او به عنوان معمار دوره‌ای از تغییرات گسترده معرفی می‌شود که با بازسازی ساختارهای اطلاعاتی آغاز شد، به توسعه شبکه‌های عملیاتی در ایران و منطقه رسید و تلاش کرد موساد را برای نوع متفاوتی از رویارویی با دشمنان اسرائیل آماده کند.

با پایان دوره ریاست بارنئا، بحث درباره میراث او همچنان ادامه دارد. حامیانش معتقدند موساد در دوران او وارد یکی از تهاجمی‌ترین و پیچیده‌ترین دوره‌های فعالیت خود شد. منتقدانش می‌گویند نتیجه نهایی بسیاری از طرح‌های بلندپروازانه او هنوز روشن نیست.

با این حال، در یک نکته اختلاف چندانی وجود ندارد: دیوید بارنئا در سال‌های ریاست خود، ساختار، شیوه عمل و اولویت‌های موساد را به شکل قابل توجهی تغییر داد.


 
 
bottom of page