top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

در میانە خیانت و واقع‌گرایی: کُردها در منطق واقعی سیاست جهانی

  • Writer: Arena Website
    Arena Website
  • 2 days ago
  • 6 min read



عمار گلی


در خاورمیانه، تاریخ نه خاطره، بلکه دستورالعمل قدرت است. از اتحاد تدریجی مادها تا تجربه معاصر کُردها، الگوی واحدی تکرار می‌شود: بازیگران حاشیه‌ای تنها زمانی پایدار می‌مانند که از منطق موقت ائتلاف‌های تاکتیکی عبور کرده و به واقعیتی ناگزیر در توازن قوا بدل شوند. اخلاق، فداکاری یا کارآمدی میدانی تعیین‌کننده نیست؛ آنچه سرنوشت را رقم می‌زند، جایگاه در نظم ملت‌–دولت‌محور و معادلات هژمونیک است.


در خاورمیانه، روایت‌های سیاسی اغلب با تاریخ آغاز می‌شوند؛ نه صرفاً به دلیل علاقه به گذشته، بلکه به این دلیل که بسیاری از الگوهای قدرت در این منطقه، با وجود تغییر بازیگران و بستر رویداد، همچنان الگویی تکرار شونده را به مخاطب تحمیل می کنند.


یکی از این روایت‌ها، داستان اتحاد مادها علیه امپراتوری آشور نو است که بیش از آنکه صرفاً تاریخی باشد، نشان می‌دهد چگونه گروه‌هایی که در ابتدا در حاشیه قدرت قرار دارند، ممکن است طی زمان و با تغییر شرایط منطقه‌ای، موقعیت خود را تغییر دهند.


امپراتوری آشور برای قرن‌ها قدرت غالب منطقه بود. ساختار نظامی پیشرفته، دستگاه اداری گسترده و شبکه نفوذ منطقه‌ای، آن را به یکی از پایدارترین قدرت‌های جهان باستان تبدیل کرده بود. در مقابل، مادها مجموعه‌ای از قبایل پراکنده بودند که توان مقابله مستقیم با آشور را نداشتند.


با این حال، طی حدود دو قرن، شرایط تغییر کرد. تشکیل کنفدراسیون مادها، افزایش توان دفاعی و مهم‌تر از همه، ایجاد همکاری با قدرت‌هایی مانند بابل، در نهایت به سقوط نینوا و پایان امپراتوری آشور انجامید.


نکته مهم این روایت سرعت آن نیست، بلکه ماهیت تدریجی آن است. تغییر توازن قدرت نه در یک لحظه، بلکه در یک روند طولانی رخ داد.

اگر از این تمثیل تاریخی به زمان معاصر بازگردیم، برای بسیاری از شهروندان کُرد و کسانی که از روژآوا حمایت می کردند نوع تعامل قدرت های جهانی با رهبران کُرد و خصوصا نیروهای سوریه دمکراتیک نه تنها عادلانه نمی نماید بلکه قاطعانه آن را غیراخلاقی و به نوعی خیانت می پندارند.

اینکه در روزهای سخت حضور داعش به آنها پناه می بردند و با کمکشان داعش را به زیر کشیدند و اکنون آنها را در مواجهه با بازماندگان همان نیرو تحت عنوانی جدید و با کت و شلوار تنها می گذارند خیانتی نابخشودنی است.


از نظر اخلاقی میتوان وضعیت را اینگونه نیز تفسیر کرد و توجیه پذیر نیز هست، اما بنای نظم بین الملل و روابط میان دولت-ملتها بر روی اصول اخلاقی بنا نشده است تا در بزنگاههایی چون حمله جهادی های تحت امر دولت موقت سوریه به آن پناه برد.

در واقع این نظم که خود خود بر بستری آنارشیک بنا شده است و تابعی از منافع سرزمینی، اقتصادی و سیاسی است که خود باز در کشاکش توازن قوا میان بازیگران بین المللی تغییر می کند.

در مورد اقلیم شمال و شرق سوریه نیز آنچه برای ابرقدرت ها اهمیت داشت نه جانفشایی نیروهای سوریه دمکراتیک، نه رعایت حقوق زنان و نه حتی هم راستا بودن با سیاست های منطقه ای ابرقدرت ها بود، بلکه فاکتور تعیین کننده چگونگی بازیابی هژمونی منطقه ای در راستای منافع سرزمینی خود و همپیمانان است.


آنچنانکه تام باراک نیز با صراحت نوشتە است، همکاری با بازیگران کوچکتر چیزی نیست جز یک همکاری تاکتیکی که هر آن ممکن است "اکسپایر" شود.

از همین رو است که فارغ از اشتباهات رهبران کُرد در امر سیاست ورزی و یا مدیریت مناطق تحت کنترلشان، رویگردانی همپیمانانی چون ایالات متحده آمریکا، خصوصا از سال ٢٠١٨ که راه را برای اشغال عفرین باز کردند، امری قابل پیش بینی بود.

البته مورد روژآوا نمونە منحصر بفردی از این رویکرد در تاریخ معاصر کُردستان بە شمار نمی رود. طی دهه‌های گذشته، کُردها در چند مقطع تاریخی توانسته‌اند از شکاف‌های ژئوپولیتیک و دوره‌های گذار منطقه‌ای استفاده کردە و ساختارهای سیاسی یا شبه‌دولتی ایجاد کنند.

اما تثبیت این ساختارها همواره با چالش‌هایی مواجه بوده است که بیش از آنکه صرفاً به توان داخلی مرتبط باشد، به محیط منطقه‌ای و بین‌المللی نیز وابسته بوده است.

یکی از نمونه‌های اولیه در قرن بیستم، جمهوری کُردستان در مهاباد بود. این جمهوری در شرایط خاصی شکل گرفت: پایان جنگ جهانی دوم، حضور نیروهای شوروی در شمال ایران، و ضعف دولت مرکزی. در چنین فضایی، امکان ایجادیک ساختار سیاسی کُردی فراهم شد.


اما این ساختار به شدت به شرایط بین‌المللی وابسته بود و با توافق استالین با قوام السلطنه و خروج نیروهای شوروی و توافقات میان قدرت‌های بزرگ درباره آینده ایران، جمهوریکُردستان در مدت کوتاهی سقوط کرد.


در سال ۱۹۷۰، توافقی میان دولت عراق و رهبری کُردها درباره خودمختاری امضا شد و در ظاهر می‌توانست آغاز مرحله‌ای تازه در روابط بغداد و کُردها باشد. اما تحولات منطقه‌ای مسیر دیگری رقم زد.

در سال ۱۹۷۵ و پس از توافق الجزایر میان ایران و عراق، حمایت ایران و ایالات متحده از رهبری کُردی متوقف شد و همین تغییر ناگهانی باعث فروپاشی سریع موقعیت نظامی و سیاسی کُردها شد، با وجود آنکه پیش‌تر توافق داخلی با بغداد وجود داشت.

چند دهه بعد، الگویی مشابه در مقیاسی متفاوت تکرار شد. همه‌پرسی استقلال اقلیم کُردستان در سال ۲۰۱۷ در شرایطی برگزار شد که دولت مرکزی عراق هنوز در حال بازسازی پس از جنگ با داعش بود و اقلیم از ثبات و قدرت نسبی برخوردار بود، اما در لحظه‌ای که نیاز به همراهی یا حتی بی‌طرفی بازیگران خارجی در برابر بغداد داشت، چنین حمایتی شکل نگرفت و جامعه بین‌المللی مانعی در برابر بازگشت کنترل دولت مرکزی بر مناطق مورد مناقشه ایجاد نکرد.

در سوریه نیز روندی تا حدی مشابه دیده شد. تجربه اداره خودگردان شمال و شرق سوریه در بستر جنگ داخلی شکل گرفت و توانست نهادهای اداری ایجاد کند، کنترل سرزمینی برقرار کند و نقش مهمی در مبارزه با داعش ایفا کند؛ مبارزه‌ای که هزینه انسانی و نظامی قابل توجهی برای کُردها و SDF به همراه داشت.

با این حال، با تغییر شرایط میدانی، کاهش اولویت مبارزه با داعش برای برخی بازیگران خارجی و افزایش هماهنگی‌های امنیتی میان دولت‌های منطقه، فضای مانور این ساختار محدودتر شد.


در عمل، با شکل‌گیری مجدد ساختار دولت مرکزی در سوریه، بازیگران بین‌المللی و منطقه‌ای ترجیح دادند تعامل و شراکت خود را در چارچوب دولت مستقر دنبال کنند، نه لزوماً در همان سطحی که پیش‌تر در همکاری میدانی با نیروهایکُردی وجود داشت.


اگر این روند در سطح جهانی ملاحظە شود، نمونه‌های متعددی رویت پذیر خواهند شد که نشان می‌دهد حتی برخورداری از دولت عملی، شناسایی گسترده یا حمایت نظامی خارجی نیز الزاماً به تثبیت جایگاه در ساختار رسمی نظام جهانی منجر نمی‌شود.


در این میان تایوان بە عنوان واحدی سیاسی که در دوره‌ای به عنوان نماینده چین، عضو سازمان ملل و حتی عضو شورای امنیت بود نمونه‌ای قابل توجه است، اما امروز در شرایطی قرار دارد که تداوم موجودیت دوفاکتوی آن به شدت به توازن قدرت میان قدرت‌های بزرگ وابسته است و هرگونه تلاش برای دفاع از این وضعیت، هزینه‌های سیاسی و نظامی بسیار سنگینی در سطح جهانی به همراه دارد.

کوزوو نیز نمونه دیگری است؛ اگرچه تقریباً تمام کشورهای ناتو و بخش بزرگی از اتحادیه اروپا آن را به رسمیت شناخته‌اند، اما به دلیل تضاد منافع قدرت‌های بزرگ در ساختار نظام بین‌الملل، همچنان نتوانسته به عضویت سازمان ملل درآید.

در سطحی متفاوت، وضعیت فلسطین پیچیدگی بیشتری را نشان می‌دهد. با وجود به رسمیت شناخته شدن توسط بخش بزرگی از کشورهای جهان، به دلیل شرایط امنیتی، سیاسی و توازن قدرت در سطح بین‌المللی، فلسطین نه تنها مسیر تبدیل شدن به یک دولت کامل تثبیت شده را نیافتە است، بلکه در برخی مقاطع حتی بخشی از دستاوردهای میدانی و سیاسی گذشته نیز با چالش مواجه شده است.

در مجموع، تجربه کُردها در سوریه و تا حدی در عراق نشان می‌دهد که سرنوشت پروژه‌های سیاسی خارج از چارچوب دولت‌های رسمی فقط با عملکرد داخلی آن‌ها تعیین نمی‌شود بلکه همچنان نیازمند عبور از دیواری است به نام نظم مبتنی بر ملت-دولت.

نیروهای تحت رهبری کُردها در سوریه در برخی مقاطع دچار خطاهای سیاسی، نظامی و میدانی شدند و آنچنان که باید و شاید موقعیت خود را مورد ارزیابی قرار نداده بودند که در نهایت موقعیتشان را تضعیف کرد، اما روندی که به محدود شدن جایگاه آن‌ها انجامید، عمدتاً در سطحی فراتر از اراده مستقیم آن‌ها شکل گرفته است.


با کاهش اولویت مبارزه با داعش، داشتن مخاطبی در دمشق که منافع آنها را در سطحی بالاتر تامین می کند و البته پیش رفتن گفت‌وگوهای دیپلماتیک در مسیر تثبیت ساختار دولت در دمشق– آنچنانکه در مذاکرات میان سوریه و اسرائیل در پاریس با میانجی‌گری بازیگران غربی دنبال شد - مرکز ثقل تعاملات به سمت دولت مستقر حرکت کرد.

چنان‌که در ابتدای این نوشتار اشاره شد، تاریخ در خاورمیانه صرفاً گذشته نیست، بلکه اغلب الگویی برای فهم رفتار قدرت در زمان حال است.

تجربه اتحاد مادها نشان داد که تغییر جایگاه در یک نظم قدرت‌محور، نه محصول یک پیروزی مقطعی، بلکه نتیجه انباشت تدریجی توان در حوزه‌های مختلف، از انسجام سیاسی و ظرفیت نظامی گرفتە تا ایجاد پیوندهای راهبردی منطقه‌ای است؛ روندی که در نهایت یک بازیگر را به واقعیتی تبدیل می‌کند که دیگران ناگزیر از پذیرش آن می‌شوند.


این فرایند در مورد مادها نزدیک به دو سده زمان برد تا در نهایت به سقوط امپراتوری آشور انجامید. در جهان ناپایدار و پرشتاب کنونی، احتمالاً دستیابی به به‌رسمیت‌شناخته‌شدن حقوق کُردها به چنین بازه زمانی طولانی نیاز نخواهد داشت، اما شواهد نشان می‌دهد که این مسیرهمچنان دشوار، زمان‌بر و به دور از راه‌حل‌های سریع خواهد بود.

 
 
bottom of page