top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

روایت سیما و مهوش از نقش تحول‌یافته زنان میان‌سال در تغییرات اجتماعی و محیط‌زیستی

  • Writer: Arena Website
    Arena Website
  • Dec 26, 2025
  • 5 min read



کانی احمدی


پس از استقلال فرزندان، زنان میان‌سال در پی بازتعریف هویت خود، به‌ویژه در عرصه‌های اجتماعی و محیط‌زیستی گام می‌نهند. این روند نه تنها به چالش کشیدن نقش‌های سنتی آن‌هاست، بلکه بازتابی از اراده مقاوم و تصمیمات آگاهانه برای مشارکت در توسعه پایدار، همبستگی اجتماعی و حفاظت از محیط زیست است. با وجود موانع اجتماعی و جنسیتی، زنان با جسارت، به کنشگران مؤثری در تغییرات اجتماعی بدل می‌شوند.


با استقلال فرزندان، زنان وارد مرحله‌ای می‌شوند که از قالب‌های سنتی و خانوادگی خارج شده و بیشتر به کنشگری‌های اجتماعی و محیط زیستی توجه می‌کنند.



این فرآیند در جامعه‌شناسی با اصطلاحاتی چون بازتعریف نقش یا شکوفایی ثانویه شناخته می‌شود. زنان در این دوره، تجارب خود را که پیش از این در نقش‌های خانوادگی به دست آورده‌اند، به حوزه‌های اجتماعی و زیست‌محیطی انتقال می‌دهند. این گزارش با استفاده از روایت‌های میدانی و مطالعات موجود، به تبیین این پدیده پرداخته است.


مطالعات مختلف نشان داده‌اند که پس از کاهش مسئولیت‌های خانوادگی، زنان به دنبال ایفای نقش‌های جدید اجتماعی هستند.

این نقش‌ها در جوامع کمتر توسعه‌یافته مانند ایران معمولاً با توجه به تجربیات گذشته‌شان، به‌ویژه با انگیزه‌های اخلاقی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی همراه است. پژوهشگران در این راستا تأکید کرده‌اند که توانمندسازی زنان در این مرحله از زندگی، باعث افزایش مشارکت آن‌ها در فعالیت‌های اجتماعی می‌شود و سرمایه اجتماعی و انسجام در جامعه را تقویت می‌کند.

 در مطالعات مربوط به بازتعریف جایگاە زنان میانسال در ایران از نقش‌های اجتماعی خود تاکید می‌شود که زنان به دلیل ارتباط مستقیم‌تر با طبیعت و نقش‌های مراقبتی که به‌طور سنتی بر عهده دارند، دیدگاه‌های عمیق‌تری نسبت به محیط زیست پیدا کرده‌اند.


مقاله‌ای تحت عنوان نقش زنان در توسعه پایدار محیط زیست بیان می‌کند که زنان در ایران، به دلیل وظایف خانوادگی و نقش‌های مراقبتی، تمایل بیشتری به حفاظت از منابع طبیعی دارند.


این تمایل در سنین میانسالی تقویت می‌شود، چرا که زنان فرصت پیدا می‌کنند از مهارت‌های دلسوزی و مسئولیت‌پذیری خود در زمینه‌های محیط زیستی بهره‌برداری کنند.


روایت سیمای ۵۱ ساله: فعال محیط زیست و کوهنورد


سیما که فعالیت‌های محیط زیستی خود را از دهه هشتاد با ایجاد یک جمع کوچک آغاز کرد، در خانواده‌ای به دنیا آمده است که طبیعت‌دوستی بخشی از فرهنگ خانوادگی آن‌ها بود.


او می‌گوید که مادرش عاشق گل و گیاه بود و همیشه شاهد بوده که چگونه از گل‌ها و گیاهان همانند فرزندان خود مراقبت می‌کرد.


پدرش نیز در این امر همواره همراهی می‌کرده و وقتی به پیک‌نیک می‌رفته‌اند، پلاستیکی همراه می‌آورد تا زباله‌های آن منطقه را جمع‌آوری کند. سیما نیز در باغ کوچکی که داشتند، درخت می‌کاشته است.


سیما قبل از ورود به دانشگاه، ازدواج کرده و صاحب دو فرزند می‌شود. او می‌گوید: «مدت‌ها درگیر فرزندپروری و انجام کارهای خانه بودم، تا اینکه در سی‌وپنج سالگی، وقتی برای یک کار مدرسه‌ای دخترم در گوگل جستجو می‌کردم، به انجمن‌های محیط‌زیستی برخوردم. احساس کردم که روزنه‌ای در دلم گشوده شد و گفتم چه خوب می‌شود اگر من این فعالیت‌ها را در شهر خودم شروع کنم.

این لحظه کشف، نمونه‌ای از پدیده‌ای است که به آن اشاره شد؛ زنان در میانسالی، به‌ویژه پس از کاهش مسئولیت‌های مراقبتی، به بازتعریف هویت خود پرداخته و به‌دنبال بازیابی نقش‌های خود در شکلی جدید هستند.

آنان تجربیات خود را از داخل خانه به بیرون منتقل می‌کنند. سیما در این باره می‌گوید:

وقتی فرزندانم بزرگ شدند و دوباره به طبیعت بازگشتم، انگار همان حس مادری به من بازگشت و احساس کردم که باید خدمتی را که در درون خانواده به‌جا آوردم، در خانواده بزرگ‌تری به نام جامعه نیز انجام دهم.

بازسازی نقش مراقبتی در بیرون از خانه البته تفاوت‌هایی با نقش مادری در درون خانه دارد. نقش مادران در بیرون از خانواده نه لزوماً تحمیل شده یا ارزش‌زدایی شده است، بلکه فعالانه، انتخابی و متنوع است.


این نقش‌ها به زنان این امکان را می‌دهند که در اجتماع حضور داشته و در همراهی و مشارکت با دیگران تجربه‌هایی کسب کنند که با نقش مادری آن‌ها در خانه متفاوت است.


با این حال، مطالعات نشان می‌دهند که تلاش زنان برای بازسازی نقش‌های خود همیشه با مقاومت‌های فرهنگی و جنسیتی روبه‌رو می‌شود. اگرچه تلاش زنان در نهایت ساختارهای سنتی را به چالش می‌کشد و زمینه‌ساز تغییرات فرهنگی می‌شود.


سیما در این باره می‌گوید: همسرم در ابتدا با فعالیت‌های من در خانه موافق نبود، اما چون خانواده‌ام کنارم بودند، او کمتر دخالت می‌کرد. اوایل خیلی بحث می‌کردیم، اما وقتی اراده و جسارت و پیگیری مرا دید، دیگر از غر زدن‌های مکرر دست کشید.


سیما در ادامه از مشکلات زنان دیگر می‌گوید:

زنان وقتی مرا می‌دیدند که درخت می‌کارم یا زباله جمع می‌کنم، خیلی همدلانه کنارم بودند. برخی از آن‌ها بسیار علاقمند به فعالیت‌های محیط‌زیستی بودند، اما همسران یا خانواده‌هایشان اجازه فعالیت به آن‌ها نمی‌دادند. برایشان سخت بود.

گویا اگر زنی در یک گروه کوهنوردی یا محیط زیستی حضور داشته باشد، به‌ویژه اگر گروه مختلط باشد یا دیر وقت به خانه برگردد، کلیشه‌های جنسیتی برایشان پررنگ‌تر می‌شود.


مهوش، ۶۲ ساله: روایت یک زن از آمیختگی خلاقانه فعالیت‌های خیریه و محیط زیستی


مهوش در محله‌ای به دنیا آمده است که همبستگی اجتماعی در آن بخش بزرگی از فرهنگ روزمره بوده است. او می‌گوید: «در محله‌ای به دنیا آمدم که مردم به یکدیگر بسیار توجه داشتند. وقتی همسایه‌ای مریض می‌شد، مادرم برایش غذا درست می‌کرد. وقتی همسایه عروسی می‌گرفت یا عزاداری بود، خانه‌ها همیشه پذیرای مهمان بودند.»

این تجربه‌ی زیسته مهوش، ریشه در نقش تاریخی زنان به‌عنوان محور همبستگی محلی دارد. زنان، به‌ویژه در میانسالی، با بهره‌گیری از شبکه‌های غیررسمی و تجربه مادری، نقش مهمی در کاهش آسیب‌های اجتماعی و تقویت تاب‌آوری اجتماعی ایفا می‌کنند.

مهوش ادامه می‌دهد: وقتی ازدواج کردم، همسرم اجازه‌ی ادامه تحصیل را به من نداد. آن دوران بسیاری از حقوق زنان نادیده گرفته می‌شد. پس از اینکه فرزندانم به دانشگاه رفتند و هر کدام در شهری متفاوت پذیرش گرفتند، احساس تنهایی زیادی داشتم. انگار دیگر هیچ کار مفیدی برای انجام دادن نداشتم و این وضعیت مرا افسرده کرده بود.


ورود مهوش به فعالیت‌های اجتماعی از یک مهمانی دوستانه آغاز شد. او می‌گوید: «در آن مهمانی، یکی از دوستان همسرم از دیوار مهربانی صحبت کرد و گفت که کمپینی جدید در ایران برای جمع‌آوری لباس در حال شکل‌گیری است. از من خواسته شد که کمک کنم و چون دوست همسرم بود، پذیرفتم. ما شروع به جمع‌آوری لباس برای دیوار مهربانی کردیم.


اما مهوش تنها به فعالیت‌های خیریه بسنده نکرد و آن را با خلاقیت و حساسیت اجتماعی بازطراحی کرد. او توضیح می‌دهد:

دیدم این کار چهره‌ی خوبی ندارد و ممکن است خیلی‌ها از برداشتن لباس از دیوار خجالت بکشند. لباس‌هایی که آویزان می‌شدند، کثیف می‌شدند. با کمک چند نفر از دوستان، لباس‌ها را به خانه‌ای خالی منتقل کردیم و در کنار آن، کار بازیافت را نیز آغاز کردم. به کسانی که مواد بازیافتی می‌آوردند، هدیه یا پول نقد می‌دادم.

مطالعات نشان میدهند که زنان با خلاقیت و ابتکار خود، توانایی بالایی در خلق الگوهای جدیدی از همبستگی و مشارکت اجتماعی دارند که همزمان با حفظ کرامت انسانی، به حل مشکلات ساختاری کمک می‌کند. در این راستا مهوش می‌گوید:

کم‌کم کانون خیریه‌ ما شکل گرفت. در این راستا هم در زمینه خیریه و هم در زمینه محیط زیست، به‌ویژه بازیافت، شروع به فعالیت کردیم. در طول این سال‌ها توانستم زنان زیادی را همراه خود کنم. زنان به‌خوبی همدل هستند و برای هر مشکلی فوراً دور هم جمع می‌شوند و آن را با کمک یکدیگر حل می‌کنند.

او به تاثیرات بحران اقتصادی کنونی بر فعالیت‌های خود هم اشاره می‌کند و می‌گوید هرچند وضعیت به‌قدری بحرانی شده که دیگر حتی حامیان شان توانایی کمک ندارند، اما همچنان در چنین شرایط سختی سعی می‌کنند که حداقل به حمایت‌های عاطفی ادامه دهند و عشق و محبت را در میان خود ترویج کنند.

روایت‌های سیما و مهوش به‌طور برجسته‌ای نشان می‌دهند که زنان میان‌سال، به‌ویژه پس از استقلال فرزندان، به نوعی تحول هویتی دست می‌یابند که نه تنها بازتابی از نقش‌های سنتی‌شان نیست، بلکه بیانگر اراده‌ای مقاوم و تصمیم‌گیری‌های آگاهانه در جهت تغییر است.

در واقع، این زنان با گام گذاشتن در عرصه‌های اجتماعی و محیط‌زیستی، فراتر از انتظاراتی که اجتماع از آنان دارند، عمل می‌کنند.


این مشارکت اجتماعی، علی‌رغم تبعیض‌های ساختاری، کلیشه‌های جنسیتی و فشارهای خانوادگی، نوعی مقاومت در برابر نظم‌های اجتماعی حاکم است که هویت جدیدی از زنان در میانسالی را معرفی می‌کند.


آن‌ها با جسارت و دلسوزی، تبدیل به کنشگران مؤثری در زمینه‌های توسعه پایدار، همبستگی اجتماعی و حفاظت از محیط زیست می‌شوند که نقشی پیشرو در ایجاد بسترهای جدید برای مشارکت اجتماعی و مسئولیت‌پذیری جمعی ایفا می‌کنن

 
 
bottom of page