تناقض در اسلامآباد: از تحسین ترامپ تا محکومیت حمله به ایران
- Arena Website
- Jun 26, 2025
- 2 min read

در حالیکه جهان با نگرانی به تنشهای فزاینده در خاورمیانه چشم دوخته، واکنش دولت پاکستان به تحولات اخیر پیرامون نقش دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در بحران ایران و اسرائیل، خود به سوژهای بحثبرانگیز در داخل این کشور تبدیل شده است.
در نخستین ساعات بامداد شنبه ۲۲ ژوئن، دولت پاکستان بیانیهای رسمی صادر کرد و در آن با لحنی ستایشآمیز از ترامپ به دلیل «رهبری عملگرا» و «دیپلماسی موثر» در دستیابی به آتشبس میان اسلامآباد و دهلی نو پس از درگیریهای مرزی در کشمیر در ماه آوریل تمجید کرد. حتی پا را فراتر گذاشت و نام او را به عنوان نامزد جایزه صلح نوبل مطرح کرد.
این تمجید در شرایطی صورت گرفت که منابع نظامی آمریکا همزمان از آمادهسازی نهایی برای حمله هوایی به تأسیسات هستهای ایران خبر میدادند؛ اقدامی که به باور بسیاری، میتوانست منطقه را به آستانه یک جنگ تمامعیار بکشاند.
تنها دقایقی پس از صدور این بیانیه، بمبافکنهای بی۲ آمریکا از پایگاه هوایی وایتمن در ایالت میزوری به مقصد ایران به پرواز درآمدند. اما ورق خیلی زود برگشت.
تنها یک روز پس از آن بیانیه، وزارت خارجه پاکستان در موضعگیری جدیدی، حملات هوایی آمریکا به خاک ایران را شدیداً محکوم کرد و آن را نقض صریح قوانین بینالمللی دانست.
دولت اسلامآباد در این بیانیه بر لزوم استفاده از راهحلهای دیپلماتیک برای حل بحران تأکید کرد و هشدار داد که راهحلهای نظامی تنها موجب گسترش بیثباتی در منطقه خواهد شد.
در همین راستا، شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، با مسعود پزشکیان، رئیسجمهور جدید ایران، تماس تلفنی برقرار کرد و نگرانی دولت خود را نسبت به حملات ایالات متحده بهطور مستقیم با وی در میان گذاشت.
این موضعگیریهای متناقض، تمجید و سپس انتقاد، اکنون به سوژهای داغ در محافل سیاسی و رسانهای پاکستان تبدیل شده است.
برخی آن را نشانهای از سردرگمی در سیاست خارجی اسلامآباد میدانند، در حالیکه دیگران معتقدند دولت تلاش دارد میان منافع راهبردی خود با واشنگتن و روابط منطقهای با تهران تعادل برقرار کند.
در هر صورت، در کشوری که سالها با تنشهای مرزی، فشارهای بینالمللی و بازی پیچیده قدرتهای منطقهای دستوپنجه نرم کرده، چنین نوسانات دیپلماتیکی نه غیرمنتظرهاند و نه بیسابقه. اما در سایه احتمال گسترش درگیریها در خاورمیانه، نگاهها بیش از پیش به اسلامآباد دوخته شده که چگونه میان دو مسیرِ دیپلماسی و مصلحت، راه خود را انتخاب خواهد کرد.











