top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

بسیج، ستون فقرات کنترل اجتماعی و سرکوب در جمهوری اسلامی

14 hours ago
5 min read



علی‌اصغر فریدی

 

بسیج در جمهوری اسلامی از یک نیروی داوطلب پس از انقلاب، به شبکه‌ای چندلایه برای نظارت، بسیج ایدئولوژیک و کنترل داخلی تبدیل شده است که از مسجد و محله تا دانشگاه و اداره امتداد دارد و در دوره‌های اعتراض، نقش آن از جمع‌آوری اطلاعات و شناسایی فعالان تا مشارکت مستقیم در سرکوب گسترش یافته است. این کارکرد در مناطق کردستان و دیگر نواحی مرزی حساس‌تر است. پس از جنگ ۲۰۲۶ و کشته‌شدن غلامرضا سلیمانی، بازگشت حسین طائب به فرماندهی بسیج، بر تقویت دوباره پیوند میان ساختار اطلاعاتی و کنترل اجتماعی دلالت دارد.


بسیج در ساختار امنیت داخلی، یکی از ارکان اصلی ساختار کنترل اجتماعی و حفظ نظم در جمهوری اسلامی است.

این سازمان که با نام کامل «سازمان بسیج مستضعفین» شناخته می‌شود، در سال ۱۳۵۸ به فرمان آیت‌الله خمینی تاسیس و از همان ابتدا به‌عنوان نیروی داوطلب مردمی برای دفاع از انقلاب تعریف گردید.


بسیج زیرمجموعه سپاه پاسداران است و برخلاف نیروهای انتظامی رسمی، ماهیتی ایدئولوژیک و شبکه‌ای دارد که از سطح محله تا دانشگاه و ادارات گسترش یافته است.


این سازمان میلیون‌ها عضو رسمی و افتخاری را در قالب پایگاه‌های محلی، بسیج دانشجویی، بسیج طلاب، بسیج کارمندان و بسیج اصناف سازمان‌دهی می‌کند و همین گستردگی، آن را از یک نهاد نظامی صرف به شبکه‌ای اجتماعی، امنیتی تبدیل کرده است.

 

ساختار شبکه‌ای: از مسجد تا دانشگاه


پایگاه‌های مقاومت بسیج عمدتا درون مساجد مستقر هستند، بر اساس آمارهای غیررسمی نقل‌شده از فرماندهان سپاه، بخش عمده این پایگاه‌ها در مساجد و بخش کوچک‌تری در سایر اماکن مذهبی قرار دارند.


این چیدمان به بسیج امکان می‌دهد از زیرساخت مذهبی موجود در هر محله بهره ببرد و فرماندهان محلی آن ارتباط مستقیمی با مدیریت مساجد داشته باشند.


در کنار پایگاه‌های محله، بسیج دانشجویی در دانشگاه‌ها، بسیج ادارات در نهادهای دولتی و بسیج عشایری در مناطق روستایی و ایلی حضور دارد.


این چندلایگی سازمانی باعث می‌شود بسیج بتواند هم‌زمان در سطوح مختلف جامعه رصد و کنترل اجتماعی انجام دهد، بدون آنکه لزوما به‌صورت متمرکز از یک فرماندهی واحد اداره شود.

 

کارکرد اطلاعاتی و نظارتی


نخستین کارکرد اصلی بسیج در حوزه امنیت داخلی، نقش نظارتی و اطلاعاتی محلی است. پایگاه‌های بسیج در مساجد، محله‌ها، مدارس و دانشگاه‌ها حضور دارند و به‌عنوان چشم و گوش نظام عمل می‌کنند.


این شبکه امکان شناسایی زودهنگام نارضایتی‌ها، تجمعات و فعالیت‌های مخالف را فراهم می‌سازد و اطلاعات را به سطوح بالاتر منتقل می‌کند.


این کارکرد نظارتی به‌ویژه در دوره‌های بحرانی اهمیت پیدا می‌کند، چرا که به نهادهای امنیتی امکان می‌دهد پیش از شکل‌گیری اعتراضات گسترده، هسته‌های اولیه نارضایتی را شناسایی و خنثی کنند.

 

کارکرد عملیاتی در سرکوب اعتراضات


دومین و شاید برجسته‌ترین کارکرد بسیج، نقش عملیاتی مستقیم آن در کنترل و سرکوب اعتراضات خیابانی است.


در رویدادهایی مانند اعتراضات پس از انتخابات ۱۳۸۸، اعتراضات دی‌ماه ۱۳۹۶، خیزش آبان ۱۳۹۸ و اعتراضات ۱۴۰۱، نیروهای بسیج در کنار نیروهای انتظامی و سپاه در خیابان‌ها حضور داشتند و در سرکوب تجمعات مشارکت فعال داشتند.

گزارش‌های نهادهای حقوق بشری و بیانیه‌های تحریمی اتحادیه اروپا و کشورهای غربی به نقش مستقیم بسیج در سرکوب خشونت‌بار معترضان، از حضور در خیابان و شناسایی معترضان گرفته تا مشارکت در بازداشت‌ها و به‌کارگیری سلاح گرم علیه تجمع‌کنندگان  اشاره کرده‌اند.

این نیروها اغلب به‌صورت لباس شخصی یا با لباس فرم بسیج ظاهر می‌شوند و از مزیت آشنایی با بافت محلی و شناخت چهره‌های فعال در هر منطقه برخوردارند، این ویژگی آن‌ها را در شناسایی و تعقیب معترضان محلی موثرتر از نیروهای انتظامی غیربومی می‌کند.

 

نقش ویژه در استان‌های کردستان


نقش بسیج در استان‌های کردستان، کرمانشاه، ایلام و آذربایجان غربی به دلیل ترکیب حساسیت اتنیکی، سابقه فعالیت احزاب اپوزیسیون کرد و مجاورت مرزی، ابعاد ویژه‌ای پیدا کرده است.

در این مناطق، بسیج و یگان‌های سپاه معمولا به‌صورت مشترک و در هماهنگی با قرارگاه‌های منطقه‌ای مانند قرارگاه حمزه سیدالشهدا عمل می‌کنند.

در جریان اعتراضات سال‌های اخیر، از جمله ناآرامی‌های سنندج، مهاباد، بانه، سقز و پیرانشهر، گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری از جمله دیده‌بان حقوق بشر به استفاده «بیش از حد و غیرقانونی» از نیروی مرگبار علیه معترضان در این مناطق اشاره کرده‌اند.


در چنین شرایطی، سپاه معمولا حضور نظامی خود را در مناطق مرزی و غرب کشور تقویت کرده و این اقدام را با استناد به مقابله با آنچه کە آن را «گروه‌های تجزیه‌طلب» می‌خواند، توجیه کرده است.


بسیج در این استان‌ها علاوه بر کارکرد سرکوب مستقیم، نقش شناسایی فعالان مدنی، خانواده‌های زندانیان سیاسی و شبکه‌های حامی احزاب کرد را نیز بر عهده دارد و همین موضوع، حساسیت ویژه‌ای به حضور این نهاد در استان‌های کردستان بخشیده است.


اعدام‌های سیاسی و واکنش‌های اعتراضی متعاقب آن‌ها، مانند اعتصاب‌های سراسری در شهرهای کردستان در اعتراض به اعدام زندانیان سیاسی کرد، معمولا با افزایش محسوس حضور بسیج و سپاه در این مناطق همراه بوده است.

 

کارکردهای فرعی: امنیت اخلاقی، امداد و جنگ شناختی


در کنار دو کارکرد اصلی یادشده، بسیج در حوزه «امنیت اخلاقی و اجتماعی» نیز فعال است، گشت‌های ارشاد و نظارت بر پوشش و رفتار عمومی در دوره‌های مختلف با حمایت یا مشارکت بسیج انجام شده است.

علاوه بر این، بسیج در مواقع بحران‌های طبیعی مانند زلزله و سیل، نقش امدادی و سازمان‌دهی مردمی ایفا می‌کند که به تقویت مشروعیت اجتماعی آن کمک کرده است.

در سال‌های اخیر، با گسترش تهدیدات ترکیبی و جنگ شناختی، بسیج بیش از پیش بر روی مقابله با «تهدیدات نرم» از جمله فعالیت در فضای مجازی و روایت‌سازی تمرکز کرده است.

 

تحولات پس از جنگ ۲۰۲۶ و تغییر فرماندهی


جنگ سال ۲۰۲۶ میان ایران از یک‌سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر، تلفات سنگینی را در راس نهادهای امنیتی ایران از جمله بسیج بر جای گذاشت.

غلامرضا سلیمانی، رئیس وقت سازمان بسیج مستضعفین که پیش‌تر با فرماندهی خود، مسئولیت به‌کارگیری نیروی مرگبار در سرکوب اعتراضات آبان ۹۸ را بر عهده داشت، در جریان حملات هوایی اسرائیل به تهران کشته شد.

این رخداد یکی از حلقه‌های کلیدی پیوند میان امنیت داخلی و بسیج ایدئولوژیک را از میان برداشت.


در پی این خلا، حسین طائب، چهره باسابقه اطلاعاتی، رئیس پیشین سازمان اطلاعات سپاه و فرمانده سابق نیروی مقاومت بسیج، در مرداد ۱۴۰۵ با حکم منسوب به مجتبی خامنه‌ای بار دیگر پس از حدود هفده سال به ریاست بسیج بازگشت.


حکم انتصاب او بر تعمیق و گسترش فرهنگ بسیج و مقاومت با شعار «هر ایرانی، یک بسیجی» تاکید داشت.


این انتصاب هم‌زمان با تغییرات گسترده‌تری در راس نیروهای مسلح صورت گرفت که در آن احمد وحیدی فرماندهی کل سپاه را بر عهده گرفت.


بازگشت طائب که پیش از این به دلیل نقش‌آفرینی در سرکوب معترضان توسط اتحادیه اروپا تحریم شده بود، نشانه‌ای از تلاش رهبری جدید برای تقویت شبکه اطلاعات مردمی و تبدیل بسیج به ابزاری چابک‌تر برای حفظ ثبات داخلی در دوران جنگ و ابهام رهبری تلقی می‌شود.

 

دو روایت متضاد


روایت رسمی، بسیج را نیروی مردمی و ستون امنیت پایدار معرفی می‌کند که بر پایه مشارکت داوطلبانه و پیوند با جامعه استوار است. مقام‌های ایرانی بارها از الگوی «امنیت مردم‌پایه» سخن گفته‌اند و بسیج را تجسم این الگو می‌دانند.


اما در واقع تجربه زیسته ما در جغرافیای ایران، بسیج را هموارە ابزاری برای کنترل اجتماعی، سرکوب اعتراضات و گسترش نظارت دولتی بازتاب میدهد.

همچنین منتقدان و گزارش‌های مستقل، به نقش بسیج در محدود کردن فضای مدنی، فشار بر فعالان، ایجاد فضای رعب در محله‌ها و به‌ویژه سرکوب هدفمند در استان‌هایی مانند کردستان، بلوچستان و سایر استان‌ها با اتنیک‌های مختلف اشاره دارند.

همچنین گستردگی اقتصادی برخی واحدهای بسیج و نفوذ آن در ادارات و دانشگاه‌ها مورد انتقاد قرار گرفته است.


در مجموع، بسیج نه صرفا یک نیروی داوطلب نظامی، بلکه شبکه‌ای چندلایه از نظارت محلی، بسیج ایدئولوژیک و کنترل اجتماعی است که در کنار سپاه و نیروهای انتظامی، ستون مهمی از سرکوب داخلی در ایران را تشکیل می‌دهد.


کارکرد سرکوب اعتراضات، به‌ویژه در مناطق حساس اتنیکی و مرزی مانند کردستان، همچنان یکی از اصلی‌ترین وجوه فعالیت این نهاد باقی مانده است.


در شرایط کنونی که ایران با چالش‌های جنگ، فشار اقتصادی و ابهام در رهبری مواجه است، این نقش بیش از پیش تقویت شده و بازگشت چهره‌ای امنیتی مانند حسین طائب به فرماندهی بسیج، نشانه روشنی از اولویت رهبری جدید برای حفظ کنترل اجتماعی از طریق این شبکه گسترده است.

 
 
bottom of page