تنگه هرمز همچنان در کانون مناقشات قرار دارد

پس از شکست سریع تفاهمنامه اسلامآباد در خرداد ۱۴۰۵، ایران در اوایل مهر طرح هفتروزهای را برای بازگشایی تنگه هرمز ارائه کرده است که شامل آتشبس کامل، رفع محاصره، تعلیق تحریمهای نفتی و آزادسازی داراییها پیش از ورود به مذاکرات هستهای است. آمریکا این ترتیب را نمیپذیرد و اولویت را به مسائل هستهای میدهد. اختلاف بر سر توالی اقدامات ادامه دارد و میانجیگری قطر، عمان و پاکستان هنوز به توافق مرحلهای منجر نشده است.
تنگه هرمز از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران به محور اصلی معادله تبدیل شده است. ایران این آبراه را اهرم اصلی مدیریت فشار نظامی و اقتصادی قرار داده و آمریکا نیز محاصره دریایی و تهدید ضربات را ابزار مقابله کرده است.
پس از شکست سریع تفاهمنامه اسلامآباد در خرداد ۱۴۰۵، مذاکرات غیرمستقیم با میانجیگری قطر، عمان و پاکستان ادامه دارد، اما اختلاف بر سر ترتیب اقدامات و محتوای توافق پیشرفت را کند کرده است.
تفاهمنامه اسلامآباد که دونالد ترامپ و مسعود پزشکیان آن را امضا کردند، پایان فوری عملیات نظامی در همه جبههها از جمله لبنان، رفع محاصره دریایی آمریکا ظرف ۳۰ روز، تسهیل عبور ایمن کشتیها توسط ایران بدون عوارض به مدت ۶۰ روز، مینروبی ظرف ۳۰ روز و آغاز مذاکرات هستهای در همین بازه را پیشبینی میکرد.
همچنین گفتوگو با عمان درباره مدیریت آینده تنگه در چارچوب حقوق بینالملل و حقوق کشورهای ساحلی مطرح شده بود.
این سند به سرعت فروریخت. اختلاف اصلی بر سر ماده پنجم و تفسیر بهترین تلاش ایران برای عبور ایمن، زمانبندی و میزان نظارت بود. هر دو طرف دیگری را به نقض متهم کردند و حملات از سر گرفته شد.
در اوایل مهر ۱۴۰۵ ایران طرح فشردهای را ارائه کرد که از طریق قطر به آمریکا منتقل شد. طبق این پیشنهاد، جدول زمانی هفتروزه از لحظه پذیرش آمریکا آغاز میشود.
در این بارە، عباس عراقچی اعلام کرد در صورت انجام اقدامات لازم، مقدمات ظرف چهار تا پنج روز تکمیل و تنگه در روز ششم باز میشود و روز هفتم آغاز مذاکرات نهایی خواهد بود. پزشکیان تأکید کرده بود این طرح با هماهنگی رهبر جدید تهیه شده است.
آنچه محمدباقر قالیباف و دیگران هفت شرط بر پایه تفاهمنامه اسلامآباد مینامند، بهطور رسمی و کامل منتشر نشده، اما هسته آن از اظهارات مقامات مشخص است که عبارتند از :
آتشبس کامل در همه جبههها از جمله لبنان، پایان محاصره دریایی بنادر و کشتیهای ایران، لغو یا تعلیق تحریمهای صادرات نفت، آزادسازی داراییهای مسدودشده، توقف اقدامات نظامی علیه ایران و متحدان و سپس ورود به مذاکرات هستهای.
ایران تا تحقق این گامها از بازگشایی کامل تنگه خودداری میکند و بر نظارت خود تأکید دارد.
آمریکا اما این ترتیب را نپذیرفتە است. ترامپ پیشنهاد هفتروزه را ناکافی قلمداد و اولویت را به مسائل هستهای داده است.
همزمان واشنگتن مدعی است تنگه عملاً باز است، کنترل ایران تضعیف شده و حجم عبور نفت به سطح قابل توجهی رسیده است. در مقابل تهران این روایت را رد میکند.
اخیراً ترامپ از مذاکرات سازنده و عدم حمله پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا در ۱۲ آبان ۱۴۰۵ سخن گفته، اما خطوط قرمز هستهای همچنان پابرجاست.
اختلاف بنیادی در توالی اقدامات است. ایران میخواهد ابتدا فشار نظامی و اقتصادی کاهش یابد و اهرم تنگه تثبیت شود، سپس به پرونده هستهای برسد.
آمریکا ترجیح میدهد پیشرفت هستهای زودتر و بهصورت پیوندی حاصل شود. شکست تفاهمنامه خرداد اعتماد متقابل را بهشدت کاهش داده و هر دو طرف از تکرار همان تجربه پرهیز میکنند. میانجیها پیامها را منتقل میکنند، اما سازوکار اجرایی قویتر از ماده پنجم تفاهمنامه هنوز شکل نگرفته است.
فشارهای اقتصادی دوجانبه و ملاحظات داخلی دو طرف انگیزه ادامه گفتوگو را حفظ کرده است. در کوتاهمدت محتملترین مسیر توافق مرحلهای محدود است که شامل بازگشایی نسبی و رفع بخشی از محاصره در ازای گامهای اعتمادساز کوچک و تعویق مسائل سخت هستهای میشود.
توافق پایدارتر نیازمند نقش روشنتر عمان در مدیریت آینده آبراه و تضمینهای اجرایی قویتر خواهد بود. تا آن زمان تنگه در وضعیت نیمهباز و پرریسک باقی میماند و هرگونه تشدید حملات به کشتیها میتواند مسیر دیپلماتیک را دوباره مختل کند.











