top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

بمب اتمی جمهوری اسلامی، خطری مستقیم برای جامعه ایران است

  • Writer: Arena Website
    Arena Website
  • 3 hours ago
  • 4 min read



علی‌اصغر فریدی


در دهه‌های اخیر، برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران همواره یکی از مهم‌ترین چالش‌های امنیت بین‌المللی بوده است. اکنون که بر اساس گزارش برخی رسانه‌ها و مقامات دو طرف، محور اصلی مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط، پایتخت عمان، حول مسئله هسته‌ای ایران می‌چرخد، شایسته است این موضوع از زاویه‌ای دیگر که کمتر مورد توجه قرار گرفته است نیز بررسی شود.


بیش از یک دهه است که برنامه اتمی جمهوری اسلامی ایران در کانون توجه جهانی قرار دارد. جامعه بین‌المللی، به‌ویژه کشورهای غربی و اسرائیل، با نگرانی‌های جدی درباره توازن قدرت در خاورمیانه، تهدید وجودی علیه اسرائیل و خطر گسترش سلاح‌های کشتار جمعی روبه‌رو شده‌اند.


اما در میان این بحث‌های ژئوپلیتیکی، یک جنبه بسیار مهم اغلب نادیده گرفته می‌شود: پیامدهای ویرانگر دستیابی به بمب اتمی بر جامعه داخلی ایران، دموکراسی، حقوق بشر و جنبش‌های آزادی‌خواهانه.


این یادداشت با تکیه بر دو دیدگاه مکمل می‌کوشد نشان دهد که بمب اتمی نه‌تنها تهدیدی برای جهان بیرون است، بلکه تیر خلاص بر پیکر نیمه‌جان دموکراسی‌خواهی در داخل ایران خواهد بود.


دستیابی به چنین سلاحی، حکومت را به سطحی از مصونیت می‌رساند که سرکوب داخلی را آسان‌تر کرده و آرزوهای مردم برای آزادی را در نطفه خفه می‌کند.


بمب اتمی و مصونیت سیاسی حکومت؛ بیمه عمری برای استبداد


یکی از مهم‌ترین پیامدهای دستیابی جمهوری اسلامی ایران به سلاح هسته‌ای، ایجاد مصونیت سیاسی بی‌سابقه برای حکومت خواهد بود.


تجربه جهانی نشان می‌دهد که کشورهایی که به تسلیحات اتمی مجهز می‌شوند، حتی با کارنامه‌ای بسیار ضعیف در زمینه حقوق بشر، کمتر هدف فشارهای جدی و مؤثر بین‌المللی قرار می‌گیرند.

کره شمالی نمونه‌ای روشن از این مورد است: حکومتی که با وجود اردوگاه‌های کار اجباری، سرکوب سیستماتیک و نقض گسترده حقوق بشر، به لطف داشتن بمب اتمی عملاً از مداخله یا فشار واقعی خارجی در امان مانده است.

در مورد ایران نیز چنین سلاحی نه‌تنها موازنه قدرت منطقه‌ای را تغییر می‌دهد، بلکه به حکومت امکان می‌دهد با تکیه بر «بازدارندگی اتمی»، خود را از هرگونه فشار دیپلماتیک در زمینه حقوق بشر رها سازد. این مصونیت می‌تواند به‌صورت جدی، دیواری بلند میان مردم ایران و جهان آزاد بکشد.


امروز هرچند فشارهای بین‌المللی بر ایران اغلب گزینشی و ناکافی هستند، اما گزارش‌های سازمان ملل، تحریم‌ها و توجه رسانه‌ای تا حدی دست حکومت را بسته نگه داشته‌اند.

اما با دستیابی حکومت اسلامی در تهران به بمب اتمی، این معادله کاملاً دگرگون می‌شود. حکومت می‌تواند با خیال آسوده‌تری اعتراضات را سرکوب کند، رسانه‌ها را هر جە بیشتر خفه سازد و فعالان مدنی را بیش از پیش به حاشیه براند.

به بیان ساده‌تر: بمب اتمی چک سفیدامضایی برای سرکوب داخلی است و استبداد را در سایه بازدارندگی تثبیت می‌کند. این وضعیت هزینه هرگونه تغییر رفتار یا ساختار حکومت را برای جامعه بین‌المللی به‌شدت بالا می‌برد؛ زیرا هر اقدام جدی می‌تواند به تنش هسته‌ای منجر شود.


حقوق بشر: قربانی نخست در پای امنیت هسته‌ای


در سیاست بین‌الملل، رئالیسم حاکم بودە و «امنیت» همواره بر «حقوق بشر» اولویت دارد. اگر جمهوری اسلامی به بمب اتمی دست یابد، اولویت‌های غرب از حمایت از جامعه مدنی ایران به «مدیریت تنش هسته‌ای» تغییر خواهد یافت.


در این سناریو، نقض حقوق بشر ـ اعدام‌ها، سرکوب اعتراضات، محدودیت‌های اجتماعی ـ به موضوعی حاشیه‌ای بدل می‌شوند.

قدرت‌های جهانی برای جلوگیری از فاجعه اتمی یا مهار رفتارهای تهاجمی حکومت، حاضر خواهند بود بر این نقض‌ها چشم بپوشند. حتی حقوق بشر می‌تواند به امتیازی در میز مذاکره تبدیل شود.

امروز مسئله حقوق بشر در ایران گاه در دستور کار نهادهای بین‌المللی قرار می‌گیرد، اما با هسته‌ای شدن ایران، این توجه به‌شدت کم‌رنگ خواهد شد.


امنیت هسته‌ای جایگزین حقوق بشر به‌عنوان اولویت اصلی می‌شود و سرکوب داخلی در برابر «مهار یک قدرت اتمی» بی‌اهمیت جلوه می‌کند.


این تغییر، حکومت را جسورتر خواهد کرد تا اقلیت‌ها، زنان، دانشجویان و روزنامه‌نگاران را با شدت بیشتری تحت فشار قرار دهد. در نتیجه، بمب اتمی نه‌تنها تهدیدی خارجی، بلکه ابزاری برای قربانی کردن حقوق بشر در داخل مرزها خواهد بود.


تقویت اقتدارگرایی و میلیتاریزه‌ شدن جامعه


دستیابی به سلاح هسته‌ای، موقعیت نهادهای نظامی و امنیتی ـ به‌ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بیش از پیش تقویت می‌کند. تولید و نگه‌داری چنین سلاحی نیازمند ساختاری به‌شدت امنیتی، مخفیانه و نظامی است که قدرت را در دست این نهادها متمرکز می‌کند.

این امر به تضعیف هرگونه امکان اصلاح سیاسی، حذف جامعه مدنی و امنیتی‌تر شدن فضای اجتماعی و فرهنگی منجر می‌شود.

هر اعتراض صنفی یا مدنی می‌تواند به‌راحتی با برچسب «جاسوسی» یا «تهدید علیه تأسیسات استراتژیک» سرکوب شود. نظارت بر فضای مجازی و فیزیکی به بهانه حفاظت از اسرار هسته‌ای به سطحی بی‌سابقه می‌رسد و بودجه‌های کلان ملی به‌جای رفاه عمومی، صرف ماشین جنگی اتمی می‌شود.


در چنین فضایی، سخن گفتن از دموکراسی عملاً بی‌معنا خواهد بود. هزینه فعالیت برای فعالان به‌شدت افزایش می‌یابد و جامعه مدنی به‌طور کامل حذف می‌گردد.


حکومت پروژه هسته‌ای را با شعار «حق ملت ایران» توجیه می‌کند، اما واقعیت این است که مردم نه در تصمیم‌گیری نقشی دارند، نه از منافع آن بهره می‌برند و نه در برابر پیامدهای فاجعه‌بار آن محافظت می‌شوند.


آنچه به نام امنیت ملی معرفی می‌شود، در عمل امنیت حکومت است و مردم را در فقر و خفقان نگه می‌دارد.


ناامیدی استراتژیک در جنبش‌های مدنی؛ ضربه روانی نهایی


بزرگ‌ترین ضربه دستیابی بە بمب اتمی از سوی جمهوری اسلامی ایران، ضربه روانی به جامعه‌ای است که در پی تغییر است.

زمانیکە شهروندان احساس کنند با حکومتی روبه‌رو هستند که به‌دلیل داشتن تسلیحات کشتار جمعی، نه از درون قابل لرزاندن است و نه از بیرون قابل فشار، دچار «ناامیدی استراتژیک» می‌شوند. این حس که «حکومت تا ابد ماندگار است»، انگیزه مبارزات خشونت‌پرهیز و تحولات دموکراتیک را در نطفه خفه می‌کند.

جنبش‌های آزادی‌خواهانه که تاکنون به حمایت بین‌المللی دل بسته بودند، در هیاهوی هشدارهای اتمی گم خواهند شد.


این ناامیدی، زنجیری است که استبداد را بر سرنوشت مردم ابدی می‌کند. بمب اتمی حصاری سربی بر پیکر دموکراسی و حقوق بشر می‌سازد و آرزوی بازگشت به جامعه جهانی و استقرار حاکمیت قانون را نابود می‌کند.


بزرگ‌ترین قربانی ایران اتمی، جامعه ایران خواهد بود


دستیابی جمهوری اسلامی ایران به بمب اتمی، فقط تهدیدی برای اسرائیل یا غرب نیست؛ بلکه تهدیدی مستقیم، عمیق و بلندمدت برای مردم ایران، آزادی و آینده دموکراسی در این کشور است.

جهان باید بپذیرد که هسته‌ای شدن ایران، نه‌تنها یک چالش امنیتی منطقه‌ای، بلکه یک فاجعه انسانی برای ملتی است که در جست‌وجوی حقوق اساسی خود است.

اگر جامعه جهانی واقعاً نگران ثبات منطقه و حقوق بشر باشد، باید این واقعیت را در نظر بگیرد که بزرگ‌ترین قربانی بمب اتمی جمهوری اسلامی، نه غرب و نه اسرائیل، بلکه خود جامعه ایران خواهد بود. جلوگیری از این سناریو، نه‌تنها برای امنیت جهانی، بلکه برای حفظ امید به تغییر در ایران ضروری است.

 

 
 
bottom of page