در مذاکرات میان آمریکا و ایران، زمان به نفع دومی است
- Arena Website
- 11 hours ago
- 3 min read

همزمان با اعلام آمادگی ایالات متحده آمریکا برای مذاکره با ایران، بار دیگر این پرسش مطرح شده است که آیا دیپلماسی راهی برای جلوگیری از جنگ است یا صرفاً ابزاری برای بهتعویق انداختن آن. جورج عیسی نویسنده یادداشتی در روزنامه النهار لبنان، با استناد به هشدار نیکولو ماکیاولی، که میگفت جنگها حذف نمیشوند، بلکه به نفع دیگران به تعویق میافتد، استدلال میکند که در تعلیق کنونی، زمان به نفع جمهوری اسلامی ایران است.
از جنگ اجتناب نمیشود، بلکه صرفاً به نفع دیگران به تعویق میافتد. متعاقب موافقت ایالات متحدە آمریکا با مذاکرە با ایران، این جملە ماکیاولی بیش از هر گفتە دیگری بە ذهن متبادر می شود.
ماکیاولی در فصل سوم از کتاب شهریار توضیح میدهد که رومیها چگونه مشکلات را پیشبینی کرده و با آنها برخورد میکردند. هنگام رویارویی با آنتیوخوس سوم، پادشاه سلوکی، در یونان عمل کردند و به جای آنکه منتظر حمله او به ایتالیا بمانند، پیشدستی کردند.
با این وجود، میان جنگ رومیها و سلوکیها (۱۹۲ تا ۱۸۸ پیش از میلاد) و جنگ پیشبینیشده میان آمریکا و ایران تفاوتهای متعددی وجود دارد.
شاید مهمترین تفاوت عدم متعارف بودن دومی باشد. انتظار میرود دست کم مراحل اولیە این جنگ شامل بمباران سریع پایگاههای امنیتی و نظامی ایران باشد.
افزون بر این، موضوع اختلافات ارضی میان رومیها و سلوکیها در تنشهای کنونی میان آمریکاییها و ایرانیان وجود ندارد. با این حال، این پرسش باقی میماند که آیا ترامپ بمباران را به نفع ایران به تعویق میاندازد یا خیر.
مبانی طراحی
ترامپ همچنان از ایرانیها میخواهد برنامههای هستهای و موشکی خود را کنار بگذارد، سرکوب داخلی را متوقف کند و از حمایت از گروههای نیابتی در خاورمیانه دست بردارد.
اگرچه این خواستهها ممکن است با هدف تغییر رفتار رژیم مطرح شوند، اما در اصل به تغییر هویت آن نزدیکتر هستند. تهران این را نخواهد پذیرفت.
پیش از این، ایران توانایی تعلل را داشت. این تعلل در در سال ۲۰۱۵ به توافقی انجامید که نهتنها موازنه قدرت، بلکه خواستههای باراک اوباما، رئیسجمهور پیشین آمریکا، را نیز بازتاب میداد.
در آن برهە نیز هدف ایران نە حل مسئله، بلکه به تعویق انداختن آن بود و این جوهره توافق هستهای قبلی به شمار میرفت. با این حال، به تعویق انداختن مشکل، ایران را قویتر و جسورتر کرد و اعتبار نظریه ماکیاولی را اثبات کرد.
در حال حاضر، وضعیت متفاوت است. ایران در ضعیفترین نقطه خود قرار دارد، در حالی که اسرائیل در قویترین موقعیت خود قرار گرفت است. آمریکا در حال خروج از یک عملیات مهم در ونزوئلا است که به آن حس قدرت مازاد را القا کردە است و این احساس میتواند به اقدام علیه ایران تبدیل شود.
تاکنون، به نظر میرسد آمریکا و اسرائیل مصمم به حل ریشهای مسائل بین خود هستند. با این حال، میان دو طرف در میزان قاطعیت تفاوت وجود دارد و این تفاوت، با توجه به نزدیکی جغرافیایی اسرائیل به ایران، به نفع اسرائیلیهاست.
به عبارت دیگر، طرح اسرائیل از یک دلیل وجودی ناشی میشود، در حالی که طرح آمریکا بیشتر بر پایه یک انگیزه شخصی است. بنابراین، ایرانیها بدون کارت نیستند. و تعداد آنها کم نیست.
باید به یاد داشت که یکی از دلایل احتمالی جنگ اسرائیل علیه ایران در اوج مذاکرات ترامپ با تهران در اواخر بهار گذشته، این باور تلآویو بود که فضای کلی مذاکرات حاکی از یک توافق دیپلماتیک است.
در حال حاضر، ایران میتواند روی تمایل قدیمی-جدید ترامپ به سمت توافقها حساب کند، اما این بار با یک فشار کلی منطقهای برای دستیابی به یک توافق صلحآمیز.
از سوی دیگر، نمیتوان یک تحول بینالمللی را که توجه دولت را از ایران منحرف کند، رد کرد: یک پیشرفت دیپلماتیک یا تشدید نظامی در اوکراین، تجدید علاقه آمریکا به کوبا یا گرینلند، یا وخامت اوضاع امنیتی در شرق آسیا، همگی تحولاتی احتمالی هستند که میتوانند تمرکز را از خاورمیانه دور کنند.
علاوه بر همه اینها، ارتشها ترجیح میدهند چشمانداز روشنی از زمانبندی و اهداف عملیات نظامی خود داشته باشند.
هرچه استقرار نیروها در بحبوحه ابهام مذاکرات بیشتر ادامه یابد، عدم قطعیت برای رهبری نظامی آمریکا افزایش مییابد.
نتایج رزمایشها و عقبنشینیهای مکرر ارتش روسیه پیش از حمله به اوکراین، گواه این موضوع است. این، حتی بدون اشاره به زمانی است که ارتش ایران برای پنهانسازی داراییهای خود و توسعه بخشی از زرادخانهاش در اختیار دارد.
بنابراین، ایران فرصتهای قابلتوجهی برای جلوگیری از تهدید بمباران آمریکا دارد. تعویق طولانیمدت اقدام نظامی میتواند به پیروزی ایران منجر شود، صرفنظر از هرگونه تعهدی که ممکن است در آیندهای دور لغو شود.
از این منظر، ترامپ احتمالاً به نوعی در اثبات نظریه ماکیاولی به اوباما خواهد پیوست.
منبع: النهار











