top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

فوکویاما: سیاست خارجی آمریکا پراکنده، شخصی و تابع خشم و رنجش رئیس‌جمهور است

  • 9 hours ago
  • 3 min read


سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در دوره کنونی بیش از آنکه بر یک چارچوب راهبردی متکی باشد، تابع تصمیم‌های مقطعی و شخصی است. ورود به جنگ با ایران و اقداماتی مانند ربایش رئیس‌جمهور ونزوئلا، در چنین الگویی نه محصول یک دکترین، بلکه نتیجه واکنش‌های آنی و برداشت از هزینه پایین مداخله است. در این میان، ضعف نهادهای تصمیم‌گیری و شکاف میان اسناد رسمی و رفتار عملی، پیش‌بینی‌پذیری سیاست آمریکا را به‌شدت تضعیف کرده است.


فرانسیس فوکویاما، نظریه‌پرداز علوم سیاسی، در مقاله‌ای تحت عنوان هیچ چیز به نام دکترین ترامپ وجود ندارد که در ۲ آوریل ۲۰۲۶ در نشریه پرسوئیژن منتشر شده است، با استناد به عملکرد دولت آمریکا در دومین ماه جنگ با ایران و ربوده شدن رئیس‌جمهور ونزوئلا، تأکید می‌کند که سیاست خارجی ایالات متحده فاقد هرگونه راهبرد منسجم یا چارچوب قابل پیش‌بینی است و صرفاً بر اساس احساسات، غرایض شخصی و منافع سیاسی و مالی دونالد ترامپ هدایت می‌شود.


فوکویاما در ابتدا هرگونه تلاش برای یافتن یک دکترین منظم در رفتار دولت ترامپ را خودبزرگ‌بینی روشنفکران سیاست خارجی می‌خواند و می‌نویسد: اکنون باید مشخص شده باشد که چیزی به نام دکترین ترامپ وجود ندارد.


او اشاره می‌کند که خود دولت ترامپ در نوامبر ۲۰۲۵ سند استراتژی امنیت ملی را برای دومین دوره ریاست‌جمهوری تدوین کرد که بر محدود کردن تعریف منافع ملی، تمرکز بر نیمکره غربی و کم‌اهمیت شمردن اروپا تأکید داشت.


اما این سند هیچگونە ارتباطی با سیاست خارجی واقعی دولت کنونی ندارد. فوکویاما با ذکر مثالی از تناقض آشکار در این سند می‌گوید:


در سند استراتژی امنیت ملی تأکید شده است که تنگه هرمز باید باز بماند، اما اشاره نمی‌کند که خود ایالات متحده در کنار اسرائیل با حمله به ایران می‌تواند باعث بسته شدن تنگه هرمز شود.

جالب آنکه در این سند، برنامه هسته‌ای ایران هرگز به عنوان تهدیدی مستقیم برای آمریکا معرفی نشده است.


به اعتقاد این تحلیل‌گر سرشناس، آنچه رفتار آمریکا را در عرصه بین‌الملل توضیح می‌دهد علایق و دغدغه‌های شخصی مردی است که اتفاقاً امروز رئیس‌جمهور است. فوکویاما با صراحت می‌نویسد:

سر ترامپ پر است از رنجش، خشم، حکایات، حقایق ساختگی، چیزهایی که از فاکس نیوز شنیده و دروغ‌های آشکاری که خودش را متقاعد کرده است که حقیقت دارند.

فوکویاما روند ورود آمریکا به جنگ با ایران را نتیجه‌ی واکنش‌های آنی و نه یک راهبرد کلان توصیف می‌کند و می‌گوید:


نخست‌وزیر اسرائیل بدون توجه به هشدار ترامپ به ایران حمله کرد و ترامپ نتوانست در برابر فرصت عملیات یک‌باره مقاومت کند.


ربایش نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، در ژانویه، که با موفقیت انجام شد، ترامپ را متقاعد کرده بود که یک ابزار نظامی باورنکردنی در دست دارد و نه تنها می‌تواند با هزینه کم از آن استفاده کند، بلکه به خاطر انجام این کار مورد تشویق نیز قرار خواهد گرفت، لذا به استفاده دوباره از آن اقدام کرد.


فوکویاما می‌نویسد ترامپ در پاسخ به این سؤال که چه محدودیت‌هایی برای اقدامات بین‌المللی او وجود دارد، گفت: تنها چیزی که می‌تواند جلوی من را بگیرد، اخلاق من است.


این نظریه‌پرداز برجسته، نهادهای رسمی تصمیم‌گیری در آمریکا را نیز به شدت بیمار و ناکارآمد می‌داند و ادامه می‌دهد:

شورای امنیت ملی، وزارت خارجه و جامعه اطلاعاتی به درستی کار نمی‌کنند. آنها توسط چاپلوسانی مانند تولسی گابارد، مدیر اطلاعات ملی، اداره می‌شوند که انگیزه اصلی او ماندن در سمت خوب ترامپ است.

او همچنین به اتکای ترامپ به مذاکره‌کنندگان فاقد صلاحیتی مانند ستیو ویتکوف و دامادش جارد کوشنر و نیز وزیر دفاع قلدر دلقکی مثل پیت هگست که مشکلات روانی خودش را دارد، اشاره می‌کند.

فوکویاما در پایان هشدار می‌دهد که نبود هرگونه دکترین راهبردی نه تنها تحلیل‌گران و روزنامه‌نگاران، بلکه رهبران و متحدان بین‌المللی را در بن‌بست قرار داده است، و این چیز خوبی نیست که قدرتمندترین کشور جهان نه با ایده‌های روشن، بلکه با نیازهای شخصی یک رهبر واحد هدایت شود.

چیزی به نام دکترین ترامپ وجود ندارد و در نتیجه، هیچ مبنای فعلی برای هیچ نوع نظم جهانی وجود ندارد.

 
 
bottom of page