top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

کردها و ترک‌های آذری‌ در ایرانِ پس از رژیم اسلامی: امکان‌های همکاری

  • 7 hours ago
  • 5 min read


سیڤان سعید


بحث درباره آینده ایران پس از جمهوری اسلامی بیش از گذشته به این پرسش کلیدی گره خورده است که ملت‌های متنوع این کشور چه نقشی را در شکل‌دهی نظام سیاسی آینده ایفا خواهند کرد. در گذشته، بیشتر گفت‌وگوها پیرامون گزینه‌های ایدئولوژیک مانند بازگشت سلطنت یا اصلاح ساختار جمهوری اسلامی متمرکز بود، اما اکنون توجه فزاینده‌ای به این موضوع معطوف گشتە است که گروه‌های ملی بزرگ، از جمله کردها و ترک‌های آذری‌، چگونه می‌توانند در تعیین مسیر آینده ایران نقش ایفا کنند.


کردها و ترک‌های آذری‌ دو مورد از بزرگ‌ترین جمعیت‌های غیر فارس در ایران را تشکیل می‌دهند. وزن جمعیتی، حضور جغرافیایی گسترده و ظرفیت سیاسی این دو جامعه باعث شده است که همکاری احتمالی میان آن‌ها به عاملی مهم در معادلات آینده کشور تبدیل شود.


پرسش اساسی این است که آیا این دو جامعه می‌توانند از اختلافات تاریخی عبور کنند و در دوران پس از رژیم اسلامی به نوعی چشم‌انداز سیاسی مشترک دست یابند؟


همزیستی تاریخی در ایران


کردها و ترک‌های آذری قرن‌هاست در بخش‌های وسیعی از شمال‌غرب ایران در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند. بخشی از استانی مانند آذربایجان غربی، نمونه‌ای روشن از این همزیستی تاریخی است که جمعیت‌های کرد و آذری در کنار هم حضور دارند.


شهرهایی چون ارومیه و خوی در دوره‌های مختلف شاهد همزیستی مسالمت‌آمیز و البته بعضا تنش‌های محلی بوده‌اند. چنین وضعیتی اغلب تحت تأثیر تحولات سیاسی و سیاست‌های دولت مرکزی شکل گرفته است.


در قرن بیستم، هر دو جامعه تجربه‌ای مشابه از سیاست‌های دولت‌های مرکزی در تهران داشتند. چه در دوره پهلوی و چه در جمهوری اسلامی، سیاست رسمی بر تمرکز شدید قدرت در مرکز و تقویت هویت فرهنگی فارسی استوار بود.

این سیاست‌ها عملاً حقوق زبانی دیگر ملت‌ها را محدود کرد، خودمختاری منطقه‌ای را تضعیف نمود و بیان سیاسی هویت‌های ملی و اتنیکی را به حاشیه راند.

با وجود این تجربه مشترک، مسیر سیاسی کردها و آذری‌ها یکسان نبوده است. بسیج سیاسی در میان کردها زودتر شکل گرفتە و سازمان‌یافته‌تر شد.


جمهوری کوتاه‌مدت کردستان (مهاباد) در سال ۱۹۴۶ همچنان یکی از نقاط عطف در حافظه سیاسی کردها محسوب می‌شود.

احزابی مانند حزب دموکرات کردستان ایران و کومله طی دهه‌ها برنامه‌های سیاسی مشخصی تدوین کرده‌اند که بر مفاهیمی مانند خودمختاری، فدرالیسم وحقوق فرهنگی تأکید دارد.

در مقابل، سیاست‌ورزی ترک‌های آذری مسیری پیچیده‌تر را طی کرده است. حکومت خودمختار آذربایجان که در سال ۱۹۴۵ در تبریز و با حمایت اتحاد شوروی شکل گرفت، کمتر از یک سال دوام آورد. پس از آن تجربه، سیاست ترک‌ها کمتر حول محور خودمختاری ملی سازمان یافت و بیشتر در جریان‌های عمومی سیاست ایران ادغام شد.


پیوندهای فرهنگی و اجتماعی


با وجود تفاوت‌های سیاسی، میان کردها و ترک‌ها پیوندهای فرهنگی و اجتماعی قابل توجهی وجود دارد که می‌تواند زمینه‌ای برای همکاری فراهم کند.


هر دو جامعه عمدتاً مسلمان هستند، هرچند با گرایش‌های مذهبی متفاوت: بیشتر ترک‌های آذری‌ شیعه‌اند و بسیاری از کردهای ایران سنی هستند.


با این حال، برخلاف برخی مناطق دیگر خاورمیانه، تفاوت مذهبی در روابط میان این دو جامعه همواره نقش تعیین‌کننده‌ای نداشته است.

تعاملات اقتصادی و اجتماعی میان کردها و نرک‌ها سابقه‌ای طولانی دارد. بازارهای محلی، شبکه‌های روستایی و مسیرهای تجاری در شمال‌غرب ایران قرن‌ها محل رفت‌وآمد و همکاری این دو جامعه بوده است. در بسیاری از شهرهای منطقه، فرهنگ‌های کردی، ترکی و فارسی در هم آمیخته و نوعی فضای چندفرهنگی شکل گرفته است.

این تعاملات در حوزه‌های فرهنگی نیز قابل مشاهده است. موسیقی محلی، فولکلور و سنت‌های منطقه‌ای در بسیاری از مناطق مرزی نشان‌دهنده تأثیرات متقابل فرهنگی هستند. چنین میراث مشترکی می‌تواند پایه اجتماعی مهمی برای گفت‌وگوی سیاسی در آینده باشد.


سازمان سیاسی: مزیت نسبی کردها


یکی از دلایلی که سیاست کردی در بحث‌های مربوط به آینده ایران برجسته‌تر دیده می‌شود، وجود احزاب سیاسی سازمان‌یافته در میان کردهاست. این احزاب طی دهه‌ها مطالبات مشخصی مانند تمرکززدایی، حقوق زبانی و نوعی خودگردانی منطقه‌ای را در چارچوب یک نظام دموکراتیک مطرح کرده‌اند.

همچنین تحولات منطقه‌ای به تجربه سیاسی کردها افزوده است. شکل‌گیری حکومت اقلیم کردستان در عراق و تجربه خودمدیریتی در شمال سوریه (روژاوا) نمونه‌هایی هستند که برای کنشگران سیاسی کرد به عنوان الگوهای حکمرانی، مذاکره و نهادسازی مطرح شده‌اند.

در نتیجه، ایده فدرالیسم یا دست‌کم نوعی نظام غیرمتمرکز به یکی از اصول محوری در گفتمان سیاسی بسیاری از جنبش‌های کردی تبدیل شده است.


طرفداران این دیدگاه معتقدند ثبات ایران در گرو به رسمیت شناختن تنوع ملیتی کشور و واگذاری اختیارات واقعی به مناطق مختلف است.


سیاست ترک‌های آذری: کم‌صداتر اما تأثیرگذار


در مقابل، سازمان‌یافتگی سیاسی ترک‌های آذری در ایران کمتر متمرکز و کمتر قابل مشاهده بوده است. ترک‌ها بزرگ‌ترین اقلیت ملی در ایران هستند و بسیاری از آن‌ها در ساختار سیاسی و اقتصادی این کشور ادغام شده‌اند. شماری از چهره‌های برجسته در جمهوری اسلامی نیز پیشینه ترک آذری داشته‌اند.


به همین دلیل، مطالبات سیاسی ترک‌های آذری اغلب بر حقوق فرهنگی متمرکز بوده است تا خودمختاری سرزمینی.

موضوعاتی مانند آموزش به زبان مادری، بحران زیست‌محیطی دریاچه ارومیه وتوسعه اقتصادی مناطق ترک‌نشین از محورهای مهم کنشگری مدنی ترک‌های آذری به شمار می‌رود.

با این حال، گفتمان سیاسی در میان ترک‌ها یکدست نیست. برخی فعالان از کثرت‌گرایی فرهنگی در چارچوب یک ایران دموکراتیک دفاع می‌کنند،


در حالی که گروه‌هایی دیگر به دنبال پیوندهای سیاسی و فرهنگی نزدیک‌تر با جمهوری آذربایجان هستند. با این وجود، هنوز دستورکار سیاسی منسجمی مشابه برنامه احزاب کردی شکل نگرفته است.


زمینه‌های احتمالی همکاری


با وجود این تفاوت‌ها، چند عامل می‌تواند زمینه همکاری میان کردها و ترک‌های آذری را در ایرانِ پس از رژیم اسلامی فراهم کند.


نخست، هر دو جامعه در محدود کردن تمرکز بیش از حد قدرت در تهران منافعی مشترک دارند. دهه‌ها تمرکزگرایی شدید نه تنها صداهای منطقه‌ای را به حاشیه رانده، بلکه شکاف‌های اقتصادی میان مرکز و پیرامون را نیز تشدید کرده است. نظامی غیرمتمرکز یا فدرال می‌تواند بخشی از این نارضایتی‌ها را کاهش دهد.

دوم، هر دو جامعه از یک چارچوب دموکراتیک باثبات سود خواهند برد. در شرایطی که گذار سیاسی با مذاکره و توافق همراه باشد و حقوق فرهنگی، نمایندگی منطقه‌ای و عدالت اقتصادی تضمین شود، امکان همکاری میان ملت‌های مختلف افزایش خواهد یافت.

سوم، واقعیت‌های ژئوپلیتیکی منطقه نیز ممکن است همکاری را تشویق کند. هر تحول سیاسی بزرگ در ایران توجه کشورهای همسایه را، از ترکیه و جمهوری آذربایجان گرفته تا عراق، بە خود جلب خواهد کرد.


گفت‌وگوی سازنده میان کردها و ترک‌های آذری در داخل ایران می‌تواند مانع از بهره‌برداری بازیگران خارجی از شکاف‌های داخلی شود.


چالش‌های پیش رو


با این حال، همکاری میان این دو جامعه امری قطعی نیست. در برخی مناطق بی‌اعتمادی‌های تاریخی وجود دارد، به‌ویژه در مناطقی که اختلافات محلی بر سر زمین، مدیریت شهری یا نمایندگی سیاسی شکل گرفته است.


همچنین تفاوت‌های مذهبی، هرچند معمولاً در درجه دوم اهمیت قرار دارد، ممکن است توسط برخی بازیگران سیاسی برای ایجاد شکاف میان جوامع مورد استفاده قرار گیرد.

چالش دیگر، فقدان یک چارچوب سیاسی روشن برای آینده ایران است. در غیاب نقشه راهی که توافق گستردەای حول آن وجود داشته باشد، گروه‌های اتنیکی ممکن است به دنبال دستورکارهای جداگانه حرکت کنند.

از سوی دیگر، ژئوپلیتیک منطقه‌ای نیز می‌تواند بر این معادله تأثیر بگذارد. سیاست کردی همواره از سوی ترکیه با حساسیت دنبال می‌شود، در حالی که سیاست آذری‌ها با روابط ایران و جمهوری آذربایجان گره خورده است. این عوامل می‌توانند بر تحولات داخلی تأثیر بگذارند.


آینده‌ای مشترک؟


در نهایت، میزان همکاری میان کردها و ترک‌های آذری به نحوه تحول سیاسی ایران بستگی خواهد داشت. اگر نظام سیاسی آینده بر پایه کثرت‌گرایی و تمرکززدایی شکل گیرد، همکاری میان این دو جامعه می‌تواند به عاملی برای ثبات تبدیل شود.

اما در صورتی‌کە ساختار قدرت جدید همان الگوهای قدیمی تمرکز و سلطه را بازتولید کند، احتمال بازگشت تنش‌ها وجود خواهد داشت.

با این حال، خودِ گسترش این بحث‌ها نشانه‌ای مهم است. گفت‌وگو میان روشنفکران، فعالان و گروه‌های مدنی کرد و ترک به تدریج در حال افزایش است.


این گفت‌وگوها نشان می‌دهد که تنوع ملی ایران صرفاً چالشی برای مدیریت نیست، بلکه می‌تواند منبعی برای شکل‌گیری یک نظم سیاسی فراگیرتر باشد.

فروپاشی جمهوری اسلامی، در صورت وقوع، به‌خودی‌خود چنین نظمی را ایجاد نخواهد کرد. اما می‌تواند لحظه‌ای تاریخی بیافریند که در آن ملت‌های مختلف ایران، از جمله کردها و ترک‌ها، با یک تصمیم تاریخی مواجه خواهند شد: آیا برای کسب قدرت با یکدیگر رقابت خواهند کرد یا برای بازسازی دولت با هم همکاری خواهند کرد؟

پاسخ به این پرسش ممکن است نه تنها آینده این دو جامعه، بلکه ثبات کل ایران را رقم بزند.

 
 
bottom of page