top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

اسلحه‌ای که هرگز نرسید، ادعای ترامپ و شمشیر داموکلس بر سر معترضان ایران

  • 2 days ago
  • 5 min read

علی‌اصغر فریدی

 

ادعای دونالد ترامپ درباره ارسال سلاح به معترضان ایرانی از طریق کردها، بدون ارائه شواهد، واجد پیامدهای امنیتی و سیاسی چندلایه است. این ادعا، علاوه بر تعارض با واقعیت‌های میدانی و محدودیت‌های لجستیکی، کردها را به‌عنوان یک واسط مسلح، با حذف پیشینە سرکوب مداوم در طول ٤٧ سال، در معرض برچسب‌گذاری امنیتی قرار می‌دهد. در بستر گفتمان رسمی جمهوری اسلامی درباره توطئه خارجی، چنین روایتی می‌تواند به بازتعریف اعتراضات مدنی به‌عنوان تهدیدی مسلحانه منجر شود و زمینه تشدید سرکوب، اتهام‌سازی و فشار برکردستان را فراهم کند و از سوی دیگر، جان دستگیر شدگان را با خطر فوری مواجە سازد.


وقتی دونالد ترامپ ادعا می‌کند که «ما کلی اسلحه برای معترضان ایرانی فرستادیم، از طریق کردها، اما فکر می‌کنم کردها آن‌ها را برای خودشان نگه داشتند»، چنین مدعایی نمی‌تواند صرفا یک گزارە ساده باشد، بلکە میتواند بە مثابە یک بمب اطلاعاتی عمل نماید که می‌تواند جان هزاران معترض، بازداشت‌شده و فعال مدنی در ایران را به طور جدی به خطر بیندازد؛ ادعایی بدون سند و کاملا در تضاد با واقعیت‌های میدانی جنبش‌های اعتراضی اخیر در ایران.


ادعای ترامپ و سایه سنگین آن بر جنبش اعتراضی ایران


روز پنجم آوریل، خبری منتشر شد کە طی آن دونالد ترامپ اعلام نمودە است که ایالات متحده اوایل سال جاری «مقدار زیادی سلاح» برای معترضان داخل ایران ارسال کرده است تا این سلاح‌ها از طریق نیروهای کرد به دست آن‌ها برسد، اما به گفته او، کردها این سلاح‌ها را برای خود نگه داشته‌اند.

این اظهارات، که در بستر تنش‌های فزاینده میان آمریکا و ایران مطرح شده است، نه تنها فاقد هرگونه سند و مدرک مستند است، بلکه با واقعیت‌های میدانی، لجستیکی و سیاسی منطقه در تضاد کامل قرار دارد.

چنین ادعایی، فارغ از نیت واقعی گوینده که شخص مهمی همچون رییس جمهوری ایالات متحده آمریکا است، می‌تواند عواقب بسیار خطرناک و جبران‌ناپذیری را برای معترضان مسالمت‌جو و بازداشت‌شدگان داخل ایران به همراه داشته باشد.


عدم وجود شواهد و انکارهای صریح


تا لحظه تنظیم این گزارش برای انتشار، هیچ منبع معتبر آمریکایی، ایرانی یا کردی این ادعای رئیس جمهوری آمریکا را تایید نکرده است.


احزاب و گروه‌های کردستان ایران، که سال‌ها در برابر حکومت  اسلامی ایران ایستادگی کرده‌اند، به صراحت اعلام کرده‌اند که چنین تحویل سلاح‌هایی صورت نگرفته و هیچ مدرکی دال بر آن وجود ندارد.


این انکارها تنها واکنش احساسی نیست، بلکه بر پایه واقعیت‌های عملی استوار است. انتقال «مقدار زیادی سلاح» به گفته دونالد ترامث، از مناطق مرزی کردستان عراق با ایران، به شهرهای مرکزی مانند تهران، اصفهان یا شیراز، که تحت نظارت شدید نیروهای امنیتی ایران قرار دارد، عملا غیرممکن است.

مرزها تحت کنترل شدید قرار دارند، راه‌های ارتباطی مدام رصد می‌شوند و هرگونه جابه‌جایی بزرگ سلاح، بدون ایجاد ردپای قابل پیگیری، قابل انجام نیست.

علاوه بر این، اگر فرض را بر آن قرار بدهیم که چنین چیزی روی دادە و چنین تصمیمی نیز اتخاذ شذە است و حتی اسلحه‌ای هم در میان بود که به دست معترضان برسد، آیا دستگاه‌های امنیتی و نظامی و جاسوسی آمریکا به این فکر نکرده‌اند که، تشخیص معترض واقعی از میان میلیون‌ها شهروند عادی در شرایطی که اعتراضات اغلب خودجوش و بدون ساختار مرکزی بوده، چگونه ممکن است؟

ادعای ترامپ فاقد جزئیات کلیدی است، او مشخص نمی‌کند کدام گروه یا حزب کرد دقیقاً واسطه بوده است؟ چه مقدار سلاح تحویل داده شدە است؟ در چه تاریخی این کار انجام گرفته و چگونه به دست معترضان رسیده است؟

فقدان پاسخ به این سؤالات، این اظهارات رئیس جمهوری آمریکا را، بیشتر به یک مانور رسانه‌ای شبیه می‌کند.


ادعای ترامث و بخشی از یک تاکتیک برای مذاکره با ایران


طرح ادعای تسلیح معترضان از سوی ترامپ و نسبت دادن آن به احزاب کردستان ایران، بیش از آنکه ریشه در واقعیت داشته باشد، به‌نظر می‌رسد که بخشی از یک تاکتیک سیاسی برای افزایش فشار در مذاکرات فعلی با حکومت ایران باشد.


از همین رو بە نظر می رسد چنین تاکتیکی با ایجاد فضای هراس امنیتی، در پی گرفتن امتیاز از طرف مقابل طراحی شده است.

کردها در ایران و عراق، که خود سال‌ها قربانی سرکوب رژیم‌های حاکم در تهران و بغداد بوده‌اند، به خوبی بر این نکتە واقف هستند که هرگونه درگیری مسلحانه بدون حمایت گسترده، تنها بهانه‌ای برای پاکسازی اتنیکی و سرکوب بیشتر فراهم می‌کند.

این ادعا، به جای کمک به مردم ایران، کردها در سطح منطقه را به عنوان نگهدارنده سلاح معرفی می‌کند و آن‌ها را در معرض اتهامات سنگین قرار می‌دهد.


در حالی که کردستان ایران طی ماه‌های اخیر شاهد اعتراضات گسترده‌ای نبوده است که نیازمند تسلیح باشد، چنین حرفی می‌تواند تنش‌های اتنیکی را شعله‌ور کند و رژیم ایران را به توجیه عملیات امنیتی بیشتر در غرب این کشور ترغیب نماید.

از سوی دیگر، تجربه نشان می‌دهد که احزاب کردستان ایران، در جریان جنبش زن، زندگی، آزادی، با وجود برخورداری از پیشینه نظامی و امکان ورود به درگیری مسلحانه، آگاهانه تصمیم گرفته‌اند از این مسیر فاصله بگیرند تا خصلت مدنی و فراگیر اعتراضات مردمی حفظ شود.

بر این اساس، متهم کردن این گروه‌ها به انباشت یا نگهداری سلاح‌هایی که ترامپ به آن اشاره کرده است، نه‌تنها این خویشتن‌داری حساب‌شده را نادیده می‌گیرد، بلکه عملا روندی را دامن می‌زند که تضعیف همبستگی میان نیروهای معترض را در پی داشته و در نهایت به سود بازیگران اهل معامله در عرصه سیاست تمام می‌شود.


عواقب ناخوشایند و خطرناک برای معترضان و بازداشت‌شدگان


خطر اصلی این اظهارات، به طور مستقیم متوجه جان معترضان و کسانی است که هم‌اکنون در زندان‌های جمهوری اسلامی به سر می‌برند.


حکومت ایران از همان ابتدا، اعتراضات را «توطئه خارجی» خوانده و هرگونه ارتباط با خارج را دلیلی برای اتهامات سنگین مانند «محاربه»، «فساد فی‌الارض» یا «جاسوسی» قرار داده است.

اکنون با این ادعای علنی از سوی رئیس‌جمهور آمریکا، جمهوری اسلامی می‌تواند با استناد به آن، موج جدیدی از بازداشت‌ها، بازجویی‌ها و احکام اعدام را توجیه کند.

بازداشت‌شدگان قبلی که تنها به دلیل شرکت در تظاهرات مسالمت‌آمیز دستگیر شده‌اند، ممکن است با پرونده‌های جدیدی مواجه شوند که سلاح و ارتباط با «دشمن خارجی» را شامل شود.


این سخنان، تصویر اعتراضات مردمی در ایران را که همواره بر پایه اعتراض مدنی و بدون خشونت بوده، مخدوش می‌کند. معترضانی که با دست خالی در برابر سرکوب ایستادند، اکنون ممکن است به عنوان عناصر مسلح وابسته به آمریکا معرفی شوند.

این امر نه تنها حمایت مردمی داخل کشور را کاهش می‌دهد، بلکه به پروپاگاندای رژیم کمک می‌کند تا اعتراضات را جنگ نیابتی جلوه دهد و مشروعیت آن را از بین ببرد.

علاوه بر این، کردها در ایران که در سال‌های اخیر بار اصلی سرکوب را به دوش کشیده‌اند، بیشتر از همیشه در خطر قرار می‌گیرند.


هرگونه ارتباط ساختگی با ارسال سلاح آمریکایی می‌تواند بهانه‌ای برای عملیات گسترده نظامی در کردستان شود و زندگی هزاران غیرنظامی را تهدید کند.

در سطح بین‌المللی نیز، چنین ادعاهایی اعتماد به هرگونه حمایت واقعی از جنبش دموکراسی‌خواهی ایران را خدشه‌دار می‌کند.

مردم ایران به خوبی می‌دانند که حمایت‌های کاغذی و شعاری، بدون اقدام عملی و مسئولانه، تنها هزینه انسانی بیشتری به بار می‌آورد.


ترامپ و نیاز به مسئولیت‌پذیری در اظهارات


اظهارات ترامپ، هرچند ممکن است بخشی از استراتژی فشار حداکثری بر حکومت ایران باشد، در عمل به ابزاری برای سرکوب بیشتر تبدیل شده است. جنبش اعتراضی ایران ریشه در مطالبات داخلی یعنی آزادی، عدالت و پایان تبعیض دارد.

تسلیح معترضان، آن هم به شکل ادعایی و بدون شفافیت از سوی دونالد ترامپ، نه تنها کمکی به این مطالبات نمی‌کند، بلکه آن را به میدان جنگ نیابتی تبدیل می‌کند.

اگر هدف واقعی حمایت از مردم ایران است، راه درست، فشار دیپلماتیک، افشای نقض حقوق بشر، حمایت از رسانه‌های مستقل و تقویت صدای معترضان مسالمت‌جو است، نه ادعاهای بدون پشتوانه که جان هزاران نفر را به خطر می‌اندازد.


متاسفانه اگرچه امروزه در عرصه سیاست، صداقت اغلب جایگاه پررنگی ندارد، اما یک سیاست خارجی مسئولانه باید بر مبنای واقعیت، دقت و درک پیامدهای انسانی شکل بگیرد.


مردم ایران شایسته حمایت‌هایی سنجیده و واقعی هستند، نه روایت‌هایی که بدون توجه به جان و امنیت آن‌ها، صرفاً به تشدید سرکوب دامن می‌زند.

ادعای مطرح‌شده از سوی ترامپ نه‌تنها کمکی به جنبش آزادی‌خواهی نکرد، بلکه همچون شمشیر داموکلسی بر فراز سر معترضان و بازداشت‌شدگان قرار خواهد گرفت.

جمهوری اسلامی ایران، از چنین حرف‌هایی برای تشدید جو امنیتی و سرکوب استفاده خواهد کرد و قربانیان اصلی، همان معترضانی خواهند بود که با شجاعت در خیابان‌ها فریاد آزادی سر داده‌اند.

 
 
bottom of page