آیا صلح برای زمانهی ما؟ بله، متأسفانه!
- Arena Website
- Oct 31, 2025
- 3 min read

در تحلیلی تأملبرانگیز، اسلاوی ژیژک، فیلسوف برجسته، استراتژی صلح دونالد ترامپ، رئیسجمهور پیشین آمریکا، را با مفهوم صلح برای زمانهی ما مقایسه کرده و هشدار میدهد که این الگو، اگرچه به ظاهر آرامشبخش است، در واقع ادامه جنگ با ابزارهایی دیگر است.
ژیژک در مقالهای که روز ٢٥ اکتبر منتشر شد، مینویسد:
ترامپ تجارت را مانند جنگ پیش میبرد و جنگ را مانند تجارت. این دو برای او دو روی یک سکه هستند.
این تحلیل در پی دیدار ماە گذشتە ترامپ و ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، در آلاسکا و همچنین اعلام آتشبس در خاورمیانه توسط ترامپ منتشر شده است.
فیلسوف اسلوونیایی با اشاره به اعلامیه معروف نویل چمبرلین، نخستوزیر بریتانیا، پس از توافق مونیخ با آدولف هیتلر در سال ۱۹۳۸، خاطرنشان میکند که بسیاری، صلح پیشنهادی ترامپ برای اوکراین را تسلیم در برابر روسیه میدانند.
با این حال، ژیژک استدلال میکند که تلاشهای صلح ترامپ را نمیتوان صرفاً مضحک یا جعلی خواند، بلکه باید آن را بهعنوان الگویی جدید از پایاندادن به درگیریها در دوران معاصر فهمید.
دوگانگی به ظاهر متناقض: جنگ تجاری و صلحطلبی
مقاله به دو رویداد عمده اکتبر ۲۰۲۵ اشاره میکند: تشدید جنگ تجاری با چین و موفقیت در برقراری آتشبس در خاورمیانه.
ترامپ اخیراً اعلام کرد که از اول نوامبر، تعرفههای ۱۰۰ درصدی اضافی بر کالاهای وارداتی چین اعمال خواهد کرد که این اقدام موجب سقوط قابل توجه بازارهای سهام شد.
در مقابل، او موفق شده است تا نقش یک صلحآور جهانی را در خاورمیانه ایفا کند. به باور ژیژک، این دو اقدام در تضاد با یکدیگر نیستند، بلکه هر دو از یک منطق واحد پیروی میکنند: منطق معامله و مدیریت بحران.
ژیژک برای تشریح این منطق، به درگیری کوتاه آمریکا و ایران در ۲۲ ژوئن ۲۰۲۵ اشاره میکند. پس از آنکه ایران در پاسخ به یک حمله آمریکا، پایگاهی در قطر را موشکباران کرد، ترامپ این حمله را بسیار ضعیف خواند و حتی از ایران به خاطر اطلاعرسانی قبلی تشکر کرد.
این فیلسوف این واکنش را نمونهای از آگاهی ضمنی میداند که در آن به دشمن فرصت حفظ ظاهر داده میشود، اما در عین حال، لحن قدردانی، حاوی تحقیری پنهان است. اینجا، صلح نه بر پایه گفتوگو، که بر اساس یک معامله صورت میپذیرد.
در منطق ترامپ، صلح و جنگ دو روی یک سکهاند. او صلح را نه حاصل گفتوگو و مصالحه، بلکه مانند یک معامله تجاری میبیند و همان روش را در مدیریت جنگ نیز به کار میگیرد.
در نگاه او، سیاست جهانی دیگر تفاوت مشخصی میان صلح و جنگ قائل نیست؛ آنچه کە حایز اهمیت است، ترکیبی از فشار، تهدید، تحریم و امتیازدهی است که دیپلماسی و خشونت را به هم پیوند میدهد.
از نگاە ژیژک این رفتار ترامپ نمونهای از منطق سرمایهداری متأخر است که در آن اقتصاد نظامی میشود و جنگ اقتصادی ابزار اصلی سیاست است.
او تجارت را مانند جنگ پیش میبرد و جنگ را مانند تجارت. به این ترتیب، «صلح»ی که ترامپ وعده میدهد، نوعی صلح از طریق قدرت و انقیاد است؛ صلحی که ثبات قدرت را تضمین میکند، نه عدالت را.
اگر چمبرلین در ۱۹۳۸ توافق مونیخ را «صلح برای زمانهی ما» خواند، ترامپ امروز همان شعار را در قالبی مدرنتر، رسانهایتر و پیچیدهتر تکرار میکند.
ژیژک معتقد است در منطق ترامپ هیچ جنگی به پایان واقعی نمیرسد؛ تنها ابزار آن تغییر میکند:
تحریمها جای بمبها، تعرفهها جای موشکها. این همان چیزی است که میتوان آن را صلح سرمایهداری نامید: صلحی که توقف درگیری را تضمین نمیکند، بلکه فقط ابزار آن را تغییر میدهد.
در روابط امروز آمریکا با چین، روسیه و خاورمیانه، جهان در وضعیت نه جنگ و نه صلح ی قرار گرفته است که ترامپ نهتنها از آن نمیگریزد، بلکه آن را مدیریت میکند.
او فشار و تهدید را با وعده و امتیاز ترکیب میکند تا وضعیت ناپایدار اما قابل کنترل باقی بماند، همانطور که شرکتهای بزرگ در بازارهای مالی نوسان را حفظ میکنند تا از آن سود ببرند.
ترامپ در ظاهر از جنگ دوری میکند، اما در عمل سخنان و رویەی او به منطق جنگی وابسته است. دشمنان برای او ضروریاند، زیرا بدون دشمن، هیچ صلحی برای «فروش» وجود ندارد.
به این ترتیب، صلح ترامپی در واقع ادامهی جنگ با ابزارهای دیگر است؛ بازتکرار همان سخن کلاوزویتس که «جنگ ادامهی سیاست است با ابزارهای دیگر»، تنها در جهان ترامپ، سیاست ادامهی جنگ با ابزارهای اقتصادی، رسانهای و تجاری است.
پایان مقاله با جملهای طعنهآمیز خاتمە پیدا می کند: بله، صلح برای زمانهی ما برقرار شده است، اما متأسفانه این همان صلحی است که جهان سرمایهداری میخواهد، صلحی پر از جنگهای خاموش.











