top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

چرا ایران روایت ترامپ از نابودی کامل تاسیسات هستەای را تقویت می‌کند؟

  • Writer: Arena Website
    Arena Website
  • Aug 14, 2025
  • 4 min read



امیر خنجی


متعاقب حملات اسرائیل و آمریکا بە تاسیسات موشکی و هستەای ایران، در جریان جنگ ١٢ روزە، هر یک از این سە کشور، سه روایت متفاوت از دامنە آسیب بە این مراکز را ارائە کردەاند. در حالی‌که اسرائیل خسارت‌ها را محدود اما همچنان تهدیدزا می‌بیند، آمریکا بر نابودی کامل این تأسیسات تأکید دارد. جمهوری اسلامی ایران در راستای تلاش برای مدیریت ادراک داخلی و خارجی، بە منظور کاستن از فشارها، با همصدایی کنترل شدە با روایت ترامپ. تلاش می کند فضای تصمیم‌گیری حریف را مبهم و پرریسک سازد. این رویکرد نشان‌دهنده تلاش جمهوری اسلامی ایران برای حفظ توازن پیچیده قدرت و بهره‌گیری از ابهام راهبردی است.


پس از حملات هوایی آمریکا به تاسیسات هسته‌ای ایران در فردو، نطنز و اصفهان، دونالد ترامپ بیش از ده بار در سخنرانی‌های عمومی اعلام کردە است که این مراکز به‌طور کامل نابود شده‌اند و ایران «دیگر نمی‌تواند به این زودی‌ها آن‌ها را بازسازی کند. به گفته او، این عملیات بزرگ‌ترین ضربه به برنامه هسته‌ای ایران بوده و بازسازی آن ممکن است سال‌ها به طول بینجامد.


این روایت، با هدف نمایش پیروزی بزرگ در برابر ایران، هم در رسانه‌های حامی ترامپ تکرار شدە است و هم از سوی برخی مقامات اسرائیلی، هرچند با احتیاط و کم‌میل، مورد تأیید قرار گرفت.


در هفته‌های بعد، مقامات آمریکایی نیز این ادعا را تقویت کردند، اما در لحن و جزئیات تفاوت‌هایی آشکار بود.

انتشار گزارش‌هایی از نهادهای اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا نشان می‌داد که هرچند بخشی از زیرساخت‌ها تخریب شده اند، اما همه مراکز آسیب جدی ندیده‌اند و بخش قابل‌توجهی از سانتریفیوژها و ذخایر اورانیوم همچنان محفوظ مانده است.

در طرف مقابل، مواضع مقام‌های ایرانی ابتدا همراه با انکار نسبی بود اما این مواضع به‌تدریج تغییر کردند.

سخنگوی دولت و وزارت امور خارجە جمهوری اسلامی ایران، آسیب جدی به تاسیسات را تأیید کردند و عباس عراقچی حتی گفت که بازسازی ممکن است طولانی باشد، هرچند تأکید کرد دانش و نیروی انسانی برای جبران خسارت وجود دارد.

در این میان، مسئله سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده بی‌پاسخ ماندە است. گزارش‌های غربی بارها به موضوع «اورانیوم‌های گم‌شده» اشاره کرده‌اند اما ایران تا کنون هیچگونە توضیح شفافی در این باره ارائه نکرده و این ابهام، فضای تحلیل را پیچیده‌تر کرده است.


این روند موضع‌گیری‌ها به تدریج ایران را به سمتی سوق داد که صراحتاً از آسیب‌پذیری سخن بگوید. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری، به صراحت گفت: اگر دوباره برویم بسازیم، دوباره می‌زنند و خراب می‌کنند.

این جمله‌ نه‌تنها به معنای پذیرش واقعیت حملات و محدودیت توان بازسازی در کوتاه‌مدت بود، بلکه به نوعی اعتراف به شکست بخشی از حکمرانی نیز تعبیر شدە است.

این اظهارات در کنار گزارش‌های ماهواره‌ای از تخریب بخش‌هایی از تاسیسات هستەای ایران و کشته شدن شماری از فرماندهان مرتبط با برنامه هسته‌ای، تصویر روشن‌تری از ضربه وارد شده را ترسیم می‌کند، اگر چە هرچند هنوز معلوم نیست که آیا این ضربه واقعاً برنامه هسته‌ای را متوقف کرده باشد یا نه.


در تحلیل وضعیت کنونی، دو سناریوی محتمل شکل می‌گیرد. نخست، سناریوی آسیب واقعی و عقب‌ماندگی جدی است؛ یعنی حملات، تخریب سنگینی بر زیرساخت‌ها وارد کرده، بخش‌هایی از فناوری و تجهیزات کلیدی از دست رفته و بازسازی به زمان و هزینه فراوان نیاز دارد.


در این فرض، پرسش کلیدی این است که اورانیوم‌های غنی‌شده کجاست؟ آیا پیش از حمله در محل دفن یا پنهان شده‌اند، یا بخشی از آن‌ها نابود شده است؟




سناریوی دوم بر یک تاکتیک حساب‌شده از سوی تهران استوار است؛ تاکتیکی که ترکیبی از «ابهام راهبردی» و «مدیریت روایت» محسوب می‌شود.

در این نگاه، ایران به‌خوبی می‌داند که توان هسته‌ای‌اش به‌طور کامل از بین نرفته و همچنان قابلیت احیا و ادامه مسیر وجود دارد. اما به‌جای شفاف‌سازی و نمایش بی‌وقفه قدرت، با نوعی هم‌صدایی محدود و کنترل‌شده با ادعای نابودی ترامپ، این تصور را تقویت می‌کند که ضربه وارد شده واقعاً فلج‌کننده بوده است.

این هم‌صدایی می‌تواند، در ظاهر، به‌مثابه پذیرش ضعف تعبیر شود، اما در باطن، کارکردی چندلایه دارد.


نخستین کارکرد همصدایی با روایت ترامپ، کاهش فشار سیاسی و امنیتی در مقطع حساس پس از حمله است. وقتی واشنگتن و تل‌آویو تصور کنند که ایران برای بازگشت به سطح پیشین غنی‌سازی به سال‌ها زمان نیاز دارد، انگیزه و ضرورت اقدام فوری علیه تأسیسات باقی‌مانده کمتر می‌شود.

به بیان دیگر، این روایتِ هم‌راستا با ادعای ترامپ، نوعی «تسکین موقت» به مخالفان خارجی می‌دهد و این فرصت را در اختیار ایران قرار می دهد تا با خرید زمان، شبکه‌های زیرساختی و احتمالیِ پنهان، بی‌سر و صدا ترمیم یا گسترش یابند.

دومین کارکرد، بهره‌برداری سیاسی از فضای داخلی ایالات متحده و شخص دونالد ترامپ است. ترامپ، در آستانه یک فصل انتخاباتی و زیر فشار برای نمایش موفقیت‌های ملموس در سیاست خارجی، نیاز مبرمی به داستان‌های پیروزی دارد.


هرچه روایت نابودی مطلق برنامه هسته‌ای ایران در رسانه‌های آمریکایی و جهانی تکرار شود، این «حس پیروزی» برای ترامپ تقویت می‌شود و او به‌نوعی رضایت بیشتری از وضعیت می‌یابد.

جمهوری اسلامی ایران، با دادن بخشی از این خوراک تبلیغاتی، در واقع فشار مستقیم بر خود را کاهش می‌دهد و زمان لازم برای تجدید قوا را به دست می‌آورد.

سومین لایه، پیام غیرمستقیم به اسرائیل است. در شرایطی که تل‌آویو همواره گزینه حمله پیشگیرانه را روی میز دارد، تداوم این روایت که «ایران به‌شدت عقب افتاده است» می‌تواند محاسبات نظامی اسرائیل را تغییر دهد.


چنین برداشتی باعث می‌شود که تصمیم‌گیران اسرائیلی، حمله مجدد را اقدامی کم‌فایده یا حتی پرهزینه ببینند، چرا که در ذهن آنان، هدف اصلی پیشاپیش آسیب دیده است.


این امر به‌طور بالقوه سطح بازدارندگی ایران را در برابر حمله مستقیم افزایش می‌دهد یا حداقل هزینه سیاسی، نظامی و دیپلماتیک چنین حمله‌ای را بالا می‌برد.


در این سناریو، تهران از «اعتراف کنترل‌شده به آسیب‌پذیری» نه به‌عنوان نشانه ضعف، بلکه به‌عنوان ابزاری برای بازی در زمین حریف استفاده می‌کند. این راهبرد، هم‌زمان هم به دشمن پیام اطمینان‌بخش می‌دهد که تهدید فوری رفع شده، و هم به ایران این امکان را می‌دهد تا بدون فشار مداوم، ظرفیت‌های خود را بازسازی کند.

نتیجه، نوعی برزخ اطلاعاتی است که نه تأییدکننده مرگ کامل برنامه هسته‌ای است و نه انکارکننده آن، اما فضای تصمیم‌گیری را برای طرف مقابل مبهم و پرریسک می‌سازد.

آنچه مسلم است این که ادعای نابودی کامل از سوی ترامپ با شواهد میدانی و حتی ارزیابی‌های اطلاعاتی همخوانی ندارد.


از سوی دیگر، روایت ایران مبنی بر محدود بودن خسارت‌ها نیز با اظهارات رسمی و غیررسمی مقامات خود کشور و تصاویر ماهواره‌ای در تناقض است.


واقعیت، به نظر می‌رسد جایی میان این دو ادعا قرار دارد: آسیب جدی وارد شده است، اما توانمندی فنی و زیرساختی ایران به‌طور کامل از بین نرفته است.


تا زمانی که درباره جزئیات فنی، سرنوشت اورانیوم‌ها و ظرفیت‌های باقی‌مانده شفافیت ایجاد نشود، پاسخ قطعی به این پرسش که «آیا برنامه هسته‌ای ایران واقعاً متوقف شده است یا نه» در ابهام باقی خواهد ماند.

 
 
bottom of page