top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

آیا حوثی‌ها در مسیر تبدیل شدن به یک بازیگر منطقه‌ای قرار گرفته‌اند؟

Jul 25
6 min read




قدرت حوثی‌های یمن صرفا به موشک‌ها و پهپادهای این گروه محدود نمی‌شود. کنترل بخش‌هایی از سواحل غربی یمن و اشراف بر تنگه باب‌المندب، مهم‌ترین مزیت راهبردی انصارالله محسوب می‌شود. این آبراه، یکی از شریان‌های اصلی تجارت جهانی و انتقال انرژی است. به همین دلیل، هرگونه تشدید تنش در مناطق تحت کنترل حوثی‌ها می‌تواند بر امنیت کشتیرانی، بازارهای انرژی و زنجیره تأمین جهانی اثر بگذارد. همین موقعیت جغرافیایی، انصارالله را از یک بازیگر داخلی به یکی از عوامل اثرگذار در معادلات امنیتی خاورمیانه و دریای سرخ تبدیل کرده است.


جنبش انصاراللە یمن که بیشتر با نام حوثی‌ها شناخته می‌شوددر دهه ۱۹۹۰ در استان صعده در شمال یمن شکل گرفت. ریشه‌های این جنبش به جامعه زیدی یمن بازمی‌گردد، شاخه‌ای از اسلام شیعی که برای نزدیک به هزار سال بخش بزرگی از شمال یمن را اداره می‌کرد.


با سقوط حکومت امامان زیدی در انقلاب ۱۹۶۲ و تشکیل جمهوری یمن، نفوذ سیاسی و مذهبی زیدی‌ها به‌تدریج کاهش یافت.


در دهه‌های بعد و پس از اتحاد یمن شمالی و جنوبی در سال ۱۹۹۰ و همزمان باگسترش مراکز آموزشی سلفی به‌ویژه موسسه دارالحدیث دماج که از حمایت مالی نهادهای سعودی برخوردار بود نگرانی بخشی از نخبگان زیدی افزایش یافت.


در چنین فضایی جنبش مذهبی الشباب المؤمن (جوانان مومن) با هدف احیای هویت مذهبی زیدی‌ها شکل گرفت. این جریان در آغاز فعالیتی عمدتاآموزشی و فرهنگی داشت و هنوز به یک سازمان مسلح تبدیل نشده بود.


تحول اصلی با ظهور حسین بدرالدین الحوثی رخ داد. او که از خانواده‌ای بانفوذ در میان زیدی‌ها بود و سابقه حضور در پارلمان یمن را نیز داشت، به‌تدریج جنبش را از فعالیت صرفا مذهبی به سوی کنش سیاسی سوق داد.

مخالفت با دولت علی عبدالله صالح، انتقاد از نفوذ عربستان در یمن و اعتراض به سیاست‌های ایالات متحدهبە خصوص پس از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳به محورهای اصلی گفتمان او تبدیل شد.

در سال ۲۰۰۴ دولت یمن حسین الحوثی را به شورش مسلحانه متهم کرد و نخستین جنگ میان نیروهای دولتی و پیروان او آغاز شد.


این درگیری با کشته شدن حسین الحوثی پایان یافت، اما جنبش از هم نپاشید. بلکە رهبری آن به برادرش، عبدالملک الحوثی رسید که تاکنون رهبر انصارالله باقی مانده است.


بین سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰، شش دور جنگ میان دولت یمن و حوثی‌ها در استان صعده و مناطق اطراف آن رخ داد  که بە جنگ‌های صعده معروف هستند


اگرچه دولت وقت تصور می‌کرد کە با عملیات نظامی می‌تواند این جنبش را از میان ببرد، اما نتیجه معکوس بود. این درگیری‌ها نه‌تنها باعث نابودی حوثی‌ها نشد، بلکه آنان را از یک شبکه مذهبی محلی به سازمانی نظامی با تجربه جنگی ساختار فرماندهی منسجم و پایگاه اجتماعی گسترده‌تر تبدیل کرد.

تحولات موسوم به بهار عربی در سال ۲۰۱۱ نقطه عطف دیگری در مسیر انصارالله بود. اعتراضات گسترده علیه علی عبدالله صالح، سرانجام به کناره‌گیری او از قدرت انجامید و عبدربه منصور هادی بر اساس ابتکار شورای همکاری کشورهای خلیج فارس و توافق انتقال قدرت در انتخابات تک‌نامزدی ۲۰۱۲، بە عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد.

با این حال انتقال قدرت نتوانست بحران‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی یمن را مهار کند. ضعف دولت مرکزی و اختلاف میان نیروهای سیاسی فرصت مناسبی برای گسترش نفوذ حوثی‌ها فراهم آورد.


در سپتامبر ۲۰۱۴، حوثی‌ها پس از ماه‌ها پیشروی کنترل صنعا پایتخت یمنرا در دست گرفتند. چند ماه بعدرئیس‌جمهور هادی به عدن و سپس به عربستان سعودی گریخت. این تحول توازن قدرت در یمن را به‌طور کامل تغییر داد و بحران داخلی این کشور را وارد مرحله‌ای تازه کرد.


در مارس ۲۰۱۵، ائتلافی به رهبری عربستان سعودی و با مشارکت چند کشور عربی عملیات نظامی گسترده‌ای را با هدف بازگرداندن دولت هادی به قدرت علیه حوثی‌ها آغاز کرد.


در همین دوره، توان نظامی حوثی‌ها نیز دگرگون شد. این گروه که در آغاز عمدتا یک نیروی چریکی محلی بە شمار میرفت، به‌تدریج به موشک‌های بالستیک، پهپادهای دوربرد و توانمندی‌های دریایی دست یافت و دامنه عملیات خود را به فراتر از مرزهای یمن گسترش داد.


حملە به تاسیسات نفتی عربستان، اهدافی در امارات متحده عربی، کشتی‌های تجاری در دریای سرخ و بعدها حملات مرتبط با جنگ غزه، نشان داد که انصارالله دیگر به بازیگری اثرگذار در معادلات امنیتی منطقه تبدیل شده است.

حوثی‌ها با تکیه بر ساختار قبیله‌ای شمال یمن، تجربه سال‌ها جنگ در مناطق کوهستانی و بهره‌گیری از خلا قدرت ناشی از فروپاشی نهادهای دولتی توانستند کنترل بخش بزرگی از شمال و غرب یمن از جمله صنعا و بندر راهبردی الحدیده را نیز تثبیت کنند.

این مناطق علاوه بر آنکه پرجمعیت‌ترین بخش‌های یمن به شمار می‌روند شریان‌های اصلی اقتصادی و اداری این کشور را نیز در بر می‌گیرند.


همزمان جنگ ماهیتی فراتر از یک رقابت داخلی نیز پیدا کرد. عربستان سعودی این درگیری را بخشی از رقابت راهبردی خود با ایران می‌دانست و تهران نیز اگرچه همواره میزان حمایت نظامی خود از حوثی‌ها را کمتر از ادعاهای رقبایش توصیف کرده است این جنبش را بخشی از محور همسو با سیاست‌های منطقه‌ای خود معرفی می‌کرد.


همین برداشت‌های متقابل باعث شد جنگ یمن به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های رویاروییهای ژئوپلیتیک در خاورمیانه تبدیل شود.


در طول سال‌های جنگ با وجود توافق‌های محدود آتش‌بس، از جمله توافق استکهلم در سال ۲۰۱۸همچنان جنگ در برخی جبهه‌ها ادامه یافت. در این دورە توانایی‌های نظامی حوثی‌ها نیز دستخوش تغییرات قابل توجهی شد و به مرور توان استفاده از موشک‌های بالستیک، موشک‌های کروز، پهپادهای تهاجمی و سامانه‌های دریایی را توسعه داد.


البتە قابل ذکر است کە بخش قابل توجهی از این توان بر پایه موشک‌های ارتش سابق یمن، مهندسی معکوس، تولید داخلی و همچنین انتقال فناوری خارجی توسعه یافت.


در همین دوره، دریای سرخ و تنگه باب‌المندب نیز به یکی از مهم‌ترین محورهای راهبردی این جنگ تبدیل شدند. باب‌المندب که دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل می‌کند یکی از حیاتی‌ترین مسیرهای تجارت جهانی و انتقال انرژی است.

استقرار حوثی‌ها در سواحل غربی یمن این امکان را فراهم کرد کە برای نخستین بار یک بازیگر غیردولتی بتواند به‌صورت مستمر بر امنیت یکی از مهم‌ترین آبراه‌های تجارت جهانی اثر بگذارد و از همان سال‌ها بود کە توجه قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را به خود جلب کرد.

تحولات پس از آغاز جنگ غزه در اکتبر ۲۰۲۳، مرحله تازه‌ای در نقش منطقه‌ای حوثی‌ها رقم زد. این گروه با اعلام حمایت از فلسطینی‌ها حملات خود علیه کشتی‌هایی را که به گفته آنان با اسرائیل یا شرکای آن مرتبط بودند در دریای سرخ آغاز کرد.


اگرچه حوثی‌ها این عملیات را بخشی از حمایت از غزه توصیف می‌کردند اما پیامدهای آن بسیار فراتر از میدان نبرد فلسطین بود.

ده‌ها شرکت بزرگ کشتیرانی مسیر کشتی‌های خود را تغییر دادندهزینه بیمه و حمل‌ونقل دریایی افزایش یافت و بخشی از تجارت میان آسیا و اروپا ناچار شد مسیر طولانی دماغه امید نیک در جنوب آفریقا را جایگزین باب‌المندب کند.

این تحولات موجب شد ایالات متحده و شماری از متحدانش عملیات نظامی مستقیمی را برای حفاظت از کشتیرانی بین‌المللی آغاز کنند. از این مقطع به بعدحوثی‌ها به بازیگری تبدیل شدند که تصمیم‌ها و اقداماتش می‌توانست بر امنیت انرژی تجارت جهانی و آرایش نظامی قدرت‌های بزرگ در منطقه اثر بگذارد.


در دو سال اخیر این روند وارد مرحله تازه‌ تری شدە است. حملات گسترده آمریکا، به زیرساخت‌های اقتصادی و لجستیکی حوثی‌ها، افزایش تنش بر سر فرودگاه صنعا و تلاش برای برقراری پروازهای مستقیم و همچنین گسترش حملات دریایی در باب‌المندب همگی نشان دادەاند که محور اصلی رقابت دیگر صرفا کنترل شهرهای یمن نیست.

اکنون بنادر، فرودگاه‌ها، خطوط انتقال انرژی و مسیرهای کشتیرانی به کانون اصلی این رویارویی تبدیل شده‌اند تحولاتی که زمینه را برای بررسی رویدادهای یک ماه اخیر و تحلیل جایگاه کنونی حوثی‌ها در معادلات منطقه‌ای فراهم می‌کند.

رقابت بر سر کنترل مسیرهای ارتباطی نیز وارد مرحله تازه‌ای شده است. اختلاف بر سر پروازهای مستقیم به فرودگاه صنعا نشان داد که فرودگاه‌ها، همانند بنادر، به بخشی از معادله امنیتی یمن تبدیل شده‌اند. از نگاه دولت یمن و عربستان سعودی هرگونه گشایش پایدار مسیر هوایی میان تهران و صنعا می‌تواند موازنه موجود را تغییر دهد.

با این حال همزمان باید از ساده‌سازی این بحران نیز پرهیز کرد. نمی‌توان همه تحولات یمن را تنها با رقابت ایران و عربستان توضیح داد. در واقع جنگ یمن حاصل مجموعه‌ای از عوامل داخلی، از جمله شکاف‌های تاریخی، ساختار قبیله‌ای، ضعف نهادهای حکومتی، بحران اقتصادی و رقابت‌های سیاسی است که با رقابت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در هم تنیده شده‌اند.

مرور رویدادهای یک ماه گذشته نیز این روند را تایید می‌کند. حملات متقابل در دریای سرخ، افزایش فشار نظامی آمریکا بر زیرساخت‌های اقتصادی حوثی‌ها، تشدید تنش میان عربستان و حوثی‌ها بر سر مسیرهای هوایی و در نهایت حملات حوثێ‌ها در روزهای گذشتە به نفتکش‌های سعودی نشان می‌دهد که یمن بار دیگر در حال تبدیل شدن به یکی از فعال‌ترین کانون‌های تنش در خاورمیانه است


در نهایت آنچه امروز جایگاه حوثی‌ها را از بسیاری دیگر از گروه‌های مسلح منطقه متمایز می‌کند، بیش از توان موشکی و پهپادی، موقعیت جغرافیایی این گروه است که جایگاهی راهبردی را بە آن بخشیدە است.

تجربه یمن نشان می‌دهد که تضعیف نهادهای دولتی و تداوم بحران‌های اجتماعی چگونه می‌تواند زمینه را برای رشد جریان‌های نیابتی شیعی یا نزدیک بە جمهوری اسلامی ایران در منطقە فراهم کند.

از این منظر مسئله حوثی‌ها بخشی از چالش گسترده‌تر جوامعی است که میان حاکمیت قانون، نهادهای دموکراتیک و گسترش قدرت گروه‌های مسلح غیرپاسخگو قرار گرفته‌اند.

 

 
 
bottom of page