جنگ ایران و آمریکا، آزمونی خطرناک برای آینده سیاسی و امنیتی اقلیم کردستان است

جنگ ایران و آمریکا، اقلیم کردستان را در موقعیتی دشوار قرار داده است. این منطقە فدرال در چارچوب قانون اساسی عراق، از آغاز جنگ ائتلاف اسرائیل و آمریکا با ایران، با وجود اعلام بیطرفی، هدف بیش از هفتصد حمله پهپادی و موشکی قرار گرفته است. همزمان، اختلافات داخلی میان احزاب اصلی کردستان و کاهش اختیارات اقتصادی در برابر بغداد، توان اقلیم برای مدیریت بحران را محدود کرده است. در حالی که تهدید تبدیل شدن به میدان دائمی درگیری افزایش یافته و موجودیت اقلیم را به خطر انداخته است.
جنگ ایران با ائتلاف آمریکا و اسرائیل، اقلیم کردستان را به یکی از اصلیترین مناطق درگیر در پیامدهای این بحران تبدیل کرده است. هرچند رهبران اقلیم از آغاز جنگ بر بیطرفی تأکید کردهاند، اما اقلیم کردستان بە دلیل میزبانی از احزاب سیاسی کردستان ایران (روژهلات)، کنسولگری آمریکا در هولیر و عضویت در ائتلاف ضد داعش، عملاً به یکی از مهمترین کانونهای تنش در پیرامون ایران بدل شده است.
از زمان آغاز جنگ ایران و آمریکا در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ تا اواخر ماه مه، اقلیم کردستان هدف بیش از هفتصد حمله پهپادی، موشکی و راکتی قرار گرفتە است.
گزارشهای منتشرشده شمار این حملات را حدود ۷۵۱ مورد و تعداد جانباختگان را دستکم ۲۲ نفر اعلام کردهاند. اما آمار این حملات و جانباختگان، دربردارندە روزهای اخیر نیست.
اهداف این حملات عمدتاً مراکز و نیروهای آمریکایی مستقر در اربیل، پایگاههای احزاب کُردستانی مخالف جمهوری اسلامی، برخی تأسیسات نفتی و زیرساختی و در مواردی نیز مناطق غیرنظامی بوده است.
بر اساس برآورد سازمان Community Peacemaker Teams، گروههای مسلح عراقی نزدیک به ایران مسئول حدود ۴۵۳ حمله به اقلیم از آغاز جنگ بودهاند.
در مقابل، مقامات اقلیم کردستان همواره تلاش کردهاند از ورود به این جنگ پرهیز کنند. نچیروان بارزانی، رئیس اقلیم کردستان، پس از حمله موشکی ایران در ۲۴ مارس که به کشته شدن شماری از نیروهای پیشمرگه انجامید، اعلام کرد:
موضع اقلیم کردستان روشن است؛ ما عامل صلح و ثبات در منطقه هستیم. هیچیک از کشورهای همسایه، بهویژه جمهوری اسلامی ایران، را تهدید نمیکنیم و در این درگیری دخالتی نداشتهایم.
با وجود این مواضع، اقلیم کردستان نتوانستە است خود را از پیامدهای جنگ دور نگه دارد. حضور نیروهای آمریکایی که از سال ۲۰۰۳ در اقلیم مستقر بودهاند و پس از کاهش حضور نظامی آمریکا در عراق، بخش مهمی از آنها به هولیر آمدند، از دلایل اصلیی بە شمار می رود که باعث شده است ایران این منطقه را بخشی از محیط امنیتی خود تلقی کند.
البته اقلیم کردستان تنها همسایه ایران نیست که در معرض چنین وضعیتی قرار گرفته است. بسیاری از کشورهای همسایه ایران میزبان نیروهای آمریکایی هستند، اما تفاوت اقلیم در آن است که طی بیش از سه دهه خودمختاری، همواره با تهدیدهای امنیتی از سوی همسایگان خود روبهرو بوده و برخلاف دولتهای مستقل، از هیچ تضمین امنیتی یا ائتلاف منطقهای برخوردار نیست.
کردستان نه کشوری عربی است که از حمایت جهان عرب بهره ببرد و نه هرگز از سوی جهان اهل سنت پذیرفته شدە است. به همین دلیل، بقای سیاسی و امنیتی آن طی سالهای گذشته تا حد زیادی بر حمایت قدرتهای بزرگ، بهویژه ایالات متحده، استوار بوده است.
در عین حال، روابط اقلیم با دولت مرکزی عراق نیز هیچگاه از تنش خالی نبوده است. بغداد بارها به دلیل واکنش ناکافی به حملات ایران و ترکیه به خاک اقلیم، که در سالهای گذشته به کشته شدن دهها غیرنظامی و تخریب هزاران هکتار از اراضی کشاورزی انجامیده، مورد انتقاد مقامات اربیل قرار گرفته است.
پس از حملات اخیر نیز نچیروان بارزانی تأکید کردە است که دولت عراق موظف است به عنوان یک کشور مستقل، اقتدار خود را اعمال کند و مانع از حملات گروههای مسلح غیرقانونی به اقلیم شود.
با این حال، محدود بودن اختیارات دولت مرکزی در برابر گروههای مسلح و عدم رابطه حسنه بغداد با هولیر، تحقق این مطالبه را دشوار کرده است.
اما از سوی دیگر، جنگ ۲۰۲۶ همچنین ضعفهای ساختاری و سیاسی اقلیم کردستان را بیش از پیش آشکار کرده است. نزدیک به دو سال از انتخابات پارلمانی اقلیم میگذرد، اما اختلاف میان دو حزب اصلی، حزب دموکرات کردستان (KDP) و اتحادیه میهنی کردستان (PUK)، همچنان مانع تشکیل دولت جدید شده است.
رقابت بر سر تقسیم قدرت، پست ریاست جمهوری عراق، کنترل نهادهای امنیتی و آینده ساختار حکمرانی اقلیم، همکاری سنتی میان دو حزب را به شدت تضعیف کرده و در نتیجه، اقلیم در حساسترین مقطع امنیتی خود فاقد یک تصمیمگیری واحد و منسجم است.
این شکاف داخلی قدرت چانهزنی هولیر (هولیر) را در برابر تهران، واشنگتن و بغداد کاهش داده و امکان شکلگیری یک راهبرد مشترک برای دور نگه داشتن اقلیم از جنگ را از میان برده است.
همزمان، دولت مرکزی عراق نیز با اعمال کنترل بیشتر بر منابع مالی، صادرات نفت و گذرگاههای مرزی، بخشی از اختیارات اقتصادی اقلیم را محدود کرده است.
این فشارها در شرایطی اعمال میشود که اقتصاد اقلیم به شدت به درآمدهای نفتی وابسته است و هرگونه آسیب به زیرساختهای انرژی میتواند پیامدهای سنگینی برای ثبات اقتصادی آن داشته باشد.
اندیشکده SBEY Research تنها چند هفته پس از آغاز جنگ هشدار داد که تمرکز نیروهای آمریکایی در اقلیم کردستان، نزدیکی اربیل و در مجاورت مرزهای ایران و فقدان سامانههای دفاع هوایی مؤثر مانند پاتریوت یا C-RAM، این منطقه را به هدفی آسان برای حملات موشکی و پهپادی تبدیل کرده است.
بر اساس این تحلیل، سامانههای دفاعی موجود عمدتاً از تأسیسات آمریکایی محافظت میکنند و توان پوشش شهرها و زیرساختهای حیاتی اقلیم را ندارند. این گزارش همچنین هشدار میدهد که حمله به میادین نفتی میتواند تولید و صادرات نفت را برای ماهها متوقف کند و با توجه به وابستگی حدود ۹۰ درصدی اقتصاد اقلیم به نفت، زمینهساز بحرانی اقتصادی و خروج سرمایهگذاران خارجی شود.
با این حال، جنگ تنها تهدید برای اقلیم کردستان نبوده و فرصتهایی را نیز ایجاد کرده است. اختلال در مسیرهای انتقال انرژی از خلیج فارس، اهمیت مسیرهای جایگزین را افزایش داده و خط لوله کرکوک–جیهان که نفت اقلیم را به بندر جیهان ترکیه منتقل میکند، بار دیگر، به یک دارایی راهبردی تبدیل شده است.
تلاش دولت اقلیم برای ازسرگیری صادرات نفت از این مسیر و افزایش ظرفیت آن تا حدود ۵۰۰ هزار بشکه در روز، میتواند علاوه بر تقویت اقتصاد اقلیم، موقعیت اربیل را در مذاکرات آینده با بغداد نیز بهبود بخشد.
با وجود این فرصتها، در شرایطی که تنش میان ایران و آمریکا به شدت افزایش یافته و حملات شبانه به اقلیم کردستان ادامه یافته است، مهمترین چالش پیش روی این منطقه همچنان جلوگیری از تبدیل شدن آن به میدان دائمی رقابت و درگیری میان قدرتهای منطقهای است.
تجربه ماههای گذشته نشان داده است که اعلام بیطرفی، به تنهایی برای مصون ماندن از پیامدهای جنگ کافی نیست.
تا زمانی که اقلیم کردستان از انسجام سیاسی داخلی، راهبرد امنیتی مشترک و سازوکارهای مؤثر دفاعی برخوردار نباشد، موقعیت ژئوپلیتیکی آن همچنان این منطقه را در معرض پیامدهای هرگونه تنش میان ایران، آمریکا و دیگر بازیگران منطقه قرار خواهد داد.











